دلنوشته مادرانه برای حضرت قاسم و دامادی خونین 1405

6 محرم

غمگین_سوزناک

1

پسرم، قد کشیدی تا عصای دستم باشی، نه اینکه تنت را زیر سم اسب‌ها ببینم. دامادی‌ات مبارک مادر، اما چرا حجله‌ات بیابان است؟

غمگین_سوزناک
2

قاسم جان، قرار بود برایت آستین بالا بزنم، نه اینکه بند کفشت را ببندم و راهی میدان مین‌ات کنم. مادرت بمیرد برای آن زره که اندازه‌ات نبود.

غمگین_سوزناک
3

می‌گویند قاسم داماد شده. آمدم نقل بپاشم، دیدم سنگ می‌بارد. آمدم حنا بگذارم، دیدم خون از سر و رویت جاریست. این چه عروسی بود مادر؟

غمگین_سوزناک
4

مادر به قربان آن لب‌های تشنه‌ات که ذکر یا حسین می‌گفت. پسرم، سیزده سال برایت مادری کردم تا امروز سرباز عمو باشی. شیرم حلالت روله‌جان.

غمگین_سوزناک
5

بمیرم برای دلت نجمه خاتون (س)؛ وقتی دیدی قاسمت رجز می‌خواند، دلت لرزید یا سرت را بالا گرفتی؟ دامادی پسرت در خون مبارک.

غمگین_سوزناک
6

پسرم، وصیت پدرت مجتبی (ع) را خوب انجام دادی. اما دلم آتش گرفت وقتی دیدم پاهایت روی زمین کشیده می‌شود. مگر چقدر قد کشیدی زیر سم اسب‌ها؟

غمگین_سوزناک
7

لباس رزمت بر تنت زار می‌زد، اما غیرتت بر تمام لشکر دشمن می‌چربید. مادر فدای آن قد و بالای نوجوانت.

غمگین_سوزناک
8

آرزوی هر مادری دیدن رخت دامادی پسرش است. من هم دیدم پسرم؛ اما رخت تو کفن بود و حنای تو خون گلویت.

غمگین_سوزناک
9

قاسمم، بعد از تو با ماه صحبت می‌کنم. چون تو ماه شب‌های تاریک من بودی که زود غروب کردی. سلام مرا به پدرت حسن (ع) برسان.

غمگین_سوزناک
10

چه زود مرد شدی پسرم. دیروز در گهواره بودی و امروز در میدان جنگ، پهلوانان را به خاک می‌مالی. اما امان از لحظه‌ای که صدایت قطع شد.

غمگین_سوزناک

نجوا_با_حضرت_نجمه

1

یا نجمه خاتون، امشب حال تو را فقط مادران داغدیده می‌فهمند. چطور تاب آوردی وقتی پاره‌های تن پسرت را آوردند؟

نجوا_با_حضرت_نجمه
2

خانم جان، شرمنده‌ایم که پسران ما زنده‌اند و پسر 13 ساله شما پرپر شد. امشب در روضه‌ها هم‌ناله با شما فریاد می‌زنیم: وای از دل مادر.

نجوا_با_حضرت_نجمه
3

یا مادر قاسم، به ما صبر بده. امشب وقتی به قد و بالای پسرم نگاه می‌کنم، دلم برای غربت تو می‌سوزد.

نجوا_با_حضرت_نجمه
4

ای بانوی صبور، در آن لحظه که قاسم گفت «احلی من العسل»، کام تو تلخ شد یا شیرین؟ بمیرم برای دل نگرانت.

نجوا_با_حضرت_نجمه
5

امشب همه مادران ایران، نجمه خاتون‌اند. همه با هم برای نوجوان بنی‌هاشم لالایی می‌خوانند.

نجوا_با_حضرت_نجمه

ادبی_عاشورایی

1

این حنله نیست، قتلگاه است. این نقل نیست، سنگ است. این داماد نیست، قاسم است که در خون شناور شده.

ادبی_عاشورایی
2

سیزده بهار از عمرت گذشت و حالا خزان در کربلا منتظرت بود. اما تو بهار را به مسلخ بردی و جاودانه شدی.

ادبی_عاشورایی
3

خون تو، امضای سند مظلومیت حسن (ع) بود در کربلا. داماد دشت نینوا، شهادتت مبارک.

ادبی_عاشورایی
4

قاسم جان، نامت در تاریخ با عسل عجین شد. شیرینی شهادتت تا ابد کام آزادگان را شیرین می‌کند.

ادبی_عاشورایی
5

ای یتیم حسن، عمو حسینت (ع) برایت پدری کرد، اما داغ تو پشت عمو را شکست. وای از ساعتی که سینه به سینه شدی با عمو.

ادبی_عاشورایی

کوتاه

1

قاسم جان، دامادی‌ات در خون مبارک.

کوتاه
2

مادرت بمیرد که زره اندازه‌ات نبود.

کوتاه
3

حنای عروسی‌ات خون گلویت شد پسرم.

کوتاه
4

سیزده ساله اما مردتر از همه مردها.

کوتاه
5

داماد کربلا، قاسم بن الحسن.

کوتاه
6

نقل و نبات نه، تیر و سنگ بارید.

کوتاه
7

مادر به فدای قد کشیدنت زیر سم اسب.

کوتاه
8

احلی من العسل، یعنی شهادت تو.

