داستان یتیمان کوفه و کاسه‌های شیر برای شفای امام علی (ع) 1404

19 رمضان

روایت یتیمان

1

خبر در کوفه پیچید: «علی ضربت خورده است». شهر در بهت و سکوت فرو رفت.

روایت یتیمان
2

پزشک یهودی بالای سر امام آمد و گفت: «زهر به خون رسیده، تنها امید، شیر است که شاید اثر زهر را کم کند».

روایت یتیمان
3

این خبر به گوش کودکان کوفه رسید؛ همان‌هایی که شب‌ها با نان و خرمای علی (ع) سیر می‌شدند.

روایت یتیمان
4

کودکان یتیم، بی‌قرار شدند. آن‌ها دوباره طعم تلخ بی‌پدری را حس می‌کردند.

روایت یتیمان
5

هر کودکی به خانه رفت و هر چه شیر داشت در کاسه‌ای ریخت.

روایت یتیمان
6

کوچه‌های کوفه شاهد صحنه‌ای عجیب بود؛ صف طولانی کودکان با کاسه‌های شیر در دست.

روایت یتیمان
7

چشم‌ها گریان بود و دست‌ها لرزان؛ همه به سمت خانه علی (ع) می‌دویدند.

روایت یتیمان
8

جلوی در خانه امام، غوغایی بود. کودکان می‌گفتند: «ما برای بابایمان شیر آورده‌ایم، بگویید خوب شود».

روایت یتیمان
9

امام حسن (ع) با چشمانی اشکبار بیرون آمد و این صحنه را دید؛ صحنه‌ای که دل سنگ را آب می‌کرد.

روایت یتیمان
10

یتیمان می‌گفتند: «به علی بگویید ما دیگر نان و خرما نمی‌خواهیم، فقط می‌خواهیم او زنده بماند».

روایت یتیمان

پشت در خانه علی

1

سکوت سنگینی بر پشت در خانه حکم‌فرما بود، که گاهی با هق‌هق گریه کودکی می‌شکست.

پشت در خانه علی
2

یکی می‌گفت: «من دیشب بابا نداشتم، علی آمد و مرا نوازش کرد. حالا او دارد می‌رود».

پشت در خانه علی
3

دیگری کاسه شیر را محکم گرفته بود، مبادا قطره‌ای بریزد؛ این شیر، امید جانِ علی بود.

پشت در خانه علی
4

کودکان با هم زمزمه می‌کردند: «خدایا علی را از ما نگیر، ما طاقت یتیمیِ دوباره را نداریم».

پشت در خانه علی
5

چهره‌های معصوم و نگران، نشان می‌داد که علی (ع) چقدر در دل‌های کوچک آن‌ها نفوذ کرده بود.

پشت در خانه علی
6

آن‌ها نه حاکم شهر، بلکه پدر مهربان خود را در بستر مرگ می‌دیدند.

پشت در خانه علی
7

امام حسن (ع) کاسه‌های شیر را گرفت، اما می‌دانست که کار از کار گذشته است.

پشت در خانه علی
8

صدای ناله امام از داخل خانه شنیده نمی‌شد، چون او حتی در درد هم صبور بود، اما دل بچه‌ها آشوب بود.

پشت در خانه علی
9

این تجمع عاشقانه، سند مظلومیت و در عین حال محبوبیت علی (ع) در میان فقرا بود.

پشت در خانه علی
10

تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد که تنها حامیان علی در آن شب، کودکان بی‌پناه بودند.

پشت در خانه علی

شیر برای شفا

1

شیر، پادزهر بود؛ اما زهر کینه دشمنان کاری‌تر از آن بود که با شیر درمان شود.

شیر برای شفا
2

امام اندکی از شیر نوشید، اما بقیه را اشاره کرد که به قاتلش (ابن ملجم) بدهند.

شیر برای شفا
3

این اوج عظمت علی بود؛ یتیمان برای او شیر آورده بودند، و او نگران گرسنگی قاتلش بود.

شیر برای شفا
4

کاسه‌های شیر، نماد وفاداری یتیمان به پدر معنوی‌شان بود.

شیر برای شفا
5

سفیدی شیر در کاسه‌ها، در تضاد با سیاهی شب و سیاهی ظلمی بود که بر علی رفت.

شیر برای شفا
6

هر جرعه از این شیرها، آمیخته با اشک و دعای خالصانه کودکان بود.

