رند حافظ، آن زیرکِ آزاده ایست که تسبیح و خرقه را دامِ تزویر نمیکند. او مستِ عشق است و هوشیارِ حقیقت. روز حافظ مبارک.
رندانه
2
در مکتب حافظ، «رندی» یعنی رهایی از بند ریا. یعنی آنکه ظاهر و باطنت یکی باشد، حتی اگر به قیمت بدنامی نزد زاهدان تمام شود.
رندانه
3
حافظ به ما آموخت که میتوان خدا را پرستید اما بنده تزویر نبود. میتوان عاشق بود و رسوای عالم شد، اما رنگ و ریا نداشت.
رندانه
4
رند عالم سوز باش تا مصلحت بین! که مصلحت بینی کارِ عاقلانِ ترسوست و عشق، کارِ دیوانگانِ جسور.
رندانه
5
«منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالودم به بد دیدن»... این عصاره رندی است: پاکی چشم و دل در عین عاشقی.
رندانه
6
رندی حافظ، طغیانی است علیه تقدس مآبی های دروغین. او آینه ای ساخت تا زاهدانِ ریاکار، چهره واقعی خود را در آن ببینند.
رندانه
7
عاشق و رند و نظرباز و امم... حافظ نقاب از چهره دین فروشان برمیدارد و دینِ عشق را معرفی میکند.
رندانه
8
رندی یعنی بدانی که لطف خدا بیشتر از جرم ماست و ناامیدی از درگاهش، بزرگترین گناه.
رندانه
9
در مسلک ما رندان، خیانت به یار و دروغ، گناه کبیره است؛ نه مستی از جام محبت دوست.
رندانه
10
حافظ رند است، چون اسیر هیچ قیدی نیست جز قید عشق. آزادگی اش مبارک باد.
رندانه
عرفانی
1
عرفان حافظ، عرفانِ گوشه نشینی نیست؛ عرفانِ مبارزه با نفس و جامعه ریاست. او عارفی است که در دل جامعه، خدا را میجوید.
عرفانی
2
«طفیل هستی عشقند آدمی و پری»... حافظ فلسفه خلقت را در یک کلمه خلاصه میکند: عشق.
عرفانی
3
خداوند در شعر حافظ، نه آن پادشاه خشمگین، بلکه آن دوستِ (یار) نزدیک و مهربانی است که ناز بنده اش را میکشد.
عرفانی
4
در دیوان حافظ، «می» نماد معرفت است و «ساقی» واسطه فیض الهی. مستی او، مستی از درک حضور حق است.
عرفانی
5
غمِ حافظ، غمِ نان نیست؛ غمِ دوری از اصل خویش است. «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش».
عرفانی
6
حافظ به ما یاد داد که راه رسیدن به خدا، از کوچه پس کوچه های دل میگذرد، نه از ظاهرِ آراسته و سجاده های رنگین.
عرفانی
7
«شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام»... یعنی تا دلت را از کبر و غرور پاک نکنی، راهی به حریم قرب الهی نداری.
عرفانی
8
عرفان حافظ، عرفانِ شادمانه است. او با غمِ دنیا میجنگد و شادیِ وصل را بشارت میدهد.
عرفانی
9
در نگاه حافظ، بزرگترین حجاب میان انسان و خدا، «خودبینی» است. «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز».
عرفانی
10
راز جاودانگی حافظ در این است که عرفان را از آسمان به زمین آورد و با زبان مردم سخن گفت.
عرفانی
فلسفی
1
جهان از نگاه حافظ، «هیچ بر هیچ» است اگر عشق در آن نباشد. «عشق» تنها حقیقتِ پایدارِ هستی است.
فلسفی
2
جبر و اختیار در شعر حافظ موج میزند. گاهی «چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد» و گاهی «رضا به داده بده وز جبین گره بگشا».
فلسفی
3
حافظ فیلسوفی است که به جای استدلال خشک، با زبانِ دل و شهود سخن میگوید. او حکمت را با هنر آمیخت.
فلسفی
4
«آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است: با دوستان مروت، با دشمنان مدارا». این اوج فلسفه اخلاق و صلح طلبی است.
فلسفی
5
حافظ به ما میگوید که زمان حال را دریابیم (اغتنام فرصت). «هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار».
فلسفی
6
نقدِ صوفی گریِ ظاهری، بخش مهمی از اندیشه اجتماعی حافظ است. او منتقد سرسخت نهادهای قدرتِ آلوده به ریا بود.
فلسفی
7
نگاه حافظ به گناه، نگاهی امیدوارانه به رحمت الهی است. او انسان را جایز الخطا و خدا را تواب و رحیم میداند.
فلسفی
8
دنیا در چشم حافظ، کاروانسرایی است که نباید به آن دل بست. «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است».
