خوارج (مارقین) گروهی بودند که پیشانیهای پینه بسته از سجده داشتند، اما عقلهایشان تعطیل بود.
تحجر و حماقت
2
شهید مطهری آنها را نماد «جمود فکری» و «خشکمقدسی» میداند که خطرناکترین آفت دینداری است.
تحجر و حماقت
3
آنها ظاهر قرآن را میگرفتند اما با روح قرآن (که ولایت است) میجنگیدند.
تحجر و حماقت
4
مشکل اصلی خوارج این بود که میخواستند «کاتولیکتر از پاپ» (دیندارتر از پیامبر و امام) باشند.
تحجر و حماقت
5
حماقت آنها تا حدی بود که علی (ع)، قرآن ناطق، را کافر میدانستند چون حکمیت را پذیرفته بود!
تحجر و حماقت
6
آنها ابزار دست سیاستبازانی مثل معاویه و عمروعاص شدند، بدون اینکه خودشان بفهمند.
تحجر و حماقت
7
جهل مقدس؛ یعنی جنایت کردن با قصد قربت. ابن ملجم با نیت رفتن به بهشت، علی (ع) را کشت.
تحجر و حماقت
8
امام علی (ع) درباره آنها فرمود: «آنها حق را میگویند (لا حکم الا لله) اما از آن اراده باطل دارند».
تحجر و حماقت
9
این گروه معتقد بودند گناه کبیره باعث کفر میشود، پس هر کس (حتی امام) گناه کند (به زعم آنها)، کافر است و خونش مباح.
تحجر و حماقت
10
خوارج ترکیبی از «جهل» و «تعصب» بودند؛ معجونی که درمان ندارد.
تحجر و حماقت
ماجرای حکمیت
1
ریشه پیدایش خوارج در جنگ صفین بود؛ زمانی که قرآنها بر سر نیزه رفت.
ماجرای حکمیت
2
آنها با دیدن کاغذ قرآن، فریب خوردند و شمشیر کشیدند که ما با قرآن نمیجنگیم.
ماجرای حکمیت
3
امام علی (ع) فریاد زد: «من قرآن ناطقم، اینها فریب است»، اما آنها امام را مجبور به پذیرش حکمیت کردند.
ماجرای حکمیت
4
وقتی حکمیت به شکست انجامید (با خدعه عمروعاص)، خوارج به جای پذیرش اشتباه خود، به علی (ع) اعتراض کردند!
ماجرای حکمیت
5
گفتند: «چرا حکمیت را پذیرفتی؟ حکم فقط مال خداست، تو کافر شدی و باید توبه کنی».
ماجرای حکمیت
6
این تناقض عجیب تاریخی است: خودشان تحمیل کردند و خودشان مدعی شدند.
ماجرای حکمیت
7
شعار «لا حکم الا لله» ظاهر زیبایی داشت، اما در عمل یعنی نفی حکومت و نظم اجتماعی.
ماجرای حکمیت
8
آنها منطق و استدلال امام را نمیپذیرفتند و فقط بر شعارهای تند خود پافشاری میکردند.
ماجرای حکمیت
9
حکمیت، نقطه جدایی این گروه از بدنه یاران امام و تبدیل شدن به دشمنان خونی بود.
ماجرای حکمیت
10
این ماجرا نشان داد که نداشتن «امامشناسی» و «بصیرت سیاسی» چگونه یک مجاهد را به قاتل امام تبدیل میکند.
ماجرای حکمیت
نبرد نهروان
1
امام علی (ع) تمام تلاش خود را کرد تا با گفتگو و منطق، آنها را هدایت کند.
نبرد نهروان
2
ایشان ابن عباس را فرستاد و خود نیز با آنها سخن گفت که منجر به توبه هزاران نفر شد.
نبرد نهروان
3
اما هسته سخت و متعصب خوارج (حدود ۴ هزار نفر) بر جنگ اصرار کردند.
نبرد نهروان
4
آنها در مسیر نهروان، جنایات فجیعی کردند؛ شکم زن باردار را دریدند و عبدالله بن خباب را سر بریدند.
نبرد نهروان
5
این جنایات نشان داد که آنها یک گروه فکری نیستند، بلکه یک گروه تروریستی خطرناکاند.
نبرد نهروان
6
امام مجبور به جنگ شد و در نبرد نهروان، چشم فتنه را کور کرد.
نبرد نهروان
7
اکثر سران خوارج کشته شدند، اما تفکر خارجیگری باقی ماند.