شیر برای شفا
7

بچه‌ها فکر می‌کردند اگر همه شیرها را جمع کنند، علی خوب می‌شود؛ دنیای پاک کودکان همینقدر ساده و زیباست.

شیر برای شفا
8

اما طبیب گفته بود وصیت کند... و شیر فقط بهانه‌ای بود برای آخرین دیدار.

شیر برای شفا
9

وقتی به بچه‌ها گفتند به خانه‌هایتان برگردید، پزشک امید ندارد، صدای گریه آسمان را لرزاند.

شیر برای شفا
10

کاسه‌های شیر روی زمین ماند، اما عشق علی در دل‌ها جاودانه شد.

شیر برای شفا

پدر مهربان

1

علی (ع) پدر یتیمان بود؛ نه در شعار، بلکه در عمل. شب‌ها انبان نان را به دوش می‌کشید و ناشناس به خانه‌ها می‌رفت.

پدر مهربان
2

او با کودکان بازی می‌کرد، آن‌ها را بر پشت خود سوار می‌کرد و صدای گوسفند در می‌آورد تا آن‌ها بخندند.

پدر مهربان
3

می‌فرمود: «دوست دارم وقتی یتیم مرا می‌بیند، احساس نکند بی‌پدر است».

پدر مهربان
4

حالا این پدر در بستر افتاده و فرزندانش پشت در صف کشیده‌اند.

پدر مهربان
5

رابطه علی و یتیمان، رابطه‌ای دلی بود؛ آن‌ها بوی مهربانی علی را از دور می‌شناختند.

پدر مهربان
6

یتیم‌نوازی علی (ع)، درسی ابدی برای بشریت شد.

پدر مهربان
7

او تنور خانه پیرزنان را روشن می‌کرد و صورتش را نزدیک آتش می‌برد و می‌گفت: «بچش طعم آتش را ای علی، اگر از یتیمان غافل شوی».

پدر مهربان
8

امروز یتیمان کوفه فهمیدند که آن مرد ناشناس مهربان، همان امیرالمومنین بوده است.

پدر مهربان
9

با رفتن علی، یتیمان کوفه برای همیشه یتیم شدند.

پدر مهربان
10

دیگر کسی نبود که نیمه شب، درِ خانه‌ها را بزند و بگوید: «بچه‌ها، بابا آمده...».

پدر مهربان

وداع با بابا

1

لحظه وداع سخت‌ترین لحظه بود. امام حسن (ع) از کودکان خواست که بروند و دعا کنند.

وداع با بابا
2

کودکان با قدم‌های سنگین و کاسه‌های خالی (یا دست نخورده) برگشتند.

وداع با بابا
3

هر کدام در دلش می‌گفت: «کاش من به جای علی درد می‌کشیدم».

وداع با بابا
4

کوفه آن شب تا صبح نخوابید؛ صدای مناجات و گریه از خانه‌های فقرا بلند بود.

وداع با بابا
5

فردا که خبر شهادت رسید، صدای شیون یتیمان از همه بلندتر بود.

وداع با بابا
6

آن‌ها می‌دانستند که دیگر پناهی ندارند.

وداع با بابا
7

کاسه‌های شیر به تاریخ پیوست، اما قصه وفاداری یتیمان و مهربانی علی (ع) زنده ماند.

وداع با بابا
8

این داستان به ما یاد می‌دهد که محبت، پاسخ محبت است.

وداع با بابا
9

علی (ع) کاشت و در شب نوزدهم درو کرد؛ او عشق کاشت و وفاداری درو کرد.

وداع با بابا
10

سلام بر علی، و سلام بر قلب‌های کوچک و شکسته‌ی یتیمان کوفه.

وداع با بابا

سند تاریخی داستان کاسه‌های شیر

داستان حضور یتیمان با کاسه‌های شیر در پشت در خانه امیرالمومنین (ع)، یکی از مشهورترین و احساسی‌ترین وقایع مربوط به ایام ضربت خوردن ایشان است. در منابع تاریخی و روایی آمده است که پس از تجویز شیر توسط طبیب (اثیر بن عمرو) برای دفع سم، کودکان یتیم کوفه که سال‌ها مورد لطف و حمایت پدرانه امام بودند، هر یک سهم شیر خود را آوردند. این حرکت خودجوش، نشان‌دهنده عمق نفوذ اجتماعی و عاطفی امام در میان اقشار آسیب‌پذیر جامعه بود.

