چه زود دیر شد... انگار همین دیروز بود که ماه رمضان سلام کرد. و من هنوز همان آدمِ اول ماهم. قدرِ قَدر را ندانستم.
دلنوشته حسرت
2
خدایا! سفره را جمع نکن، من هنوز گرسنهام. همه سیر شدند از رحمتت، جز من که بازیگوشی کردم و دیر رسیدم.
دلنوشته حسرت
3
شبهای قدر تمام شد و من ماندم و کوهی از حسرت. حسرتِ یک «یا رب»ِ خالصانه، حسرتِ یک قطره اشکِ با معرفت.
دلنوشته حسرت
4
آی مردم! خوش به حالتان که بارتان را بستید. من اما... دستم خالی و دلم پر از شرمندگی است. خدایا به آبروی آنها مرا هم بپذیر.
دلنوشته حسرت
5
صدای نقارههای وداع میآید. و من مثل شاگرد تنبلی که مشقهایش را نلوشته، سرم پایین است. خدایا! ارفاق میکنی؟
دلنوشته حسرت
6
قدر ندانستم... این بزرگترین اعتراف امشب من است. نفهمیدم چه گنجی بود و چطور از دستم سُر خورد.
دلنوشته حسرت
7
همه رفتند و در خانه خدا خلوت شد. حالا من ماندم و تنهایی و بغض. خدایا! جاماندهها را بیشتر تحویل میگیری؟
دلنوشته حسرت
8
ای کاش میشد زمان را به عقب برگرداند. به شب نوزدهم، به اولِ الغوث. افسوس که زمان بیرحم است.
دلنوشته حسرت
9
خدایا! در پروندهام ننویس «غافل». بنویس «نادان». ندانستم و باختم. اما تو برنده مطلق رحمتی، بر من ببخش.
دلنوشته حسرت
10
به پایان آمد این رویا... و من هنوز بیدارم در کابوسِ غفلت. خدایا! قبل از مرگ بیدارم کن.
دلنوشته حسرت
مناجات جامانده
1
خدایا! میگویند کریم، گدای سمج را دوست دارد. من همان گدایم که دیر آمده اما ول کن نیست.
مناجات جامانده
2
یارب! اگرچه ظرفم خالی است و وقت تمام، اما تو خدایِ لحظههای آخری. خدایِ دقیقه نود. کاری کن برایم.
مناجات جامانده
3
سرم را به دیوار کویت میکوبم از ندامت. چرا خوابیدم وقتی بخت بیدار بود؟ چرا سکوت کردم وقتی باید فریاد میزدم؟
مناجات جامانده
4
مولای من! اگر مرا با دست خالی برگردانی، ملائکه چه میگویند؟ نمیگویند این بود بندهای که به کرمت ناز میکرد؟
مناجات جامانده
5
خدایا! این اشکهای حسرتِ دقیقه نود را به جای خوندلهایِ اولِ وقت قبول کن. جنسش از پشیمانی است.
مناجات جامانده
6
آمدهام بگویم غلط کردم که قدر ندانستم. و میدانم که آغوشت برای «غلط کردم»ها همیشه باز است.
مناجات جامانده
7
نه رویِ رفتن دارم و نه پایِ ماندن. ماندهام بینِ خوف و رجا. خدایا! کفه امیدم را سنگینتر کن.
مناجات جامانده
8
خدایا! به اشکهای امام زمان (عج) در این شبها سوگند، غفلتِ مرا به لطفِ خودت ببخش و جبران کن.
مناجات جامانده
9
من باختم... قبول. اما تو نگذار بازنده بمانم. دستم را بگیر و از لجنزارِ غفلت بیرونم بکش.
مناجات جامانده
10
ای مشتریِِ جنسهایِ بنجل! دلِ شکستهیِ من هم خریدار دارد؟ یا باید دور بیندازمش؟
مناجات جامانده
شرمندگی
1
شرمندهام خدا... که قرآن را به سر گرفتم اما در دلم نگرفتم.
شرمندگی
2
شرمندهام که هزار بار اسمت را صدا زدم (جوشن کبیر) اما یک بار صدایت را نشنیدم.
شرمندگی
3
از خودم خجالت میکشم که تو مهمانی دادی و من آدابِ مهمانی را بلد نبودم.
شرمندگی
4
خدایا! چه بگویم که آبرویم نرود؟ همه بویِ عطرِ دعا میدهند و من بویِ ناِ خواب.
شرمندگی
5
سرافکندهام پیشِ ملائکهات. آمدند و دیدند دلم جایِ دیگری است. خدایا! تو آبروداری کن.
