اصلاً فکرش را نمیکردم که با چنین جمعیتی روبرو شوم، شوکه شدم.
بهت و حیرت
2
همه میگفتند شلوغ است، اما شنیدن کی بود مانند دیدن.
بهت و حیرت
3
باورم نمیشود که این همه غذا و خدمات رایگان باشد، انگار خواب میبینم.
بهت و حیرت
4
عظمت این همایش را فقط باید آمد و دید، دوربینها ناتوانند.
بهت و حیرت
5
من آدم مذهبی سفت و سختی نیستم، اما اینجا جوّی دارد که آدم را میگیرد.
بهت و حیرت
6
این همه مهربانی از غریبهها؟ گیج شدهام از این همه انسانیت.
بهت و حیرت
7
فکر میکردم سخت میگذرد، اما سختیاش هم شیرین است.
بهت و حیرت
8
ابعاد این حرکت فراتر از درک من است، انگار در دنیای دیگری هستم.
بهت و حیرت
9
هیچ وقت فکر نمیکردم پیادهروی بتواند اینقدر روح را جلا دهد.
بهت و حیرت
10
مات و مبهوت ماندهام که این همه آدم کجا میروند با این شور؟
بهت و حیرت
تحقق رویا
1
سالها بود عکسهای اربعین را میدیدم و حسرت میخوردم، حالا خودم اینجام.
تحقق رویا
2
لحظهای که پاسپورتم مهر خورد، انگار دنیا را به من دادند.
تحقق رویا
3
هنوز باورم نمیشود که اسم من هم در لیست زوار حسین (ع) نوشته شد.
تحقق رویا
4
همیشه فکر میکردم من لایق نیستم، اما آقا دعوت کرد.
تحقق رویا
5
وقتی اولین عمود را دیدم، بغضم ترکید؛ بالاخره آمدم.
تحقق رویا
6
این سفر رویای بچگیهایم بود که مادرم تعریف میکرد.
تحقق رویا
7
احساس میکنم در قطعهای از بهشت قدم میزنم.
تحقق رویا
8
خدا را شکر که نمردم و کربلا را در اربعین دیدم.
تحقق رویا
9
رسیدن به اینجا معجزه زندگی من بود.
تحقق رویا
10
حس میکنم دوباره متولد شدهام.
تحقق رویا
تفاوت شنیدن و دیدن
1
فکر میکردم هوا گرم و غیرقابل تحمل باشد، اما عشق فضا را لطیف کرده.
تفاوت شنیدن و دیدن
2
شنیده بودم عراقیها مهماننوازند، اما ندیده بودم که پای زائر را ببوسند.
تفاوت شنیدن و دیدن
3
تصورم از امنیت عراق چیز دیگری بود، اینجا امنترین جای دنیاست.
تفاوت شنیدن و دیدن
4
فکر میکردم پیادهروی ۸۰ کیلومتر غیرممکن است، اما انرژی جمع مرا میبرد.
تفاوت شنیدن و دیدن
5
در تلویزیون فقط شلوغی را میبینیم، اینجا نظم در بینظمی را حس میکنیم.
تفاوت شنیدن و دیدن
6
شنیده بودم غذا زیاد است، اما ندیده بودم التماس کنند که بخوری.
تفاوت شنیدن و دیدن
7
تفاوت واقعیت اربعین با تبلیغات منفی رسانهها زمین تا آسمان است.
تفاوت شنیدن و دیدن
8
این حس برادری بین ایران و عراق را باید لمس کرد تا باور کرد.
تفاوت شنیدن و دیدن
9
فکر میکردم خسته میشوم و برمیگردم، اما الان دلم نمیخواهد تمام شود.
تفاوت شنیدن و دیدن
10
تجربه شخصی من خیلی عمیقتر از شنیدههایم است.
تفاوت شنیدن و دیدن
عهد و پیمان
1
با خودم عهد بستم که تا زندهام، هر سال اربعین بیایم.
عهد و پیمان
2
قول دادم وقتی برگشتم، آدم بهتری باشم و حسینی زندگی کنم.
عهد و پیمان
3
نذر کردم سال بعد پدر و مادرم را هم با خودم بیاورم.
عهد و پیمان
4
عهد بستم پیامرسان این زیباییها برای کسانی باشم که نیامدند.
عهد و پیمان
5
قول دادم اخلاق اربعینی یعنی ایثار و گذشت را در شهر خودم پیاده کنم.
عهد و پیمان
6
دیگر نمیتوانم غیبت کنم، من نمکگیر حسین (ع) شدهام.
عهد و پیمان
7
عهد بستم که نایبالزیاره شهدا باشم در سفرهای بعدی.
عهد و پیمان
8
تصمیم گرفتم سبک زندگیام را تغییر دهم.
عهد و پیمان
9
قول دادم سال بعد در یکی از موکبها خادمی کنم.
عهد و پیمان
10
این سفر نقطه عطف زندگی من شد، عهد میبندم برنگردم به گذشته.
عهد و پیمان
توصیف غیرقابل وصف
1
اگر از من بپرسید چه حسی داری، فقط میتوانم گریه کنم.
توصیف غیرقابل وصف
2
کلمهای برای توصیف این حال پیدا نمیکنم، باید تجربه کنید.
توصیف غیرقابل وصف
3
حسی آمیخته از غم، شادی، غرور و بندگی.
توصیف غیرقابل وصف
4
انگار روحم از بدنم جدا شده و دارد پرواز میکند.