کوتاه
9

نجمه خاتون، تسلیت. قاسمت پرپر شد.

کوتاه
10

یتیم مجتبی، فدایی حسین شد.

کوتاه

دعا

1

خدایا به حق دل سوخته مادر قاسم، هیچ مادری را داغدار جوانش نکن.

دعا
2

یا حضرت نجمه، جوانان ما را از فتنه ها حفظ کن و حسینی نگه دار.

دعا
3

الهی، عاقبت فرزندان ما را ختم به شهادت و سعادت بگردان.

دعا
4

خدایا، صبر حضرت زینب و نجمه را به مادران شهدا عطا کن.

دعا
5

به حق قاسم بن الحسن، بیماران نوجوان را شفا عنایت فرما.

دعا

داستان عروسی حضرت قاسم: واقعیت یا استعاره؟

در بسیاری از مجالس عزاداری سنتی، از واقعه شهادت حضرت قاسم (ع) با عنوان «عروسی قاسم» یاد می‌شود. بسیاری از محققین و علمای شیعه معتقدند که ازدواج واقعی در میدان جنگ رخ نداده است و این تعبیر، یک استعاره ادبی و عاطفی است. به این معنا که شهادت و رسیدن به لقاءالله برای قاسم، شیرین‌تر و مبارک‌تر از حجله دامادی بوده است. مادران با استفاده از نمادهای دامادی (حنا، نقل، لباس نو) عمق فاجعه پرپر شدن یک نوجوان را به تصویر می‌کشند.

حضرت قاسم (ع)؛ الگوی نوجوانان

حضرت قاسم فرزند امام حسن مجتبی (ع) است که در کودکی پدر را از دست داد و در دامان عمویش امام حسین (ع) پرورش یافت. او در کربلا حدود 13 سال داشت. وقتی امام حسین (ع) در شب عاشورا از یارانش درباره مرگ پرسید، قاسم پاسخ داد: «مرگ برای من شیرین‌تر از عسل است». این جمله نشان‌دهنده بلوغ فکری و عرفانی شگفت‌انگیز اوست که جسمی کوچک اما روحی بسیار بزرگ داشت.

نقش حضرت نجمه خاتون (س) در کربلا

نجمه خاتون، همسر امام حسن (ع) و مادر حضرت قاسم، در کربلا حضور داشت. او شاهد بود که چگونه تنها یادگار همسرش با اصرار از عمو اجازه میدان گرفت. حال و هوای روحی این مادر که با دستان خود فرزندش را کفن پوش کرد و به میدان فرستاد، یکی از سوزناک‌ترین بخش‌های واقعه عاشوراست. دلنوشته‌های مادرانه معمولاً زبان حال ایشان است.

نحوه شهادت و قد کشیدن قاسم

در مقاتل آمده است که پس از سقوط قاسم از اسب، دشمنان او را محاصره کردند و پیکر پاکش زیر سم اسب‌ها قرار گرفت. تعبیر «قد کشیدن» در روضه‌ها اشاره به این دارد که وقتی امام حسین (ع) بر بالین او رسید، بدن قاسم متلاشی و کشیده شده بود. این تصویر دردناک، اوج مظلومیت یتیم امام حسن را نشان می‌دهد.

آداب نذری حضرت قاسم

در ایران رسم است که در روز ششم محرم، سفره حضرت قاسم پهن می‌کنند. در این سفره معمولاً از نان و پنیر، سبزی، حنا، شمع و مشکل‌گشا استفاده می‌شود. یکی از نذری‌های خاص این روز، پخش کردن بیسکویت یا شیرینی بین کودکان و نوجوانان به یاد شیرین‌زبانی و سن کم حضرت قاسم است.

سوالات متداول

حضرت قاسم فرزند کدام امام بود؟
امام حسن مجتبی (ع).
سن حضرت قاسم در کربلا چقدر بود؟
سیزده سال.
آیا حضرت قاسم واقعا در کربلا ازدواج کرد؟
اکثر علما معتقدند ازدواج واقعی نبوده و این یک تشبیه ادبی برای نشان دادن ناکامی ظاهری و کامیابی معنوی (شهادت) است.
جمله معروف قاسم به امام حسین چیست؟
الموت عندی احلی من العسل (مرگ نزد من شیرین‌تر از عسل است).
چرا می‌گویند قاسم زیر سم اسب‌ها قد کشید؟
چون پیکر ایشان زیر سم اسب‌های دشمن لگدمال شد و استخوان‌هایش شکست.
نام مادر حضرت قاسم چیست؟
نجمه خاتون (یا رمله در برخی اقوال).
روز ششم محرم متعلق به کیست؟
حضرت قاسم بن الحسن (ع).
چرا به قاسم یتیم می‌گویند؟
چون پدرش امام حسن (ع) سال‌ها قبل از کربلا شهید شده بود.
سینی حضرت قاسم چیست؟
سینی حاوی حنا، شمع، نقل و شیرینی که در مراسم عزاداری به صورت نمادین می‌گردانند.
چه درسی از حضرت قاسم می‌گیریم؟
بصیرت، شجاعت، ولایت‌پذیری و نترسیدن از مرگ حتی در نوجوانی.
WordAbyss - دلنوشته مادرانه برای حضرت قاسم (ع) | متن روضه دامادی 1405