متن روضه و مقتل خوانی کوتاه وفات حضرت سکینه بنت الحسین 1405

5 ربیع‌الاول

گریز به کربلا

1

دل ها بسوزد برای بانویی که تا آخر عمر، آب می دید یاد لب های تشنه پدر می افتاد. روضه سکینه، روضه عطش است و غربت.

گریز به کربلا
2

می گویند لحظات آخر عمرش، خیره شده بود به یک پیراهن خونین. شاید داشت با زبان بی زبانی می گفت: بابا، دخترت دیگر طاقت دوری ندارد.

گریز به کربلا
3

سکینه جان، تو در کربلا چه دیدی که موهایت در کودکی سفید شد؟ روضه نمی خواهد، همین نام سکینه یعنی کوهی از مصیبت.

گریز به کربلا
4

یاد آن لحظه ای که در گودال قتلگاه، بدنی بی سر را در آغوش گرفت. امشب که جان می دهد، باز هم سر پدر را در آغوش خیال دارد.

گریز به کربلا
5

روضه خوان ها می گویند سکینه (س) آنقدر گریه کرد تا جان داد. دق کرد دختر حسین، از بس که نامحرم دید و تازیانه خورد.

گریز به کربلا
6

امشب مدینه سیاه پوش است، اما نه مثل شام. اینجا دیگر کسی سنگ نمی زند، اما زخم های دل سکینه هنوز تازه است.

گریز به کربلا
7

وقتی می خواستند بدنش را غسل دهند، دیدند تمام بدنش کبود است. پرسیدند چرا؟ گفتند یادگار سفر شام است.

گریز به کربلا
8

السلام علیک یا بنت الحسین. چه کشیدی در خرابه وقتی رقیه جان داد؟ حالا نوبت توست که به وصال خواهر و پدر برسی.

گریز به کربلا
9

می گویند لحظه جان دادن فقط می گفت: یا ابتاه. انگار دوباره صدای هل من ناصر پدر را می شنید و جان می داد.

گریز به کربلا
10

روضه سنگین است: سکینه همان دختری است که حسین (ع) فرمود: سکینه غرق در ذات خداست. حالا این روح ملکوتی پر می کشد.

گریز به کربلا

وداع آخر

1

خداحافظ ای شهر مدینه، خداحافظ ای خاطرات تلخ کوچه ها. سکینه می رود تا به آغوش پدر بازگردد.

وداع آخر
2

چشم هایش را بست و آرام شد. دیگر صدای شلاق نمی آید، دیگر صدای ناله رباب نمی آید. سکینه آرام گرفت.

وداع آخر
3

لحظه احتضار است، ملائکه صف کشیده اند. اما نگاه سکینه فقط دنبال یک سوار بی سر است.

وداع آخر
4

نفس های آخر است. یا زینب، بیا که یادگار برادرت دارد می رود. ام البنین کجاست تا ببیند نوه اش چه غریبانه جان می دهد.

وداع آخر
5

همه جمع شده اند، اما جای علی اکبر خالی است. سکینه سراغ عمو عباس را می گیرد.

وداع آخر
6

وصیت کرد: مرا جایی دفن کنید که سایه نداشته باشد، شاید همدردی باشد با بدن عریان پدر در زیر آفتاب کربلا.

وداع آخر
7

آرام بخواب ای دختر خورشید. دیگر کسی گوشواره ات را نمی کشد. دیگر کسی به معجرت دست درازی نمی کند.

وداع آخر
8

سکینه جان، سلام ما را به ارباب برسان. بگو شیعیانت هنوز برای غریبی شما خون گریه می کنند.

وداع آخر
9

شمع عمر سکینه خاموش شد، اما آتش دلش تا قیامت در سینه عشاق روشن است.

وداع آخر
10

رفت و راحت شد از این دنیای بی وفا. خوشا به حالش که امشب مهمان سفره حضرت زهراست.

وداع آخر

مصیبت های شام

1

امان از شام و امان از مجلس یزید. سکینه آنجا بود، وقتی سر پدر را در تشت طلا دیدند.

مصیبت های شام
2

هر وقت نام شام می آمد، بدن سکینه می لرزید. چه گذشت بر این دختر در آن روزهای سخت اسارت؟

مصیبت های شام
3

می گویند در شام، سکینه خودش را سپر تازیانه ها می کرد تا به کودکان دیگر آسیب نرسد.

مصیبت های شام
4

روضه سکینه، روضه غرور جریحه دار شده آل الله است. دختری که در پرده عصمت بود، در ملاء عام چرخانده شد.

