روایت توبه حر بن یزید ریاحی و پذیرش توسط امام (امید به بخشش) 1405

4 محرم

روایت_توبه

1

صبح عاشورا، حر در میان لشگر عمر سعد ایستاده بود. بدنش می‌لرزید. پرسیدند: آیا می‌ترسی؟ گفت: نه، خودم را بین بهشت و جهنم می‌بینم.

روایت_توبه
2

حر افسار اسب را کشید و آرام‌آرام به سمت خیمه‌های امام آمد. چکمه‌هایش را از پا درآورد و به گردن آویخت.

روایت_توبه
3

سرش پایین بود. عرق شرم بر پیشانی‌اش نشسته بود. می‌گفت: خدایا، من بودم که دل زینب را لرزاندم.

روایت_توبه
4

نزدیک امام رسید. خودش را از اسب به زیر انداخت. صدا زد: هل لی من توبه؟ (آیا برای من راه بازگشتی هست؟).

روایت_توبه
5

امام حسین (ع) تا او را دید، لبخندی زد و فرمود: سرت را بالا بگیر. خدا توبه‌ات را پذیرفت.

روایت_توبه
6

حر گفت: آقا جان، اجازه بده اول من به میدان بروم و جانم را فدایت کنم تا شاید لکه ننگ پاک شود.

روایت_توبه
7

امام او را در آغوش گرفت. غبار از چهره‌اش پاک کرد. کسی که راه را بسته بود، حالا شده بود فدایی راه.

روایت_توبه
8

حر جنگید، دلاورانه جنگید. وقتی بر زمین افتاد، امام بالای سرش آمد و خاک از صورتش پاک کرد.

روایت_توبه
9

امام فرمود: بخ بخ لک یا حر... (به به بر تو ای حر). تو آزاده‌ای، همانطور که مادرت تو را نامید.

روایت_توبه
10

داستان حر، داستان امید است. یعنی حسین (ع) حتی شمر را هم اگر توبه می‌کرد، می‌پذیرفت.

روایت_توبه

مناجات_با_خدا

1

خدایا، من حر نیستم، اما گناهکارم. آیا مرا هم می‌پذیری؟

مناجات_با_خدا
2

بارالها، چکمه‌های گناهم را به گردن انداخته‌ام و به درگاهت آمده‌ام. به حق حسین (ع) مرا ببخش.

مناجات_با_خدا
3

یا رب، ادب حر او را نجات داد. به ما ادب بندگی عطا کن.

مناجات_با_خدا
4

خدایا، حب حسین (ع) را در دلم دارم. نگذار با بار گناه جلوی او شرمنده شوم.

مناجات_با_خدا
5

الهی، توبه حر یک لحظه بود، اما ابدی شد. یک لحظه بیداری به ما عنایت کن.

مناجات_با_خدا
6

خدایا، اگر حسین (ع) حر را بخشید، تو که خدای حسینی، با ما چه می‌کنی؟

مناجات_با_خدا
7

یا ستار العیوب، مثل امام حسین که بدی‌های حر را ندید گرفت، قلم عفو بر گناهان ما بکش.

مناجات_با_خدا
8

خدایا، ما هم راه را گم کرده‌ایم. با نور حسین (ع) ما را هدایت کن.

مناجات_با_خدا
9

به پهلوی شکسته زهرا (س) قسم، توبه ما را در این ماه محرم امضا کن.

مناجات_با_خدا
10

یا غفار، امید ما به آن نگاه مهربانی است که به حر شد. ما را ناامید نکن.

مناجات_با_خدا

شعر

1

آمدم سر به زیر و شرمنده / تا شوم با نگاه تو زنده.

شعر
2

حر ریاحی‌ام ولی، بنده درگاه توام / گرچه شکستم دل تو، باز هواخواه توام.

شعر
3

گفتم آیا توبه‌ام گردد قبول؟ / گفت آری ای پشیمان، ای ملول.

شعر
4

چکمه بر گردن فکنده آمدم / من بد کردم، ولی تو خوب باش / بر دل تاریک من محبوب باش.

شعر
5

آزاده‌ای و نام تو حر است در جهان / این مدال افتخار توست تا ابد عیان.

شعر
6

حسین نگاه کرد و گناه حر پاک شد / کسی که راه بسته بود، شهیدِ دل‌چاک شد.

شعر

درس‌های_حر

1

بزرگترین گناه، ناامیدی از رحمت خداست.

درس‌های_حر
2

ادب در برابر اهل بیت، کلید نجات است (حر به نام حضرت زهرا احترام گذاشت).

درس‌های_حر
3

برای برگشتن هیچوقت دیر نیست، حتی صبح عاشورا.

درس‌های_حر
4

امام حسین (ع) به گذشته افراد نگاه نمی‌کند، به حال فعلی آن‌ها می‌نگرد.

