علی جان! امشب نخلستانهای کوفه نفس راحت میکشند، اما چاهها دق میکنند. تو راحت شدی از مردمانی که فرق سر را میدیدند اما فرق عدالت را نمیفهمیدند.
مناجات با علی (ع)
2
مولای من! «فزت و رب الکعبه» راستترین دروغ تاریخ بود؛ تو رستگار بودی، این ماییم که با رفتنت باختیم. تو راحت شدی و ما یتیم شدیم.
مناجات با علی (ع)
3
پدر خاک! به آسمان خوش آمدی. اینجا زمین برای بزرگی روحت تنگ بود. قفس شکست و عقاب تیزپرواز عدالت، به آشیانه ابدیاش بازگشت.
مناجات با علی (ع)
4
یا مرتضی! امشب یتیمان کوفه کاسههای شیر را زمین گذاشتهاند و کاسه چشمانشان را پر از خون کردهاند. دیگر صدای پای پدر نمیآید.
مناجات با علی (ع)
5
علی (ع) رفت... و عدالت به تاریخ پیوست. حالا ماییم و دنیایی که هزار و چهارصد سال است دنبال مردی شبیه تو میگردد و نمییابد.
مناجات با علی (ع)
6
آقا جان! راحت شدی از استخوان در گلو و خار در چشم. راحت شدی از سلامهای سرد و کینههای بدر و خیبر. شهادتت مبارک، اما یتیمی ما تسلیت.
مناجات با علی (ع)
7
امشب محراب کوفه، خونگریه میکند. محرابی که آخرین سجدهات را در آغوش گرفت و پروازت را تماشا کرد.
مناجات با علی (ع)
8
خداحافظ ای غریبترین مرد تاریخ. خداحافظ ای کسی که تنها همدمت چاه بود و تنها پاداشت ضربت شمشیر.
مناجات با علی (ع)
9
علی جان! تو رفتی و ما ماندیم با دنیایی که بی تو، چیزی کم دارد؛ چیزی شبیه «عدالت»، شبیه «مردانگی».
مناجات با علی (ع)
10
امشب ملائکه صف کشیدهاند تا خستگی ۳۰ سال سکوت و ۲۵ سال خانهنشینی را از تنت درآورند. بخواب آرام ای شیر خدا.
مناجات با علی (ع)
سوگنامه جهان
1
دنیا یتیم شد. نه فقط حسن و حسین، نه فقط زینب؛ که انسانیت یتیم شد. عدالت بیپدر شد و عشق، بیپناه.
سوگنامه جهان
2
خبر کوتاه بود و سنگین: «تهدمت والله ارکان الهدی». ستونها نلرزیدند، فرو ریختند. سقف آسمان ترک برداشت.
سوگنامه جهان
3
امشب خدا هم برای علی (ع) روضه میخواند. روضهی مردی که تمام هستیاش را داد، اما جز نامردی ندید.
سوگنامه جهان
4
علی (ع) راحت شد. این جمله چقدر درد دارد. چقدر باید به یک کوه فشار بیاید تا از متلاشی شدن، ابراز راحتی کند؟
سوگنامه جهان
5
فرق علی (ع) را ابن ملجم نشکافت؛ جهل مردم شکافت. شمشیر زهرآلود، فقط بهانه بود برای خلاصی از دردِ نفهمیها.
سوگنامه جهان
6
امشب ماه هم رویش نمیشود بتابد. خورشید عدالت غروب کرده و جهان در تاریکی مطلق فرو رفته است.
سوگنامه جهان
7
یتیم شدیم... و چه بد دردیست یتیمی. آن هم یتیمِ پدری که پادشاه بود اما نان جو میخورد و لباس وصلهدار میپوشید.
سوگنامه جهان
8
کوفه! شهر هزار رنگ! حالا آسوده بخواب. دیگر صدای مناجات علی (ع) خوابت را آشفته نمیکند.
سوگنامه جهان
9
امشب یتیمان کوفه فهمیدند که آن مرد ناشناسِ مهربان، همان خلیفه مسلمین بود. چه دیر فهمیدند و چه زود از دست دادند.
سوگنامه جهان
10
تاریخ! بنویس که امشب مردی رفت که اگر میماند، گلوی فقر را میفشرد و ریشه ظلم را میخشکاند.
