هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچهایم.
اشعار ناب منطقالطیر
2
گفت ما را هفت وادی در ره است / چون گذشتی هفت وادی، درگه است.
اشعار ناب منطقالطیر
3
وادی اول طلب باشد یقین / وادی دوم فنا و بار دین.
اشعار ناب منطقالطیر
4
بعد از این وادی عشق آید پدید / غرق آتش شد کسی کانجا رسید.
اشعار ناب منطقالطیر
5
چون شود سالک به وادی فنا / باز گردد در دو عالم زو صدا.
اشعار ناب منطقالطیر
6
صد هزاران سایه جاوید، تو / گم شده در سایه خورشید، تو.
اشعار ناب منطقالطیر
7
چون نگه کردند آن سی مرغ زود / بی شک این سی مرغ، آن سیمرغ بود.
اشعار ناب منطقالطیر
8
هر که در دریای کل، گمبوده شد / دایما گمبودهِ آسوده شد.
اشعار ناب منطقالطیر
9
جان و دل پر درد دارم، هم تو دانی هم تو دار / هر که را دردیست، درمان هم تو دانی هم تو دار.
اشعار ناب منطقالطیر
10
ای درونت جان جانان، آشتی / وی برونت، چشم حیران آشتی.
اشعار ناب منطقالطیر
11
گر تو هستی مرد راه و مرد دین / رو قدم نه در ره و الله بین.
اشعار ناب منطقالطیر
12
تا نگردی مرد صاحب درد تو / در صف مردان نباشی مرد تو.
اشعار ناب منطقالطیر
13
عشق را بنیاد بر ناکامی است / هر که زین شیوه نلابد عامی است.
اشعار ناب منطقالطیر
14
عالم پروانه پر آتش بود / حقِ پروانه، چنین خوشکش بود.
اشعار ناب منطقالطیر
15
چون دلت شد واقف اسرار حق / خویشتن را دار در کار حق.
اشعار ناب منطقالطیر
16
گر تو جانی، جانِ جانانست او / ور تو دردی، دردِ درمانست او.
اشعار ناب منطقالطیر
17
هر که او در راهِ ما دم میزند / بر درِ ما، حلقه ماتم میزند.
اشعار ناب منطقالطیر
18
کفر کافر را و دین دیندار را / ذرهای دردت، دل عطار را.
اشعار ناب منطقالطیر
19
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت / بنگر که از کجا به کجا میفرستمت.
اشعار ناب منطقالطیر
20
گر تو را سیمرغ باید، سایه باش / سایه خورشید را همسایه باش.
اشعار ناب منطقالطیر
متنهای ادبی و عرفانی
1
سفر مرغان به سوی سیمرغ، حکایت سفر جان انسان است از خاک به افلاک، از کثرت به وحدت، و از خود به خدا.
متنهای ادبی و عرفانی
2
در منطقالطیر، هدهد پیر راه است و راهبر؛ نماد پیامبری که جانهای خفته را بیدار میکند و نوید سیمرغ میدهد.
متنهای ادبی و عرفانی
3
سیمرغ عطار، حقیقتی دوردست نیست؛ آینهای است که اگر غبار از دل بزدایی، تصویر خود را که پرتوی از اوست، در آن خواهی دید.
متنهای ادبی و عرفانی
4
هفت وادی عطار، هفت مرحله سلوک است: از طلب آغاز میشود، در عشق شعله میکشد، به معرفت میرسد و در فنا پایان مییابد.
متنهای ادبی و عرفانی
5
عطار به ما میآموزد که بزرگترین مانع پرواز، دلبستگیهای حقیر است؛ یکی اسیر دانه است و دیگری گرفتار لانه.
متنهای ادبی و عرفانی
6
وقتی سی مرغ به قاف رسیدند، دیدند که سیمرغ همان سی مرغ است؛ یعنی خدا را نه در آسمانها، که در عمق جان پاک خود باید جست.
