امشب زینب (س) است و یک دشت دشمن. زینب است و خیمههای نیمسوخته. زینب است و جای خالی عباس. چه شب سنگینی است شب یازدهم.
تنهایی
2
تا دیشب حسین (ع) بود، عباس (ع) بود، علیاکبر (ع) بود... امشب زینب مانده و بار سنگین قافلهسالاری. تنهایی یعنی فرماندهیِ لشکری از زنان و کودکان داغدیده.
تنهایی
3
زینب (س) امشب پاسبان حرم است. چشمهایش کاسه خون است، اما نمیخوابد. مبادا دستی به سمت خیمه امام سجاد (ع) دراز شود.
تنهایی
4
در تاریکی شب یازدهم، زینب (س) ستارهها را میشمارد. نه ستارههای آسمان را، ستارههای کبود روی زمین را؛ رقیه، سکینه، رباب...
تنهایی
5
تنهایی حضرت زینب (س) جنس دیگری دارد. تنهایی او پر از حضور خداست. در اوج بیپناهی، پناه عالم است.
تنهایی
6
امشب باد بوی دود و خون میآورد. زینب (س) در میان خاکسترها قدم میزند و زیر لب میگوید: حسین جان، خیالت راحت، پرچم دست من است.
تنهایی
7
تصور کن زنی را که صبح برادرانش را بدرقه کرد و شب باید بر پیکر بیسرشان نماز صبر بخواند. امان از دل زینب در شب یازدهم.
تنهایی
8
او تنها نیست، کوهی از درد با اوست. کوهی که اگر بر دوش کوهها میگذاشتند، آب میشدند. اما زینب ایستاده است.
تنهایی
9
سایه سر زینب بر نیزه رفت. حالا او سایه سر یتیمان است. در این غربت مطلق، او خورشید نیمهشب است.
تنهایی
10
خدایا، این زن چقدر شبیه مادرش زهرا (س) شده است. پهلویش درد میکند، اما ایستاده نماز میخواند. تنهاییاش بوی مدینه میدهد.
تنهایی
مونولوگ
1
حسین جان، نگاه کن. حالا من ماندهام و قولی که به تو دادم. بلند شو ببین خواهرت چگونه علم را نگه داشته است.
مونولوگ
2
عباس جان، آسوده بخواب. دیگر نگران حرم نباش. خودم امشب پاسبانم. خودم آب میشوم برای تشنگی بچهها.
مونولوگ
3
خداحافظ ای برادر، خداحافظ ای تمام کس و کار زینب. امشب منم و نگاههای هرزه دشمن و تازیانهها. اما نترس، زینبت نمیشکند.
مونولوگ
4
مادر جان، زهرا (س)، امشب به کربلا بیا. دخترت غریبگیر افتاده. بیا و دستی بر سر یتیمان حسینت بکش.
مونولوگ
5
ای شب، زودتر تمام شو... نه! تمام نشو. اگر صبح شود ما را به اسیری میبرند. بگذار کنار قتلگاه بمانم.
مونولوگ
6
حسینم، سرت بر نیزه قرآن میخواند و دلم آرام میگیرد. اما تن بیسرت روی خاک... آتش به جانم میزند.
مونولوگ
7
امشب همه خوابیدند، حتی دشمن. اما خواب به چشم زینب حرام است. باید مراقب یادگارهای تو باشم برادر.
مونولوگ
8
خدایا، این قربانی را از آل محمد (ص) بپذیر. صبر بده تا رسالتم را به پایان برسانم.
مونولوگ
9
کاش میشد همینجا کنار تو جان میدادم حسین. اما چه کنم که سجاد (ع) تب دارد و رقیه (س) بیتابی میکند.
مونولوگ
10
من زینبم. زینت پدر. باید چنان صبر کنم که صبر از دست من به ستوه آید. کربلا تازه شروع شده است.
مونولوگ
سوزناک
1
شبی که موی زینب سفید شد، همین امشب بود. یک شبه پیر شد عقیله بنیهاشم.
سوزناک
2
صدای گریه کودکان در باد گم میشود، اما گوش زینب تیز است. او مادر تمام یتیمان تاریخ است در این شب.
سوزناک
3
زمین کربلا شرمنده قدمهای خسته زینب است. پاهایش پر از خار مغیلان، دلش پر از زخم.
سوزناک
4
امشب ملائکه پایین آمدند تا بر نماز شب نشسته زینب اقتدا کنند. قبله کجاست؟ سمت گودال...
سوزناک
5
تنهایی یعنی بدانی فردا تازیانه در انتظار توست، اما نگران تازیانه خوردن رقیه باشی.
سوزناک
6
زینب (س) امشب بین خیمه نیمسوخته و گودال قتلگاه در رفت و آمد است. جسمش پیش اطفال، روحش پیش حسین.
سوزناک
7
چه کسی باور میکند؟ این زن همان کسی است که ۵۰ سال سایهاش را هم کسی ندید. حالا فرمانده دشت بلاست.
سوزناک
8
امشب زینب (س) وصیتنامه حسین (ع) را مرور میکند: خواهرم، در بلاها صبور باش. و او میگوید: چشم برادر.
سوزناک
9
تنهایی وحشتناک بیابان، زوزه گرگان، خنده مستانه دشمن... و زنی که به تنهایی حریف یک لشکر است.
