علی جان! امشب آرام بخواب. دیگر کسی نیست که جواب سلام تو را ندهد.
آرامش پس از طوفان
2
راحت شدی آقا. از شهر نیرنگ، از مردم هزار چهره، از خارهای در چشم و استخوانهای در گلو.
آرامش پس از طوفان
3
سی سال بود که گلویت فشرده میشد، امشب این بغض با خون سرت باز شد.
آرامش پس از طوفان
4
چاههای کوفه دیگر ناله تو را نمیشنوند، اما آسمان آغوش باز کرده برای در آغوش کشیدن خستگیهایت.
آرامش پس از طوفان
5
شمشیر ابن ملجم، کلید قفسی بود که روح تو را در تنگی دنیا حبس کرده بود.
آرامش پس از طوفان
پایان غربت
1
غربت یعنی علی باشی و همکلامت چاه باشد. امشب این غربت تمام شد.
پایان غربت
2
میروى تا به فاطمه (س) برسی. بگو که بعد از تو با علی چه کردند.
پایان غربت
3
دیگر نگران نباش که سلامات را بیپاسخ بگذارند، آنجا ملائکه صف کشیدهاند برای تعظیم.
پایان غربت
4
خداحافظ ای تنهاییِ مجسم. خداحافظ ای کوه دردهای ناگفته.
پایان غربت
5
چه نفس راحتی کشیدی وقتی فرمودی «رستگار شدم». انگار بار کوههای عالم را از دوشت برداشتند.
پایان غربت
شِکوه از دنیا
1
دنیا برای علی (ع) تنگ بود، مثل انگشتری که برای دست کودک تنگ باشد.
شِکوه از دنیا
2
دنیا! تو لیاقت علی را نداشتی. تو کوچکتر از آن بودی که روح اقیانوسوار او را تحمل کنی.
شِکوه از دنیا
3
چه کردی با علی ای روزگار؟ که مرگ برایش شیرینتر از عسل شد.
شِکوه از دنیا
4
علی (ع) از رنج دنیا آزاد شد، اما دنیا تا ابد در رنج نبودن علی خواهد سوخت.
شِکوه از دنیا
5
پایان یافت آن همه سکوت، آن همه صبر، آن همه خون دل خوردن.
شِکوه از دنیا
وصال یار
1
چشمهایت را ببند آقا، آن سوتر پیامبر (ص) با لبخند منتظر است.
وصال یار
2
زهرا (س) پهلو گرفته و منتظر است تا ذوالفقار خستهات را باز کند.
وصال یار
3
امشب سرت را نه بر خاک محراب، بلکه بر دامان رسول الله بگذار.
وصال یار
4
پرواز کن ای عقاب تیزپروازِ عرش، زمین جای تو نبود.
وصال یار
5
رهایی مبارک باد ای زندانیِ زندانِ جهلِ مردم.
وصال یار
پایان سی سال استخوان در گلو
متون ادبی درباره رهایی امام علی (ع)، بر محوریت «خلاص شدن از رنج» میچرخند. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه شقشقیه دوران پس از پیامبر را به حالی تشبیه کردند که «خار در چشم و استخوان در گلو» داشتند. ضربت نوزدهم رمضان، پایان این شکنجه طولانی بود. ادبیات این روز، تلاش میکند تا حس دوگانهای را منتقل کند: غمِ از دست دادن امام برای ما، و شادیِ راحت شدن برای خودِ امام. او که کوه صبر بود، بالاخره اجازه یافت تا بار امانت را زمین بگذارد و استراحت کند.
شوق مرگ در کلام و سیره علوی
هیچ کس در تاریخ به اندازه علی (ع) با مرگ انس نداشت. ایشان مرگ را نه پایان، بلکه پلی برای عبور به سرای جاوید میدانستند. متون ادبی با الهام از جملاتی مثل «انس من به مرگ از انس طفل به سینه مادر بیشتر است»، تصویری عاشقانه از مرگ ترسیم میکنند. در این نگاه، ابن ملجم ناخواسته لطف بزرگی به علی (ع) کرد؛ او در قفس را باز کرد. این زاویه دید، سوگواری را از حالت ماتم صرف خارج کرده و به آن عمق حماسی و عرفانی میبخشد.
دنیای بدون علی، جهنم است
رهایی علی (ع) از رنج دنیا، آغاز رنج دنیا بدون علی (ع) بود. نویسندگان در این متون یادآور میشوند که زمین با از دست دادن عدالت مجسم، یتیم شد. اگرچه علی (ع) راحت شد، اما بشریت ضرر کرد. این متون با زبانی شاعرانه بیان میکنند که دنیا ظرفیت پذیرش روح بزرگ او را نداشت و به همین دلیل او را پس زد. حسرتِ قدرناشناسی مردم کوفه، تم اصلی این دلنوشتههاست.
سوالات متداول
چرا میگویند امام علی راحت شد؟
چون زندگی ایشان پر از خیانت یاران، جنگهای داخلی و نافرمانی مردم بود و شهادت پایان این رنجها بود.
استخوان در گلو و خار در چشم کنایه از چیست؟
کنایه از صبر تلخ و دردناک امام در دوران ۲۵ سال خانه نشینی و سکوت برای حفظ اسلام.
آیا امام علی از مرگ فرار میکردند؟
خیر، ایشان همیشه در صف اول جنگها بودند و مشتاق شهادت، اما تا زمان مقدر الهی صبر کردند.
برخورد امام با دنیا چگونه بود؟
ایشان دنیا را سه طلاقه کرده بودند و هیچ دلبستگی به مقام و ثروت آن نداشتند.
چرا امام علی در چاه درد دل میکردند؟
چون همراز و شنونده آگاهی در بین مردم زمانه نداشتند که ظرفیت شنیدن اسرار و دردهای ایشان را داشته باشد.
شیرینترین لحظه زندگی امام علی کی بود؟
طبق کلام خودشان (فزت)، لحظه شهادت یکی از شیرینترین لحظات بود چون وصال حق بود.
آیا امام علی از مردم زمانه خود راضی بودند؟
خیر، بارها در نهجالبلاغه از مردم کوفه گلایه کردند و آرزوی مرگ یا جدایی از آنها را داشتند.
تفاوت رنج امام علی با سایر ائمه چه بود؟
رنج ایشان دیدن انحراف دین توسط کسانی بود که ادعای مسلمانی داشتند و سکوت اجباری برای حفظ اصل دین.
بهترین متن برای تسلیت رهایی امام چیست؟
«خداحافظ ای مردی که روی زمین غریب بودی و در آسمانها مشهور».
آیا رهایی امام به معنای ترک امت بود؟
خیر، ایشان تا آخرین لحظه نگران هدایت امت بودند و وصیتنامهشان گواه این دلسوزی است.