تراژدی کباب سوخته
یکی از اتفاقات رایج و خندهدار در سیزده بدر، سوختن کبابها روی منقل است. وزش باد، کیفیت بد زغال یا حواسپرتی آشپز باعث میشود جوجهها از بیرون سیاه و جزغاله شوند اما از درون خام بمانند. این تضاد دستمایه طنزهای بسیاری است.
یکی از اتفاقات رایج و خندهدار در سیزده بدر، سوختن کبابها روی منقل است. وزش باد، کیفیت بد زغال یا حواسپرتی آشپز باعث میشود جوجهها از بیرون سیاه و جزغاله شوند اما از درون خام بمانند. این تضاد دستمایه طنزهای بسیاری است.
بخش شیرین ماجرا، توجیهات و بهانههای کسی است که کباب را سوزانده. جملاتی مثل (اینها برشته شده) یا (زغالش بد بود) بخشی از فرهنگ طنزآمیز پیکنیکهای ایرانی است که نشاندهنده تلاش برای حفظ آبرو در برابر گرسنگان است.
تشبیه کباب نیمپز و سوخته به (سوشی) (که خام خورده میشود) یا (کربن فعال)، از تشبیهات خلاقانهای است که وضعیت اسفبار غذا را با زبانی طنز توصیف میکند و تلخی گرسنگی را میگیرد.
وقتی کباب خراب میشود، نان و ماست و گوجه تبدیل به منجیان سفره میشوند. شوخی با اینکه در نهایت همه با نان سیر میشوند، واقعیتی است که همه آن را تجربه کردهاند.
در نهایت، حتی کباب سوخته هم بخشی از خاطرات خوش و خندهدار سیزده بدر میشود. پیامهای طنز به مخاطب یادآوری میکنند که هدف اصلی، دور هم بودن و خندیدن است، نه خوردن غذای رستورانی.