سوزناک
10
تاریخ بنویس: شب یازدهم، شب حکومت زینب بر کربلاست. حکومتی با تخت خاک و تاج خار.
سوزناک
کوتاه
1
شب یازدهم؛ آغاز امامت زینب بر کاروان غم.
کوتاه
2
زینب تنها شد تا خدا تنها نماند.
کوتاه
3
یک زن و یک دشت بلا؛ امان از دل زینب.
کوتاه
4
امشب ستون خیمهها، شانه زخمی زینب است.
کوتاه
5
نماز شب نشسته، سند خستگی تن زینب است نه روحش.
کوتاه
6
پاسبان خیمهها، امشب عمه سادات است.
کوتاه
7
زینب (س)؛ کوهی که در شب یازدهم لنگر زمین شد.
کوتاه
8
تنهایی زینب، پرجمعیتترین تنهایی تاریخ است.
کوتاه
9
خداحافظ ای برادر، سلام ای اسیری.
کوتاه
10
امشب ماه هم جرات تابیدن بر اشکهای زینب را ندارد.
کوتاه
وضعیت حضرت زینب (س) در شب یازدهم محرم
شب یازدهم محرم، آغاز فصل جدیدی در زندگی حضرت زینب (س) است. پس از شهادت امام حسین (ع) و یارانش، مسئولیت حفاظت از جان امام سجاد (ع) و زنان و کودکان بر عهده ایشان قرار گرفت. در این شب، خیمهها سوخته بود و اهل بیت روی خاک و خار بیابان، بدون سرپناه و آب و غذا، شب را به صبح رساندند.
چرا حضرت زینب (س) نماز شب را نشسته خواند؟
امام سجاد (ع) روایت میکنند که در شب یازدهم دیدم عمهام زینب (س) نماز شبش را میخواند، اما نشسته. وقتی علت را پرسیدم، فرمودند که شدت ضعف و گرسنگی (چون سهم غذای خود را به کودکان داده بود) و فشار روحی ناشی از مصیبتها، توانی برای ایستادن در پاهایشان باقی نگذاشته بود.
مدیریت بحران توسط حضرت زینب
در شب یازدهم، حضرت زینب (س) با وجود اوج اندوه، مدیریت بحران بینظیری داشت. ایشان از پراکندگی کودکان جلوگیری کرد، به مجروحان رسیدگی نمود و با روحیهای قوی در برابر دشمن ایستاد تا مبادا جسارتی به حریم اهل بیت شود. ایشان در واقع جانشین و نایبالخاصه امام در آن شرایط اضطراری بود.
تغییر نقش از خواهر به سالار قافله
تا ظهر عاشورا، زینب (س) تحت حمایت برادرانش بود. اما از غروب دهم و شب یازدهم، نقش او تغییر کرد. او تبدیل به «قافلهسالار» اسرا شد. این تغییر نقش نیازمند قدرتی الهی بود که خداوند به قلب ایشان عطا کرد تا پیام عاشورا در کربلا دفن نشود.
تنهایی و خلوت با خدا
تنهایی حضرت زینب در شب یازدهم، تنهاییِ عارفانه بود. او در آن شب تاریک، زیباترین مناجاتها را با خدا داشت و جمله معروف «ما رأیت الا جمیلا» (جز زیبایی ندیدم) ریشه در همین معرفت و اتصال عمیق او به پروردگار در سختترین شرایط دارد.
سوالات متداول
حضرت زینب در شب یازدهم چه مسئولیتی داشت؟
حفاظت از جان امام سجاد (ع)، جمعآوری و آرام کردن زنان و کودکان، و پاسداری از حریم اهل بیت.
آیا خیمهای برای اهل بیت باقی مانده بود؟
طبق روایات، خیمهها آتش زده شد و آنها در گوشهای از بیابان روی خاک یا زیر خیمهای نیمسوخته پناه گرفتند.
چه کسی در شب یازدهم نگهبانی میداد؟
حضرت زینب (س) شخصاً تمام شب بیدار بود و نگهبانی میداد.
امام سجاد (ع) در شب یازدهم چه حالی داشتند؟
ایشان به شدت بیمار بودند و تب شدیدی داشتند و توان حرکت نداشتند.
بزرگترین نگرانی زینب (س) در این شب چه بود؟
حفظ جان حجت خدا (امام سجاد) و جلوگیری از آسیب دیدن کودکان یتیم.
غذای اهل بیت در شب یازدهم چه بود؟
آنها آب و غذایی نداشتند و گرسنه و تشنه خوابیدند.
آیا دشمن در شب یازدهم حمله کرد؟
خیر، بعد از غارت عصر عاشورا، شب را به جشن و پایکوبی پرداختند و اسرا را به حال خود رها کردند (تحت محاصره).
معنی عقیله بنی هاشم چیست؟
یعنی بانوی خردمند و ارجمند خاندان هاشمی؛ صفتی که در مدیریت ایشان تجلی یافت.
شعر معروف درباره نماز شب زینب چیست؟
سر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود / کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود.
چرا زینب (س) در شب یازدهم گریه نکرد؟
ایشان گریه میکردند، اما نه از سر ضعف، بلکه برای تخلیه غم؛ در برابر دشمن اشکش را نشان نداد تا دشمن شاد نشود.