شیر؛ نوشداروی بی‌اثر برای زهر کینه

پزشکان کوفه تشخیص داده بودند که زهر شمشیر ابن ملجم، زهری قوی و سریع‌الاثر است و شیر تنها می‌تواند اندکی از سوزش و اثر آن بکاهد یا آن را رقیق کند. آوردن شیر توسط یتیمان، بیش از آنکه جنبه درمانی موثر داشته باشد، جنبه نمادین داشت. این صحنه نشان داد که جامعه کوفه، با وجود بی‌وفایی خواص و بزرگان، در لایه‌های پایین و محروم خود، عاشق علی (ع) بود.

رفتار امام با هدیه یتیمان و قاتل

یکی از تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌های این ماجرا، زمانی است که امام (ع) با وجود نیاز شدید بدن به شیر برای دفع سم، بخشی از شیر اهدایی را میل کردند و سپس فرمودند که از همین شیر به قاتل من (ابن ملجم) نیز بدهید تا گرسنه و تشنه نماند. این رفتار (اطعام قاتل با هدیه دوست)، قله‌ای از انسانیت است که در هیچ مکتبی جز مکتب اهل بیت یافت نمی‌شود.

یتیم‌نوازی؛ شاخصه حکومت علوی

رابطه امام علی (ع) با یتیمان، یک رابطه حاکم و رعیت نبود، بلکه رابطه‌ای پدر و فرزندی بود. امام با دست خود لقمه در دهان یتیمان می‌گذاشتند و با آن‌ها بازی می‌کردند تا غم بی‌پدری را فراموش کنند. تجمع یتیمان پشت در خانه امام در شب نوزدهم و بیستم رمضان، بازتاب طبیعی سال‌ها محبت بی‌دریغ امام بود. آن‌ها نه برای حاکم شهر، بلکه برای «پدر» خود نگران بودند.

پیام داستان برای امروز ما

داستان کاسه‌های شیر به ما یادآوری می‌کند که محبت و خدمت به خلق، هرگز گم نمی‌شود. امام علی (ع) که در اوج تنهایی سیاسی بود، در قلب‌های پاک کودکان جای داشت. این ماجرا الهام‌بخش بسیاری از هنرمندان و شاعران شده و پیام «مهربانی» و «قدرشناسی» را به نسل‌های آینده منتقل می‌کند.

سوالات متداول

چرا یتیمان برای امام علی شیر آوردند؟
چون شنیده بودند طبیب تجویز کرده که شیر می‌تواند اثر زهر را کم کند و آن‌ها می‌خواستند جان پدر مهربانشان را نجات دهند.
طبیب امام علی بعد از ضربت خوردن چه کسی بود؟
اثیر بن عمرو هانی، که از پزشکان حاذق آن زمان بود و با دیدن زخم فرق امام، قطع امید کرد.
آیا امام علی از شیر یتیمان خوردند؟
بله، مقداری نوشیدند اما سفارش کردند که حتماً به زندانی (ابن ملجم) هم از همان شیر و غذا بدهند.
واکنش امام حسن (ع) به حضور یتیمان چه بود؟
ایشان با چشمان اشکبار از محبت یتیمان تشکر کردند و از آن‌ها خواستند که برای استراحت امام و دعا کردن به خانه‌هایشان بروند.
آیا این داستان واقعیت تاریخی دارد؟
بله، در کتب تاریخی و مقاتل معتبر مانند «منتهی الآمال» به تجمع دوستداران و یتیمان و آوردن شیر اشاره شده است.
چرا امام علی به «پدر یتیمان» معروف است؟
به دلیل رسیدگی شبانه و ناشناس به فقرا و رفتار بسیار صمیمی و متواضعانه با کودکان یتیم.
در کاسه‌های شیر چه پیامی نهفته است؟
پیام وفاداری، عشق خالصانه، و بازتاب مهربانی‌های امام در جامعه.
آیا شیر توانست امام را درمان کند؟
خیر، زهر شمشیر بسیار قوی بود و به مغز رسیده بود، اما شیر کمی باعث قوت و تسکین موقت شد.
یتیمان چگونه متوجه حال امام شدند؟
خبر ضربت خوردن امام در مسجد به سرعت در شهر کوفه پیچید و همه مردم از جمله خانواده‌های فقیر مطلع شدند.
درس اخلاقی این ماجرا چیست؟
اینکه انسان باید چنان زندگی کند که هنگام رفتن، محرومان و بی‌پناهان برایش بی‌تابی کنند، نه قدرتمندان.
WordAbyss - داستان یتیمان کوفه و کاسه‌های شیر برای امام علی (ع) | 19 رمضان 1404