متن ادبی جهان صحنه نمایش است (روز جهانی تئاتر) 1405

27 مارس

جهان و صحنه

1

جهان صحنه ای است عظیم و ما همه بازیگران آن هستیم؛ هر کس نقشی دارد و نوبتی، و خوشا آنکه نقشش را زیبا بازی کند.

جهان و صحنه
2

پرده ها بالا میرود با گریه تولد، و پایین می آید با سکوت مرگ؛ و در این فاصله، ماییم و نمایشی که باید بداهه بازی کنیم.

جهان و صحنه
3

کارگردان این نمایش خداوند است که نقش ها را بر اساس حکمت تقسیم کرده؛ یکی پادشاه، یکی گدا، اما ملاک برتری، زیبایی بازی است نه لباس نقش.

جهان و صحنه
4

صحنه زندگی جای تمرین نیست؛ هر لحظه اجرای اصلی است و هیچ برداشتی تکرار نمیشود. مراقب دیالوگ هایمان باشیم.

جهان و صحنه
5

ما میرویم اما صحنه باقیست؛ نقش های مثبت و منفی ماست که در حافظه تماشاگران تاریخ میماند.

جهان و صحنه

نقاب و چهره

1

در تئاتر زندگی، گاهی فراموش میکنیم کدام چهره واقعی ماست و کدام نقاب بازیگری مان.

نقاب و چهره
2

روز جهانی تئاتر روزی است برای برداشتن نقاب ها و روبرو شدن با حقیقت عریان خویش.

نقاب و چهره
3

هنرمند واقعی آن است که روی صحنه نقش بازی کند، اما در زندگی واقعی خود باشد، بی ریا و بی نقاب.

نقاب و چهره
4

گریم ها پاک میشوند، نورها خاموش میشوند، و تنها چیزی که میماند، صداقت چشمان بازیگر است.

نقاب و چهره
5

گاهی بازیگران روی صحنه صادق تر از مردمان کوچه و بازارند؛ چون آنها دروغ میگویند تا حقیقتی را آشکار کنند.

نقاب و چهره

تراژدی و کمدی

1

زندگی آمیخته ای از کمدی و تراژدی است؛ هنر آن است که در تراژدی امید را گم نکنیم و در کمدی، وقار را.

تراژدی و کمدی
2

ما قهرمانان داستان خود هستیم؛ نگذاریم سختی های روزگار، ژانر زندگی مان را به شکست تغییر دهد.

تراژدی و کمدی
3

خنده و گریه، دو روی سکه نمایش زندگی اند. هیچکدام پایدار نیست، پس نه مغرور شو و نه ناامید.

تراژدی و کمدی
4

گاهی باید به ریش مشکلات خندید، انگار که تماشاچی یک نمایش کمدی ابزورد هستیم.

تراژدی و کمدی
5

بزرگترین تراژدی زندگی، بازی نکردن نقش خویش و تقلید کورکورانه از دیگران است.

تراژدی و کمدی

دیالوگ های ماندگار

1

دیالوگ های زندگی ات را چنان انتخاب کن که اگر روزی پرده افتاد، پژواک کلامت نیکی باشد و بس.

دیالوگ های ماندگار
2

سکوت هم بخشی از بازی است؛ گاهی یک مکث طولانی، گویاتر از هزاران خط دیالوگ است.

دیالوگ های ماندگار
3

بهترین بازیگران کسانی هستند که خوب گوش میدهند تا به موقع پاسخ دهند؛ در زندگی نیز شنونده خوبی باشیم.

دیالوگ های ماندگار
4

نوبت توست که به وسط صحنه بیایی؛ حرفی بزن که ارزش شنیدن داشته باشد، و کاری کن که ارزش دیدن.

دیالوگ های ماندگار
5

خداوند به همه ما تریبونی داده است؛ برخی با آن نفرت می پراکنند و برخی بذر عشق میکارند. انتخاب با توست.

دیالوگ های ماندگار

پایان نمایش

1

وقتی نمایش تمام میشود، مهم نیست چقدر دست زدند، مهم این است که کارگردان از تو راضی باشد.

پایان نمایش
2

مرگ پایان کبوتر نیست، پایان نقش آفرینی در این دنیا و آغاز نقشی جاودانه در سرای دیگر است.

پایان نمایش
3

خوشا به حال آنان که وقتی صحنه را ترک میکنند، ردپایی از نور و محبت به جا میگذارند.

پایان نمایش
4

بازیگران بزرگ نمیمیرند، در نقش هایشان تکثیر میشوند. شهیدان، اسطوره های ابدی صحنه تاریخ اند.

پایان نمایش
5

روز تئاتر مبارک باد بر آنان که زندگی را هنرمندانه زیستند و عاشقانه صحنه را ترک کردند.