مصیبت های شام
5

یاد آن روزی که در خرابه شام، با رقیه درد دل می کرد. حالا می رود تا قصه های ناگفته را به رقیه بگوید.

مصیبت های شام
6

شام بلا، پیر کرد دختر حسین را. پنجم ربیع، پایان کابوس های شام برای سکینه است.

مصیبت های شام
7

در مجلس یزید، وقتی به لب های پدر چوب می زدند، سکینه بود که فریاد زد: وای پدرم!

مصیبت های شام
8

سخت ترین روضه سکینه، نگاه های حرام در بازار شام بود. امشب چشم هایش را می بندد تا دیگر آن صحنه ها را نبیند.

مصیبت های شام
9

سکینه وارث صبر زینب بود در شام. اما امشب پیمانه صبرش لبریز شد و به سوی جانان پر کشید.

مصیبت های شام
10

چه شب هایی که در خرابه شام با شکم گرسنه خوابید. امشب اما در بهشت برین، مهمان سفره کرامت خداست.

مصیبت های شام

غربت مدینه

1

مدینه هم برای سکینه کم از کربلا نداشت. هر جا می رفت یاد خاطرات جدش و پدرش می افتاد.

غربت مدینه
2

سال ها در مدینه گریه کرد. در و دیوار خانه بوی غربت حسین را می داد.

غربت مدینه
3

سکینه در مدینه غریب بود، چون کسی نمی توانست عمق درد او را بفهمد. فقط زینب می دانست.

غربت مدینه
4

وقتی کاروان اسرا به مدینه برگشت، سکینه دیگر آن دختر شاد سابق نبود. او تصویرگر غم عاشورا بود.

غربت مدینه
5

پنجم ربیع، مدینه دوباره عزادار شد. یادگار حسین رفت و داغ اهل بیت تازه شد.

غربت مدینه
6

در بقیع که راه می رفت، یاد تنهایی امام حسن می افتاد. حالا خودش مسافر ابدیت است.

غربت مدینه
7

مدینه شاهد بود که سکینه چگونه در فراق پدر، ذره ذره آب شد و شمع وجودش خاموش گشت.

غربت مدینه
8

همسایه ها می گفتند صدای گریه سکینه قطع نمی شد. او روضه مجسم کربلا در مدینه بود.

غربت مدینه
9

امشب مدینه سکوت کرده است. دیگر صدای ناله های جانسوز دختر حسین به گوش نمی رسد.

غربت مدینه
10

تشییع جنازه سکینه در مدینه، تشییع یک تاریخ مظلومیت بود. سلام بر پیکر پاکش.

غربت مدینه

زبان حال

1

پدر جان، این همه سال زنده ماندم تا پیام مظلومیتت را برسانم. حالا دیگر مرا پیش خودت ببر.

زبان حال
2

عمه جان زینب، کجایی که ببینی سکینه ات دارد می آید. دلم برای آغوشت تنگ شده.

زبان حال
3

خداحافظ ای دنیا، دنیایی که حسینم را از من گرفت. من رفتم، اما داغ حسین تا ابد می ماند.

زبان حال
4

ای مرگ بیا که خیلی وقت است منتظرت هستم. بعد از عاشورا، زندگی برایم زندان بود.

زبان حال
5

چشم هایم کم سو شده از بس گریه کردم. حالا با چشم دل، جمال پدر را می بینم.

زبان حال
6

بنویسید روی سنگ قبرم، این تربت دختری است که تشنه لب جان داد به یاد پدر تشنه اش.

زبان حال
7

دیگر تمام شد. دیگر کسی نمی گوید این دختر خارجی است. من دختر پیغمبرم.

زبان حال
8

بابا، لباسم را عوض نکردم، همان پیراهن عزای تو تنم است. با همین لباس می آیم.

زبان حال
9

خوشحالم که دارم می میرم. مرگ برای وصل به تو، شیرین تر از عسل است پدر جان.

زبان حال
10

آخرین نفس، آخرین اشک، آخرین یا حسین. و تمام شد قصه پر غصه سکینه.

زبان حال

حضرت سکینه (س) کیست؟

حضرت سکینه (س)، دختر گرامی امام حسین (ع) و حضرت رباب (س) است. نام اصلی ایشان آمنه یا امیمه بود و لقب سکینه (به معنای آرامش و وقار) را مادرش یا پدرش به دلیل آرامش و طمأنینه خاصی که در وجود ایشان بود، به او دادند. ایشان در واقعه کربلا حضور داشت و تمام مصائب روز عاشورا، از جمله شهادت پدر، برادران و عموهایش را به چشم دید و سپس رنج اسارت را تا کوفه و شام و بازگشت به مدینه تحمل کرد.

