روح انسان مسافری است که از دیار عدم به اقلیم وجود بار سفر بسته است. در حکمت متعالیه، این سفر توقف ندارد؛ هر لحظه نو شدن، هر آن شکفتن. اول خرداد روز یادآوری این سفر ابدی مبارک.
سفر نفس
2
آدمی در تلاطم امواج ماده، به دنبال ساحل آرامش معناست. ملاصدرا به ما آموخت که این کشتی وجود، با بادبان عشق و سکان عقل، به سوی بندرگاه احدیت در حرکت است.
سفر نفس
3
سفر روح، سفری از خاک تا افلاک است. سفری که در آن پیله جسم شکافته میشود تا پروانه جان به پرواز درآید. روز بزرگداشت راوی این سفر شگرف گرامی باد.
سفر نفس
4
ما همه مسافریم؛ مسافران سفری چهارگانه. از خود به خدا، و سپس بازگشت به سوی مردم با چشمانی که خدا را دیدهاند. این است راز حکمت متعالیه.
سفر نفس
5
حرکت، ذات ماست. ایستادن یعنی مرگ. روح در جوهر خود بیقرار رسیدن به کمال مطلق است. روز پاسداشت این پویایی مقدس مبارک باد.
سفر نفس
6
هر نفس که میکشیم، گامی است در نردبان وجود. حکمت صدرایی نوری است که پلههای پیش رو را روشن میکند تا در تاریکی ماده نلغزیم.
سفر نفس
7
جان آدمی منزلگاه حقایق است، اگر غبار تعلقات را بزداید. سفر روح، صیقل دادن آینه دل است تا خورشید حقیقت در آن بتابد.
سفر نفس
8
در حکمت متعالیه، روح جسمانیه الحدوث است و روحانیه البقا. آغازمان از خاک است اما پایانمان در آغوش افلاک. این صعود باشکوه بر جویندگان حقیقت مبارک.
سفر نفس
9
سفر روح، سفری درونی است. از کثرت به وحدت. جایی که همه صداها خاموش میشوند و تنها صدای دوست شنیده میشود.
سفر نفس
10
پرنده روح در قفس تن بیتابی میکند. حکمت، کلید این قفس است و پرواز، سرنوشت محتوم ماست. روز ملاصدرا مبارک.
سفر نفس
عرفانی
1
خداوند در همه ذرات هستی جاری است. نگاه صدرایی، پردهها را کنار میزند تا یار را در همه جا ببینیم، نه فقط در محراب عبادت.
عرفانی
2
عشق، موتور محرک هستی است. در حکمت متعالیه، عشق تنها مخصوص انسان نیست؛ تمام ذرات عالم عاشقانه به سوی کمال خود در حرکتاند.
عرفانی
3
عالم محضر خداست و ما سایههایی هستیم که با نور او هویت مییابیم. اصالت از آنِ وجود اوست و ما فقر ذاتی هستیم.
عرفانی
4
عارف حقیقی کسی است که در میان خلق باشد اما با حق باشد. این درس بزرگ اسفار اربعه است؛ بازگشت به میان مردم با دستی پر از نور.
عرفانی
5
چشم دل باز کن که جان بینی. حکمت متعالیه تمرین بینایی است؛ دیدن باطن اشیاء در پسِ ظاهر فریبنده دنیا.
عرفانی
6
مرگ پایان کبوتر نیست، بلکه آغاز پروازی بلندتر در آسمان تجرد است. حکمت صدرایی ترس از مرگ را به شوق وصال تبدیل میکند.
عرفانی
7
در سماعِ ذرات جهان، نغمه توحید شنیده میشود. گوشی شنوا میخواهد که این سمفونی باشکوه را بشنود.
عرفانی
8
قلب مومن عرش خداست. حکمت، معماری است که این خانه را برای صاحبخانهاش آراسته میکند.
عرفانی
9
وحدت در عین کثرت؛ راز بزرگ آفرینش. همه یکی هستیم در آینههای گوناگون. روز درک این یگانگی مبارک.
عرفانی
10
خدایا، ما را از خواب غفلت بیدار کن و شراب طهور حکمت را به کام جانمان بریز. آمین.
عرفانی
فلسفی عمیق
1
اصالت وجود، فریادی است بر سر ایدهالیسم. هستی، واقعیتی است مشکک که از فرش تا عرش کشیده شده است. روز ملاصدرا گرامی باد.
فلسفی عمیق
2
تشکیک وجود یعنی نور یکی است اما شدت و ضعف دارد. ما همه شعاعهایی از آن نور واحدیم. بکوشیم تا پرنورتر شویم.