فلسفی
9
انسان کامل در نظر حافظ، همان «رند» است؛ کسی که در عین هوشیاری، سرمستِ عشق است و از قضاوت خلق نمی هراسد.
فلسفی
10
فلسفه حافظ، فلسفه امید است. «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور». او هرگز تسلیم تاریکی نمیشود.
فلسفی
مفهوم رندی در شعر حافظ
«رند» کلیدی ترین واژه در دیوان حافظ است. رند در لغت به معنای زیرک و لاابالی است، اما در اصطلاح حافظ، انسانی متعالی است که از ظاهرپرستی عبور کرده و به باطن رسیده است. رندِ حافظ، دشمن ریا و تزویر است. او ممکن است ظاهری گناهکار داشته باشد (برای فرار از ریا)، اما قلبی پاک و سرشار از عشق خدا دارد. رندی، تلفیقی از عشق، آزادی، زیرکی و اخلاص است.
تفاوت زاهد و رند
در اشعار حافظ، تقابل دائمی میان «زاهد» و «رند» وجود دارد. زاهد نماد کسی است که به ظواهر شرع می چسبد، مغرور به عبادت خود است و دیگران را قضاوت می کند. در مقابل، رند کسی است که به فضل و رحمت خدا تکیه دارد، نه به اعمال خود. حافظ همواره جانب رند را میگیرد و از زاهدان خودبین بیزاری می جوید.
عشق الهی و زمینی در نگاه حافظ
عشق در دیوان حافظ ماهیتی دوگانه و سیال دارد. گاهی عشق زمینی پلی میشود برای رسیدن به عشق الهی (المجاز قنطرة الحقیقه) و گاهی مستقیماً از عشق ازلی سخن میگوید. هنر حافظ در این است که چنان هنرمندانه سخن میگوید که هر کس برداشت خود را دارد، اما در نهایت همه راه ها در شعر او به معشوق یگانه ختم میشود.
ریاستیزی؛ مهمترین پیام اجتماعی حافظ
بزرگترین دشمنی که حافظ با قلمش به جنگ آن میرود، «ریا» است. او دوران حکومت امیرمبارزالدین (محتسب) را که دوران زهد فروشی و سختگیری های ظاهری بود، نقد میکند. حافظ معتقد است گناهی که با پشیمانی و امید به رحمت خدا باشد، بهتر از عبادتی است که با عجب و خودبرتربینی همراه باشد.
اغتنام فرصت و دم را غنیمت شمردن
یکی از ارکان فلسفه خیامی که در شعر حافظ نیز نمود دارد، توجه به لحظه حال است. حافظ توصیه میکند که غصه گذشته و آینده را نخوریم و «نقد» را دریابیم. البته این لذت بردن در شعر حافظ، به معنای عیاشی نیست، بلکه به معنای استفاده بهینه از عمر برای کسب معرفت و شادکامی معنوی است.
سوالات متداول
رند کیست؟
در ادبیات حافظ، رند انسانی آزاده، عاشق و بی ریاست که باطن پاکی دارد اما تظاهر به تقدس نمیکند.
چرا حافظ با زاهدان مخالف است؟
چون بسیاری از زاهدان زمان او دچار ریا، خودبینی و استفاده ابزاری از دین برای دنیا بودند.
خرابات در شعر حافظ کجاست؟
مکانی نمادین برای پاک شدن از غرور و خودخواهی و فنا شدن در عشق الهی است، نه میخانه ظاهری.
پیر مغان کیست؟
راهنمای معنوی و مرشد کامل در شعر حافظ که او را به راه راست هدایت میکند (میتواند نماد حضرت علی (ع) یا انسان کامل باشد).
آیا حافظ صوفی بود؟
حافظ با تصوف آشنا بود اما منتقد صوفیان ریاکار (خرقه پوشان) بود و مسلک خاص خود یعنی «رندی» را داشت.
معنی «می» در شعر حافظ چیست؟
در اکثر موارد نماد معرفت، عشق الهی و حال خوش معنوی است که انسان را از خود بیخود میکند.
شاهد بازی در شعر حافظ یعنی چه؟
منظور مشاهده زیبایی مطلق خداوند در آینه زیبایی های زمینی و انسان هاست (نظربازی).
ایهام در شعر حافظ چه کاربردی دارد؟
باعث میشود شعر چند معنایی شود و هم مخاطب عام (عشق زمینی) و هم مخاطب خاص (عشق الهی) با آن ارتباط برقرار کنند.
مشهورترین بیت درباره ریاستیزی چیست؟
«حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر مکن چون دگران قرآن را».
پیام اصلی حافظ برای انسان امروز چیست؟
دوری از دورویی، عشق ورزی به همنوع، امیدوار بودن به رحمت خدا و شاد زیستن.