درس‌های_حر
5

یک تصمیم درست در لحظه حساس، می‌تواند سرنوشت ابدی انسان را تغییر دهد.

درس‌های_حر

ماجرای بستن راه توسط حر

حر بن یزید ریاحی اولین فرمانده‌ای بود که با هزار سوار از کوفه آمد و در منطقه ذوحسم راه را بر کاروان امام حسین (ع) بست. امام به سپاه تشنه او آب داد، اما او مانع بازگشت یا حرکت امام به کوفه شد. با این حال، حر در برخورد با امام ادب را رعایت می‌کرد و حتی پشت سر امام نماز خواند.

لحظه انتخاب: بهشت یا جهنم

صبح عاشورا وقتی حر دید که عمر سعد واقعاً قصد جنگ دارد و صدای هل من ناصر امام را شنید، دچار تردید و لرزش شد. مهاجر بن اوس به او گفت: اگر از من می‌پرسیدند شجاع‌ترین مرد کوفه کیست، تو را نام می‌بردم، این چه حالی است؟ حر گفت: «خودم را میان بهشت و جهنم می‌بینم و به خدا سوگند بهشت را انتخاب می‌کنم حتی اگر قطعه‌قطعه شوم.»

ادب حر نسبت به حضرت زهرا (س)

یکی از دلایل نجات حر، ادب او بود. وقتی امام به او فرمود «مادرت به عزایت بنشیند»، حر گفت: «اگر کسی جز شما نام مادرم را می‌برد، جوابش را می‌دادم، اما چه کنم که مادر شما فاطمه زهرا (س) است.» این احترام به ساحت حضرت زهرا (س) ریشه نجات او شد.

نحوه توبه و پذیرش امام

حر با حالتی حاکی از پشیمانی عمیق (سر به زیر، سپر وارونه، چکمه بر گردن) نزد امام آمد. این حالت نشان‌دهنده شکستن غرور و منیت بود. برخورد کریمانه امام حسین (ع) که بلافاصله توبه او را پذیرفت و حتی اجازه نداد او عذرخواهی را طولانی کند، درس بزرگ رحمت واسعه الهی است.

شهادت و عاقبت بخیری

حر اجازه میدان گرفت و دلاورانه جنگید. وقتی بر زمین افتاد، هنوز رمقی داشت که امام بالای سرش آمد، سرش را به دامن گرفت و با دستمالی پیشانی‌اش را بست. این دستمال به عنوان مدال افتخار حر تا ابد بر پیشانی تاریخ ماند. او آزاده شد، نه فقط از بند دنیا، بلکه از بند نفس.

سوالات متداول

حر بن یزید ریاحی چه مقامی در سپاه دشمن داشت؟
او از فرماندهان ارشد و رئیس قبیله بنی‌تمیم بود و فرماندهی هزار سوار را بر عهده داشت.
چه عاملی باعث نجات حر شد؟
ادب او نسبت به اهل بیت (ع) و حضرت زهرا (س)، و تفکر در لحظه حساس انتخاب.
امام حسین (ع) در لحظه شهادت به حر چه گفت؟
فرمود: «انت الحر کما سمتک امک، حر فی الدنیا و سعید فی الآخرة» (تو آزاده‌ای همانطور که مادرت نامید، آزاده در دنیا و سعادتمند در آخرت).
حر چگونه توبه کرد؟
از سپاه دشمن جدا شد، چکمه‌هایش را به گردن انداخت (نشانه بندگی و شرمساری) و با تضرع نزد امام رفت.
آیا حر اولین شهید کربلا بود؟
طبق برخی روایات او اولین کسی بود که پس از شروع جنگ تن به تن به میدان رفت و شهید شد (برخی منابع مسلم بن عوسجه را اول می‌دانند).
آیا توبه حر برای ما درس دارد؟
بله، درس امیدواری به رحمت خدا، پذیرش توبه حتی بعد از گناهان بزرگ، و اهمیت ادب و احترام به مقدسات.
مقبره حر کجاست؟
مقبره او در چند کیلومتری حرم امام حسین (ع) در منطقه‌ای که قدیم به آن نواحی کربلا می‌گفتند، قرار دارد.
چرا حر را از سپاهش جدا کردند؟
قوم بنی‌تمیم اجازه ندادند سر او جدا شود و جنازه‌اش را بردند و در مکان فعلی دفن کردند.
آیا امام حسین (ع) توبه همه را می‌پذیرد؟
بله، امام مظهر رحمت خداست و هر کس حقیقتاً پشیمان شود و برگردد، دست رد به سینه‌اش نمی‌زند.
ذکر توبه حر چیست؟
اللهم انی تبت الیک فتب علی (خدایا من به سوی تو توبه کردم، پس توبه مرا بپذیر).
WordAbyss - روایت توبه حر بن یزید ریاحی | امید به بخشش در محرم 1405