شرمندگی
6
شرمساری یعنی بدانی فرصت طلایی بود و مفت از دست دادی. خدایا! این آتشِ شرم را با آبِ رحمتت خاموش کن.
شرمندگی
7
خدایا! نکند نامم را از قلم انداخته باشی؟ نکند بگویی این یکی لایق نیست؟ از این فکر میمیرم.
شرمندگی
8
ببخش که قدرِ علی (ع) را ندانستم، قدرِ قرآن را ندانستم، قدرِ خودت را ندانستم.
شرمندگی
9
خدایا! این بارِ شرمندگی از بارِ گناهم سنگینتر است. پشتم را شکست. کمکم کن.
شرمندگی
10
تنها امیدم این است: تو آنقدر بزرگی که حتی غفلتِ بزرگِ مرا هم میتوانی ببخشی.
شرمندگی
فرصت آخر
1
خدایا! هنوز اذان صبح نشده. هنوز وقت هست؟ میشود در همین چند دقیقه معجزه کنی؟
فرصت آخر
2
میگویند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. من امشب توبه کردم. قبول است؟
فرصت آخر
3
خدایا! به پهلویِ شکسته زهرا (س)، در این ثانیههایِ آخر، تقدیرم را عوض کن. نگذار تیره بماند.
فرصت آخر
4
یک نگاه... فقط یک نگاهِ تو کافیست تا جبرانِ تمامِ غفلتهایم شود. دریغ نکن.
فرصت آخر
5
خدایا! عیدیِ فطرِ من را همین الان بده: «بخششِ تمامِ کوتاهیها».
فرصت آخر
6
چنگ زدهام به ریسمانت. اگر رهایم کنی سقوط میکنم. در این لحظاتِ پایان، محکمتر بگیرم.
فرصت آخر
7
خدایا! قول میدهم سالِ بعد جبران کنم. امسال را به جوانیام ببخش.
فرصت آخر
8
ای خدایی که توبهیِ حر را لحظهیِ آخر پذیرفتی. من هم حرِِ پشیمانِ توام. راهم میدهی؟
فرصت آخر
9
خدایا! پرونده را نبند. هنوز یک امضا مانده. امضایِ عفوِ من.
فرصت آخر
10
فریاد میزنم: «الهی العفو». آنقدر که صدایم به آسمان هفتم برسد. خدایا! نگو دیر شده...
فرصت آخر
حرف دل
1
دلم گرفته خدا... نه از تو، از خودم. که چرا اینقدر بی لیاقتم.
حرف دل
2
خدایا! تو خوب خدایی بودی، من بد بندهای بودم. اما رسمِ بزرگان، مدارا با بدان است.
حرف دل
3
کاش میشد دوباره رمضان شروع میشد. قول میدادم آدم شوم.
حرف دل
4
این دلِ لامصب چرا دیر میشکند؟ حالا که سفره جمع شد یادش افتاده گریه کند؟
حرف دل
5
خدایا! منِ جامانده را قاطیِ خوبها بخر. درهم بخر. سوا نکن که رسوا میشوم.
حرف دل
6
امشب فهمیدم که چقدر فقیرم. هیچ ندارم. فقط تو را دارم. همین بس نیست؟
حرف دل
7
خدایا! گریههایم از ترسِ جهنم نیست. از ترسِ دور شدن از توست.
حرف دل
8
میروم خانه، اما دلم پیشِ تو میماند. خدایا! درِ خانهات را به رویم نبند.
حرف دل
9
یک جمله بگویم و تمام: دوستت دارم خدا. حتی اگر دوستم نداشته باشی.
حرف دل
10
خدایا! پایانِ این قصه را باز نگذار. بنویس: عاقبت به خیر شد.
حرف دل
مدیریت احساس حسرت پس از شب قدر
حسرت خوردن پس از پایان فرصتهای معنوی، اگر باعث ناامیدی شود، از دامهای شیطان است. اما اگر این حسرت (غبطه) باعث بیداری و انگیزه برای جبران در آینده شود، مقدس است. در ادبیات دینی، «یوم الحسرة» نام قیامت است، اما مومن زیرک کسی است که این حسرت را در دنیا تجربه کند تا در آخرت آسوده باشد. باید بدانیم خداوند «سریع الرضا» است و حتی توبه لحظه آخر را نیز میپذیرد.
