متن ادبی لحظه وداع آخر امام حسین و حضرت زینب 1405

10 محرم

وداع_آخر

1

لحظه وداع، لحظه ایستادن زمان بود. حسین (ع) نگاهی به خیمه‌ها کرد و نگاهی به زینب. خواهر جان، این آخرین دیدار است. صبر کن که خدا با صابران است.

وداع_آخر
2

زینب (س) خیره به چشمان برادر، دنبال نشانه‌ای از بازگشت می‌گشت، اما در آن چشمان فقط شوق پرواز موج می‌زد. برو برادر، اما آهسته‌تر... مهلا مهلا.

وداع_آخر
3

حسین جان، وصیت مادرم زهرا (س) یادم نرفته. بگذار زیر گلویت را ببوسم، جایی که خنجر شمر بوسه خواهد زد. امان از دل زینب.

وداع_آخر
4

خواهر، پیراهن کهنه‌ای بیاور تا زیر لباس بپوشم. این آخرین سنگر من در برابر غارتگران است. زینب با دستانی لرزان پیراهن را آورد، گویی کفن برادر را می‌آورد.

وداع_آخر
5

خداحافظی نبود، جان کندن زینب بود. وقتی حسین (ع) به سمت میدان می‌رفت، انگار روح زینب از کالبدش خارج می‌شد. او می‌رفت و زینب تنها می‌ماند.

وداع_آخر

گفتگوی_خواهر_و_برادر

1

زینبم، بعد از من تو قافله‌سالار این کاروانی. مبادا دشمن صدای ناله‌ات را بشنود. کوه باش خواهر، مثل علی.

گفتگوی_خواهر_و_برادر
2

حسین جان، چطور باور کنم که دیگر صدایت را نمی‌شنوم؟ چطور این خیمه‌ها را بدون تو اداره کنم؟ من بدون تو می‌میرم.

گفتگوی_خواهر_و_برادر
3

خواهرم، بلا عظیم است اما پاداش خدا عظیم‌تر. مرا در نماز شبت فراموش نکن. این آخرین خواهش امام از خواهر بود.

گفتگوی_خواهر_و_برادر
4

برادر، قول می‌دهم پرچمت را زمین نگذارم، اما تو هم قول بده که از روی نیزه نگاهم کنی. نگاه تو قوت قلب من است.

گفتگوی_خواهر_و_برادر
5

برو ای یوسف زهرا، خدا نگهدارت. اما بدان که زینب بعد از تو، هر روز هزار بار شهید می‌شود.

گفتگوی_خواهر_و_برادر

توصیف_صحنه

1

گرد و غبار میدان نشست. زینب (س) ایستاده بر تلی از خاک، قامتی که خم شد اما نشکست. نگاهش رد اسب بی‌سوار را دنبال می‌کرد.

توصیف_صحنه
2

لحظه‌ای که ذوالجناح با یال خونین برگشت، زینب فهمید که وداع تمام شد و مصیبت آغاز گشت.

توصیف_صحنه
3

بادهای سرخ وزیدن گرفتند. وداع آخر، مقدمه گودال بود. زینب دوید، اما نرسید.

توصیف_صحنه
4

در آن وداع، حسین (ع) امانت‌هایش را به زینب سپرد: رقیه، سکینه، سجاد... و زینب بار سنگین اسارت را بر دوش کشید.

توصیف_صحنه
5

آسمان تیره شد. وداع خورشید با زمین. حسین رفت تا دین بماند، و زینب ماند تا حسین بماند.

توصیف_صحنه

سوزناک_روضه

1

دست زینب روی قلبش بود، می‌ترسید قلبش از سینه بیرون بپرد. حسین آرام آرام دور می‌شد.

سوزناک_روضه
2

صدای تکبیر حسین (ع) می‌آمد، اما هر لحظه ضعیف‌تر. زینب نگران بود، نکند این آخرین تکبیر باشد؟

سوزناک_روضه
3

آن بوسه زیر گلو، راز سر به مهری بود که فقط زینب و حسین و خنجر می‌دانستند.

سوزناک_روضه
4

وداع کردند، در حالی که ملائکه آسمان بر این جدایی خون گریه می‌کردند. جدا شدن جان از بدن آسان‌تر از جدا شدن زینب از حسین بود.

سوزناک_روضه
5

حسین رفت و زینب ماند و یک دشت دشمن. وداع آخر، شروع کربلای زینب بود.

سوزناک_روضه

فلسفی_عرفانی

1

این وداع، پایان یک وابستگی زمینی نبود، آغاز یک ماموریت آسمانی بود. حسین (ع) خون داد و زینب (س) پیام.

فلسفی_عرفانی
2

در وداع آخر، حسین (ع) تمام هستی‌اش را به خدا سپرد و زینب را به صبر دعوت کرد. این اوج عرفان در صحنه جنگ بود.

فلسفی_عرفانی
3

عشق در آن لحظه زانو زد. عشقی که میان خواهر و برادر بود، در تاریخ نظیر نداشت و نخواهد داشت.

