شمر نمیدانست که عباس، فانی در حسین است. اماننامه آورد برای کسی که تمام هستیاش را نذر نگاه برادر کرده است. زهی خیال باطل!
حماسی
2
کاغذ اماننامه را پاره نکرد، تاریخ ننگین کوفه را پاره کرد. عباس فریاد زد: بریده باد دستانی که برای من امان میآورند اما پسر فاطمه در امان نیست.
حماسی
3
به عباس گفتند: تو در امانی. خندید و گفت: امان از آتش دوزخ؟ بدون حسین، بهشت هم برای من جهنم است.
حماسی
4
اماننامه شمر، سند بیآبرویی دشمن بود و سند ولایتمداری عباس. او نشان داد که بصیرت یعنی؛ تشخیصِ راهِ حق در غبارِ فتنه.
حماسی
5
شمر با یک کاغذ آمد، عباس با یک کوه غیرت پاسخ داد. لعنت خدا بر آن اماننامه که میخواست ماه را از خورشید جدا کند.
حماسی
6
غیرت الله به جوش آمد. چگونه جرأت کردند به فرمانده سپاه حسین پیشنهاد سازش دهند؟ عباس یعنی؛ نه به تحریم، نه به ذلت، نه به اماننامه.
حماسی
7
آن روز عباس فقط به شمر «نه» نگفت؛ به تمام تاریخ درس داد که در مکتب عشق، امنیتِ بدونِ امام، عینِ ناامنی است.
حماسی
8
دستهایش را مشت کرد و فریاد زد: اف بر تو ای شمر! مرا به زنده ماندن دعوت میکنی در حالی که فرزند رسول خدا در محاصره است؟
حماسی
9
عباسِ علی، تربیت شدهی دامان امالبنین است. مادری که به او آموخت: مبادا حسین را تنها بگذاری. اماننامه در برابر شیرِ حیدر، کاغذی پاره بیش نبود.
حماسی
10
تاریخ ایستاد و تماشا کرد. بزرگترین آزمون وفاداری. و عباس، سربلندترین شاگرد مکتب ولایت شد.
حماسی
احساسی
1
دلم میلرزد وقتی تصور میکنم شمر صدایت زد. چه آشوبی شد در دلت آقا؟ حتما نگاهی به خیمه زینب انداختی و گفتی: من و جدایی از شما؟ هرگز.
احساسی
2
اماننامه را که دید، یاد غربت علی افتاد. یاد تنهایی حسن. گفت: این بار نمیگذارم تاریخ تکرار شود. حسین تنها نمیماند.
احساسی
3
آقا جان، تو اماننامه را رد کردی تا ما یاد بگیریم هیچ مصلحتی بالاتر از ماندن در کنار ولی خدا نیست.
احساسی
4
عباس جان، آن لحظه که شمر صدایت کرد، شاید کودکان حرم ترسیدند که نکند عمو برود... اما تو با نهیبت، دل خیمهها را قرص کردی.
احساسی
5
لعنت به دنیایی که بدون تو به من امان دهد. این جملهای بود که در نگاه خشمگین عباس موج میزد.
احساسی
6
تو ماه بنیهاشمی، شمر میخواست تو را به تاریکی دعوت کند. مگر نور از منبعش جدا میشود؟
احساسی
7
اماننامه شمر، تیری بود که قبل از عاشورا به قلب عباس خورد. تیرِ تهمتِ احتمالِ خیانت. و عباس با وفایش آن را شکست.
احساسی
8
ای کاش ما هم وقتی دنیا برایمان اماننامه میفرستد؛ اماننامه پول، مقام، آسایش... مثل تو فریاد بزنیم: ما با حسینیم.
احساسی
9
برادرم، سرورم، آقایم... عباس در آن لحظه تمام واژههای ارادت را نثار حسین کرد تا ثابت کند پیوندشان خونی نیست، الهی است.
احساسی
10
پاسخ عباس به اماننامه، زیباترین «نه» تاریخ بود. نه به ظلم، برای آری گفتن به عشق.
احساسی
کوتاه_کوبنده
1
اماننامه؟ شوخی تلخی بود با کوه غیرت.
کوتاه_کوبنده
2
دست رد عباس به سینه شمر، سیلی محکمی بر صورت نفاق بود.
کوتاه_کوبنده
3
عباس اماننامه را ندید، غربت حسین را دید.
کوتاه_کوبنده
4
ما فرزندان همان عباسیم؛ اماننامه دشمن را پاره میکنیم.
کوتاه_کوبنده
5
امنیت من در کنار حسین است، نه در اماننامه یزید.
کوتاه_کوبنده
6
بریده باد دستی که بی حسین برایم امان بنویسد.
کوتاه_کوبنده
7
اماننامه شمر، آزمون بصیرت بود و عباس پیروز شد.
