دلنوشته اربا اربا شدن علی‌اکبر و حال امام حسین 1405

8 محرم

سوزناک

1

اربا اربا یعنی چه؟ یعنی پدری بالای سر جوانش برسد و ندانَد چگونه او را بغل کند. هر گوشه را که برمی‌دارد، گوشه‌ی دیگر می‌ماند.

سوزناک
2

می‌گویند حسین (ع) پیر شد، درست همان لحظه‌ای که صدای «یا ابتا»ی علی را شنید. به میدان که رسید، زانوهایش لرزید. زانوی حسین (ع) لرزید...

سوزناک
3

نوشته‌اند که حسین (ع) صورت بر صورت خونین علی گذاشت و نفس‌هایش به شماره افتاد. دشمن هلهله می‌کرد و پدر جان می‌داد.

سوزناک
4

«ولدی علی...» این صدا، صدای شکستن استخوان‌های صبر حسین بود. جوانش را تکه تکه کرده بودند، آنقدر که عبا لازم شد.

سوزناک
5

اربا اربا یعنی جای سالمی بر بدن نمانده. یعنی شبیه‌ترین آینه به پیامبر، زیر سم اسب‌ها هزار تکه شده است. امان از دل حسین.

سوزناک
6

چگونه به خیمه برگردد؟ پدری که عصای دستش را، امیدش را، و نور چشمانش را در خاک و خون دیده. دنیا بعد از تو تیره و تار است علی جان.

سوزناک
7

جوانان بنی‌هاشم بیایید... حسین (ع) دیگر توان ندارد. باید علی را روی عبا بچینید. پاره‌های تن حسین را جمع کنید.

سوزناک
8

حالت احتضار به امام دست داد. رنگ از رخسارش پرید. علی‌اکبر فقط یک پسر نبود، تمام دارایی حسین بود که در خون دست و پا می‌زد.

سوزناک
9

خدا کند هیچ پدری شرمنده جوانش نشود. حسین (ع) بالای سر علی نشست، خاک‌ها را از دهانش پاک کرد، اما علی دیگر نفس نمی‌کشید.

سوزناک
10

این اولین بار بود که صدای گریه بلند حسین (ع) را شنیدند. دشمن می‌خندید و حسین بلند بلند گریه می‌کرد: علی الدنیا بعدک العفا.

سوزناک

مقتل

1

راوی می‌گوید: حسین (ع) چنان با شتاب رفت که عبا از دوشش افتاد. وقتی رسید، خودش را از روی اسب به زمین انداخت.

مقتل
2

«فقطعوه اربا اربا»... شمشیرها امان ندادند. آنقدر زدند که پیکر درهم ریخت. این روضه نیست، این شرح قصابی گرگ‌هاست.

مقتل
3

امام فرمود: پس از تو خاک بر سر این دنیا. و خم شد و صورت بر صورت علی نهاد. گویی می‌خواست جانش را به او ببخشد.

مقتل
4

لشکر دشمن شکافت و علی (ع) را محاصره کردند. هر کس با هر چه داشت زد. کینه بدر و خیبر را سر علی‌اکبر خالی کردند.

مقتل
5

حسین (ع) فریاد زد: ای جوانان بنی‌هاشم، بیایید و جنازه برادرتان را به خیمه ببرید. یعنی من به تنهایی توان بلند کردنش را ندارم.

مقتل
6

وقتی علی‌اکبر به میدان رفت، امام محاسنش را به دست گرفت و به آسمان نگاه کرد: خدایا شاهد باش، شبیه‌ترین خلق به پیامبرت را فرستادم.

مقتل
7

خون چشم اسب را گرفت و اسب او را به میان لشکر دشمن برد. و آنجا بود که فاجعه اربا اربا رخ داد.

مقتل
8

زینب (س) سراسیمه از خیمه بیرون دوید. فریاد می‌زد: وا اخیاه، وا ابن اخیاه... اگر زینب نبود، حسین همانجا جان داده بود.

مقتل
9

هیچ شهیدی را با عبا نیاوردند، جز علی‌اکبر. چون پیکر پاشیده بود و امکان جابجایی نبود.

مقتل
10

امام کنار بدن نشست و هفت مرتبه صدا زد: ولدی، ولدی... اما جوابی نیامد. اینجا بود که حسین (ع) آرزوی مرگ کرد.

مقتل

تصویری

1

تصور کن پدری را که با زانوی لرزان، تکه‌های جگرش را از روی خاک جمع می‌کند.

تصویری
2

دشتی پر از گرگ و یک یوسف که پیراهنش نه، بلکه بدنش چاک چاک شده است.

