این جاده، جاده معمولی نیست؛ قطعهای از بهشت است که روی زمین کشیده شده است
نجوا با جاده
2
هر عمود، نردبانی است که تو را یک قدم به آسمان کربلا نزدیکتر میکند
نجوا با جاده
3
صدای قدمها، ضربان قلب عاشقانی است که برای دیدار یار بیقرارند
نجوا با جاده
4
اینجا زمین با آسمان حرف میزند و خاک بوی افلاک میدهد
نجوا با جاده
5
گرد و غبار این جاده، توتیای چشم ملائکه است
نجوا با جاده
6
در این مسیر، هیچکس غریبه نیست؛ همه آشنایانِ نام حسینند
نجوا با جاده
7
خورشید اینجا شرمنده میشود وقتی چهرههای آفتابسوخته زائران را میبیند
نجوا با جاده
8
این جاده پایان دلتنگیهاست، آغاز بیقراریهای جدید است
نجوا با جاده
9
اینجا زبانها مختلف است، اما دلها یکصدا فریاد «لبیک یا حسین» سر میدهند
نجوا با جاده
10
جاده نجف به کربلا، صراط مستقیمی است که از ولایت آغاز و به شهادت ختم میشود
نجوا با جاده
حال و هوای موکبها
1
بوی چای عراقی، عطر محبت است که خستگی را از جان میشوید
حال و هوای موکبها
2
«هلابیکم یا زوار» زیباترین خوشآمدگویی جهان است که از دل برمیآید
حال و هوای موکبها
3
دستهای پینه بسته پیرمرد عراقی که آب تعارف میکند، بوسیدنی است
حال و هوای موکبها
4
اینجا سفرهها به وسعت دلهای دریایی پهن شده است
حال و هوای موکبها
5
موکبها خانههای امیدند که در بیابان انتظار کاشته شدهاند
حال و هوای موکبها
6
کسی اینجا گرسنه نمیماند، اینجا خوان کرم حسین (ع) گسترده است
حال و هوای موکبها
7
التماس خادمان برای خدمت به زائران، کلاس درس تواضع است
حال و هوای موکبها
8
در موکبها پادشاه و گدا یکی میشوند، همه ریزهخوار سفره اربابند
حال و هوای موکبها
9
شبهای موکب، صدای مناجات و گریه، سمفونی عاشقی را مینوازد
حال و هوای موکبها
10
خواب در موکب، روی فرشهای ساده، شیرینترین خواب دنیاست
حال و هوای موکبها
لحظه وصال
1
امان از لحظهای که گنبد طلایی نمایان میشود و زانوها سست میگردد
لحظه وصال
2
چشمها که به گنبد میافتد، اشکها بیاختیار جاری میشوند؛ این اشک شوق وصال است
لحظه وصال
3
سلام بر تو ای ساکن کربلا، که دلم را از راه دور و نزدیک به سوی خود کشاندی
لحظه وصال
4
تمام خستگیهای ۸۰ کیلومتر راه، با یک نگاه به پرچم سرخ گنبد فراموش میشود
لحظه وصال
5
رسیدن به کربلا، رسیدن به خود است، رسیدن به اصل خویش
لحظه وصال
6
بینالحرمین، برزخ بهشت است؛ جایی میان ادب عباس و عشق حسین
لحظه وصال
7
اینجا پایان راه نیست، اینجا نقطه آغاز زندگی حسینی است
لحظه وصال
8
دست بر سینه میگذارم و با تمام وجود میگویم: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ
لحظه وصال
9
کربلا، آغوش بازی است که پناه خستگان عالم است
لحظه وصال
10
خدایا این قدمها را نذر ظهور فرزندش مهدی (عج) بگردان
لحظه وصال
مفاهیم بلند
1
پیادهروی اربعین، تمرین ظهور و رزمایش منتظران است
مفاهیم بلند
2
ما میرویم تا بگوییم اگر در کربلا نبودیم، امروز به یاری آمدهایم
مفاهیم بلند
3
این سیل جمعیت، کابوس یزیدیان زمان و خار چشم دشمنان اسلام است
مفاهیم بلند
4
هر قدمی که برمیداریم، لعنتی است بر قاتلان پسر فاطمه
مفاهیم بلند
5
وحدت شیعه در این مسیر، تیری است بر قلب تفرقهافکنان
مفاهیم بلند
6
اربعین یعنی مغناطیس حسین (ع) هنوز هم دلها را جذب میکند
مفاهیم بلند
7
ما در این جاده یاد میگیریم که دنیا فانی است و مقصد جای دیگری است
مفاهیم بلند
8
حجاب بانوان در این مسیر، پرچم غیرت و عفت زینبی است
مفاهیم بلند
9
این پیادهروی، تجدید پیمان با خون خداست
مفاهیم بلند
10
اربعین زنده نگه داشتن عاشورا در رگهای تاریخ است
مفاهیم بلند
جادهای به سوی نور
جاده نجف به کربلا، تنها یک مسیر جغرافیایی نیست؛ بلکه گذرگاهی است از «من» به «او». وقتی قدم در این راه میگذاری، گویی از زمان و مکان جدا میشوی. اینجا قانون عشق حاکم است. هزاران هزار نفر، شانه به شانه، بی آنکه نام یکدیگر را بدانند، همسفرند. مقصد یکی است و مقصود یکی. هر قدم که برداشته میشود، صیقلدهنده روحی است که در هیاهوی دنیا زنگار گرفته است.