کوتاه_کوبنده
8
غیرت عباس، اماننامه را خاکستر کرد.
کوتاه_کوبنده
9
من علمدارم، نه امانخواه.
کوتاه_کوبنده
10
عباس ماند و تاریخ را حسینی کرد.
کوتاه_کوبنده
ماجرای اماننامه شمر در عصر تاسوعا
در عصر روز تاسوعا، شمر بن ذیالجوشن که نسبت خویشاوندی دوری با حضرت امالبنین (مادر حضرت عباس) داشت، خود را به نزدیکی خیمههای امام حسین (ع) رساند و فریاد زد: «خواهرزادگان ما کجایند؟». او اماننامهای از عبیدالله بن زیاد گرفته بود تا حضرت عباس و برادرانش را از سپاه امام جدا کند. حضرت عباس (ع) ابتدا اعتنایی نکردند، اما با دستور امام حسین (ع) پاسخ او را دادند و با خشم فرمودند: «خدا تو و اماننامهات را لعنت کند. آیا به ما امان میدهی در حالی که پسر رسول خدا در امان نیست؟»
درس ولایتمداری و رد سازش
حرکت حضرت عباس (ع) در رد اماننامه، یکی از بزرگترین درسهای سیاسی و اعتقادی عاشوراست. این واقعه نشان میدهد که یک پیرو واقعی ولایت، هرگز فریب وعدههای دشمن (مانند امنیت، رفاه یا مقام) را نمیخورد و امنیتِ بدونِ رهبر الهی را ذلت میداند. حضرت عباس ثابت کرد که بصیرت یعنی شناخت اولویتها و فدا کردن منافع شخصی برای اهداف عالی دینی.
نقش تربیت حضرت امالبنین (س)
ادب و وفاداری حضرت عباس (ع) ریشه در تربیت مادری دارد که کنیز حضرت زهرا (س) بودن را افتخار میدانست. امالبنین (س) به فرزندانش آموخته بود که حسین (ع) «امام» است، نه فقط «برادر». رد اماننامه شمر، نتیجهی سالها تربیتی بود که در آن، اطاعت از ولی خدا اصل اول زندگی بود.
تفاوت غیرت دینی با تعصب
خشم حضرت عباس (ع) در برابر شمر، خشم مقدس و غیرت دینی بود، نه تعصب کورکورانه. ایشان میدانستند که پذیرش اماننامه یعنی تضعیف جبهه حق و تنها گذاشتن امام زمان. بنابراین با قاطعیت و صلابت برخورد کردند تا دشمن حتی خیال خام نفوذ را به ذهن راه ندهد.
پیام اماننامه برای امروز
امروز نیز دشمنان با ابزارهای مختلف (تحریم، وعده، جنگ نرم) برای ملتهای آزاده اماننامه میفرستند. پیام تاسوعا این است که راه نجات و عزت، نه در اعتماد به اماننامههای دروغین دشمن، بلکه در ایستادگی و مقاومت حول محور ولایت است. «هیهات منا الذله» در رد اماننامه تجلی یافت.
سوالات متداول
اماننامه شمر چه بود؟
نامهای از طرف عبیدالله بن زیاد که در آن به حضرت عباس و برادرانش وعده امنیت و زنده ماندن داده شده بود، به شرط ترک امام حسین (ع).
چرا شمر برای حضرت عباس اماننامه آورد؟
چون شمر و مادر حضرت عباس (امالبنین) هر دو از قبیله بنیکلاب بودند و نسبت خویشاوندی داشتند.
پاسخ حضرت عباس به شمر چه بود؟
فرمود: بریده باد دستانت و لعنت بر آنچه آوردی. آیا ما را امان میدهی و پسر رسول خدا در امان نیست؟
این واقعه در چه روزی اتفاق افتاد؟
عصر روز نهم محرم (تاسوعا).
آیا حضرت عباس وسوسه شد؟
هرگز. ایشان با خشم و نفرت به این پیشنهاد نگاه کردند و آن را توهین به خود دانستند.
درس اصلی رد اماننامه چیست؟
وفاداری مطلق به ولایت و عدم سازش با دشمن، حتی در سختترین شرایط.
رابطه امالبنین و شمر چه بود؟
آنها همقبیله بودند، نه خواهر و برادر تنی. در فرهنگ عرب به همقبیلهای دایی یا خاله میگفتند.
چرا امام حسین فرمود جواب شمر را بده؟
تا حجت بر دشمن تمام شود و ماهیت پلید پیشنهاد شمر و وفاداری عباس برای تاریخ ثبت گردد.
آیا برادران دیگر حضرت عباس هم بودند؟
بله، جعفر، عبدالله و عثمان (برادران تنی عباس) نیز همراه او اماننامه را رد کردند.
بهترین متن برای استوری در این مورد چیست؟
«امنیت من در کنار حسین است، لعنت بر اماننامه تو».