تصویری
3

خون، خاک کربلا را گلگون کرده. موهای پریشان علی‌اکبر در دست باد و پدری که مبهوت این صحنه است.

تصویری
4

تصویر مردی که شکسته شد. شانه‌هایش افتاد و قامتش خم شد. حسین (ع) بعد از اکبر، دیگر آن حسین سابق نبود.

تصویری
5

عبایی که پر از گل‌های سرخ شده. هر گلی، تکه‌ای از تن علی. و پدری که مثل باغبان ماتم‌زده، گل‌هایش را می‌بوید.

تصویری
6

صدای خرد شدن استخوان سینه علی زیر سم اسب‌ها، صدای شکستن قلب حسین بود.

تصویری
7

چشمان علی پر از خون بود، اما هنوز نگران بابا بود. آخرین نگاهش، آتش به جان عالم زد.

تصویری
8

سروِ رشیدِ کربلا، حالا به اندازه یک عبا کوچک شده است. چه کردند با این بدن؟

تصویری
9

خورشید کربلا غروب کرد وقتی علی‌اکبر بر زمین افتاد. تاریکی مطلق چشمان پدر را گرفت.

تصویری
10

نگاه دشمن، نگاه تمسخر بود و نگاه حسین، نگاه حسرت. و میان این دو نگاه، جوانی در خون می‌غلتید.

تصویری

پدر_و_پسر

1

رابطه حسین و علی، رابطه شمس و قمر بود. قمر که رفت، خورشید گرفت.

پدر_و_پسر
2

پدر جان می‌دهد وقتی پسر جان می‌دهد. این قانون عشق است.

پدر_و_پسر
3

حسین (ع) برای هیچکس نفرین نکرد، مگر قاتلان علی‌اکبر. فرمود: خدا قطع کند نسل شما را که نسلم را قطع کردید.

پدر_و_پسر
4

بابا... بلند شو. دشمن دارد نگاه می‌کند. نگذار شکستنت را ببینند. اما مگر می‌شود؟

پدر_و_پسر
5

علی جان، پاشو ببین پدرت غریب مانده. پاشو و یک بار دیگر اذان بگو.

پدر_و_پسر
6

پدری که تا دیروز تکیه‌گاه عالم بود، حالا برای بلند شدن نیاز به کمک جوانان بنی‌هاشم دارد.

پدر_و_پسر
7

عشق بازی حسین و علی در گودال خون، زیباترین و تلخ‌ترین سکانس عاشوراست.

پدر_و_پسر
8

پسر رفت و پدر ماند با یک دنیا خاطره، با صدایی که هنوز در گوشش می‌پیچید: یا ابتا...

پدر_و_پسر
9

وداع آخر نبود، آغاز جان دادن حسین بود. او تا عصر عاشورا بارها مرد و زنده شد، اما ضربه اول را اینجا خورد.

پدر_و_پسر
10

خداحافظ ای میوه دلم. خداحافظ ای عصای پیری‌ام. خداحافظ ای تمام امید بابا.

پدر_و_پسر

ادبی

1

در آن صحرا، آینه‌ای شکست و هزار تکه شد. هر تکه، تصویری از رسول خدا (ص) بود.

ادبی
2

اربا اربا، یعنی تکثیر علی در دشت کربلا. یعنی هر جا می‌نگری، نشانی از اوست.

ادبی
3

حسین (ع) بر بالین علی، تفسیر آیه استرجاع شد. انا لله و انا الیه راجعون.

ادبی
4

قلم می‌لرزد، کاغذ می‌سوزد. چگونه بنویسم که چه بر سر دردانه زهرا (س) آوردند؟

ادبی
5

مرثیه‌ای سروده شد با ردیف خون و قافیه جنون. شاعرش شمشیرها و شنونده‌اش خدا.

ادبی
6

امشب لیله‌القدر حسین است. قرآنش ورق ورق شده و رحلش شکسته.

ادبی
7

علی‌اکبر، اسماعیلِ حسین بود که قربانی شد، اما خدایی برای فرستادن قوچ نبود. قربانی پذیرفته شد.

ادبی
8

داغ جوان، کوه را آب می‌کند. حسین (ع) اقیانوس صبر بود که اینگونه طوفانی شد.

ادبی
9

تراژدی کربلا در پرده هشتم به اوج رسید. جایی که زیبایی مثله شد.

ادبی
10

بگذارید تاریخ بداند: علی‌اکبر را کشتند، نه یک بار، که هزار بار.

