امان از دل زینب... هنوز خیمهها سالم است، هنوز عباس هست، هنوز علی اکبر اذان میگوید، اما چرا دلت میلرزد بانو؟ شاید صدای سم اسبهایی را میشنوی که قرار است بر پیکرها تازند.
غمگین
2
زینب جان، امروز که از محمل پیاده شدی، عباس رکاب گرفت و علی اکبر پرده را کنار زد. خوب به این صحنه نگاه کن، که غروب عاشورا باید تنهایی سوار شوی.
غمگین
3
بانوی صبر، خوش آمدی به کربلا. اما این خاک چرا اینقدر غریب است؟ انگار ذرات این خاک تشنه خون عزیزان توست. دلت آرام، که خدا با صابران است.
غمگین
4
میگویند روز دوم، روز ورود است. اما برای تو روز آغاز بیپایان است. آغاز نگاههای نگران به گلوی علی اصغر، آغاز دلواپسی برای گوشوارههای رقیه.
غمگین
5
ای دختر علی (ع)، کربلا منتظر بود تا تو بیایی و تاریخ را با صبرت شرمنده کنی. اما کاش این امتحان اینقدر سخت نبود. کاش حسین (ع) را از تو نمیگرفتند.
غمگین
زبان حال
1
برادر، این زمین بوی جدایی میدهد. به دلم افتاده که اینجا وعدهگاه آخر است. حسین جان، قول بده تنهایم نگذاری.
زبان حال
2
عباس جان، وقتی خیمه را میزنی، محکم بزن. طوفانهای سهمگینی در راه است. من از نگاه این مردم میترسم.
زبان حال
3
خدایا، این چه سرزمینی است که نفس کشیدن در آن سنگین است؟ هر خار این بیابان تیری است که به قلبم مینشیند.
زبان حال
4
حسینم، سایه سرت مستدام. اما چرا وقتی نام کربلا را شنیدی، رنگ از رخسارت پرید؟ نگو که اینجا همانجاست...
زبان حال
5
من زینبم، همان که کوهها به صبرش غبطه میخورند. اما برادر، اینجا کربلاست، و من زنی تنها در میان گرگان.
زبان حال
ادبی
1
در روز دوم، تاریخ نفس حبس کرد. زینب (س) قدم بر خاک طف گذاشت و زمین لرزید. نه از ترس، که از سنگینی بار امانتی که بر دوش زینب بود.
ادبی
2
کربلا، بوم نقاشی درد است و زینب، هنرمندی که باید زیباترین نقش صبر را بر آن بزند. امروز قلم مو را در خون میزند.
ادبی
3
بادهای کربلا هوهو میکنند و مویهکنان به استقبال کاروان میآیند. زینب گوش کن، این صدای ناله فرات است که شرمنده لبهای توست.
ادبی
4
خورشید روز دوم، شرمسارانه میتابد. میداند که چند روز دیگر باید بر بدنهای عریان بتابد. زینب، چشمانت را ببند.
ادبی
5
آغاز شد سمفونیِ سوگ. نت اول: ورود کاروان. نت آخر: سری بر نیزه. و زینب، رهبر این ارکستر خونین است.
ادبی
کوتاه
1
کربلا آغاز شد و زینب، پایان آرامش را دید.
کوتاه
2
ورود به کربلا یعنی شروع شمارش معکوس برای پیری زودرس زینب.
کوتاه
3
روز دوم محرم، روزی که قلب زینب گواهی داد: اینجا آخر دنیاست.
کوتاه
4
سلام بر زینب، وقتی که غبار کربلا بر چادرش نشست.
کوتاه
5
دل زینب لرزید، وقتی حسین گفت: اعوذ بک من الکرب و البلاء.
کوتاه
مناجات
1
یا زینب کبری، به حق لرزش دلت در روز دوم، دلهای لرزان ما را آرام کن.
مناجات
2
خانم جان، شما که در اوج بلا «ما رایت الا جمیلا» گفتی، نگاهی به زندگی پر از گلایه ما کن.
مناجات
3
ای کوه صبر، در این روزهای محرم، ذرهای از صبرت را به ما عطا کن تا در مصائب کم نیاوریم.
مناجات
4
زینب جان، قسم به خاک کربلا، ما را حسینی زنده بدار و حسینی بمیران.
مناجات
5
بانوی آب و آینه، ورودت به کربلا سرآغاز اسارت بود، ما را از اسارت دنیا آزاد کن.
مناجات
مقام شریکة الحسین بودن حضرت زینب (س)
حضرت زینب (س) در واقعه کربلا تنها یک ناظر نبود، بلکه شریک نهضت برادرش بود. از روز دوم محرم که کاروان وارد کربلا شد، بار مدیریت داخلی کاروان و حمایت روانی از زنان و کودکان بر دوش ایشان بود. اصطلاح «شریکة الحسین» نشان میدهد که اگر زینب نبود، پیام کربلا در کربلا میماند. او با صبری فعال و بصیرتی علوی، مکمل قیام خونین حسین (ع) بود.