سمفونی خدمت و اخلاص
در دو سوی این جاده، حماسهای دیگر برپاست. حماسه میزبانانی که تمام دارایی سال خود را فرش راه زائران کردهاند. صدای «تفضل یا زائر» و «مای بارد»، ترانهای است که ملائکه را به وجد میآورد. اینجا کسی به فکر سود و زیان نیست؛ اینجا همه چیز نذر حسین (ع) است. کودکی که دستمال کاغذی تعارف میکند، پیرزنی که نان میپزد، و جوانی که پای زائران را ماساژ میدهد، همه آیههای مجسم ایثارند.
عمودهای انتظار
شمارههای روی عمودها، شمارش معکوس تپشهای قلب است. ۱۴۵۲ عمود، ۱۴۵۲ پله برای عروج. هر عمود را که رد میکنی، امید در دلت زندهتر میشود. گاهی کنار عمودی مینشینی، نفسی تازه میکنی و به سیل جمعیتی مینگری که مثل رودی خروشان به سمت اقیانوس کربلا در حرکتند. این رودخانه انسانی، زنده است، میجوشد و حیات میبخشد.
غروبهای دلگیر و طلوعهای امیدبخش
غروب که میشود، جاده رنگ دیگری میگیرد. نوای روضه از موکبها بلند میشود. آسمان کویر پرستاره است، اما ستارههای واقعی روی زمین راه میروند. دلت میگیرد، نه از غربت، که از عظمت این غم. و صبح، وقتی خورشید دوباره طلوع میکند، برمیخیزی و دوباره به راه میافتی، چون مغناطیسی تو را میکشد که مقاومت در برابرش محال است.
وصال در کربلا
و سرانجام، آن لحظه موعود. لحظهای که چشمت به حریم یار میافتد. آنجاست که زبان بند میآید و تنها اشک سخن میگوید. سلام میدهی، با صدایی لرزان و دلی شکسته. «رسیدم کربلا الحمدلله». و این رسیدن، زیباترین پایان برای آغازی دوباره است. آغازی برای حسینی شدن و حسینی ماندن.
سوالات متداول
حس و حال پیادهروی اربعین چگونه است؟
حسی غیرقابل توصیف از آرامش، هیجان، معنویت و تعلق خاطر؛ ترکیبی از غم عاشورا و شور حسینی.
چرا به این مسیر طریقالعشق میگویند؟
زیرا تنها عشق به امام حسین (ع) است که میتواند میلیونها نفر را با پای پیاده و تحمل سختیها به این راه بکشاند.
معنی عمودها در ادبیات زائران چیست؟
عمودها نشانههای امید و نزدیکی به معشوق هستند؛ هر عمود یک گام به سوی وصال.
زیباترین صحنه در جاده نجف کربلا چیست؟
صحنههای ایثار و خدمت خالصانه مردم عراق و همبستگی زائران از ملیتهای مختلف.
وقتی اولین بار گنبد را میبینیم چه حسی داریم؟
حس رهایی، بغض شکسته شده، و آرامش مطلق پس از سختی راه؛ لحظهای که انسان خود را در پناه خدا میبیند.
چرا مردم با وجود سختیها هر سال میروند؟
چون در این مسیر روحی تازه میگیرند و طعم واقعی زندگی، برادری و انسانیت را میچشند.
نقش موکبداران در این فضا چیست؟
آنها فرشتگان زمینی هستند که با محبت خود، سختی راه را به شیرینی تبدیل میکنند.
آیا تنهایی در این مسیر احساس میشود؟
هرگز؛ در این سیل جمعیت و محبت، هیچکس تنها نیست و همه اعضای یک خانواده بزرگند.
پایان مسیر چه پیامی دارد؟
رسیدن به کربلا یعنی تجدید پیمان برای یاری امام زمان (عج) و ادامه دادن راه شهدا.
چه دعایی در طول مسیر بهتر است؟
اللهم عجل لولیک الفرج؛ که هدف نهایی عاشورا و اربعین، زمینه سازی برای ظهور است.