دخترم را که بغل میکنم، تنم میلرزد. یاد دختری میافتم که در خرابه شام، به جای آغوش گرم پدر، سر بریدهاش را بغل کرد. بمیرم برای دلت یا حسین.
عاشقانه_مذهبی
2
بابا جان گفتن دخترم قند در دلم آب میکند، اما امان از دل ارباب وقتی صدای «یا ابتا» رقیه از کنج ویرانه بلند شد. چه کشید آن سر روی نیزه؟
عاشقانه_مذهبی
3
امشب دخترم با شیرینزبانیهایش دلم را برد. ناگهان یاد سه ساله کربلا افتادم. او هم شیرینزبانی کرد، اما برای سر خونی بابا... زبانم لال.
عاشقانه_مذهبی
4
هر بار که خار در پای دخترم میرود، دنیا روی سرم خراب میشود. یا حسین، تو چطور طاقت آوردی وقتی دیدی پای رقیهات پر از آبله و زخم خار مغیلان است؟
عاشقانه_مذهبی
5
دختر یعنی بابایی... و چه دردناک است وقتی باباییترین دختر دنیا، با دیدن سر پدر دق کند و جان دهد. امشب شب دختردارهاست، شب گریه برای رقیه.
عاشقانه_مذهبی
6
وقتی موهای دخترم را شانه میزنم، دستم میلرزد. یادم میآید رقیه (س) میگفت: بابا، موهایم سوخته، با چه شانهای مرتبش کنم؟
عاشقانه_مذهبی
7
دخترم، عزیزکم، آرام بخواب. امشب در خرابه شام دختری بیدار است که خواب از چشمانش ربوده شده. او منتظر باباست، بابایی که با بوی نان میآید، نه... با بوی خون.
عاشقانه_مذهبی
8
پدر بودن حس عجیبی است. اما حسینی بودن و پدر بودن، یعنی هر لحظه ترس از دست دادن، ترس از اسیری، ترس از خرابه. سلام بر صبر حسین.
عاشقانه_مذهبی
9
امشب روضه خوان نمیخواهم. فقط کافیست دخترم بگوید «بابا» و من یاد آن لحظهای بیفتم که رقیه گفت: چه کسی رگهای گلویت را بریده پدر؟
عاشقانه_مذهبی
10
خدا هیچ پدری را شرمنده دخترش نکند. اما حسین (ع) شرمنده نشد، او تمام هستیاش را داد، حتی سرش را، تا رقیه درس عشق بدهد.
عاشقانه_مذهبی
غمگین_سوزناک
1
گوشوارههای دخترم را در آوردم. میترسم. میترسم از روضه غارت... یا رقیه، چه کردند با گوشهای کوچکت؟
غمگین_سوزناک
2
امشب به دخترم گفتم قصهی دختری را که کاخ ظلم را با اشکهایش ویران کرد. پرسید: بابا، او الان کجاست؟ گفتم: در آغوش خدا.
غمگین_سوزناک
3
کاش میشد تاریخ را پاک کرد. کاش خرابه شام هتل بود. کاش سر بابا روی بدن بود. کاش رقیه (س) فقط خواب بد دیده بود...
غمگین_سوزناک
4
شرمندهام که دخترم در امنیت است و دختر ارباب در خرابه امنیت نداشت. یا صاحب الزمان، انتقام آن سیلیها را بگیر.
غمگین_سوزناک
5
امشب هر پدری باید برای دخترش اسپند دود کند و صدقه بدهد، به یاد دختری که در سه سالگی پیر شد و پر کشید.
غمگین_سوزناک
ادبی
1
دختر، لبخند خداست. و رقیه (س)، زیباترین لبخند خدا بود که بر چهرهی خونین عاشورا نقش بست.
ادبی
2
رابطه پدر و دختر، از جنس نور است. در خرابه شام، این نور با تاریکی ظلم درآویخت و سرانجام خورشید (سر امام) بر تاریکی پیروز شد.
ادبی
3
ای سه ساله که پیر تاریخ شدی، به ما بیاموز چگونه با دستان بسته، گرههای کور عالم را باز کنیم.
ادبی
4
بابا... این کلمه دو بخش است، اما در خرابه شام هزار بخش شد. هر بخشش یک زخم، یک درد، یک ناله.
ادبی
5
امشب قلمم گریه میکند. میخواهد از موی سوخته و صورت کبود بنویسد، اما شرم میکند. سلام بر بانوی کوچک شام.
ادبی
کوتاه
1
دختردارها امشب خوب میفهمند حال ارباب را.
کوتاه
2
رقیه جان، من و دخترم فدای تاول پاهایت.
کوتاه
3
بابا گفتن دخترم، روضه مجسم است امشب.
کوتاه
4
امان از دل زینب، امان از ناله رقیه.
کوتاه
5
دختر سه ساله و سیلی؟ خدا صبرمان دهد.
کوتاه
6
خرابه چراغ نداشت، رقیه با ماه صورتش روشنش کرد.
کوتاه
7
باباییترین دختر دنیا، امشب به آرزویش رسید.
