هفدهم دی ماه، سالروز درگذشت اسوه جوانمردی و فتوت، جهان پهلوان غلامرضا تختی را تسلیت عرض مینماییم.
رسمی
2
تختی نمرده است، زیرا مرام پهلوانی و مردمداری هرگز نمیمیرد. یادش گرامی باد.
رسمی
3
سالروز عروج جهان پهلوان تختی، مردی که مدالهایش را به گردن آویخت اما قلبش را به مردم سپرد.
رسمی
4
غلامرضا تختی، نامی که در تاریخ ورزش ایران با ادب، فروتنی و غیرت گره خورده است.
رسمی
5
گرامیداشت یاد و خاطره جهان پهلوان تختی، نماد پهلوانی و پوریای ولیِ زمانه.
رسمی
6
هفدهم دی، روزی که ایران یکی از پاکترین فرزندان خود را از دست داد. روحش شاد و یادش جاودان.
رسمی
7
تختی تنها یک قهرمان کشتی نبود؛ او قهرمان اخلاق و انسانیت بود.
رسمی
8
سالروز درگذشت تختی، تلنگری است برای ورزشکاران تا بدانند که قهرمانی زودگذر است و پهلوانی ماندگار.
رسمی
9
نام تختی با عزت و آزادگی مترادف است. بزرگمرد تاریخ ورزش ایران، یادت بخیر.
رسمی
10
به روان پاک جهان پهلوان تختی درود میفرستیم که الگوی جاودان ورزشکاران ایران است.
رسمی
نوستالژیک و مردمی
1
هنوز هم کوچه پسکوچههای خانیآباد صدای قدمهای متواضع او را به یاد دارند.
نوستالژیک و مردمی
2
تختی وقتی قهرمان شد که در زلزله بوئین زهرا، کیسه کمکها را بر دوش گرفت و همپای مردم شد.
نوستالژیک و مردمی
3
او سرش را جلوی هیچ شاه و وکیلی خم نکرد، اما جلوی مردم همیشه سر به زیر بود.
نوستالژیک و مردمی
4
جهان پهلوان باشی و خاکی بمانی؛ این هنرِ تختی بود که او را جاودانه کرد.
نوستالژیک و مردمی
5
مردم ایران عاشق مدالهای طلای تختی نبودند، عاشق قلب طلاییاش بودند.
نوستالژیک و مردمی
6
قصه تختی، قصه مردی است که نان سفرهاش را با فقرا تقسیم میکرد.
نوستالژیک و مردمی
7
تختی زنده است در هر دستی که برای یاری افتادهای دراز میشود.
نوستالژیک و مردمی
8
او رفت، اما مرامش در رگ و پیِ کشتی ایران جاری ماند.
نوستالژیک و مردمی
9
چه غریبانه رفتی ای یلِ نامدار، اما چه باشکوه در دلها ماندی.
نوستالژیک و مردمی
10
تختی یعنی لبخند زدن به حریف و گریستن برای درد مردم.
نوستالژیک و مردمی
حماسی و ورزشی
1
روی تشک کشتی، شیر بیشه بود و در بیرون تشک، خاک پای مردم. درود بر جهان پهلوان.
حماسی و ورزشی
2
مدالهای المپیک در برابر مدال انسانیت تختی، هیچ ارزشی ندارند.
حماسی و ورزشی
3
تختی به ما آموخت که سکوی قهرمانی، پلهای برای خدمت به مردم است، نه فخرفروشی.
حماسی و ورزشی
4
حریفان جهانیاش هم در برابر ادب و بزرگی او سر تعظیم فرود میآوردند.
حماسی و ورزشی
5
پهلوانان نمیمیرند؛ چون ابدیت در نام نیک آنهاست.
حماسی و ورزشی
6
تختی، تجسم عینی فرهنگ زورخانه و مرام مولا علی (ع) در عصر مدرن بود.
حماسی و ورزشی
7
دست حریف آسیبدیده را نگرفت تا پیروز شود؛ پیروز شد چون دست فتوت داشت.
حماسی و ورزشی
8
نام تختی سنگین است؛ آنقدر سنگین که تاریخ ورزش ایران به آن تکیه داده است.
حماسی و ورزشی
9
ایران به داشتن فرزند برومندی چون غلامرضا تختی تا ابد میبالد.
حماسی و ورزشی
10
راه تختی، راه سختی است؛ راه گذشتن از خود برای دیگران.
حماسی و ورزشی
ادبی
1
خورشید پهلوانی در ۱۷ دی غروب کرد، اما نورش هنوز بر آسمان اخلاق میتابد.
ادبی
2
مرگ تختی، پایان او نبود؛ آغاز افسانهای بود که سینه به سینه نقل میشود.
ادبی
3
سرو ایستادهای که شکست، اما خم نشد. جهان پهلوان، روحت شاد.
ادبی
4
او صدای بیصدایان بود در روزگاری که همه به فکر خویش بودند.
ادبی
5
تختی، شعری حماسی بود که فردوسی زمانه سرود؛ شعری از جنس غیرت و شرف.
ادبی
6
در سوگ تو، تشک کشتی سیاه پوشید و فتوت یتیم شد.
