علی (ع) ماند و دنیایی که بدون زهرا (س) برایش زندان بود. فاتح خیبر، اکنون زانوی غم در بغل گرفته است.
تنهایی
2
غربت یعنی علی (ع) باشی و برای درد دل کردن، تنها چاه مدینه محرم اسرارت باشد.
تنهایی
3
بعد از زهرا، سلامهای علی (ع) در مدینه بیجواب ماند. چه شهری بود که جواب سلام ولی خدا را نمیدادند.
تنهایی
4
خانه علی (ع) که روزی محل نزول جبرئیل بود، حالا سکوت مرگباری دارد. علی مانده و خاطرات یاس کبودش.
تنهایی
5
ذوالفقار در نیام آرام گرفته، اما دل علی (ع) آشوب است. خیبرشکن، شکستهترین مرد شهر شده است.
تنهایی
6
زهرا جان، برخیز و ببین که علی (ع) سرش را به دیوار میگذارد و آرام آرام میگرید تا بچهها بیدار نشوند.
تنهایی
7
تنهایی علی (ع) را فقط در و دیوار خانه میفهمد که شاهد سوختن پاره تنش بودند.
تنهایی
8
مردی که پشتوانه عالم بود، حالا عصایش را از دست داده است. علی بی فاطمه، غریبترین غریبهاست.
تنهایی
9
کوه صبر بود علی، اما داغ فاطمه (س) کمر کوه را هم شکست.
تنهایی
10
شبها که علی (ع) بدن کبود زهرا را غسل میداد، غربت عالم در دلش آوار شد.
تنهایی
چاه_و_نخلستان
1
نخلستانهای مدینه هنوز صدای هقهقهای شبانه مردی را به یاد دارند که غمهایش را در چاه میریخت.
چاه_و_نخلستان
2
ای چاه، تو بگو علی (ع) چه گفت؟ از پهلوی شکسته یا از صورت نیلی؟ رازهای علی پیش تو امانت است.
چاه_و_نخلستان
3
ماه هم شرم داشت بر صورت علی (ع) بتابد، وقتی که او سر در چاه غربت فرو میبرد.
چاه_و_نخلستان
4
چاه مدینه، تنها سنگ صبور مردی شد که تمام عالم به او تکیه میکردند.
چاه_و_نخلستان
5
فریادهای بیصدای علی (ع) در قعر چاه، سند مظلومیت تاریخ است. علی تنهاست...
چاه_و_نخلستان
6
کاش چاه زبان داشت و میگفت که جگر شیر خدا چگونه از داغ زهرا (س) خون شده بود.
چاه_و_نخلستان
7
راه نخلستان را پیش میگیرد تا کسی اشکهای فرمانده را نبیند. علی و تنهایی، قصهای دردناک است.
چاه_و_نخلستان
8
در تاریکی نخلستان، علی (ع) دنبال رد پای فرشتهای میگردد که زود پر کشید.
چاه_و_نخلستان
9
غربت یعنی همسخن علی (ع)، چاه باشد نه مردم زمانه.
چاه_و_نخلستان
10
خداحافظ ای نخلهای خاموش، علی دیگر یاوری ندارد.
چاه_و_نخلستان
سکوت
1
سکوت علی (ع) بعد از فاطمه، بلندترین فریاد تاریخ است. سکوتی پر از حرفهای نگفته.
سکوت
2
استخوان در گلو و خار در چشم؛ این تصویر علی (ع) بعد از شهادت زهرای مرضیه است.
سکوت
3
علی (ع) سکوت کرد تا اسلام بماند، اما این سکوت پیرش کرد.
سکوت
4
شهر در خواب غفلت بود و علی (ع) بیدار در کابوس تنهایی. چه سکوت سنگینی.
سکوت
5
جواب سلام ندادن به علی (ع)، تیر آخر بر قلب مجروحش بود. مدینه با علی قهر کرد.
سکوت
6
کسی جرأت نداشت در چشم علی (ع) نگاه کند، شرم از روی نیلی زهرا (س) همه را ساکت کرده بود.
سکوت
7
خانه گلین علی (ع) ساکت است، اما در و دیوارش روضه میخوانند.
سکوت
8
زبان علی (ع) بسته، دست علی بسته، و قلب علی شکسته. امان از این غربت.
سکوت
9
سکوت علی (ع) رضایت نبود، فریاد مظلومیتی بود که گوش شنوا نداشت.
سکوت
10
بعد از تو زهرا، علی با سکوتش با مردم حرف میزد. حرفهایی از جنس درد.
سکوت
پدرانه
1
علی (ع) حالا هم پدر است هم مادر. شانه میکند موهای زینب را با دستان لرزان.
پدرانه
2
چقدر سخت است برای علی (ع) که ببیند حسین (ع) دنبال مادر میگردد و نیست.
پدرانه
3
حسن (ع) مرد خانه شده، اما علی (ع) میداند در دل کوچکش چه طوفانی است.
پدرانه
4
علی (ع) شبها مخفیانه گریه میکند تا کودکانش صدای شکستن بغضش را نشنوند.
پدرانه
5
بچهها دور بابا جمع میشوند، اما نگاه بابا خیره به جای خالی مادر است.