فلسفی عمیق
3
حرکت جوهری، انقلاب فلسفی ملاصدرا، اثبات کرد که جهان دمی از تغییر باز نمیایستد. ثبات، توهمی بیش نیست.
فلسفی عمیق
4
اتحاد عاقل و معقول؛ یعنی دانستن کافی نیست، باید شد. علم باید جزئی از وجود عالم شود. روز این یگانگی مبارک.
فلسفی عمیق
5
برهان صدیقین، کوتاهترین راه به سوی خداست. راهی که در آن از خودِ حق به حق میرسیم، نه از مخلوق به خالق.
فلسفی عمیق
6
معاد جسمانی، معمای بزرگ فلسفه که با کلید حکمت متعالیه گشوده شد. بازگشت به سوی او با تمامیت وجود.
فلسفی عمیق
7
زمان، بعد چهارم اشیاء نیست، بلکه مقدار حرکت جوهری آنهاست. ما زمان را میسازیم، زمان بر ما نمیگذرد.
فلسفی عمیق
8
جسم و روح دو روی یک سکهاند در قوس صعود. جسم تلطیف میشود و روح تجرد مییابد.
فلسفی عمیق
9
عقل فعال، خزانهدار علم الهی است و نفس ناطقه انسانی در پی اتصال به این منبع لایزال. روز اتصال مبارک.
فلسفی عمیق
10
خداوند صرف الوجود است؛ وجودی که هیچ قیدی ندارد و همه قیدها را در بر میگیرد. تفکر در این بینهایت، اوج بندگی است.
فلسفی عمیق
نیایشگونه
1
الهی، به حق صدرالمتالهین، سینه ما را مشرح به نور حکمت گردان و زبان ما را به بیان حقایق گویا کن.
نیایشگونه
2
پروردگارا، ما را مسافران بصیر سفر چهارم قرار ده تا در میان خلق، دستگیر بندگانت باشیم.
نیایشگونه
3
بارالها، غبار جهل را از آینه جانمان پاک کن تا شایسته بازتاب نور تو شویم.
نیایشگونه
4
خداوندا، ما را از زندان محسوسات برهان و به گلستان معقولات رهنمون باش.
نیایشگونه
5
ای هستیبخش مطلق، وجود ضعیف ما را با اتصال به وجود بیکران خودت، قوت بخش.
نیایشگونه
6
الهی، حرکت ما را در صراط مستقیم کمال قرار ده و از انحراف در وادی ضلالت حفظ کن.
نیایشگونه
7
پروردگارا، لذت فهم حقایق را که از لذات بهشت برتر است، به ما بچشان.
نیایشگونه
8
خداوندا، عقل ما را مطیع شرع و دل ما را تسلیم امر خودت گردان.
نیایشگونه
9
ای نور آسمانها و زمین، تاریکیهای وهم و خیال را از ذهن ما بزدای.
نیایشگونه
10
الهی، پایان سفر ما را رسیدن به خودت قرار ده که تو نهایتی و آغازی.
نیایشگونه
توصیفی
1
ملاصدرا، حکیمی که فلسفه را از خشکی استدلال رهانید و با لطافت عرفان درآمیخت.
توصیفی
2
شیراز، شهر گل و بلبل، این بار گلی را پروراند که عطر حکمتش مشام جان جهان را معطر کرد.
توصیفی
3
در کنج انزوا در کهک، چه رازهایی بر قلب ملاصدرا فرود آمد که اسفار را رقم زد؟
توصیفی
4
او کوه بود در برابر طعنهها، و دریا بود در برابر تشنگان معرفت.
توصیفی
5
قلم ملاصدرا، نردبانی ساخت از کلمات، تا انسان بتواند از دیوار بلند طبیعت بالا رود.
توصیفی
6
حکمت متعالیه، قصری است باشکوه که ستونهایش استدلال و سقفش آسمان شهود است.
توصیفی
7
ملاصدرا نه تنها فیلسوف، که عارفی سوختهجان و مفسری ژرفنگر بود.
توصیفی
8
امروز نام ملاصدرا زنده است، چون حقیقت زنده است و او خادم حقیقت بود.
توصیفی
9
کتابهایش چراغ راهند در شبهای ظلمانی شک و تردید.
توصیفی
10
بزرگداشت ملاصدرا، پاسداشت مقام والای تفکر و آزاداندیشی دینی است.
توصیفی
حکمت متعالیه: تلفیق عقل و دل
حکمت متعالیه، شاهکار فکری صدرالمتالهین، نقطهای است که در آن برهانهای خشک فلسفی با لطافتهای شهودی عرفان در هم میآمیزند. در این مکتب، عقل و دل در تضاد نیستند، بلکه دو بال برای پرواز روح به سوی حقیقتاند. متون ادبی برخاسته از این حکمت، سرشار از استعارههای نوری و وجودی است که خواننده را به سفری درونی دعوت میکند. اول خرداد فرصتی است برای تامل در این میراث گرانبها.
