سامرا، شهری که دیوارهایش بوی غربت میدهد. اینجا مدینه نیست، اینجا عسکر است؛ پادگانی که نفس کشیدن در آن هم با اجازه خلیفه بود.
توصیفی
2
امامِ جوان، در حصار نیزهها و شمشیرها. پنجره اتاقش به جای نخلستان، به برجهای مراقبت باز میشد. چه غربت سنگینی دارد این سامرا.
توصیفی
3
بیست و هشت سال، تمام سهم او از دنیا بود. اما همین عمر کوتاه هم در حبس و حصر گذشت. غریبِ سامرا، حتی در خانهاش هم غریب بود.
توصیفی
4
صدای زنجیرها شاید، اما صدای مناجاتش هرگز قطع نشد. زندانبانها اسیر او میشدند، نه او اسیر آنها. اما دلش... دلش برای شیعیان میتپید.
توصیفی
5
غربت یعنی اینکه امام باشی، اما برای دیدن یارانت مجبور باشی چوبفروش شوی یا در لباس مبدل نامه رد و بدل کنی. سامرا زندان بزرگ تاریخ بود.
توصیفی
دلنوشته
1
آقا جان، سامرا هنوز هم بوی دلتنگی میدهد. گنبد طلاییات امروز میدرخشد، اما رد پای آن سالهای سیاه حصر، هنوز بر خاکش باقی است.
دلنوشته
2
میگویند «حسن»ها غریباند. یکی در مدینه بی حرم و زائر، یکی در سامرا در حصار دشمن. ارثیه مادری شما همین غربت است؟
دلنوشته
3
جوانترین امام شهید، چقدر زود پر کشیدی. شاید دنیا برای روح بزرگ تو قفسی بیش نبود، آن هم در شهری که همه چشمها جاسوس بودند.
دلنوشته
4
غربت امام عسکری (ع) جنس دیگری داشت. غربتِ در میان جمعیت بودن و تنها بودن. غربتِ داشتنِ پسری که باید مخفیاش میکردی.
دلنوشته
5
دلم برای تنهاییات میسوزد یا اباالمهدی. تو پدری بودی که حتی نتوانستی با خیالی آسوده فرزندت را در آغوش بگیری و به مردم نشان دهی.
دلنوشته
تحلیلی_ادبی
1
سامرا تبعیدگاه نبود، قتلگاه تدریجی بود. هر روزش یک عاشورا بود برای امامی که میدید دین خدا بازیچه دست سیاستبازان عباسی شده است.
تحلیلی_ادبی
2
حصار سامرا نتوانست نور خدا را حبس کند. از دل همان پادگان نظامی، شبکهی وکالت مثل ریشههای درخت در تمام جهان اسلام دوانده شد.
تحلیلی_ادبی
3
غربت امام عسکری (ع) مقدمهای بود برای غیبت طولانی فرزندش. انگار تاریخ داشت تمرین میکرد که چگونه امام را نبیند اما از نورش بهره ببرد.
تحلیلی_ادبی
4
شهادت در جوانی، آن هم با زهر، سرنوشت محتوم مردانی است که سازش را بلد نیستند. سامرا شاهد ایستادگی مردی بود که کوه بود.
تحلیلی_ادبی
5
امروز سامرا شلوغ است، اما یادمان نرود روزهایی را که حتی یک نفر جرأت نداشت به تشییع جنازه امام بیاید، جز همان اندک یاران خاص.
تحلیلی_ادبی
سوگنامه
1
خورشید سامرا غروب کرد، در حالی که هنوز به نیمروز عمرش نرسیده بود. زهر کینه، جگرِ پارهِ مدینه را در سامرا تکرار کرد.
سوگنامه
2
بمیرم برایت ای غریبترین. که حتی آب نوشیدنت هم با لرزش دستانت همراه بود (اشاره به لحظات آخر).
سوگنامه
3
سامرا لرزید وقتی روح بلندت پر کشید. و یتیم شد کودکی که قرار است بارِ زمین و زمان را به دوش بکشد.
سوگنامه
4
غریب سامرا! سلام بر تو روزی که به اجبار آمدی، روزی که در حصر زیستی و روزی که مسموم رفتی.
