شعر خنده دار برای گرفتن عیدی از بابای خسیس 1405

1 فروردین

دوبیتی طنز

1

بابا جونم عیدت مبارک باشه / جیبت پر از پول و چک و تراول باشه / دستت بره تو جیب و بیرون نیاد / مگر وقتی که عیدیِ من توش باشه

دوبیتی طنز
2

بهار آمد و گل ها شکفتند / همه از عیدی و پول می گفتند / پدر جانم چرا ساکت نشستی؟ / گمانم جیب هایت را ببستی!

دوبیتی طنز
3

بابا جان قفل کیفت رو وا کن / به فرزند عزیزت یک نگاه کن / نترس از خرج و از کم گشتن پول / دل ما را به یک عیدی رضا کن

دوبیتی طنز
4

عید آمد و وقتِ بذل و بخشش شد / دل ها همه آماده ی کرنش شد / بابا بده عیدی که دلم تنگ است / این کار تو آغازِ یک چالش شد

دوبیتی طنز
5

نه پسته خواهم و نه تخمه و آجیل / نه کفش نو خواهم و نه دسته بیل! / فقط یک کارت دارم که خالیست / پرش کن پدر جان، بی قال و قیل

دوبیتی طنز

شعر نو پولکی

1

پدر / ای نماد صلابت و صرفه جویی / دست هایت را / که بوی اسکناس نو می دهد / از من دریغ نکن / عیدی حق مسلم من است / حتی اگر تورم / جیب هایت را خالی کرده باشد.

شعر نو پولکی
2

بهار یعنی / صدای پیامک واریز تو / وقتی که طبیعت بیدار می شود / و حساب من خواب است / پدر / بیدار کن حسابم را / با یک تراکنش سبز.

شعر نو پولکی
3

در این هیاهوی سال نو / من نه ماهی قرمز می خواهم / نه سبزه گره زده / من فقط / رمز دوم پویای تو را می خواهم / و یک دکمه تایید / که جهانم را دگرگون کند.

شعر نو پولکی
4

سکوت تو پدر / در برابر تقاضای عیدی / بلندترین فریاد صرفه جویی است / بشکن این سکوت را / با صدای خش خش اسکناس.

شعر نو پولکی
5

عیدی / واژه ای غریب در قاموس تو / و واژه ای محبوب در رویاهای من / بیایید آشتی دهیم / این دو واژه متضاد را / با یک کارت به کارت ساده.

شعر نو پولکی

قصیده عیدی

1

ای پدر ای مظهر اقتصاد و تدبیر / عیدی ما را بده، مکن هیچ تاخیر / گرچه دانی که پول چرک کف دست است / لیک ما عاشق این چرکیم و این تصویر / دست تو در جیب تو میلرزد انگار / ترس داری مگر از خرج و از تبذیر؟ / ما فرزندان توایم، نه دشمن خونی / عیدی ما را بده ای پدر پیر / سال نو شد، کهنه شد بهانه هایت / کارت بکش، پول بده، یا که بکن تدبیر!

قصیده عیدی
2

شنیدم دوش بابای خسیسم / که می گفت با خودش، من می نویسم / که عیدی سم بود برای بچه / ولی من پای حرفم می ایستم / بده عیدی که رسوا می کنم من / تمام نقشه هایت را عزیزم / اگر عیدی دهی شاهم وگرنه / گدای کوچه های شهر تبریزم!

قصیده عیدی

طنز جیب پدر

1

جیب بابا تار عنکبوت بسته / از بس که درش همیشه بسته / عیدی بخواهی میگه ندارم / با اینکه حسابش پر و مسته

طنز جیب پدر
2

بابای من استادِ پیچوندنه / موقع عیدی دادن، وقتِ خوابوندنه / میگه باشه فردا، باشه پس فردا / این فرداهاش تا سالِ دیگست، موندنه

طنز جیب پدر
3

دست بابا سمت جیبش میره ولی / برمیگرده خالی، اینه راه حلی / که پیدا کرده واسه ندادن پول / عجب بابای رند و باحالی

طنز جیب پدر
4

خسیسی نیست اسمش، اقتصاده / پدر میگه پول دادن فساده! / ولی ما بچه ها کوتاه نمیایم / گرفتن عیدی، جهادِ مقدسه، جهاده!

طنز جیب پدر
5

جیب پدر منطقه ممنوعه ست / ورود بهش آغازِ یک فاجعه ست / ولی ما نفوذ میکنیم به زور / چون عیدی گرفتن حقِ جامعه ست!

