اشعار شاهنامه درباره هوشنگ شاه و کشف آتش در جشن سده 1405

10 دی

ابیات شاهنامه

1

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد / سده نام آن جشن فرخنده کرد

ابیات شاهنامه
2

ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار

ابیات شاهنامه
3

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ / دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

ابیات شاهنامه
4

نشستند نظارگان از کران / برین دیدن جشن شاه جهان

ابیات شاهنامه
5

شب آمد برافروخت آتش چو کوه / همان شاه در گرد او با گروه

ابیات شاهنامه
6

نشد مار کشته ولیکن ز راز / ازین طبع سنگ آتش آمد فراز

ابیات شاهنامه
7

جهاندار پیش جهان آفرین / نیایش همی کرد و خواند آفرین

ابیات شاهنامه
8

که او را فروغی چنین هدیه داد / همین آتش آنگاه قبله نهاد

ابیات شاهنامه
9

بگفتا فروغیست این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی

ابیات شاهنامه
10

یکی روز شاه جهان سوی کوه / گذر کرد با چند کس همگروه

ابیات شاهنامه

روایت حماسی

1

در آن روزگاران که هوشنگ شاه / به کوه و کمر کرد ناگه نگاه

روایت حماسی
2

چو مار سیه دید و سنگی گرفت / جهان شد ز کارش سراسر شگفت

روایت حماسی
3

به سنگ گران سنگ خارا شکست / فروغی ز برخوردشان باز جست

روایت حماسی
4

چنین گفت فردوسی پاکزاد / که رحمت بر آن تربت پاک باد

روایت حماسی
5

چو آتش پدید آمد از سنگ سخت / فروزان شد از بخت او تاج و تخت

روایت حماسی
6

به پاس چنین هدیه ایزدی / بپاداشت جشنی به فر و رادی

روایت حماسی
7

همه موبدان گرد آتش بپای / ستایش نمودند پروردگار خدای

روایت حماسی
8

از آن پس سده نام آن جشن شد / که آتش نگهبان این دشت شد

روایت حماسی
9

به یاد آوریم آن نیاکان پاک / که بودند پیروز بر ترس و باک

روایت حماسی
10

چنین است رسم سرای سپنج / گهی شادمانی و گاهی به رنج

روایت حماسی

حکمت هوشنگ

1

خردمند هوشنگ با رای و هوش / به کشف آتش برآورد جوش

حکمت هوشنگ
2

نه آتش پرستید آن شهریار / که یزدان پرستید پروردگار

حکمت هوشنگ
3

فروغی که تاریکی از هم درید / ز هوشنگ شاه جهان شد پدید

حکمت هوشنگ
4

به گیتی نماند به جز نام نیک / ز پندار و گفتار و فرجام نیک

حکمت هوشنگ
5

چراغی که هوشنگ روشن نمود / به دل‌های تیره صفا می‌فزود

حکمت هوشنگ

توصیف آتش

1

یکی شعله زد سر به چرخ کبود / که سرما و تاری ز گیتی زدود

توصیف آتش
2

همان سنگ و آهن شدند آشنا / پدید آمد آتش به حکم خدا

توصیف آتش
3

به دشت و بیابان و کوه و کمر / بتابید خورشید گونه شرر

توصیف آتش
4

زمین گشت روشن چو باغ بهشت / ز نیکی که هوشنگ در گل سرشت

توصیف آتش
5

درخشید آتش چو زرین درفش / جهان شد ز دیدار او پر تپش

توصیف آتش

میراث باستان

1

از آن روزگاران هزاران گذشت / ولی نام هوشنگ ز یادان نرفت

میراث باستان
2

سده یادگاری ز هوشنگ شاه / که روشن کند در دل شب نگاه

میراث باستان
3

بماناد ایران و آیین او / همان جشن و آتش و تزیین او

میراث باستان
4

بخوانیم شهنامه با افتخار / ز تاریخ ایران و این یادگار

میراث باستان
5

که ایران سرای دلیران بود / پناه پلنگان و شیران بود

میراث باستان

روایت فردوسی از کشف آتش توسط هوشنگ شاه

در شاهنامه فردوسی، داستان پیدایش آتش و بنیان‌گذاری جشن سده با روایتی حماسی و زیبا بیان شده است. طبق این روایت، روزی هوشنگ شاه پیشدادی به همراه یارانش از کوهی می‌گذشت که ماری سیاه و ترسناک را دید. او سنگی بزرگ برداشت و به سوی مار پرتاب کرد. سنگ به مار برخورد نکرد اما به سنگ دیگری خورد و جرقه‌ای پدید آمد. این جرقه، خار و خاشاک خشک را به آتش کشید و بدین‌گونه راز آتش بر انسان آشکار شد. فردوسی این رخداد را سرآغاز تمدن و روشنایی می‌داند.

