تراژدی تمام شدن آجیل
یکی از داستانهای تکراری و خندهدار در خانههای ایرانی، تلاش مادران برای حفظ و پنهان کردن آجیلهای مرغوب (مخصوصاً پسته و بادام هندی) برای روز سیزده بدر است. شکست خوردن این تلاشها توسط فرزندان شکمو، سوژه اصلی این طنزهاست.
یکی از داستانهای تکراری و خندهدار در خانههای ایرانی، تلاش مادران برای حفظ و پنهان کردن آجیلهای مرغوب (مخصوصاً پسته و بادام هندی) برای روز سیزده بدر است. شکست خوردن این تلاشها توسط فرزندان شکمو، سوژه اصلی این طنزهاست.
شوخی با پیدا کردن مخفیگاههای عجیب و غریب مادران برای آجیل (زیر تخت، توی کمد لباس، لای رختخوابها) و پاتک زدن به آنها قبل از روز طبیعت، حس همذاتپنداری خندهداری ایجاد میکند.
معمولاً تنها چیزی که تا سیزده بدر باقی میماند، تخمه ژاپنیهای سفت یا نخودچیهای خشک است. شوخی با این بازماندگان مظلوم و حسرت خوردن پستههایی که در هفته اول عید تمام شدند، بسیار رایج است.
آوردن دلایل الکی و خندهدار برای خوردن آجیلها (مثل سبک کردن بار سفر، خراب شدن آجیل، یا تست کیفیت) بخشی از نمک این ماجراست.
سیزده بدر روزی است که شکموها اعتراف میکنند که (کار آنها بوده) و حالا باید با عواقب خالی بودن ظرف آجیل جلوی فامیل روبرو شوند.