سفر چهارگانه روح در اندیشه ملاصدرا
مفهوم «اسفار اربعه» یا سفرهای چهارگانه، ستون فقرات اندیشه سلوکی ملاصدرا است. سفر اول از خلق به سوی حق (سیر من الخلق الی الحق) آغاز بیداری است. سفر دوم، سیر در صفات و اسماء حق تعالی است. سفر سوم، بازگشت به سوی خلق است اما با دیدگان حقبین، و سفر چهارم، هدایت خلق به سوی حق است. این نقشه راه، متنی ادبی و عرفانی برای زندگی انسان ترسیم میکند که هدف آن کمال و سعادت ابدی است.
حرکت جوهری: رقص دائم ذرات هستی
یکی از شاعرانهترین مفاهیم فلسفی ملاصدرا، «حرکت جوهری» است. او جهان را نه مجموعهای از اشیاء ثابت، بلکه رودی خروشان و جاری میبیند. در این نگاه، هر ذره از هستی در حال شدن و نو شدن است. این دیدگاه، ادبیاتی سرشار از امید و پویایی ایجاد میکند؛ ادبیاتی که در آن سکون معنایی ندارد و هر لحظه، تولدی دوباره است.
اصالت وجود و یگانگی هستی
در نگاه عرفانی و فلسفی صدرا، هستی حقیقتی واحد و یکپارچه است که در درجات مختلف (تشکیک) ظهور کرده است. این نگاه وحدتگرایانه، زمینه خلق متون ادبی عمیقی را فراهم میکند که در آن مرزهای جدایی میان انسان و جهان، و انسان و خدا کمرنگ میشود. همه چیز تجلی نور واحدی است که بر آینههای گوناگون تابیده است.
معاد و بازگشت روح
تصویرسازی ملاصدرا از مرگ و معاد، بسیار لطیف و امیدبخش است. او مرگ را نه نابودی، بلکه استکمال و رهایی روح از قفس ماده میداند. متون ادبی درباره سفر روح پس از مرگ در حکمت متعالیه، بر بقای هویت انسانی و تجسم اعمال تکیه دارد. این آموزهها به زندگی معنا میبخشد و انسان را متوجه ابدیت خویش میسازد.
سوالات متداول
اسفار اربعه چیست؟
اسفار اربعه نام کتاب اصلی ملاصدرا و همچنین اشاره به چهار مرحله سفر معنوی روح است: سفر از خلق به حق، سفر در حق، سفر از حق به خلق، و سفر در خلق با حق.
حکمت متعالیه چه تفاوتی با سایر مکاتب دارد؟
این مکتب با تلفیق فلسفه مشاء، اشراق و عرفان اسلامی، نظامی جامع ارائه میدهد که در آن عقل و شهود مکمل یکدیگرند.
منظور از جسمانیه الحدوث بودن نفس چیست؟
یعنی روح انسان در آغاز پیدایش، وابسته به جسم است اما در مسیر تکامل خود، مستقل شده و به تجرد میرسد.
آیا ملاصدرا شاعر بوده است؟
ملاصدرا اشعاری سروده است اما شهرت او به خاطر نثر فلسفی و نظام فکریاش است، نه شاعری.
مفهوم تجرد روح چیست؟
تجرد روح یعنی روح مادی نیست، مکان و زمان ندارد و پس از مرگ جسم، باقی میماند.
حرکت جوهری چه تاثیری در نگاه به جهان دارد؟
این نظریه نشان میدهد که جهان و روح انسان دائماً در حال تغییر و تکامل هستند و هیچ لحظهای تکرار نمیشود.
بزرگترین دستاورد ملاصدرا چیست؟
اثبات اصالت وجود و حل بسیاری از معضلات قدیمی فلسفه مانند ربط حادث به قدیم و معاد جسمانی.
آیا حکمت متعالیه قابل فهم برای عموم است؟
مبانی آن پیچیده و تخصصی است اما نتایج و جهانبینی حاصل از آن میتواند به زبان ساده و ادبی برای عموم بیان شود.
رابطه علم و دین در حکمت متعالیه چگونه است؟
ملاصدرا معتقد است عقل و شرع (دین) دو روی یک حقیقتاند و محال است برهان عقلی قطعی با وحی الهی در تضاد باشد.
جایگاه انسان در فلسفه ملاصدرا کجاست؟
انسان در این فلسفه، اشرف مخلوقات و کون جامع است که میتواند مظهر تمام اسماء الهی شود.