فلسفی_عرفانی
4

حسین (ع) با رفتنش، مرگ را تحقیر کرد و زینب با ماندنش، یزید را. وداع استراتژیک دو معصوم برای احیای دین.

فلسفی_عرفانی
5

آن نگاه آخر، انتقال ولایت ظاهری به باطنی بود. زینب آیینه تمام‌نمای حسین شد.

فلسفی_عرفانی

اهمیت وداع آخر در واقعه عاشورا

وداع آخر امام حسین (ع) با اهل حرم و به ویژه حضرت زینب (س)، یکی از پراحساس‌ترین و کلیدی‌ترین لحظات عاشوراست. در این لحظه، امام نه تنها با خانواده خداحافظی می‌کند، بلکه مدیریت بحران پس از شهادتش را به حضرت زینب می‌سپارد. این وداع، نقطه انتقال پرچم نهضت از دوش حسین (ع) به دوش زینب (س) است.

راز پیراهن کهنه

درخواست پیراهن کهنه (کهنه پیراهن) توسط امام حسین (ع) در لحظه وداع، نشان‌دهنده علم امام به غارت شدن پیکر مطهرشان بود. ایشان می‌خواستند لباسی داشته باشند که ارزشی برای غارتگران نداشته باشد تا بدنشان برهنه نماند، هرچند شقاوت دشمن حتی به آن لباس پاره نیز رحم نکرد.

وصیت حضرت زهرا و بوسه بر گلو

در روایات آمده است که حضرت زینب (س) در لحظه وداع، وصیت مادرش حضرت زهرا (س) را به یاد آورد که فرموده بود: «هرگاه حسین را راهی میدان کردی، زیر گلوی او را ببوس». این بوسه بر زیر گلو، اشاره‌ای غم‌انگیز به نحوه شهادت امام (بریده شدن سر از قفا یا گلو) دارد و دل زینب را آتش می‌زند.

جمله مهلا مهلا (آهسته آهسته)

عبارت «مهلا مهلا یابن الزهرا» که زبان حال حضرت زینب (س) است، بیانگر ناتوانی خواهر در دل کندن از برادر است. زینب می‌خواهد آخرین لحظات دیدار را کش دهد، زیرا می‌داند پس از این، حسین متعلق به گودال و نیزه‌هاست و او متعلق به اسارت و تازیانه‌ها.

دعوت به صبر و نماز شب

در اوج مصیبت وداع، امام حسین (ع) خواهرش را به صبر جمیل و حفظ ارتباط با خدا دعوت می‌کند. جمله معروف «خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن» (یا اختی لا تنسینی فی نافلة اللیل) نشان می‌دهد که حتی در سخت‌ترین لحظات، یاد خدا و معنویت اولویت اول اهل بیت است.

سوالات متداول

وداع آخر چه زمانی اتفاق افتاد؟
عصر روز عاشورا، زمانی که تمام یاران و بستگان امام شهید شده بودند و ایشان عازم میدان نبرد نهایی بود.
چرا امام پیراهن کهنه خواست؟
تا کسی طمع نکند و آن را از تن ایشان بیرون نیاورد و بدن مطهر برهنه نماند.
وصیت خاص امام به حضرت زینب در وداع چه بود؟
اینکه گریبان چاک ندهد، شیون نکند (در حضور دشمن)، صبر پیشه کند و سرپرستی کاروان اسرا و امام سجاد (ع) را بر عهده بگیرد.
معنی مهلا مهلا چیست؟
یعنی آهسته آهسته، صبر کن، نرو. درخواستی برای تأخیر در جدایی.
تل زینبیه کجاست؟
تپه‌ای مشرف به میدان نبرد و گودال قتلگاه که حضرت زینب بر آن ایستاد و آخرین لحظات برادر را نظاره کرد.
آیا امام سجاد (ع) در وداع حضور داشت؟
بله، امام حسین (ع) به خیمه ایشان رفت و ضمن وداع، ودایع امامت و وصیت‌نامه را به ایشان سپرد.
واکنش اهل حرم در لحظه وداع چه بود؟
زنان و کودکان دور اسب امام حلقه زدند و گریه می‌کردند، صحنه‌ای که دل سنگ را آب می‌کرد.
چرا زینب زیر گلوی حسین را بوسید؟
به نیابت از مادرش حضرت زهرا (س) و به عنوان نشانه‌ای از محل اصابت خنجر.
ذوالجناح چه کرد؟
اسب امام در لحظه وداع با حالتی خاص ایستاد و پس از شهادت امام با یال خونین به خیمه‌ها بازگشت که پیام‌آور شهادت بود.
درس وداع آخر چیست؟
اینکه انسان مومن حتی در اوج دلبستگی‌های عاطفی، تسلیم امر خداست و وظیفه الهی را بر احساسات مقدم می‌دارد.
WordAbyss - متن ادبی وداع آخر حسین و زینب | روضه عصر عاشورا 1405