ادبی
7
نامت را بر سردر زورخانهها نه، باید بر سردر قلبها حک کرد.
ادبی
8
تختی، آینه تمامنمای هویت ایرانی و اسلامی بود.
ادبی
9
تو رفتی و شهر خالی شد از مردانگی... یادت بخیر ای بزرگمرد.
ادبی
10
آسمان کشتی ایران ستارههای زیادی دارد، اما ماهِ مجلس تنها تویی تختی.
ادبی
زندگینامه غلامرضا تختی
غلامرضا تختی در ۵ شهریور ۱۳۰۹ در محله خانیآباد تهران به دنیا آمد. او کشتیگیر آزادکار ایرانی بود که با کسب یک مدال طلا و دو نقره المپیک، و دو طلا و دو نقره جهانی، از پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران محسوب میشود. اما آنچه تختی را «جهان پهلوان» کرد، نه مدالهایش، بلکه منش و اخلاق پهلوانی او بود. او در ۱۷ دی ۱۳۴۶ در هتل آتلانتیک تهران به طرز مشکوکی درگذشت.
زلزله بوئین زهرا و حماسه تختی
یکی از ماندگارترین تصاویر تختی، مربوط به زلزله سال ۱۳۴۱ بوئین زهرا است. در حالی که دولت وقت (رژیم پهلوی) در کمکرسانی ناتوان بود، تختی شخصاً صندوقی به گردن انداخت و در خیابانهای تهران راه افتاد. مردم که به او اعتماد کامل داشتند، سیل کمکهای نقدی و غیرنقدی خود را به او سپردند. این حرکت او، محبوبیتش را صدچندان کرد و خشم دستگاه حاکمه را برانگیخت.
مرام پهلوانی در میدان نبرد
الکساندر مدوید، قهرمان افسانهای کشتی جهان و رقیب تختی، خاطرهای معروف دارد: «در فینال مسابقات، پای راستم آسیب دیده بود. تختی متوجه شد. در تمام طول کشتی، حتی یک بار هم به پای مصدوم من حمله نکرد، در حالی که میتوانست به راحتی با حمله به آن پیروز شود.» تختی آن مسابقه را باخت، اما قلب جهان را برد.
مرگ مشکوک و تشییع جنازه
خبر درگذشت تختی در ۱۷ دی ۱۳۴۶، شوک بزرگی به ایران وارد کرد. رژیم پهلوی علت مرگ را خودکشی اعلام کرد، اما بسیاری از مردم با توجه به فشارهای ساواک و مخالفتهای سیاسی تختی با رژیم، معتقد بودند او به شهادت رسیده است. تشییع جنازه او به یکی از بزرگترین تجمعات مردمی و ضدحکومتی تبدیل شد که در آن شعار میدادند: «تختی رو خودکشی کردند».
میراث تختی برای ورزش ایران
تختی نماد «پهلوان» در مقابل «قهرمان» است. او نشان داد که قهرمانی صرفاً ایستادن بر روی سکو نیست، بلکه تواضع، دستگیری از ضعفا و پایبندی به ارزشهای اخلاقی و دینی است. هر ساله در ۱۷ دی، جامعه ورزش با حضور بر مزار او در ابنبابویه شهرری، با آرمانهای جوانمردی تجدید میثاق میکنند.
سوالات متداول
چرا به تختی جهان پهلوان میگویند؟
به دلیل اخلاق مداری، کمک به مردم (مثل زلزله بوئین زهرا) و رفتار جوانمردانه با رقبای جهانی، مردم این لقب را به او دادند.
تختی چند مدال المپیک دارد؟
یک طلا (ملبورن 1956)، دو نقره (هلسینکی 1952 و رم 1960).
تختی چگونه درگذشت؟
جسد او در هتل آتلانتیک پیدا شد. روایت رسمی خودکشی بود، اما باور عمومی و شواهد تاریخی بر فشار و حذف توسط ساواک دلالت دارد.
ماجرای کشتی تختی با مدوید چیست؟
تختی وقتی فهمید پای الکساندر مدوید آسیب دیده، در طول مسابقه اصلاً به پای او دست نزد و باخت تا جوانمردی را نباخته باشد.
قبر تختی کجاست؟
در آرامستان ابنبابویه در شهرری (جنوب تهران) قرار دارد.
همسر و فرزند تختی چه کسانی بودند؟
همسرش شهلا توکلی و تنها فرزندش بابک تختی بود که چند ماه قبل از مرگش به دنیا آمد.
آیا تختی فعالیت سیاسی داشت؟
بله، او عضو جبهه ملی بود و به دلیل دیدگاههای مردمی و مصدقیاش، مغضوب شاه و ساواک بود.
فیلمی درباره تختی ساخته شده است؟
بله، فیلم «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی و فیلم ناتمام علی حاتمی که بهروز افخمی آن را تمام کرد.
شعار معروف مردم در تشییع تختی چه بود؟
«تختی رو خودکشی کردند»؛ کنایه از اینکه مرگ او کار رژیم شاه بوده است.
مهمترین ویژگی اخلاقی تختی چه بود؟
افتادگی و خاکی بودن؛ او همیشه در سلام کردن پیشدستی میکرد و خود را خادم مردم میدانست.