سوگنامه
5
آجرک الله یا صاحب الزمان. پدرت رفت و تو در میان انبوه دشمنان، بر پیکرش نماز خواندی. چه غربت غریبی.
سوگنامه
سامرا؛ پادگانی برای حبس خورشید
شهر سامرا در زمان خلفای عباسی به عنوان پایتخت و مرکز تجمع نظامیان (ترکان و موالی) ساخته شد. انتقال امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) به این شهر، با هدف کنترل دقیق و قطع ارتباط آنها با بدنه جامعه شیعه بود. امام حسن عسکری (ع) تقریباً تمام دوران امامت خود را در نوعی بازداشت خانگی یا تحت نظر شدید گذراندند، به طوری که حتی برای خروج از منزل باید به دربار گزارش میدادند.
جو امنیتی و تقیه شدید
فشار دستگاه خلافت به حدی بود که امام مجبور بودند بسیاری از فعالیتهای خود را در قالب «تقیه» انجام دهند. یاران امام گاهی در پوشش دستفروش یا روغنفروش به در خانه ایشان میرفتند تا نامهای رد و بدل کنند. این غربت و تنهایی، فشار روانی سنگینی بر امام و خانواده ایشان وارد میکرد.
حسنین (ع) و میراث غربت
در ادبیات شیعی، شباهتهای زیادی بین امام حسن مجتبی (ع) و امام حسن عسکری (ع) ترسیم میشود. هر دو «حسن» نام داشتند، هر دو در جوانی با زهر به شهادت رسیدند و هر دو در زمان حیاتشان، مظلومیت و غربت شدیدی را تجربه کردند. یکی در مدینه با خیانت یاران و همسر، و دیگری در سامرا با حصار دشمنان.
سامرا پس از شهادت
حتی پس از شهادت، غربت این دو امام (هادی و عسکری) ادامه داشت. حرم ایشان در سامرا بارها مورد بیمهری و تخریب قرار گرفت (از جمله بمبگذاریهای تکفیری در سالهای اخیر). اما امروزه با حضور میلیونی زائران، غبار غربت ظاهری از چهره این شهر زدوده شده، هرچند غم تاریخی آن باقی است.
مدیریت شیعه از پشت دیوارها
شاهکار امام حسن عسکری (ع) این بود که در همان غربت و حصر، شبکه پیچیدهای از وکلا (سازمان وکالت) را مدیریت میکردند. ایشان با نامهنگاری و تعیین نمایندگان، شیعه را برای دوران غیبت کبری آماده کردند. این نشان میدهد که غربت فیزیکی نمیتواند مانع رهبری الهی شود.
سوالات متداول
چرا امام حسن عسکری را به سامرا بردند؟
برای اینکه تحت نظارت مستقیم حکومت نظامی عباسی باشند و نتوانند با شیعیان قیام کنند.
آیا امام حق خروج از سامرا را داشتند؟
خیر، ایشان عملاً در تبعید و حصر خانگی بودند و اجازه سفر نداشتند.
چرا به امامین عسکریین (هادی و عسکری) غریب سامرا میگویند؟
چون در شهری پر از دشمن و نظامی زندگی میکردند و از وطن جدشان (مدینه) دور بودند و شیعیان کمی در اطرافشان بودند.
سامرا الان کجاست؟
شهری در شمال بغداد در کشور عراق.
آیا امام حسن عسکری یاران ایرانی داشتند؟
بله، برخی از یاران نزدیک ایشان ایرانی بودند و ایشان حتی گاهی به زبان فارسی با آنها صحبت میکردند.
ماجرای بمبگذاری حرم سامرا چیست؟
در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ شمسی، تروریستهای تکفیری گنبد و گلدستههای حرم را منفجر کردند که بعداً بازسازی شد.
سازمان وکالت چیست؟
شبکهای از نمایندگان امام که در شهرهای مختلف وجوهات را جمع میکردند و پیامهای امام را به مردم میرساندند.
آیا امام عسکری همسر و فرزندان دیگری داشتند؟
طبق قول مشهور شیعه، امام زمان (عج) تنها فرزند ایشان بودند.
چگونه امام با وجود حصر با مردم ارتباط داشتند؟
از طریق نامههای مخفیانه، پیکهای ناشناس و دیدارهای خیلی محدود و کنترل شده.