فلسفه پیدایش جشن سده در شاهنامه

فردوسی بزرگ در شاهنامه تاکید می‌کند که هوشنگ شاه پس از کشف آتش، آن را فروغی ایزدی نامید و خداوند را شکر کرد. او دستور داد تا مردم این نعمت بزرگ را ارج نهند و جشنی برپا کنند که سده نام گرفت. این بخش از شاهنامه نشان‌دهنده جهان‌بینی توحیدی ایرانیان باستان است که آتش را نه خالق، بلکه جلوه‌ای از قدرت پروردگار و قبله‌گاه نیایش می‌دانستند. ابیات شاهنامه در این باره بر خردورزی و سپاسگزاری از نعمت‌های الهی تاکید دارد.

اهمیت حفظ میراث هوشنگ شاه

جشن سده که یادگار هوشنگ شاه است، نمادی از غلبه نور بر تاریکی و دانش بر جهل محسوب می‌شود. در ادبیات حماسی ایران، پادشاهان پیشدادی همچون هوشنگ، نماد دادگری و آبادانی جهان هستند. کشف آتش نقطه عطفی در تاریخ بشریت بود که امکان ذوب فلزات، ساخت ابزار و گرم کردن خانه‌ها را فراهم کرد. شاهنامه با زبان شعر، این جهش بزرگ تمدنی را جاودانه کرده و به نسل‌های آینده یادآور می‌شود که خرد و تلاش می‌تواند تاریکی‌ها را بزداید.

نمادهای ادبی در داستان هوشنگ و سده

در اشعار مربوط به جشن سده، نمادهایی چون سنگ (سختی)، مار (اهریمن و خطر)، و آتش (نور و پاکی) به کار رفته‌اند. برخورد دو سنگ نمادی از تلاش و کوشش است که نتیجه آن روشنایی است. فرار مار از آتش نیز به معنای گریز پلیدی و اهریمن از نور معرفت و ایمان است. فردوسی با استادی تمام، این نمادها را در قالب داستانی جذاب بیان کرده تا مفاهیم عمیق انسانی و اخلاقی را منتقل کند.

جایگاه جشن سده در فرهنگ پهلوانی

در فرهنگ پهلوانی و حماسی ایران، برگزاری آیین‌ها و جشن‌های ملی همچون سده، نشانه پاسداشت هویت و همبستگی ملی بوده است. پهلوانان و پادشاهان با گرد آمدن پیرامون آتش سده، پیمان برادری و دفاع از خاک ایران را تجدید می‌کردند. اشعار شاهنامه در این باره، روحیه‌ی سلحشوری و میهن‌دوستی را در کنار ستایش پروردگار یکتا تقویت می‌کند و به ما می‌آموزد که پاسداری از میراث کهن، وظیفه‌ای ملی و دینی است.

سوالات متداول

کشف آتش در شاهنامه چگونه توصیف شده است؟
فردوسی توصیف می‌کند که هوشنگ شاه سنگی را برای کشتن ماری پرتاب کرد که از برخورد آن با سنگ دیگر، جرقه‌ای ایجاد و آتش کشف شد.
هوشنگ شاه پس از کشف آتش چه کرد؟
او خداوند را ستایش کرد، آتش را فروغ ایزدی نامید و دستور داد آن شب را جشن بگیرند که سده نامیده شد.
آیا ایرانیان باستان آتش پرست بودند؟
خیر، طبق شاهنامه، هوشنگ شاه فرمود که آتش فروغی از جانب خداست و باید خداوند را که آفریننده آن است پرستش کرد.
معنی لغوی سده چیست؟
برخی معتقدند از عدد صد گرفته شده (صد روز تا نوروز یا صدمین روز زمستان) و برخی آن را به معنای پیدایش و آشکار شدن می‌دانند.
اهمیت جشن سده در فرهنگ ایرانی چیست؟
این جشن نماد پیروزی نور بر تاریکی، گرم شدن زمین و آمادگی برای بهار است و یادآور هوش و خرد نیاکان ماست.
WordAbyss - اشعار شاهنامه درباره هوشنگ شاه و کشف آتش جشن سده 1405