روایت اسیری حضرت زینب و کودکان 1405

10 محرم

روایت_مقتل

1

صبح روز یازدهم، عمر سعد دستور داد اسرا را حرکت دهند. زنان و کودکان را بر شترهای بی جهاز سوار کردند.

روایت_مقتل
2

دشمن برای آزار بیشتر، کاروان اسرا را از کنار قتلگاه عبور داد. نگاه زینب (س) که به بدن پاره پاره حسین (ع) افتاد، آتشی در دلش روشن شد.

روایت_مقتل
3

زینب (س) فریاد زد: یا محمداه! این حسین توست که عریان بر خاک افتاده... این جمله اشک دشمن را هم جاری کرد.

روایت_مقتل
4

دست‌های کوچک کودکان را با طناب بستند. زنجیر بر گردن امام سجاد (ع) انداختند که خون از گردن مبارکش جاری شد.

روایت_مقتل
5

رقیه (س) گریه می‌کرد و بابا را می‌خواست. با تازیانه او را ساکت می‌کردند.

روایت_مقتل
6

حضرت زینب (س) در طول مسیر، سپر کودکان بود. هرگاه تازیانه‌ای بالا می‌رفت، خود را حائل می‌کرد.

روایت_مقتل
7

این آغاز سفری بود که از کربلا شروع شد، به کوفه و شام رسید و کاخ‌های ظلم را لرزاند.

روایت_مقتل
8

زینب (س) که روزی با جلال و جبروت وارد کربلا شده بود، اکنون با دلی خون و بدنی کبود، اسیر اشقیا بود.

روایت_مقتل
9

اما اشتباه نکنید، زینب (س) اسیر نبود؛ او امیر کاروان بود. او بود که با خطبه‌هایش دشمن را اسیر کرد.

روایت_مقتل
10

در تمام مسیر، سر حسین (ع) بر بالای نیزه، نگهبان و همراه کاروان بود و قرآن می‌خواند.

روایت_مقتل

احساسی_توصیفی

1

طناب‌های زبر، دست‌های لطیف گل‌های باغ پیامبر را زخمی کرد.

احساسی_توصیفی
2

نگاه کن! این‌ها همان عزیزانی هستند که دوش پیامبر جایگاهشان بود. حالا بر شتران لنگ سوارند.

احساسی_توصیفی
3

گرد و غبار بر چهره‌ها نشسته، اما عزت و وقار از نگاه زینب (س) می‌بارد.

احساسی_توصیفی
4

بیابان، شاهدِ تاول‌های پای کودکانی است که به جرم عاشقی، آواره شدند.

احساسی_توصیفی
5

اسیری یعنی: دیدن قاتل برادر، در حالی که لباس برادر را پوشیده و می‌خندد.

احساسی_توصیفی

زبان_حال

1

عمه جان، دستم درد می‌کند... طناب را شل نمی‌کنند؟

زبان_حال
2

بابا کجاست؟ چرا ما را نمی‌برد؟

زبان_حال
3

کوفه کجاست عمه؟ می‌گویند آنجا ما را مسخره می‌کنند.

زبان_حال
4

خداحافظ ای برادر، من می‌روم ولی دلم پیش تو جا مانده.

زبان_حال
5

ما را مثل اسیران رومی و زنگی می‌برند، در حالی که ما آل الله هستیم.

زبان_حال

آغاز دوران اسارت اهل بیت

با پایان روز عاشورا و شهادت امام حسین (ع)، فصل دوم نهضت حسینی یعنی «دوران اسارت» آغاز شد. فرماندهی این دوران بر عهده حضرت زینب کبری (س) و امام سجاد (ع) بود. دشمن گمان می‌کرد با اسیر کردن خاندان پیامبر، آن‌ها را تحقیر می‌کند، غافل از اینکه این اسارت، تریبونی برای رساندن پیام عاشورا به قلب حکومت استبدادی یزید خواهد شد.

عبور از قتلگاه

یکی از دردناک‌ترین صحنه‌های آغاز اسارت، عبور دادن عمدی کاروان از کنار قتلگاه و پیکرهای شهدا بود. دشمن می‌خواست با این کار نمک بر زخم اهل بیت بپاشد. اما حضرت زینب (س) با دیدن پیکر برادر، به جای ضعف، با چنان سوز و گدازی نوحه سر داد که دوست و دشمن را به گریه انداخت و اولین مجلس عزا را همان‌جا برپا کرد.

غل و زنجیر جامعه (جامعه اسارت)

امام سجاد (ع) که در آن زمان بیمار بودند، با غل و زنجیر بسته شدند. «جامعه» زنجیری بود که دست‌ها را به گردن می‌بست و بسیار سنگین و دردناک بود. ایشان تمام مسیر کربلا تا کوفه و شام را با این وضعیت طی کردند.

نقش حضرت زینب (س) به عنوان سرپرست

حضرت زینب (س) در طول مسیر اسارت، نقش مادری دلسوز و مدیری مقتدر را ایفا کرد. او جیره غذایی خود را به کودکان می‌داد (چون نان صدقه‌ای که مردم می‌دادند را حرام می‌دانست)، شب‌ها پاسبانی می‌داد و در برابر توهین‌های سربازان، با صلابت حیدری پاسخ می‌داد.

تغییر مفهوم اسارت

در ظاهر، اهل بیت اسیر بودند؛ دست‌بسته و تحت نظر. اما در باطن، آن‌ها آزادگانی بودند که روحشان تسلیم نشده بود. خطبه‌های آتشین زینب (س) و سجاد (ع) در کوفه و شام، جایگاه «اسیر» و «امیر» را عوض کرد و یزید را در کاخ خودش به محاکمه کشید.

سوالات متداول

اسارت اهل بیت از چه زمانی شروع شد؟
از صبح روز یازدهم محرم سال ۶۱ هجری قمری.
مسیر حرکت اسرا چگونه بود؟
از کربلا به کوفه، و سپس از کوفه به شام (دمشق).
اسرا را بر چه چیزی سوار کردند؟
بر شترهای بی‌جهاز (بدون زین و روپوش) که باعث آزار جسمی فراوان شد.
برخورد مردم کوفه با اسرا چگونه بود؟
ابتدا با شادی و هلهله (فکر می‌کردند خارجی هستند)، اما با خطبه حضرت زینب (س) پشیمان شدند و گریستند.
امام سجاد (ع) در طول اسارت چه وضعیتی داشت؟
ایشان با غل و زنجیر بسته شده بودند و بیماری سختی داشتند، اما امامت و هدایت کاروان را بر عهده داشتند.
آیا حضرت زینب (س) در اسارت معجر (حجاب) داشت؟
دشمن چادر و روپوش‌های اصلی را غارت کرده بود، اما اهل بیت با لباس‌های پاره و آستین‌های خود حجاب شرعی را با سختی حفظ کردند و این بزرگترین رنجشان بود.
تعداد اسرای کربلا چند نفر بود؟
روایات مختلف است، اما حدود ۸۴ نفر (زن و کودک) ذکر شده است.
هدف یزید از اسارت اهل بیت چه بود؟
قدرت‌نمایی، تحقیر خاندان پیامبر و زهر چشم گرفتن از مخالفان.
چه کسی مسئول بردن اسرا بود؟
شمر بن ذی‌الجوشن و خولی به فرماندهی عمر بن سعد (تا کوفه).
مهمترین دستاورد اسارت چه بود؟
افشای چهره منافقانه بنی‌امیه، بیداری مردم شام و جاودانه شدن پیام عاشورا.
WordAbyss - روایت اسیری حضرت زینب و کودکان | آغاز رنج‌های زینبی 1405