پدرانه
6
زینب (س) چادر مادر را سر میکند و دل علی (ع) هری میریزد. چقدر شبیه زهرا شدی بابا.
پدرانه
7
علی (ع) باید قوی باشد، برای زینبی که قرار است قهرمان کربلا شود.
پدرانه
8
سفره پهن میشود، اما جای یک نفر خالیست. لقمه در گلوی علی (ع) گیر میکند.
پدرانه
9
پدری که روزی در میدان جنگ میخروشید، حالا آرام بچهها را نوازش میکند و اشک میریزد.
پدرانه
10
یتیمی بچهها یک درد است، تنهایی علی (ع) هزار درد.
پدرانه
سکوت استراتژیک امیرالمؤمنین (ع)
دوران پس از شهادت حضرت زهرا (س)، دوران «صبر و سکوت» برای امیرالمؤمنین (ع) بود. ایشان برای حفظ نهال نوپای اسلام و جلوگیری از تفرقه، خار در چشم و استخوان در گلو صبر کردند. این غربت و تنهایی، انتخابی آگاهانه برای بقای دین بود، اما فشار روحی و عاطفی عظیمی بر ایشان وارد کرد که تاریخنویسان به آن اشاره کردهاند.
چاه؛ نماد تنهایی ولی خدا
تصویر حضرت علی (ع) که سر در چاه فرو میبرد و درد دل میکند، یکی از نمادینترین تصاویر غربت در تاریخ تشیع است. این نشان میدهد که جامعه آن روز مدینه، ظرفیت و لیاقت شنیدن دردهای ولی خدا را نداشت. چاه، مَحرم رازهایی شد که سینهی امام را میسوزاند؛ رازهایی از بیوفایی مردم و مظلومیت همسرش.
خانه بدون فاطمه (س)
خانه حضرت علی (ع) و فاطمه (س) کانون محبت و آرامش بود. با شهادت حضرت زهرا، این خانه به بیتالاحزان (خانه غمها) تبدیل شد. توصیف حال و هوای خانه، گریههای حسنین (ع) و نگاههای غمگین حضرت علی به در و دیوار خانه، بخش مهمی از ادبیات روضهی غربت امام علی (ع) را تشکیل میدهد.
تغییر رفتار مردم مدینه
پس از رحلت پیامبر (ص) و حوادث فاطمیه، فضای سیاسی و اجتماعی مدینه به شدت علیه اهل بیت تغییر کرد. تا جایی که طبق روایات، مردم حتی جواب سلام حضرت علی (ع) را نمیدادند. این بایکوت اجتماعی و انزوای تحمیلی، اوج مظلومیت فاتح خیبر و برادر پیامبر را نشان میدهد.
مسئولیت پدری در اوج مصیبت
حضرت علی (ع) پس از شهادت همسر، وظیفه سنگین مادری و پدری را همزمان بر عهده گرفتند. رسیدگی به فرزندان خردسال (حسن، حسین، زینب و امکلثوم) که شاهد صحنههای دردناکی بودند، نیازمند روحیهای قوی بود. غربت علی (ع) در مواجهه با سوالات و بهانهگیریهای فرزندان در نبود مادر، جانسوزترین بخش این ماجراست.
سوالات متداول
غربت حضرت علی (ع) به چه معناست؟
به معنای تنهایی، بی یاوری، سکوت اجباری و عدم درک ایشان توسط مردم زمانه پس از شهادت همسر و رحلت پیامبر.
چرا علی (ع) با چاه درد دل میکرد؟
زیرا هیچ گوش شنوایی در مدینه نبود که محرم اسرار ایشان باشد و ظرفیت شنیدن حقایق و دردهای ایشان را داشته باشد.
آیا حضرت علی بعد از حضرت زهرا ازدواج کردند؟
بله، بنا به وصیت خود حضرت زهرا (س) با امامه (نوه پیامبر) ازدواج کردند تا فرزندانشان بدون سرپرست نمانند، اما یاد زهرا هرگز فراموش نشد.
اصطلاح "خار در چشم و استخوان در گلو" یعنی چه؟
توصیف خود حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه از صبر تلخ و سختشان در دوران غربت و غصب خلافت.
بهترین کتاب برای مطالعه درباره غربت علی (ع) چیست؟
کتاب "کشتی پهلو گرفته" اثر سید مهدی شجاعی روایتی بسیار زیبا و ادبی از این دوران دارد.
چگونه غربت علی (ع) را در متن نشان دهیم؟
با اشاره به سلامهای بی جواب، تنهایی در نخلستان، نگاه به در سوخته و گریههای شبانه.
نقش یاران وفادار در این دوران چه بود؟
یارانی مثل سلمان، ابوذر و مقداد ماندند اما تعدادشان بسیار اندک بود و نمیتوانستند غربت عمومی را جبران کنند.
آیا حضرت علی در تشییع زهرا (س) تنها بود؟
بله، تشییع جنازه شبانه و با حضور تعداد انگشتشماری از خواص انجام شد که خود گویای اوج غربت است.
تاثیر شهادت زهرا بر ظاهر حضرت علی چه بود؟
روایات میگویند که ایشان پس از دفن زهرا (س) احساس پیری و ناتوانی کردند و فرمودند غم تو همیشگی است.