سفره ات دارد جمع می شود و من هنوز گرسنه ام. نه اینکه غذا نبود، من اشتهای معنوی نداشتم. من بد غذا بودم صاحب خانه.
نجوای جاماندگان
2
چه زود گذشت لحظات افطار و سحر. سفره ات جمع شد و من ماندم و کاسه خالی دلم که هنوز پر نشده است.
نجوای جاماندگان
3
میزبان مهربان، رسم کریمان نیست که سفره را جمع کنند در حالی که هنوز گدایی در گوشه مجلس نشسته است.
نجوای جاماندگان
4
خدایا، بوی عید می آید، اما مشام جان من هنوز بوی گناه می دهد. سفره را جمع مکن، من هنوز سیر نشده ام.
نجوای جاماندگان
5
همه دارند لباس نو می پوشند برای عید، اما من شرمنده لباس تقوایم که پاره و وصله دار است. سفره ات جمع شد و من همانم که بودم.
نجوای جاماندگان
6
سی روز مهمان تو بودم، اما ادب مهمانی را رعایت نکردم. حالا که درهای رحمت خاص بسته می شود، تازه فهمیدم چه از دست دادم.
نجوای جاماندگان
7
آی فرشته ها، آرام تر سفره را جمع کنید. شاید ته مانده ای، ریزه خواری، چیزی نصیب من شد. من به همین ته مانده ها قانعم.
نجوای جاماندگان
8
گرسنه ماندم چون خودم را با غذاهای مسموم دنیا سیر کرده بودم. حالا که سفره جمع شد، فهمیدم طعم اطعام تو چه بود.
نجوای جاماندگان
9
خدایا به حرمت آنانی که سیر از سر این سفره بلند شدند، به من گرسنه هم نگاهی کن. گرسنگی روح سخت است.
نجوای جاماندگان
10
سفره ات جمع شد، اما امیدم نه. می دانم که در خانه کریم، همیشه باز است، حتی اگر ضیافت تمام شده باشد.
نجوای جاماندگان
مناجات ادبی
1
بارالها، پایان ضیافت است و دست های من خالی تر از همیشه. چه کنم با این حجم از تهیدستی در بازار قیامت؟
مناجات ادبی
2
ای سفره دار قدیم، من نمک خوردم و نمکدان شکستم. اما تو بزرگواری کن و مرا گرسنه بیرون مکن.
مناجات ادبی
3
چه ضیافت با شکوهی بود و چه مهمان بی ادبی بودم من. افسوس که قدر ندانستم و وقت تمام شد.
مناجات ادبی
4
خدایا، گرسنگی من از جنس نان نیست، از جنس نور است. نوری که در این سی روز جمع نکردم.
مناجات ادبی
5
می ترسم. می ترسم از روزی که بگویند وقت تمام شد و تو چیزی در کوله بارت نداری. درست مثل امروز که ماه تمام شد.
مناجات ادبی
6
سفره ات وسیع بود به اندازه آسمان ها. من بودم که ظرفیت نداشتم. ظرف دلم کوچک بود و پر از سنگریزه های دنیا.
مناجات ادبی
7
حالا که بساط مهمانی برچیده می شود، دلم می گیرد. مثل کودکی که از آغوش مادر جدا می شود.
مناجات ادبی
8
خدایا توشه ام کم است و راه طولانی. سفره رمضان جمع شد، اما سفره کرمت را از من دریغ مدار.
مناجات ادبی
9
من گرسنه نگاه توام. سی شب صدایم کردی و من نشنیدم. حالا در هیاهوی وداع، صدایم را بشنو.
مناجات ادبی
10
ای کریم، اگر سفره هم جمع شود، صاحب خانه که هست. من دامن تو را رها نمی کنم.
مناجات ادبی
شعرگونه های نثر
1
رمضان رفت و من اندر خم یک کوچه ماندم. سفره برچیده شد و حسرت دیدار تو ماند.
شعرگونه های نثر
2
نان و خرما همه بهانه بود. من تشنه جرعه ای از کوثر ولایت تو بودم که نیافتم.
شعرگونه های نثر
3
سفره ات بوی بهشت می داد. حیف که مشامم بسته بود به بوی تعفن گناه.
شعرگونه های نثر
4
گرسنه ام، گرسنه یک نگاه، یک لبخند رضایت. آیا در این لحظه آخر به من لبخند می زنی؟
شعرگونه های نثر
5
میزبان جان، گرسنگان را مران. شاید این آخرین فرصت ما بود.
شعرگونه های نثر
گفتگو با خدا
1
خدایا، قبول که دیر آمدم. قبول که بد بودم. اما آمدم. در را به رویم مبند.
گفتگو با خدا
2
می گویند مهمان حبیب خداست. آیا حبیبت را گرسنه و تشنه رها می کنی؟
گفتگو با خدا
3
من به امید پذیرایی ویژه آمدم، اما غفلت نگذاشت. حالا در وقت اضافه ام، کاری بکن.
گفتگو با خدا
4
سفره ات جمع شد، اما تو که هستی. مگر نه اینکه رمضان بهانه بود برای رسیدن به تو؟
گفتگو با خدا
5
خدایا، گرسنگی روحم را با یاد خودت درمان کن. که الا بذکر الله تطمئن القلوب.
گفتگو با خدا
التماس دعا
1
ای خوبان که بار بستید و رفتید، نگاهی به ما جاماندگان کنید.
التماس دعا
2
شما که سیراب شدید از کوثر عشق، ما تشنگان لب ساحل را دعا کنید.