سوگنامه جهان
توصیف لحظه وصال
1
و علی (ع) چشم باز کرد... زهرا (س) را دید. لبخند زد. سلام فاطمه جان! پهلویت خوب شد؟
توصیف لحظه وصال
2
سی سال فراق تمام شد. حالا علی است و فاطمه و پیامبر. چه بزمی است امشب در آسمان.
توصیف لحظه وصال
3
زهر شمشیر در خونش دوید، اما شهد شهادت در جانش. درد داشت، اما شیرین بود. مثل پایان یک ماموریت سخت.
توصیف لحظه وصال
4
وقتی فرمود «رستگار شدم»، کعبه لرزید. زادگاهش کعبه بود و معراجش مسجد. دایرهای که کامل شد.
توصیف لحظه وصال
5
آرامش... این گمشدهی علی (ع) بود. امشب صورتش را روی خاک گذاشت و برای همیشه آرام گرفت.
توصیف لحظه وصال
6
فرشتگان زیر بغلش را گرفتند. «یا علی! سنگین است بار غمهایت، بگذار کمکت کنیم».
توصیف لحظه وصال
7
علی (ع) میرود و رد خونش تا ابد بر پیشانی تاریخ میماند؛ تا روزی که فرزندش مهدی (عج) بیاید و انتقام سیلی زهرا و فرق علی را بگیرد.
توصیف لحظه وصال
8
امشب خدا آغوشش را باز کرده: «بیا بنده خستهی من. بیا که زمین جای تو نبود».
توصیف لحظه وصال
9
چشمهایش را بست. دیگر نه چاهی هست، نه معاویهای، نه خوارجی. فقط نور است و نور.
توصیف لحظه وصال
10
خداحافظ ای تمامِ ناتمامِ ما. خداحافظ ای علی.
توصیف لحظه وصال
شعرگونه
1
امشب هوای کوفه چه سنگین و مبهم است / عالم اسیر داغ خداوند عالم است
شعرگونه
2
راحت شد از جفای زمانه امیر عشق / اما جهان ز رفتن او غرق ماتم است
شعرگونه
3
دیگر صدای ناله او در دل سحر / مرهم برای درد دل چاه و آدم است؟
شعرگونه
4
فرقش شکافت تا که بفهمیم جهل چیست / این زخم کهنه بر دل دین، تا ابد غم است
شعرگونه
5
زینب نشسته بر سر بالین بابایش / جاری ز چشم خسته او اشک نمنم است
شعرگونه
6
گویند علی راحت شد از این جهان / اما یتیمیِ همه عالم مسلم است
شعرگونه
7
شیر خدا ز بندِ قفس رست و پر کشید / این رستگاریاش، غمِ عظمای عالم است
شعرگونه
8
ای کوفه! شرم کن ز نگاهِ یتیمها / نانی که میخورند، ز خونِ مکرم است
شعرگونه
9
رفت آن که بود معنیِ عدل و عدالت / دنیا بدون او، همهش ظلم و درهم است
شعرگونه
10
امشب علی به فاطمهاش میرسد ولی / پشت فلک ز داغ علی، تا ابد خم است
شعرگونه
پارادوکس «راحتی» و «یتیمی»
جمله «علی راحت شد، دنیا یتیم شد» بیانگر یک پارادوکس (تضاد) عمیق و دردناک است. از یک سو، شهادت برای امیرالمومنین (ع) که سالها استخوان در گلو و خار در چشم زیسته بود، رهایی از زندان دنیا و وصال محبوب بود. ایشان خود فرمودند: «مانند تشنهای که به آب برسد». اما از سوی دیگر، این واقعه برای بشریت، آغاز یک یتیمی بزرگ و محرومیت ابدی از حکومت عدل الهی بود. ادبیات این شب، بر مدار همین تضاد میچرخد: شادیِ وصلِ علی (ع) و شیونِ فصلِ ما.