طنز جیب پدر

شعر التماسی

1

بابا تورو خدا یه کم پول بده / به این بچه ی آس و پاس حال بده / قول میدم که دیگه چیزی نخوام / فقط همین یه بار رو مجال بده

شعر التماسی
2

عیدی من یادت نره مهربون / نذار بشم تو فامیل من زبون / همه عیدی گرفتن الا من / بابا نده ما رو دیگه نشون

شعر التماسی
3

رحمی بکن به حال زار کارتم / خرابه اوضاع و خرابه حالم / یه عیدی بده تا که شارژ بشم / وگرنه تا سال دیگه می نالم

شعر التماسی
4

بابا جونم دستم به دامان تو / چشمم به دست و جیب و انبان تو / عیدی بده تا که دعات کنم / جان من و جان تو و جان تو

شعر التماسی
5

الهی که دستت پر از زر بشه / حساب بانکیت پر از فر بشه / عیدی ما رو هم بدی چی میشه؟ / دنیا به کام تو و ما سر بشه

شعر التماسی

طنز و شوخی با خصلت خسیسی در نوروز

در ادبیات طنز فارسی، شوخی با خصلت «خسیسی» یا «اقتصادی بودن» پدران یکی از مضامین پرتکرار است. این شوخی ها هرگز به معنای توهین نیست، بلکه اشاره ای ظریف به دلسوزی و مدیریت مالی پدران در شرایط سخت اقتصادی است. شعر طنز ابزاری است تا فرزندان بتوانند درخواست های مالی خود را در قالب هنر و شوخی بیان کنند و زهرِ درخواست مستقیم پول را بگیرند.

نقش شعر در صمیمیت خانوادگی

خواندن یک قطعه شعر بامزه سر سفره هفت سین یا ارسال آن در گروه خانوادگی، یخ روابط را آب می کند. وقتی فرزندی برای پدرش شعر طنز می خواند و درخواست عیدی می کند، لحظاتی شاد و مفرح را خلق می کند که در حافظه جمعی خانواده می ماند. این سنت شفاهی، نسل به نسل منتقل شده و اکنون به فضای مجازی راه یافته است.

تفاوت خساست و قناعت در فرهنگ ایرانی

در فرهنگ ایرانی اسلامی، قناعت یک فضیلت است اما خساست یک رذیله. در طنزهای نوروزی، مرز این دو به شوخی گرفته می شود. پدری که سعی دارد هزینه ها را مدیریت کند (قناعت)، به شوخی متهم به خساست می شود تا فرزندان بتوانند با چانه زنی عیدی بیشتری بگیرند. این یک بازی کلامی شیرین بین دو نسل است.

چرا پدرها سوژه اصلی اشعار عیدی هستند؟

پدر در ساختار خانواده سنتی ایران، مسئول اصلی تامین مالی است. بنابراین طبیعی است که تمام درخواست های مالی و شوخی های مربوط به پول متوجه او باشد. مادر معمولاً نقش واسطه را بازی می کند، اما پدر کسی است که باید دست در جیب کند، و همین لحظه ی «دست در جیب کردن» سوژه هزاران لطیفه و شعر شده است.

تاثیر روانی خندیدن به مشکلات مالی

وقتی خانواده دور هم جمع می شوند و با شعر و شوخی درباره پول و عیدی حرف می زنند، استرس های مالی موقتاً فراموش می شوند. خندیدن به «نداشتن» یا «سخت خرج کردن»، مکانیسمی دفاعی برای حفظ سلامت روان و شادی در ایام نوروز است.

سوالات متداول

بهترین شعر برای درخواست عیدی چیست؟
شعرهای کوتاه و دوبیتی که ریتم شاد دارند و مستقیماً اما با خنده به جیب پدر اشاره می کنند.
چطور به بابای خسیس بگیم عیدی بده؟
با خوندن یه شعر طنز که توش از اقتصادی بودنش تعریف کردی ولی گفتی الان وقت ولخرجیه.
آیا این شعرها بی احترامی به پدر است؟
خیر، اگر با لحن شوخ و محبت آمیز خوانده شود، نشانه صمیمیت است.
معنی شعر نو پولکی چیست؟
شعری که به سبک نیمایی یا سپید گفته شده ولی موضوعش فقط پول و شماره کارته.
واکنش پدرها به این شعرها چیست؟
معمولاً می خندند و با یه شوخی دیگه جواب میدن (یا یه عیدی کوچیک میدن!).
کلمات قافیه دار برای عیدی چیست؟
عیدی، میدی، چیدی، دیدی، شنیدی.
یه بیت شعر کوتاه برای اس ام اس عیدی؟
عید آمد و جیب پدرم باز نشد / این قصه ی عیدی ما آغاز نشد.
چرا تو شعرها میگن بابا خسیسه؟
این یه تیپ سازی طنزآمیزه و لزوما واقعیت نداره، فقط برای خنده و کل کل کردنه.
آیا میشه این شعرها رو استوری کرد؟
بله، خیلی بازخورد خوبی داره و ممکنه فامیل هم بیان کامنت بذارن و بابا رو تشویق کنن.
اگه بابا عیدی نداد چه شعری بخونیم؟
یه شعر مظلومانه درباره بی پولی و گرونی پفک!
WordAbyss - شعر خنده دار برای گرفتن عیدی از بابای خسیس 1405