متنهای ادبی و عرفانی
7
وادی استغنا، جایی است که سالک از هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است؛ نه از تحسین شاد میشود و نه از سرزنش غمگین.
متنهای ادبی و عرفانی
8
در وادی حیرت، عقل انگشت به دهان میماند؛ چرا که زبان عشق، زبان استدلال نیست، زبان سوختن است.
متنهای ادبی و عرفانی
9
عطار نیشابوری با زبان پرندگان سخن گفت تا رازهای مگو را فاش کند؛ رازهایی که جز محرم اسرار نمیفهمد.
متنهای ادبی و عرفانی
10
پرواز، قانون پرنده است، اما پرواز روح، قانون عاشق است. عطار قانونگذار این عشق آسمانی است.
متنهای ادبی و عرفانی
11
هر پرنده در منطقالطیر نماد تیپی از انسانهاست: بلبل عاشق گل (جمال ظاهری)، طاووس خواهان بهشت (پاداش)، و هدهد طالب حق.
متنهای ادبی و عرفانی
12
درد، کلید گنجینه اسرار عطار است. او معتقد است که بیدردی، بزرگترین بیماری روح انسان است.
متنهای ادبی و عرفانی
13
وادی فقر و فنا، آخرین منزلگاه است؛ جایی که قطره به دریا میپیوندد و دیگر قطره نیست، خود دریاست.
متنهای ادبی و عرفانی
14
حکایت شیخ صنعان، اوج هنر داستانپردازی عطار است که نشان میدهد در راه عشق، گاه باید از آبرو و ایمان ظاهری نیز گذشت.
متنهای ادبی و عرفانی
15
عطار میگوید: تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت. این یعنی توکل و تسلیم محض.
متنهای ادبی و عرفانی
16
زبان عطار، زبان آتش است؛ کلماتش جان را میسوزاند تا ناخالصیها از میان برود و زرِ نابِ وجود باقی بماند.
متنهای ادبی و عرفانی
17
بزرگداشت عطار، بزرگداشت انسانیت گمشدهای است که در هیاهوی دنیای مدرن، راه قاف را فراموش کرده است.
متنهای ادبی و عرفانی
18
منطقالطیر نقشه راهی است برای آنان که نمیخواهند در قفس تن بمانند و سودای آسمان در سر دارند.
متنهای ادبی و عرفانی
19
عطار طبیبی است که نسخه شفابخش او برای دردهای روحی، معجونی از عشق، معرفت و فنا است.
متنهای ادبی و عرفانی
20
امروز روز عطار است؛ روزی برای پرکشودن از قفس عادتها و بال گشودن در آسمان معنا.
متنهای ادبی و عرفانی
حکایات کوتاه منطقالطیر
1
حکایت آن پادشاه که به غلام خود گفت: هر چه خواهی از من بخواه، جز پادشاهی و خدایی. غلام گفت: من چیزی خواهم که نه پادشاهی است و نه خدایی، من «تو» را خواهم.
حکایات کوتاه منطقالطیر
2
داستان آن دیوانه که در ویرانه میگشت و میگفت: خدایا، اگر مرا نمیخواستی، چرا آفریدی؟ هاتفی آواز داد: تا بدانی که ما هر چه خواهیم کنیم و تو را نرسد که چون و چرا کنی.
حکایات کوتاه منطقالطیر
3
حکایت سیمرغ که پری از او در چین افتاد و غوغایی در جهان به پا شد؛ هر کس نقشی از آن پر دید و عاشق شد، اما خود سیمرغ را کسی ندید.
حکایات کوتاه منطقالطیر
4
قصه پروانگان که جمع شدند تا شمع را ببینند. یکی رفت و از دور دید، دیگری رفت و نزدیک شد، سومی رفت و در آتش شد. آن که سوخت، خبر آورد، اما خبری که گفتنی نبود.
