بچههای عزیز، امروز میخوام قصه مردی رو بگم که بهش میگفتن «باقرالعلوم». میدونید یعنی چی؟ یعنی کسی که درهای علم رو باز میکنه.
داستان کوتاه
2
امام محمد باقر (ع) امام پنجم ما هستند. ایشون خیلی مهربون بودن و همیشه به شاگرداشون چیزای جدید یاد میدادن.
داستان کوتاه
3
وقتی امام باقر (ع) کوچولو بودن، حدود چهار سالشون بود، یه اتفاق خیلی غمگین افتاد. ایشون همراه پدر و پدربزرگشون (امام حسین) توی کربلا بودن.
داستان کوتاه
4
امام باقر (ع) تنها امامی هستن که واقعه کربلا رو با چشمای خودشون دیدن. ایشون خیلی شجاع بودن و با اینکه کودک بودن، نترسیدن.
داستان کوتاه
5
یه روز پیامبر (ص) به یکی از دوستاشون به نام «جابر» گفتن: تو زنده میمونی و نوه من محمد رو میبینی. سلام منو بهش برسون. سالها بعد جابر امام باقر رو دید و سلام پیامبر رو رسوند.
داستان کوتاه
6
امام باقر (ع) کشاورزی هم میکردن. یه روز که داشتن توی مزرعه کار میکردن و عرق میریختن، یه نفر گفت: چرا با این مقام کار میکنی؟ امام فرمودن: کار کردن عبادت خداست.
داستان کوتاه
7
امام پنجم ما خیلی خوشاخلاق بودن. حتی با کسانی که اذیتشون میکردن، با مهربونی رفتار میکردن تا اونا رو شرمنده کنن و آدمهای خوبی بشن.
داستان کوتاه
8
امام باقر (ع) شاگردای زیادی داشتن و کلاس درسشون توی مسجد پیامبر (ص) توی مدینه خیلی شلوغ بود. همه میومدن تا از علم ایشون یاد بگیرن.
داستان کوتاه
9
بچهها، امام باقر (ع) به ما یاد دادن که تنبلی نکنیم و همیشه دنبال یاد گرفتن دانش باشیم.
داستان کوتاه
10
دشمنان خدا که از علم و خوبی امام میترسیدن، ایشون رو با زهر شهید کردن. مزار ایشون الان توی شهر مدینه و قبرستان بقیع هست.
داستان کوتاه
نکات آموزشی
1
امام باقر (ع) امام پنجم شیعیان است.
نکات آموزشی
2
نام ایشان محمد و لقب معروفشان باقرالعلوم (شکافنده دانش) است.
نکات آموزشی
3
ایشان در کودکی در واقعه کربلا حضور داشتند.
نکات آموزشی
4
به کار و تلاش بسیار اهمیت میدادند.
نکات آموزشی
5
احترام به پدر و مادر و معلم از درسهای مهم ایشان است.
نکات آموزشی
شعر کودکانه
1
من امام پنجمم / باقرالعلومم / رهبر شیعیانم / مهربان و خوشرویم / دیده ام کربلا را / دشت پر بلا را / غصه ها خورده ام من / رنج ها برده ام من / علم دین گشته زنده / با کلامم پاینده
شعر کودکانه
معنای باقرالعلوم برای بچهها
بچهها، کلمه «باقر» یعنی کسی که میشکافد و باز میکند. امام پنجم ما آنقدر دانا بودند و به سوالات سخت جواب میدادند که به ایشان باقرالعلوم، یعنی «شکافنده دانشها» میگفتند. ایشان مسائل سخت علمی را برای مردم مثل باز کردن یک دانه، باز و روشن میکردند.
خاطرات کودکی امام
شاید براتون جالب باشه که امام باقر (ع) همسن شما بودند که به سفر کربلا رفتند. ایشان همه اتفاقات را دیدند و همیشه برای مردم تعریف میکردند تا یاد امام حسین (ع) فراموش نشود. ایشان قوی و صبور بودند.
داستان جابر و سلام پیامبر
یکی از قشنگترین داستانها، داستان جابر است. جابر پیرمردی بود که پیامبر را دیده بود. پیامبر به او گفته بود: «جابر، تو زنده میمانی و فرزندم محمد را که همنام من است میبینی. سلام مرا به او برسان.» وقتی جابر امام باقر را در کودکی دید، خیلی خوشحال شد و سلام پیامبر را رساند.
مدرسه بزرگ امام
امام باقر (ع) اولین کسی بودند که یک مدرسه بزرگ اسلامی (حوزه علمیه) درست کردند. ایشان شاگردان زیادی تربیت کردند که هر کدام دانشمندان بزرگی شدند. پس اگر میخواهید پیرو امام باقر باشید، باید خوب درس بخوانید.
مهربانی با حیوانات و فقرا
امام باقر (ع) خیلی بخشنده بودند. ایشان همیشه لباسهای تمیز میپوشیدند و عطر میزدند و به فقرا کمک میکردند. ایشان حتی به حیوانات هم غذا میدادند و مهربان بودند.