نبرد نهروان
8
کینه نبرد نهروان در دل بازماندگان آنها (مثل قطام و ابن ملجم) باقی ماند و منجر به ترور امام شد.
نبرد نهروان
9
امام فرمود: «من چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات این کار را نداشت» (چون آنها ظاهر الصلاح بودند).
نبرد نهروان
10
نهروان پایان خوارج نبود، بلکه آغاز مبارزه زیرزمینی آنها بود.
نبرد نهروان
ویژگیهای فکری
1
تکفیر مسلمین: آنها به راحتی به هر کس که مثل آنها فکر نمیکرد، برچسب کافر میزدند.
ویژگیهای فکری
2
ظاهرگرایی افراطی: توجه شدید به ظواهر شرع (نماز، روزه) و غفلت از باطن و اخلاق.
ویژگیهای فکری
3
عدالتخواهی جاهلانه: شعار عدالت میدادند اما با روشهای ظالمانه.
ویژگیهای فکری
4
دشمنی با عقل: عقلانیت و مصلحت در منطق آنها جایگاهی نداشت.
ویژگیهای فکری
5
شجاعت احمقانه: آنها در جنگیدن بسیار نترس بودند، اما این شجاعت در راه باطل بود.
ویژگیهای فکری
6
عدم تفکیک گناه و کفر: معتقد بودند مرتکب گناه کبیره کافر است و در آتش مخلد.
ویژگیهای فکری
7
اجتهاد در برابر نص: در برابر کلام صریح امام و پیامبر، نظر خودشان را اعمال میکردند.
ویژگیهای فکری
8
خشونت کور: خشونت را راه حل اصلاح جامعه میدانستند.
ویژگیهای فکری
9
سادگی و زودباوری: به راحتی تحت تاثیر شعارها و ظواهر قرار میگرفتند.
ویژگیهای فکری
10
غرور دینی: خود را تنها مسلمانان واقعی و بهشتی میدانستند.
ویژگیهای فکری
عبرتهای تاریخی
1
خطرناکترین دشمن دین، کسی است که با تابلوی دین به جنگ دین میآید (نفاق پیچیده).
عبرتهای تاریخی
2
بصیرت یعنی شناختِ «ملاک حق»، نه شناختِ «افراد».
عبرتهای تاریخی
3
جدایی قرآن از عترت (امام)، نتیجهاش گمراهی خوارج و داعش است.
عبرتهای تاریخی
4
تندروی و افراط در دین، همیشه به انحراف منجر میشود (خیر الامور اوسطها).
عبرتهای تاریخی
5
تاریخ تکرار میشود؛ تفکر تکفیری امروز (داعش) همان تفکر خوارج دیروز است.
عبرتهای تاریخی
6
سکوت خواص و جهل عوام، دو لبه قیچی هستند که امام حق را ذبح میکنند.
عبرتهای تاریخی
7
باید مراقب باشیم که عبادت ما را مغرور نکند و در برابر ولی خدا قرار ندهد.
عبرتهای تاریخی
8
دین بدون تعقل و تفکر، پوستهای توخالی است.
عبرتهای تاریخی
9
ترور امام علی (ع) نتیجه یک انحراف فکری بود، نه یک خصومت شخصی ساده.
عبرتهای تاریخی
10
جامعه اسلامی باید همیشه در برابر جریانهای «نفوذی» و «متحجر» هوشیار باشد.
عبرتهای تاریخی
خوارج: پیدایش یک جریان انحرافی
خوارج (خروجکنندگان) گروهی بودند که در جریان جنگ صفین و ماجرای حکمیت شکل گرفتند. آنها ابتدا از یاران افراطی امام علی (ع) بودند که بر ایشان فشار آوردند تا حکمیت را بپذیرد، اما بعداً با چرخشی عجیب، پذیرش حکمیت را گناه و کفر دانستند! شعار معروف آنها «لا حکم الا لله» بود. استاد شهید مطهری، خوارج را نماد «جهل و جمود» میداند؛ کسانی که پیشانیهایشان از کثرت سجده پینه بسته بود، اما درک و بصیرت دینی نداشتند و علیه قرآن ناطق شمشیر کشیدند.
