بچهها، تصور کنید وارد شهری میشوید که هزاران نفر منتظر شما هستند. برایتان نامه نوشتهاند، گل ریختهاند و میگویند: «بیا که ما سرباز توییم». مسلم بن عقیل دقیقاً همینطور وارد کوفه شد. او نماینده امام حسین (ع) بود. مردم کوفه دورش را گرفتند، 18 هزار نفر! یعنی یک ورزشگاه آزادی پر از جمعیت، دستشان را در دست مسلم گذاشتند و قول دادند که تا پای جان با امام حسین باشند. مسلم خوشحال شد و نامهای به امام نوشت: «پسرعمو جان، بیا که مردم کوفه آمادهاند.»
داستان
2
اما... امان از وقتی که ترس و طمع بیاید. عبیدالله بن زیاد، حاکم ظالم، وارد شهر شد. او نه لشکری داشت و نه قدرتی، فقط با دروغ و تهدید کارش را پیش برد. شایعه کرد که لشکر شام در راه است و هر کس با مسلم بماند، حقوقش قطع میشود و کشته خواهد شد. کمکم مردم ترسیدند. پدرها دست پسرهایشان را گرفتند و بردند، زنها جلوی شوهرهایشان را گرفتند. جمعیت کم شد... کم شد... تا اینکه وقت نماز مغرب رسید.
داستان
3
مسلم وارد مسجد شد تا نماز بخواند. فکر میکنید چند نفر پشت سرش بودند؟ سی نفر! نماز که تمام شد، مسلم برگشت و دید... هیچکس نیست! حتی یک نفر نمانده بود که راه را به او نشان دهد. سفیر امام حسین، در شهری که هزاران دعوتنامه داشت، حالا حتی خانهای برای خوابیدن نداشت. او در کوچههای تاریک کوفه تنها راه میرفت. تشنه و خسته.
داستان
4
در این میان، فقط یک پیرزن شجاع به نام «طوعه» در را به رویش باز کرد. طوعه زنی بود که مردانگی را به هزاران مرد کوفی آموخت. او به مسلم آب و غذا و پناه داد. اما پسر ناخلف طوعه، صبح زود خبر را به سربازان ابن زیاد داد. خانه محاصره شد. مسلم مثل شیر جنگید. او یک تنه در برابر دهها سرباز ایستادگی کرد تا اینکه با سنگ و آتش و نیزه او را زخمی و دستگیر کردند.
داستان
5
مسلم را دست بسته به بالای بلندترین ساختمان کوفه (دارالعماره) بردند. او نگران خودش نبود، نگران نامهای بود که نوشته بود «حسین جان بیا». با لبهای تشنه و خونین، رو به سمت بیابان کرد و گفت: «السلام علیک یا اباعبدالله... برگرد... کوفه وفا ندارد.» و سپس به شهادت رسید.
داستان
درسهایی برای نوجوانان
1
وفای به عهد: کوفیان عهد شکستند، اما مسلم تا آخرین قطره خون بر عهدش با امام ماند.
درسهایی برای نوجوانان
2
شجاعت: طوعه به ما یاد داد که شجاعت به جنسیت و سن نیست، به بزرگی دل است.
درسهایی برای نوجوانان
3
فریب نخوردن: مردم کوفه با جنگ روانی و شایعه فریب خوردند. نوجوان بصیر کسی است که اسیر جو و شایعه نشود.
درسهایی برای نوجوانان
4
تنهایی در راه حق: گاهی در راه درست، تنها میمانیم. مثل مسلم نباید بترسیم، چون خدا با ماست.
درسهایی برای نوجوانان
چرا داستان مسلم برای نوجوانان مهم است؟
داستان مسلم بن عقیل، داستان انتخاب است. انتخاب بین حق و باطل، بین وفاداری و خیانت. نوجوانان در سنی هستند که گروه همسالان و فشار اجتماعی روی آنها تأثیر دارد. داستان مسلم نشان میدهد که حتی اگر همه مردم شهر اشتباه کنند، تو باید پای حقیقت بایستی. تنهایی مسلم، درس استقلال شخصیت و عزت نفس را به نوجوان میدهد.
نقش طوعه؛ الگویی متفاوت
در داستان مسلم، شخصیتی به نام طوعه میدرخشد. او زنی تنها بود اما کاری کرد که هزاران مرد جنگجو نکردند. معرفی طوعه به نوجوانان میآموزد که ارزش انسانها به جایگاه اجتماعی یا قدرتشان نیست، بلکه به انتخابهای درست در لحظات حساس است.
عاقبت پیمانشکنی
تاریخ نشان داد که کوفیان بعد از شهادت مسلم و امام حسین (ع)، روی خوش ندیدند و پشیمان شدند (توابین). این درس مهمی برای نوجوانان است که عاقبتِ پشت کردن به ولی خدا و شکستن قول، حسرت ابدی است.
سوالات متداول
مسلم بن عقیل از طرف چه کسی به کوفه رفت؟
از طرف امام حسین (ع) به عنوان نماینده ویژه.
چند نفر با مسلم بیعت کردند؟
حدود 18 هزار نفر، اما همه آنها پیمان خود را شکستند.
طوعه که بود و چه کرد؟
پیرزنی مهربان و شجاع که وقتی همه درها به روی مسلم بسته بود، او را در خانهاش پناه داد.
چرا مردم کوفه مسلم را تنها گذاشتند؟
چون از تهدیدهای ابن زیاد ترسیدند و فریب وعدههای پول و مقام را خوردند.
دارالعماره کجاست؟
مقر حکومت و کاخ حاکم کوفه بود که مسلم را از بام آن به پایین انداختند.
مسلم در آخرین لحظات نگران چه کسی بود؟
نگران امام حسین (ع) بود که به دعوت او راهی کوفه شده بود.
آیا فرزندان مسلم هم شهید شدند؟
بله، دو پسر کوچک او (طفلان مسلم) نیز مدتی بعد غریبانه شهید شدند.
درس اصلی داستان مسلم چیست؟
اینکه در راه حق نباید از تنهایی ترسید و باید بر سر پیمان خود وفادار ماند.
چه کسی مسلم را دستگیر کرد؟
سربازان ابن زیاد به فرماندهی محمد بن اشعث پس از نبردی سخت او را اسیر کردند.