تحلیل روانشناختی حالت حضرت زینب در روز دوم
اضطراب حضرت زینب (س) در روز دوم محرم، ناشی از ضعف ایمان نبود، بلکه ناشی از شدت عاطفه و علم به وقایع آینده بود. این دلشوره، واکنش طبیعی خواهرانه و در عین حال نشانه هوشیاری ایشان نسبت به خطر دشمن بود. ایشان با وجود این نگرانی، هرگز زبان به شکوه نگشود و همواره تکیهگاه برادر بود. این تعادل میان عاطفه و عقلانیت، الگوی بینظیری برای زنان مسلمان است.
رابطه عمیق زینب (س) و عباس (ع) در کربلا
در روز دوم محرم، نقش حضرت عباس (ع) در آرام کردن دل زینب (س) بسیار برجسته است. تا زمانی که عباس زنده بود، زینب احساس امنیت میکرد. اینکه خیمه عباس در کنار خیمه زینب برپا نشد و عباس به عنوان پاسبان در خط مقدم بود، اگرچه استراتژیک بود، اما دلتنگی زینب را بیشتر میکرد. نگاه زینب به قامت عباس، قوت قلبی بود که در روز دوم هنوز پابرجا بود.
زینب (س) و آمادگی برای رسالت بزرگ
ورود به کربلا برای حضرت زینب، ورود به مرحله اجرایی ماموریت الهیاش بود. او میدانست که باید پرچمدار روایتگری عاشورا باشد. روز دوم، روز تمرین استقامت بود. او خیمهها را میدید و به آتشسوزی فکر میکرد، کودکان را میدید و به اسارت میاندیشید. این آمادگی ذهنی باعث شد تا در سختترین لحظات روز عاشورا، مدیریت بحران را به بهترین شکل انجام دهد.
درسهای صبر زینبی برای زندگی امروز
دلنوشتههای ما برای حضرت زینب تنها ابراز احساسات نیست، بلکه تمرین صبر است. وقتی به دل لرزان زینب در روز دوم فکر میکنیم، مشکلات زندگی خودمان کوچک جلوه میکند. درس بزرگ این روز، تابآوری در برابر ناملایمات و حفظ وقار و ایمان در سختترین شرایط است. زینب (س) به ما آموخت که میتوان در دل طوفان بود، اما آرامش خدا را در قلب داشت.
سوالات متداول
چرا حضرت زینب در روز دوم محرم نگران بودند؟
چون فضای کربلا را سنگین و پر از خطر حس میکردند و پیشبینی میکردند که اینجا محل شهادت برادرشان است.
گفتگوی معروف زینب و حسین در روز دوم چه بود؟
حضرت زینب پرسیدند آیا مطمئنی اینجا همان مکان است؟ و امام تایید کردند و سعی در آرام کردن ایشان با یادآوری وعدههای الهی نمودند.
آیا حضرت زینب در روز دوم پیشنهادی برای تغییر مکان دادند؟
در برخی روایات آمده که ایشان با دیدن غربت سرزمین، پیشنهاد کردند که از اینجا برویم، اما تابع تصمیم امام بودند.
معنی «ام المصائب» چیست؟
یعنی مادر مصیبتها؛ لقب حضرت زینب بخاطر دیدن مصائب جدش، مادرش، پدرش، برادرش حسن و نهایتاً واقعه کربلا.
نقش حضرت زینب در برپایی خیمهها چه بود؟
ایشان بر جانمایی خیمه بانوان و کودکان نظارت داشتند تا بیشترین امنیت و محرمیت حفظ شود.
چگونه میتوانیم به حضرت زینب توسل کنیم؟
با خواندن روضه ایشان، نذر صلوات برای شادی قلبشان و هدیه کردن ثواب عزاداری به ایشان.
آیا حضرت زینب در کربلا فرزندان خود را همراه داشتند؟
بله، دو فرزند ایشان عون و محمد در کربلا حضور داشتند و به شهادت رسیدند.
رنگ لباس کاروان در روز دوم چه بود؟
اطلاعات دقیقی نیست اما اهل بیت همیشه باوقارترین و سادهترین لباسها را میپوشیدند و رنگهای تیره یا خاکی محتملتر است.
چرا به زینب (س) عقیله بنی هاشم میگویند؟
عقیله یعنی بانوی خردمند و دوراندیش؛ این لقب نشاندهنده جایگاه علمی و تدبیری ایشان در میان خاندان پیامبر است.
بهترین ذکر برای آرامش دل در ایام محرم چیست؟
ذکر «یا زینب کبری» و «الا بذکر الله تطمئن القلوب».