ادبی

معنای لغوی و اصطلاحی «اربا اربا»

«اربا اربا» عبارتی عربی به معنای «تکه تکه» یا «بند بند» است. در متون تاریخی و مقاتل، این عبارت منحصراً برای توصیف وضعیت پیکر حضرت علی‌اکبر (ع) استفاده شده است. ضربات وارده بر ایشان چنان سنگین و متعدد بود که بدن مطهرشان از هم پاشیده شده بود و امکان حمل آن به صورت عادی وجود نداشت.

حالت امام حسین (ع) هنگام شهادت علی‌اکبر

مقاتل حال امام را در این لحظه بسیار عجیب توصیف کرده‌اند. امام با شتاب و در حالی که عبا از دوششان افتاده بود به میدان رفتند. وقتی به بدن رسیدند، خود را از اسب انداختند و صورت بر چهره خونین فرزند گذاشتند. عبارت «علی الدنیا بعدک العفا» (بعد از تو اف بر این دنیا) نشان‌دهنده اوج بیزاری امام از زندگی دنیوی پس از علی‌اکبر است.

نقش جوانان بنی‌هاشم در انتقال پیکر

یکی از صحنه‌های دردناک روز هشتم، زمانی است که امام حسین (ع) خطاب به جوانان بنی‌هاشم فرمودند: «احملوا اخاکم» (برادرتان را بردارید). علما معتقدند این درخواست دو دلیل داشت: اول اینکه بدن اربا اربا شده بود و یک نفر نمی‌توانست آن را جمع کند (نیاز به عبا بود)، و دوم اینکه امام توانی در زانوان خود برای حمل بدن نداشتند.

چرا دشمن علی‌اکبر را اینگونه کشت؟

شباهت بی‌نظیر علی‌اکبر (ع) به پیامبر اکرم (ص)، کینه قدیمی دشمنان از رسول خدا و امام علی (ع) را شعله‌ور کرد. آن‌ها در واقع انتقام جنگ‌های بدر و خیبر را از شبیه‌ترین فرد به پیامبر گرفتند. محاصره کردن و ضربه زدن دسته‌جمعی، ناشی از این کینه عمیق بود.

توصیفات ادبی از داغ جوان در کربلا

ادبیات عاشورایی در توصیف داغ علی‌اکبر به اوج سوز و گداز می‌رسد. تشبیهاتی مانند «سرو شکسته»، «آینه تکه تکه»، «ماه خونین» و «عصای پیری» برای بیان این مصیبت به کار می‌رود. شاعران بزرگی چون محتشم و عمان سامانی ابیات ماندگاری در این باره سروده‌اند.

سوالات متداول

اربا اربا شدن یعنی چه؟
یعنی بدن بر اثر ضربات شمشیر و نیزه تکه تکه شود و اجزای آن از هم جدا گردد.
چرا امام حسین جوانان بنی‌هاشم را صدا زد؟
چون به تنهایی توان حمل پیکر قطعه قطعه شده علی‌اکبر را نداشت و می‌خواست بدن را در عبا جمع کنند.
واکنش حضرت زینب (س) چه بود؟
ایشان برای اولین بار از خیمه بیرون دوید و خود را به بدن رساند تا جان امام حسین (ع) را نجات دهد.
قاتل علی‌اکبر که بود؟
مره بن منقذ عبدی ضربه اول را زد و سپس سایر دشمنان هجوم آوردند.
امام حسین بعد از علی‌اکبر چه دعایی کرد؟
فرمود: خدایا رحم خود را از این قوم قطع کن و آن‌ها را پراکنده ساز.
چرا بدن علی‌اکبر را در عبا گذاشتند؟
زیرا بدن پاشیده بود و اگر یک طرف را بلند می‌کردند، طرف دیگر روی زمین می‌ماند.
روضه «ولدی علی» مربوط به کدام شب است؟
شب هشتم محرم.
آیا امام حسین هنگام شهادت علی‌اکبر جان داد؟
حالت احتضار (نزدیک به مرگ) به ایشان دست داد، اما با حضور حضرت زینب (س) به خود آمدند.
معنی «علی الدنیا بعدک العفا» چیست؟
بعد از تو، خاک بر سر این دنیا (دنیا دیگر ارزشی ندارد).
بزرگترین مصیبت امام حسین چه بود؟
بسیاری از علما شهادت حضرت علی‌اکبر و حضرت عباس را سنگین‌ترین مصائب می‌دانند.
WordAbyss - دلنوشته سوزناک اربا اربا شدن علی‌اکبر و حال امام حسین (ع) 1405