التماس دعا
3
در قنوت نماز عیدتان، یاد ما گرسنگان محبت خدا هم باشید.
التماس دعا
4
سفره جمع شد، اما دعای شما مستجاب است. برای عاقبت بخیری ما دعا کنید.
التماس دعا
5
خدایا ما را به قافله خوبانت برسان، هرچند لنگان و گرسنه ایم.
التماس دعا
مفهوم نمادین «سفره» در ادبیات رمضان
در متون ادبی و عرفانی، ماه رمضان به یک سفره گسترده تشبیه می شود که میزبان آن خداوند و غذای آن آیات قرآن، دعا و رحمت الهی است. عبارت «سفره ات جمع شد و من گرسنه ماندم» استعاره ای از حسرت انسان غافلی است که نتوانسته از این مائده آسمانی بهره کافی ببرد. این گرسنگی، گرسنگی جسمانی نیست، بلکه فقر روحی و عدم کسب فضایل اخلاقی و معنوی است که در پایان ماه، خود را به صورت احساس خسران نشان می دهد.
حسرت و غبن در پایان ضیافت
یکی از مفاهیم کلیدی در روزهای آخر ماه رمضان، مفهوم «غبن» یا زیانکاری است. امامان معصوم (ع) همواره هشدار داده اند که مبادا ماه تمام شود و شما آمرزیده نشده باشید. متن های ادبی با این مضمون، سعی دارند با زبانی عاطفی و تاثیرگذار، تلنگری به روح انسان بزنند تا در لحظات باقی مانده به جبران مافات بپردازد و از ته مانده های سفره رحمت الهی بهره مند شود.
امید به کریم بودن میزبان
علیرغم حسرت و اندوه، نقطه روشن این متون، تکیه بر صفت «کریم» بودن خداوند است. کریم کسی است که حتی مهمان بد و دیرآمده را هم ناامید نمی کند. در ادبیات نیایشی، همواره تاکید می شود که اگرچه سفره خاص ضیافت الله جمع می شود، اما دایره رحمت خدا محدود به زمان نیست و او همچنان رزاق و بخشنده باقی می ماند.
تفاوت گرسنگی جسم و روح
در ماه رمضان جسم گرسنه می شود تا روح سیر گردد. اما کسی که می گوید «سفره جمع شد و من گرسنه ماندم»، یعنی جسمش روزه گرفت اما روحش روزی نگرفت. این تعبیر ادبی نشان دهنده عمق نگاه دینی است که هدف روزه را فراتر از امساک در خوردن و آشامیدن، بلکه رسیدن به تقوا و اشباع نیازهای متعالی روح می داند.
استفاده از آرایه های ادبی در مناجات
استفاده از تشبیهات، استعاره ها و زبان شاعرانه در بیان احساسات مذهبی، تاثیرگذاری آن را دوچندان می کند. متونی که با این سبک نوشته می شوند، مخاطب را به تفکر وامی دارند و احساسات لطیف بندگی را در او بیدار می کنند. عباراتی مثل «بد غذا بودم»، «اشتهای معنوی» و «کاسه خالی دل»، مفاهیم انتزاعی را برای خواننده ملموس و قابل درک می سازند.
سوالات متداول
منظور از «سفره ات جمع شد» چیست؟
اشاره به پایان یافتن ماه مبارک رمضان و بسته شدن درهای رحمت ویژه و اختصاصی این ماه است.
چرا نویسنده می گوید «گرسنه ماندم»؟
این گرسنگی استعاره از بهره نبردن کافی از فیوضات معنوی، عدم بخشش گناهان و نرسیدن به کمال مطلوب در این ماه است.
آیا این متن ها ناامید کننده هستند؟
خیر، هدف این متن ها ایجاد سوز و انکسار در دل است که خود مقدمه دریافت رحمت الهی است. شکستگی دل، بهترین وسیله برای جلب نظر خداست.
در پاسخ به کسی که این متن را می فرستد چه بگوییم؟
باید او را به رحمت بی پایان خدا امیدوار کرد و گفت که کریم هرگز مهمان را گرسنه بیرون نمی کند و نیت پاک او خریدار دارد.
بهترین عمل برای جبران این حس گرسنگی در لحظات آخر چیست؟
استغفار صادقانه، پرداخت زکات فطره با نیت پاک و دعا برای ظهور که مکمل تمام نقص هاست.
آیا خدا واقعاً سفره اش را جمع می کند؟
رحمت عام خدا همیشگی است، اما ضیافت خاص رمضان با شرایط ویژه اش (خواب عبادت، نفس تسبیح) زمانش محدود است.
استعاره «نمک خوردن و نمکدان شکستن» در اینجا چه معنایی دارد؟
یعنی از نعمت های خدا استفاده کردم اما با گناه کردن، ناسپاسی کردم و حرمت صاحبخانه را نگه نداشتم.
چه کسانی در پایان ماه سیر هستند؟
اولیاء الهی و کسانی که حق بندگی را بجا آوردند و با توشه ای پر از تقوا و نورانیت وارد عید فطر می شوند.
آیا می توان گفت کسی که حسرت می خورد، بخشیده شده است؟
بله، همین حسرت و ناراحتی از کوتاهی، نشانه بیداری وجدان و توبه است که خود سبب بخشش می شود.
این متون مناسب چه کسانی است؟
مناسب برای پروفایل، کپشن و پیامک برای کسانی که می خواهند تواضع و نیاز خود را به درگاه الهی در شب عید نشان دهند.