ارزش قطره اشکِ ندامت
گاهی یک قطره اشک که از سر پشیمانی و شرمندگی واقعی در لحظات آخر جاری میشود، ارزشی بالاتر از ساعتها عبادتِ بدون توجه دارد. این شکستگیِ دل، همان چیزی است که خدا میخرد. در حدیث قدسی آمده است: «من نزد دلهای شکستهام». بنابراین، احساس جاماندگی اگر به انکسار قلب منجر شود، خود نوعی وصال است.
امید به فضل خدا نه به عمل خود
یکی از درسهای بزرگ شب قدر این است که ما هیچگاه نباید به اعمال خود تکیه کنیم، بلکه باید به فضل و رحمت بیپایان خدا امید داشته باشیم. کسی که فکر میکند شب قدر را خوب درک کرده، ممکن است دچار عُجب (خودپسندی) شود که گناهی بزرگ است. اما کسی که احساس شرمندگی میکند، به رحمت خدا پناه میبرد و این حالت به اجابت نزدیکتر است.
فرصتهای جبرانی پس از شب قدر
اگر کسی شبهای قدر را از دست داد، نباید مایوس شود. روز عرفه و شب و روز عید فطر، از ایستگاههای بزرگ جبرانی هستند. همچنین، خداوند فرموده است هر زمان بنده من مرا بخواند، من نزدیکم. درک شب قدر به بیداری دل است، نه فقط بیداری چشم. هر لحظهای که دل انسان بیدار شود و به سوی خدا برگردد، آن لحظه برای او شب قدر است.
توصیه بزرگان به جاماندگان
آیت الله بهجت (ره) و سایر عرفا توصیه میکردند که اگر احساس کردید شب قدر را درک نکردید، باز هم به دعا و توسل ادامه دهید و بگویید: «خدایا تو کریمی، کریم اگر گدا چیزی نداشته باشد هم به او میبخشد.» اصرار بر این مطلب و توسل به امام زمان (عج)، حتماً دستگیر انسان خواهد بود.
سوالات متداول
آیا اگر شب قدر گریه نکردم، یعنی بخشیده نشدم؟
خیر، گریه نشانه خوبی است اما شرط بخشش نیست. شرط بخشش، پشیمانی قلبی و تصمیم بر ترک گناه است. چه بسا گریهای که بدون توبه باشد و چه بسا توبهای که بدون اشک باشد.
چرا احساس میکنم شب قدر را از دست دادم؟
این احساس معمولاً ناشی از کمالگرایی معنوی یا وسوسه شیطان برای ناامیدی است. همین که ناراحتید، یعنی قلبتان زنده است و خدا را دوست دارید.
بهترین دعا برای کسی که حسرت میخورد چیست؟
دعای ابوحمزه ثمالی (فرازهای توبه) و مناجات خمس عشر (مناجات التائبین). تکرار ذکر «یا سریع الرضا اغفر لمن لا یملک الا الدعا».
آیا میشود قضای اعمال شب قدر را بجا آورد؟
اعمال مستحبی مثل نماز صد رکعتی یا دعاها را میتوان هر زمان انجام داد، اما فضیلت زمانی شب قدر مخصوص همان شب است. ولی خدا پاداش نیت خیر را میدهد.
اگر حالم در شب قدر خوب نبود، چه کنم؟
مهم تلاش شما بوده است. گاهی بیماری یا خستگی مانع عبادت زیاد میشود. خدا به نیت و دل شما نگاه میکند، نه رکعتهای نماز.
حکمت اینکه نفهمیم شب قدر را درک کردیم یا نه چیست؟
تا مغرور نشویم و همواره در حالت خوف و رجا باقی بمانیم و تا آخر عمر دست از تلاش برنداریم.
چگونه حسرت را به انرژی مثبت تبدیل کنیم؟
با عهد بستن با خدا که «خدایا امشب نشد، اما قول میدهم از فردا بنده بهتری باشم» و شروع تغییرات کوچک در زندگی.
آیا خدا دعای دقیقه نود را قبول میکند؟
بله، خدا خارج از زمان است و رحمتش محدودیت ندارد. توبه حر در لحظه آخر پذیرفته شد؛ شما که کمتر از حر نیستید.
برای رفع سنگینی دل چه کنیم؟
صدقه دادن، صلوات فرستادن و محبت به والدین، سنگینی و قساوت دل را از بین میبرد و راه اشک را باز میکند.
آیا سال بعد زنده هستیم تا جبران کنیم؟
هیچ کس نمیداند. پس باید فرض کنیم این آخرین فرصت بوده و همین روزهای باقیمانده ماه رمضان را غنیمت بشماریم.