حکایات کوتاه منطقالطیر
5
داستان شیخ صنعان که پیری زاهد بود و پنجاه سال عبادت کرده بود، اما با یک نگاه دل به دختر ترسا باخت و خوکبانی کرد تا بداند که تکیه بر زهد خویش خطاست.
حکایات کوتاه منطقالطیر
6
حکایت آن مرد که در چاه افتاده بود و مینالید. کسی گفت: شکر کن که در چاهی نه در چاهی عمیقتر. مرد گفت: بدتر از این چیست؟ گفت: آنکه فراموش کنی خدایی داری.
حکایات کوتاه منطقالطیر
7
قصه هدهد و سلیمان؛ که هدهد گفت: ای سلیمان، اگرچه تو پادشاهی، اما من خبری دارم که تو نداری. و آن خبر از ملکه سبا بود. علم به بزرگی جثه نیست.
حکایات کوتاه منطقالطیر
8
حکایت طاووس که به هدهد گفت: من سیمرغ را نمیخواهم، من بهشت را میخواهم. هدهد گفت: بهشت پرتوی از سیمرغ است، صاحب خانه را بخواه، نه خانه را.
حکایات کوتاه منطقالطیر
9
داستان خفاشان که خورشید را منکر شدند، چون چشمانشان تاب دیدن نور را نداشت. حقیقت خورشید با انکار خفاش خاموش نمیشود.
حکایات کوتاه منطقالطیر
10
قصه آن مورچه که قلمی را دید که مینوشت و گمان کرد قلم خود مینویسد، غافل از آنکه دستی قلم را میگرداند و جانی دست را فرمان میدهد.
حکایات کوتاه منطقالطیر
تک بیتهای ناب
1
مرد راهی؟ مرد را دردی باید / درد را در مرد، ناوردی باید.
تک بیتهای ناب
2
تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست.
تک بیتهای ناب
3
گر تو هستی مرد راه و مرد دین / رو قدم نه در ره و الله بین.
تک بیتهای ناب
4
چون تو برگردی و در خود بنگری / عرش و فرش و کعبه در خود بنگری.
تک بیتهای ناب
5
خویش را در بحر عرفان غرق کن / در تمنای وصالش برق کن.
تک بیتهای ناب
منطقالطیر؛ شاهکار عرفانی عطار
«منطقالطیر» یا مقامات طیور، یکی از برجستهترین منظومههای تمثیلی و عرفانی در ادبیات فارسی است که توسط شیخ فریدالدین عطار نیشابوری سروده شده است. این اثر که حدود ۴۵۰۰ بیت دارد، داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هدهد برای یافتن پادشاهشان، سیمرغ، را روایت میکند. منطقالطیر تنها یک داستان نیست، بلکه نقشهای دقیق از مراحل سیر و سلوک عرفانی است که سالک (مسافر راه حق) باید برای رسیدن به کمال طی کند.
نمادشناسی پرندگان در منطقالطیر
در این منظومه، هر پرنده نماد قشر خاصی از انسانها و دلبستگیهای دنیوی آنهاست. هدهد نماد پیر راهنما و مرشد است. بلبل نماد عاشقان جمال ظاهری است که به عشق گل گرفتارند. طاووس نماد اهل ظاهر است که عبادت را برای رسیدن به بهشت میخواهند. باز نماد اهل قدرت و مقام است. مرغابی نماد کسانی است که غرق در پاکی ظاهری (آب) هستند اما از باطن غافلاند. عطار با نقد بهانههای هر یک از این پرندگان، موانع رشد روحی انسان را آشکار میکند.
هفت شهر عشق (هفت وادی)
مهمترین بخش منطقالطیر، شرح هفت وادی یا مرحلهای است که مرغان باید از آنها بگذرند. این وادیها عبارتند از: ۱. طلب (خواستن و جستجو)، ۲. عشق (اشتیاق سوزان)، ۳. معرفت (شناخت)، ۴. استغنا (بینیازی از غیر خدا)، ۵. توحید (دیدن یکی در همه چیز)، ۶. حیرت (سرگشتگی در عظمت حق)، و ۷. فقر و فنا (نیستی خود و هستی در خدا). عبور از این مراحل، نیازمند رها کردن تمام تعلقات و آمادگی برای فنا شدن در حقیقت مطلق است.