توصیف غیرقابل وصف
5
اینجا زمین نیست، آسمان به زمین آمده است.
توصیف غیرقابل وصف
6
حسی دارم که تا حالا در هیچ سفری نداشتم، حس تعلق.
توصیف غیرقابل وصف
7
قلبم دارد از سینه بیرون میزند، این چه شوری است؟
توصیف غیرقابل وصف
8
احساس سبکی میکنم، انگار کوه گناه از دوشم برداشته شده.
توصیف غیرقابل وصف
9
زبانم قاصر است، فقط میگویم: الحمدلله.
توصیف غیرقابل وصف
10
اینجا جایی است که خدا را به وضوح حس میکنی.
توصیف غیرقابل وصف
تجربه اول؛ شوک معنوی و فرهنگی
برای «زائر اولیها»، سفر اربعین چیزی شبیه به یک شوک بزرگ معنوی و فرهنگی است. مصاحبهها نشان میدهد که اکثر آنها با پیشفرضهایی ناشی از شنیدهها یا رسانهها میآیند، اما با واقعیتی روبرو میشوند که تمام معادلات ذهنیشان را به هم میریزد. حجم عظیم جمعیت، خدمات رایگان و فضای معنوی حاکم، آنها را در بهتی شیرین فرو میبرد. این اولین برخورد، معمولاً عمیقترین تاثیر را در زندگی آنها میگذارد.
حسرتهای تبدیل شده به وصال
بسیاری از زائر اولیها، سالها حسرت این سفر را در دل داشتهاند. وقتی پای میکروفون مصاحبه میآیند، اشک امانشان نمیدهد. آنها از لحظهای میگویند که ویزا گرفتند یا از مرز عبور کردند. این حس «دعوت شدگی» و «لیاقت پیدا کردن»، اعتماد به نفس معنوی بالایی به آنها میدهد. برای آنها، این سفر فقط یک جابجایی مکانی نیست، بلکه تحقق یک رویای دیرینه است.
تغییر نگرش نسبت به عراق و مردمش
یکی از نکات برجسته در صحبتهای زائر اولیها، تغییر نگاهشان به کشور عراق و مردم آن است. تبلیغات سوء یا نگرانیهای امنیتی قبل از سفر، جای خود را به شگفتی از مهماننوازی و امنیت مسیر میدهد. آنها با هیجان از موکبدارانی تعریف میکنند که با التماس آنها را به خانه میبرند. این تجربه مستقیم، دیوارهای بیاعتمادی را فرو میریزد و پیوند قلبی محکمی ایجاد میکند.
عهد بازگشت؛ پایان سفر نیست
نقطه اشتراک تمام مصاحبهها با زائر اولیها، جمله «سال بعد هم میآیم» است. شیرینی این سفر به قدری زیر زبانشان مزه میکند که سختیهای راه، گرما و تاول پا را فراموش میکنند. آنها در پایان سفر عهد میبندند که نه تنها خودشان دوباره بیایند، بلکه خانواده و دوستانشان را هم شریک این تجربه کنند. اربعین برای زائر اولی، پایان راه نیست، بلکه آغاز یک سبک زندگی جدید است.
توصیههای زائر اولیها به دیگران
در پایان مصاحبهها، وقتی از آنها خواسته میشود پیامی به دیگران بدهند، معمولاً میگویند: «نترسید و بیایید». آنها با اطمینان از تجربهشان حرف میزنند و دیگران را تشویق میکنند که این اقیانوس را از دست ندهند. حس و حال خالص و بدون کلیشه زائر اولیها، تاثیرگذارترین تبلیغ برای جذب افراد جدید به این همایش جهانی است.
سوالات متداول
زائر اولیها چه حسی در اولین نگاه به گنبد دارند؟
حسی ترکیبی از بهت، گریه شدید و آرامش عمیق که معمولاً با سجده شکر همراه است.
بزرگترین ترس زائر اولیها قبل از سفر چیست؟
ترس از ناامنی، بیماری یا ناتوانی در طی کردن مسیر طولانی پیادهروی.
آیا واقعیت اربعین با تصورات زائر اولیها فرق دارد؟
بله، اکثر آنها میگویند واقعیت بسیار باشکوهتر، راحتتر و زیباتر از تصوراتشان بوده است.
مهمترین توصیه زائر اولیها به جاماندگان چیست؟
اینکه هیچ بهانهای را قبول نکنند و فقط یک بار هم شده این سفر را تجربه کنند.
آیا زائر اولیها مشکلی در پیدا کردن موکب دارند؟
خیر، فراوانی موکبها و راهنمایی خادمان باعث میشود نگرانی آنها سریع برطرف شود.
چه چیزی برای زائر اولیها عجیبترین نکته است؟
حجم خدمات رایگان و اصرار عراقیها برای خدمت به زوار، عجیبترین تجربه آنهاست.
آیا سختی راه زائر اولیها را پشیمان میکند؟
خیر، آنها سختی را بخشی شیرین از زیارت میدانند و اشتیاقشان بیشتر میشود.
چگونه میتوان زائر اولیها را تشخیص داد؟
معمولاً از نگاههای کنجکاو، هیجانزده و اشکهای مداومشان قابل تشخیص هستند.
آیا نیاز به آمادگی خاصی برای بار اول است؟
آمادگی جسمانی نسبی خوب است، اما آمادگی روحی و طلبیده شدن مهمتر است.
بهترین سوغات معنوی زائر اول برای خانواده چیست؟
حال خوب، نورانیت و تعریف کردن خاطرات شیرین برای تشویق آنها.