ریشههای دشمنی: از صفین تا نهروان
پس از آنکه خوارج امام را تکفیر کردند و در جامعه اسلامی دست به ناامنی و کشتار زدند (مانند کشتن عبدالله بن خباب و همسرش)، امام علی (ع) ناچار به مقابله با آنها شد. در جنگ نهروان، امام پس از اتمام حجت و توبه دادن بسیاری از آنان، با باقیمانده لجاجتورزان جنگید و اکثر آنها را به هلاکت رساند. این شکست سنگین، کینهای عمیق در دل بازماندگان خوارج ایجاد کرد که در نهایت منجر به طراحی توطئه ترور امام در نوزدهم رمضان شد.
تفکر تکفیری: ویژگی بارز خوارج
مهمترین ویژگی عقیدتی خوارج، «تکفیر» بود. آنها معتقد بودند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است و خونش مباح. با این تفکر خطرناک، دایره اسلام را آنقدر تنگ کردند که جز خودشان کسی در آن نمیگنجید. آنها حتی عثمان و علی (ع) و بسیاری از صحابه را کافر میدانستند. این تفکر افراطی، ریشه تروریسم مذهبی در تاریخ اسلام شد که شباهتهای زیادی با گروههای تکفیری امروزی (مانند داعش) دارد.
چرا ابن ملجم توانست امام را بکشد؟
ابن ملجم مرادی یکی از بازماندگان تفکر خوارج بود. آنچه او را به کشتن امام واداشت، ترکیبی از «انحراف عقیدتی» و «کینهجویی شخصی» بود. او واقعاً تصور میکرد با کشتن علی (ع)، بهترین بنده خدا را میکشد و به بهشت میرود! این همان «جهل مقدس» است که خطرناکترین سلاح در دست دشمنان دین است. او با نیت «قربة الی الله» بدترین جنایت تاریخ را مرتکب شد.
عدالتخواهیِ بدون عقلانیت
خوارج مدعی عدالت بودند و شعارهای جذابی میدادند، اما عدالت را بدون «امام» و «عقل» تفسیر میکردند. آنها میخواستند فقط با ظاهر آیات قرآن حکومت کنند، بدون اینکه تفسیر و تبیین راسخان در علم (اهل بیت) را بپذیرند. نتیجه این عدالتخواهی جاهلانه، هرج و مرج، خونریزی و در نهایت حذف عادلترین حاکم تاریخ بشریت، امیرالمومنین (ع) بود.
سوالات متداول
خوارج چه کسانی بودند؟
گروهی از سپاهیان امام علی (ع) که در جنگ صفین فریب خوردند، حکمیت را تحمیل کردند و سپس امام را به خاطر پذیرش آن تکفیر کردند و علیه او جنگیدند.
شعار معروف خوارج چه بود؟
«لا حُکمَ الا لله» (حکم کردن فقط مخصوص خداست)؛ که امام علی (ع) درباره آن فرمود: سخن حقی است که از آن اراده باطل دارند.
چرا خوارج امام علی را دشمن میدانستند؟
چون معتقد بودند امام با پذیرش حکمیت در صفین، حاکمیت خدا را به انسان واگذار کرده و کافر شده است!
جنگ نهروان بین چه کسانی بود؟
بین سپاه امام علی (ع) و خوارج. در این جنگ اکثر خوارج کشته شدند و کینه آنها از امام شدیدتر شد.
آیا ابن ملجم از خوارج بود؟
بله، عبدالرحمن بن ملجم مرادی از سران خوارج بود که برای انتقام کشتهشدگان نهروان و با انگیزه عقیدتی غلط، امام را ترور کرد.
عقیده خوارج درباره گناهکاران چه بود؟
آنها معتقد بودند هر کس گناه کبیره کند، کافر میشود و از اسلام خارج است و باید کشته شود.
چه شباهتی بین خوارج و داعش وجود دارد؟
هر دو گروه دچار جمود فکری، تکفیر سایر مسلمانان، خشونت افراطی و برداشت سطحی و ظاهری از آیات قرآن هستند.
چرا امام علی خوارج را خطرناک میدانست؟
چون آنها ظاهری بسیار متدین و عابد داشتند (پیشانی پینه بسته، قاری قرآن) که عوام را فریب میداد، اما باطنشان تهی از بصیرت بود.
سرنوشت خوارج در تاریخ چه شد؟
آنها سالها باعث ناامنی و جنگ در جهان اسلام شدند، اما به تدریج ضعیف شدند. امروزه فرقه «اباضیه» در عمان تنها بازمانده تعدیل شده آنهاست.
درس عبرت ماجرای خوارج چیست؟
اینکه عبادت بدون ولایت و بصیرت ارزشی ندارد و تندروی در دین (افراط) به اندازه بیدینی خطرناک است.