مقام علمی و معنوی حضرت سکینه

حضرت سکینه (س) از بانوان با فضیلت، دانشمند و ادیب عصر خود بود. امام حسین (ع) درباره ایشان فرمودند: (سکینه غالباً غرق در ذات الهی است). این جمله نشان دهنده اوج مقام عرفانی و معنوی ایشان است. ایشان پس از بازگشت به مدینه، حلقه های درس و بحث علمی و ادبی داشت و مرجع پاسخگویی به مسائل دینی و ادبی بانوان و حتی بزرگان آن زمان بود.

وفات حضرت سکینه در 5 ربیع الاول

بنا بر روایات مشهور تاریخی، حضرت سکینه (س) پس از تحمل سال ها رنج و دوری از پدر، سرانجام در روز 5 ربیع الاول سال 117 هجری قمری در شهر مدینه (یا طبق برخی روایات در مکه یا دمشق) وفات یافتند. وفات ایشان یادآور دوباره داغ های کربلا برای اهل بیت بود. ایشان در طول زندگی خود همواره مبلغ پیام عاشورا و افشاگر جنایات بنی امیه بود.

روضه وداع حضرت سکینه با امام حسین (ع)

یکی از سوزناک ترین بخش های مقاتل، وداع حضرت سکینه با امام حسین (ع) در روز عاشوراست. نقل شده است که در آخرین وداع، امام حسین (ع) وقتی بی تابی دخترش را دید، از اسب پیاده شد، او را در آغوش گرفت و اشک هایش را پاک کرد و اشعاری خواند که مضمون آن دلداری دادن به سکینه برای تحمل یتیمی بود. این رابطه عمیق عاطفی، تحمل شهادت پدر را برای سکینه بسیار دشوار کرده بود.

میراث فرهنگی و ادبی

حضرت سکینه (س) نه تنها یک شخصیت مذهبی، بلکه یک چهره برجسته فرهنگی نیز بود. فصاحت و بلاغت ایشان زبانزد بود و بسیاری از شعرا و ادبا محضر ایشان را مغتنم می شمردند. ایشان با تربیت شاگردان و بیان احادیث پدرش، نقش مهمی در زنده نگه داشتن فرهنگ حسینی و انتقال معارف شیعی در دوران خفقان اموی داشت.

سوالات متداول

حضرت سکینه دختر کدام امام است؟
ایشان دختر امام حسین (ع) و حضرت رباب (س) هستند.
تاریخ وفات حضرت سکینه چه روزی است؟
مشهورترین روایت، روز 5 ربیع الاول را سالروز وفات ایشان می داند.
معنی نام سکینه چیست؟
سکینه به معنای آرامش، وقار و طمأنینه است که به دلیل شخصیت آرام ایشان به او داده شد.
حضرت سکینه در کربلا چند ساله بودند؟
سن دقیق ایشان مشخص نیست اما طبق قراین تاریخی نوجوانی حدود 10 تا 13 ساله بوده اند.
قبر حضرت سکینه کجاست؟
در مورد محل دفن ایشان اختلاف است؛ بقیع در مدینه یا قبرستان باب الصغیر در دمشق سوریه.
امام حسین (ع) درباره سکینه چه فرمودند؟
فرمودند: اما سکینه، پس او غالباً غرق در ذات خداوند است و شایسته شوهر کردن نیست (اشاره به مقام بالای معنوی).
آیا حضرت سکینه در شام وفات یافتند؟
برخی روایات می گویند ایشان در سفر به شام وفات یافتند، اما قول مشهور وفات در مدینه است.
رابطه حضرت سکینه و حضرت رقیه چیست؟
هر دو دختران امام حسین (ع) بودند و در مصائب کربلا و اسارت شریک و غمخوار یکدیگر بودند.
علت وفات حضرت سکینه چه بود؟
ایشان به مرگ طبیعی و در اثر کهولت سن و اندوه طولانی وفات یافتند، هرچند غم کربلا او را پیر کرده بود.
بزرگترین ویژگی اخلاقی حضرت سکینه چه بود؟
عفاف، حیا، عبادت طولانی و مقام علمی و ادبی بالا از ویژگی های بارز ایشان بود.
WordAbyss - روضه کوتاه و متن تسلیت وفات حضرت سکینه (س) 5 ربیع 1405