کوتاه
8
سرت سلامت دخترم، فدای سر بریده حسین.
کوتاه
9
سه سالگی اوج شیرین زبانی است، نه اوج روضه خوانی.
کوتاه
10
یا رقیه، دست دخترم در دست توست.
کوتاه
رابطه عاطفی امام حسین (ع) و حضرت رقیه (س)
رابطه پدر و دختری میان امام حسین (ع) و حضرت رقیه (س)، فراتر از یک رابطه خونی معمولی است. این رابطه نمادی از عشق الهی و دلبستگی معنوی است. روایات نشان میدهد که امام حسین (ع) علاقه ویژهای به این دختر داشتند و حضرت رقیه نیز تاب دوری پدر را نداشت. اوج این دلدادگی در خرابه شام تجلی یافت، جایی که تاب دیدن سر بریده پدر را نیاورد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
تأثیر روانی روضه شب سوم بر پدران و دختران
شب سوم محرم، شبی است که احساسات پدرانه و دخترانه به اوج میرسد. پدران با دیدن دختران خود، ناخودآگاه به یاد مصائب حضرت رقیه میافتند و این همذاتپنداری باعث رقت قلب و جاری شدن اشک میشود. این شب فرصتی است تا پدران محبت خود را به دخترانشان ابراز کنند و شکرگزار امنیت و سلامتی آنها باشند، در حالی که یاد دردانه کربلا را گرامی میدارند.
مفهوم «خرابه شام» در ادبیات عاشورایی
خرابه شام نماد غربت، مظلومیت و تقابل حق و باطل است. جایی که کاخ سبز معاویه در برابر ویرانهی اهل بیت قرار میگیرد. اما همین ویرانه با حضور حضرت رقیه و سر مبارک امام، به پایگاه معنوی و زیارتگاه عاشقان تبدیل میشود. دلنوشتههای شب سوم معمولاً حول محور تضاد میان تاریکی خرابه و نور حضور امام میچرخد.
درسهای تربیتی از حضرت رقیه برای دختران امروز
حضرت رقیه (س) با وجود سن کم، درس حجاب، حیا، ادب و دفاع از ولایت را به دختران میآموزد. اینکه ایشان در سختترین شرایط هم چادر و حجاب خود را حفظ کردند و با سخنان کوبنده (هرچند کودکانه) ماهیت دشمن را افشا نمودند، الگویی جاودانه برای تربیت دختران حسینی است.
چرا شب سوم شب «باب الحوائج» است؟
اعتقاد بر این است که دلهای کوچک زودتر میشکنند و دعای دل شکسته زودتر مستجاب میشود. حضرت رقیه (س) به دلیل سن کم و مصائب بزرگ، نزد خداوند جایگاه ویژهای برای شفاعت دارد. پدران و مادران در این شب با واسطه قرار دادن ایشان، برای فرزندان خود و گشایش گرههای زندگی دعا میکنند.
سوالات متداول
چرا شب سوم محرم مخصوص حضرت رقیه است؟
در سنت عزاداری هیئات، هر شب دهه اول به یکی از شهدا اختصاص دارد و شب سوم به دلیل شهادت ایشان در شام (هرچند تاریخ دقیق شهادت 5 صفر است) به ایشان منسوب شده است.
آیا داستان خرابه شام واقعیت تاریخی دارد؟
بله، منابع معتبر تاریخی شیعه و سنی ماجرای حضور اهل بیت در خرابه شام و وفات دختری از امام حسین در آنجا را نقل کردهاند.
بهترین کپشن برای عکس دخترم در شب سوم چیست؟
نذر کردم دخترم کنیز رقیه باشد. یا: دخترم فدای خاک پای سه ساله حسین.
چگونه برای دخترم از حضرت رقیه بگویم؟
با زبانی ملایم و بدون خشونت؛ بگویید ایشان دختری مهربان بود که خیلی پدرش را دوست داشت و الان پیش خداست.
ذکر مصیبت اصلی شب سوم چیست؟
روضه خار مغیلان، پاهای پر آبله، لکنت زبان ناشی از ترس و دیدار با سر بریده پدر.
معنی «طبق» در روضه حضرت رقیه چیست؟
سینی یا ظرفی که سر مبارک امام حسین (ع) را در آن گذاشته و با پارچهای پوشانده و نزد حضرت رقیه آوردند.
چرا میگویند حضرت رقیه پیر شد؟
فشار روحی و جسمی اسارت به قدری زیاد بود که چهره ایشان در کودکی شکسته و موهایشان سفید شد.
آیا هدیه دادن به دختران در شب سوم رسم است؟
بله، به عنوان «نذر خوشحالی حضرت رقیه»، هدیه دادن گیره سر، روسری یا عروسک به دختران کوچک بسیار پسندیده است.
مهمترین درس حضرت رقیه چیست؟
عشق به پدر و ولایتپذیری حتی در کودکی.
چطور با روضه شب سوم ارتباط برقرار کنیم؟
تصور کنید فرزند خردسال خودتان در تاریکی و غربت، پدرش را صدا میزند.