سیمرغ و فلسفه وحدت وجود
پایانبندی منطقالطیر یکی از شگفتانگیزترین مفاهیم عرفانی را در خود جای داده است. از هزاران پرندهای که سفر را آغاز کردند، تنها سی مرغ به قاف (مقصد) میرسند. در آنجا وقتی در آینه حقیقت مینگرند، میبینند که سیمرغ (پادشاه جهان) چیزی جز تصویر خودِ آنها (سیمرغ) نیست. این تمثیل بیانگر نظریه «وحدت وجود» است؛ به این معنا که خداوند جدا از مخلوقات نیست و اگر انسان حجابهای نفسانی را کنار بزند، درمییابد که جوهر وجودی او متصل به خداوند است.
تاثیر منطقالطیر بر ادبیات جهان
منطقالطیر عطار نه تنها بر شاعران بزرگ ایرانی مانند مولانا و جامی تاثیر گذاشت، بلکه در ادبیات جهانی نیز بازتاب داشته است. خورخه لوئیس بورخس، نویسنده شهیر آرژانتینی، شیفته داستان سیمرغ بود و پیتر بروک، کارگردان مشهور تئاتر، نمایشی بر اساس این اثر خلق کرد. پیام جهانی عطار درباره سفر درونی و خودشناسی، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است.
سوالات متداول
هفت وادی عرفان در منطقالطیر کدامند؟
هفت وادی به ترتیب عبارتند از: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر و فنا.
سیمرغ در منطقالطیر نماد چیست؟
سیمرغ نماد خداوند، حقیقت مطلق و کمال است که سالکان طریق حق به جستجوی او میپردازند.
هدهد در داستان منطقالطیر چه نقشی دارد؟
هدهد نماد رهبر، مرشد و پیر طریقت است که پرندگان دیگر را هدایت میکند و پاسخگوی شبهات و بهانههای آنان است.
چرا نام کتاب منطقالطیر است؟
«منطقالطیر» اصطلاحی قرآنی به معنای «زبان پرندگان» است که به حضرت سلیمان (ع) نسبت داده شده و عطار این نام را برای کتاب خود برگزیده است.
چند پرنده به سیمرغ رسیدند؟
از میان هزاران پرنده، تنها «سی مرغ» توانستند سختیهای راه را تحمل کنند و به مقصد برسند.
مشهورترین داستان فرعی منطقالطیر چیست؟
داستان «شیخ صنعان و دختر ترسا» که حکایت پیری زاهد است که گرفتار عشق زمینی میشود و در نهایت با توبه به اصل خویش بازمیگردد.
پیام اصلی بیت «هفت شهر عشق را عطار گشت...» چیست؟
این بیت از مولانا است و بیانگر مقام والای عرفانی عطار است که تمام مراحل سلوک را طی کرده، در حالی که دیگران هنوز در ابتدای راه هستند.
عطار در منطقالطیر چه چیزی را نقد میکند؟
عطار با زبان پرندگان، دلبستگیهای انسان به مقام، ثروت، ظاهر، و حتی زهد ریایی را نقد میکند و دعوت به اخلاص و فنا میکند.
وادی طلب چه ویژگیهایی دارد؟
در این وادی، سالک احساس کمبود میکند و با درد و اشتیاق به جستجوی حقیقت میپردازد و از آسایش دست میکشد.
معنی «فنا» در وادی هفتم چیست؟
فنا به معنای نابودی نیست، بلکه به معنای محو شدن «من» و نفسانیت انسان در عظمت خداوند است، مانند قطرهای که در دریا گم میشود.