استعاره «پدر» در ادبیات علوی
در متون ادبی مربوط به شهادت امام علی (ع)، واژه «پدر» پرکاربردترین واژه است. پیامبر (ص) فرمودند: «من و علی پدران این امتیم». شهادت ایشان، تنها مرگ یک حاکم سیاسی نبود، بلکه فقدان پدری بود که شبانه برای فرزندانش نان میبرد و با آنها بازی میکرد. متنهای ادبی با تمرکز بر این جنبه عاطفی، سوز و گداز یتیمان کوفه را به مخاطب امروز منتقل میکنند.
تحلیل جمله «فزت و رب الکعبه»
این جمله کوتاه، شاهکار بلاغت و عرفان در لحظه مرگ است. متنهای ادبی با واکاوی این جمله، نشان میدهند که چگونه مرگ در نگاه اولیای خدا، «فوز» (پیروزی و رستگاری) است. نویسندگان با استفاده از این جمله، تصویری حماسی از شهادت میسازند که در آن مقتول، پیروز میدان است و قاتل، بازنده ابدی.
غمنامه کوفه و چاه
کوفه و چاه، دو نماد در ادبیات سوگ علی (ع) هستند. کوفه نماد بیوفایی، هزاررنگی و غربت امام است؛ و چاه نماد تنهایی و سنگ صبور ایشان. متنهای ادبی با جانبخشی به این عناصر (نالهی چاه، شرمِ کوفه)، فضایی دراماتیک و حزنانگیز ایجاد میکنند که تنهایی عمیق انسان کامل را در میان مردم ناقصالعقل نشان میدهد.
اتصال شهادت علی (ع) به فاطمیه و عاشورا
در دلنوشتههای شب بیست و یکم، همواره گریزی به مصائب حضرت زهرا (س) (دیدار دوباره علی و فاطمه) و عاشورا (زینب و مصیبتهای آینده) زده میشود. این پیوند ادبی، نشاندهنده یکپارچگی نور اهل بیت و تداوم خط مظلومیت از مدینه تا کوفه و کربلاست. ادبیات شیعی، شهادت علی (ع) را مقدمه عاشورا میداند.
سوالات متداول
چرا میگویند علی (ع) راحت شد؟
زیرا زندگی ایشان پر از رنج، خیانت یاران، جنگهای تحمیلی و تنهایی بود. شهادت پایان این رنجها و آغاز دیدار با خدا و پیامبر بود.
معنی «تهدمت والله ارکان الهدی» چیست؟
این ندای جبرئیل در آسمان بود به معنای: «به خدا سوگند که پایههای هدایت ویران شد»؛ اشاره به اینکه با رفتن علی (ع)، رکن اصلی دینداری فروریخت.
نویسنده متنهای ادبی درباره امام علی باید به چه نکاتی توجه کند؟
باید عظمت و مظلومیت را با هم نشان دهد؛ از غلو پرهیز کند و بر جنبههای عدالتخواهی و یتیمنوازی ایشان تاکید ورزد.
آیا امام علی (ع) از مرگ میترسید؟
خیر، ایشان میفرمودند: «علاقه من به مرگ از علاقه نوزاد به سینه مادر بیشتر است» و شهادت را سعادت میدانستند.
چرا به این شب «شام غریبان» علی (ع) میگویند؟
اصطلاح شام غریبان بیشتر برای عاشورا است، اما به دلیل غربت امام و تنهایی فرزندانش در شب 21، این تعبیر در ادبیات رایج شده است.
زیباترین صفت ادبی برای امام علی چیست؟
شاه مردان، شیر خدا، پدر خاک (ابوتراب)، و اقیانوس صبر.
یتیمان کوفه نماد چه کسانی هستند؟
نماد تمام بشریت که تشنه عدالت و محبت واقعی هستند و با رفتن امام، حامی خود را از دست دادند.
رابطه شب قدر و شهادت علی (ع) در ادبیات چیست؟
قرآن صامت در شب قدر نازل شد و قرآن ناطق (علی ع) در شب قدر صعود کرد. این تقارن دستمایه متون ادبی بسیاری است.
پیام اصلی شهادت امام علی برای امروز چیست؟
عدالت هزینه دارد و گاهی هزینه آن خون بهترین خلق خداست. ما باید ادامه دهنده راه عدالت باشیم.
تفاوت غم ما و شادی امام در چیست؟
ما برای فقدان نعمت گریه میکنیم (جنبه زمینی)، و امام برای وصال یار شاد است (جنبه ملکوتی).