پایان نمایش

فلسفه جهان همچون نمایش

تشبیه دنیا به صحنه تئاتر، ریشه در ادبیات و فلسفه کهن دارد. شکسپیر میگوید: تمام جهان صحنه است و همه مردان و زنان تنها بازیگران آنند. این دیدگاه به ما یادآوری میکند که مقام، ثروت و جایگاه دنیوی تنها لباس های عاریه ای برای نقشی موقت هستند و آنچه اصالت دارد، روح انسان و نحوه ایفای نقش انسانیت است.

نقش خدا به عنوان کارگردان هستی

در نگاه توحیدی، خداوند کارگردان حکیم هستی است که سناریوی خلقت را نگاشته است. انسان خلیفه خدا روی زمین است و وظیفه دارد نقشی را که به او سپرده شده (بندگی و آبادانی) به بهترین نحو ایفا کند. باور به نظارت کارگردان، باعث میشود بازیگر (انسان) تمام تلاش خود را برای اجرایی بی نقص به کار گیرد.

تکرار ناپذیری لحظات زندگی

تفاوت بزرگ تئاتر زندگی با تئاتر صحنه ای در این است که در زندگی دکمه بازگشت و تمرین وجود ندارد. هر لحظه که میگذرد، ضبط میشود و به آرشیو ابدیت میپیوندد. این متن های ادبی تلنگری هستند تا قدر لحظه اکنون را بدانیم و با دقت و مسئولیت بیشتری زندگی کنیم.

نقاب ها و دورویی های اجتماعی

تئاتر با استفاده از ماسک (پرسونا) آغاز شد. واژه شخصیت (Personality) نیز از کلمه پرسونا به معنای نقاب می آید. متون ادبی روز تئاتر، ما را به چالش میکشند که آیا در زندگی واقعی خودمان هستیم یا پشت نقاب های اجتماعی پنهان شده ایم؟ صداقت، برداشتن نقاب در برابر حقیقت است.

شهادت؛ اوج هنرنمایی در صحنه زندگی

اگر زندگی صحنه امتحان است، شهدا بهترین بازیگران این صحنه اند که با نثار جان خود، زیباترین پایان بندی را رقم زدند. آنها نشان دادند که قهرمان بودن در سناریوی الهی، نیازمند گذشتن از تعلقات و ایفای نقش ایثار است. هنر آنها، هنر خوب زیستن و خوب مردن بود.

سوالات متداول

جمله معروف تمام جهان صحنه است از کیست؟
این جمله مشهور از ویلیام شکسپیر در نمایشنامه آنطور که دوست دارید است، اما مفهوم آن در ادبیات عرفانی ما نیز سابقه دارد.
منظور از اینکه زندگی صحنه یکبار مصرف است چیست؟
یعنی فرصت زندگی تکرار نمیشود و ما نمیتوانیم به عقب برگردیم و اشتباهات را پاک کنیم، پس باید در لحظه درست عمل کنیم.
پرسونا در تئاتر به چه معناست؟
پرسونا در اصل به معنای ماسک یا نقابی است که بازیگران یونان باستان بر چهره میزدند و ریشه کلمه شخصیت است.
چه درسی میتوان از تئاتر برای زندگی گرفت؟
همکاری تیمی، خوب شنیدن، حضور در لحظه، و اینکه هر نقشی (کوچک یا بزرگ) در کل اثر اهمیت دارد.
ارتباط روز تئاتر با مفاهیم مذهبی چیست؟
مفاهیمی مثل دنیا به عنوان محل آزمون (صحنه) و نظارت خداوند (تماشاگر و داور) قرابت زیادی با تمثیل تئاتر دارد.
آیا ما انتخاب کننده نقش خود در زندگی هستیم؟
ما شرایط جبری (محل تولد، والدین) را انتخاب نمیکنیم (متن نمایشنامه)، اما نحوه واکنش و رفتار ما (شیوه بازی) در اختیار خودمان است.
بداهه پردازی در زندگی به چه معناست؟
یعنی آمادگی برای روبرو شدن با اتفاقات غیرمنتظره و نشان دادن واکنش خلاقانه و درست بدون آمادگی قبلی.
چرا پایان نمایش مهم است؟
چون آخرین تصویری که در ذهن تماشاگر میماند، پایان بندی است؛ در زندگی نیز عاقبت بخیری مهمترین مسئله است.
نقش سیاه بازی در فرهنگ ایران چیست؟
سیاه بازی یا نمایش روحوضی، با زبان طنز و انتقادی، مشکلات جامعه را بیان میکرد و صدای مردم عادی بود.
زیباترین نقش در صحنه زندگی چیست؟
نقش بندگی خدا و خدمت به خلق، که ماندگارترین و پرافتخارترین نقش است.
WordAbyss - متن ادبی دنیا صحنه نمایش است | روز جهانی تئاتر 1405