متن ادبی درباره غربت پیامبر بعد از وفات خدیجه 1404

10 رمضان

عام الحزن

1

سال دهم بعثت است. مکه هوای سنگینی دارد. گویی در و دیوار شهر می‌دانند که قلب تپنده رسول خدا (ص) ایستاده است. خدیجه رفت و نام این سال را «عام الحزن» گذاشتند. مگر می‌شود خدیجه نباشد و محمد (ص) غمگین نباشد؟ او که در طوفان‌های سهمگین تهمت و آزار، لنگر آرامش کشتی نبوت بود.

عام الحزن
2

اندوه پیامبر در فراق خدیجه، اندوهی گذرا نبود. غمی بود که بر عمق جان می‌نشست. خانه‌ای که روزی پناهگاه وحی بود، اکنون خالی از بانویی است که با لبخندش، خستگی را از دوش نبی مکرم اسلام برمی‌داشت. عام الحزن، تقویم دلتنگی‌های پیامبر است.

عام الحزن
3

تاریخ می‌نویسد عام الحزن، اما تو بخوان سالی که پشت پیامبر شکست. ابوطالب حامی بیرونی بود و خدیجه آرامش درونی. و حالا هر دو رفته‌اند و محمد (ص) در میان گرگ‌های قریش تنها مانده است.

عام الحزن

خاطرات خدیجه

1

رسول خدا (ص) هر بار که گوسفندی قربانی می‌کرد، می‌فرمود سهمی برای دوستان خدیجه بفرستید. عایشه می‌پرسید: چرا خدیجه؟ پیامبر با چشمانی اشک‌بار می‌فرمود: خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ وقتی همه مرا طرد کردند، او پناهم داد.

خاطرات خدیجه
2

خاطرات خدیجه (س) در کوچه پس کوچه‌های ذهن پیامبر قدم می‌زد. یاد روزهایی که سنگ‌پران‌ها پیامبر را زخمی می‌کردند و این دستان مهربان خدیجه بود که مرهم بر زخم‌هایش می‌گذاشت. حالا چه کسی خاکستر از سر و روی رسول خدا پاک کند؟

خاطرات خدیجه
3

هنوز صدای مهربانش در گوش خانه می‌پیچد: «ای پسر عمو! استوار باش که خدا با توست». این جملات، سوخت موشک نبوت بود در روزگار غربت.

خاطرات خدیجه

تکیه گاه پیامبر

1

خدیجه (س) فقط همسر نبود؛ او شریک رسالت بود. او اولین کسی بود که به «اقرأ باسم ربک» لبیک گفت. وقتی پیامبر از غار حرا لرزان به خانه آمد، این شانه امن خدیجه بود که او را آرام کرد و گفت: خدا تو را خوار نخواهد کرد.

تکیه گاه پیامبر
2

غربت پیامبر (ص) بعد از خدیجه، غربت یک مرد نیست؛ غربت یک تفکر است که بزرگترین حامی اقتصادی و عاطفی‌اش را از دست داده. خدیجه کوهی بود که پیامبر به آن تکیه می‌داد و حالا این کوه به آسمان رفته است.

تکیه گاه پیامبر
3

بدون خدیجه، تحمل نیش زبان‌های ابولهب‌ها و ام‌جمیل‌ها چقدر سخت‌تر شده است. دیگر کسی نیست که در خانه را باز کند و با نگاهی سرشار از ایمان بگوید: فدای قدم‌هایت یا رسول الله.

تکیه گاه پیامبر

اشک های رسول الله

1

اشک‌های پیامبر در سوگ خدیجه، تفسیر آیه مودت است. مگر می‌شود محبوب خدا باشی و بر فراق محبوبت گریه نکنی؟ پیامبر گریست تا به تاریخ بگوید: مقام زن در اسلام آنقدر والاست که اشرف مخلوقات در فراقش اشک می‌ریزد.

اشک های رسول الله
2

فاطمه (س) کوچک است و بهانه مادر می‌گیرد. پیامبر او را در آغوش می‌کشد، اما خود نیز نیازمند تسلی است. هر قطره اشکی که بر محاسن مبارک پیامبر می‌چکد، گواهی می‌دهد که خدیجه تکرار نشدنی است.

اشک های رسول الله
3

سال‌ها بعد، وقتی پیامبر (ص) یاد خدیجه می‌کرد، بغض راه گلویش را می‌بست. او هرگز محبت‌های خدیجه را فراموش نکرد و این وفاداری، درس عشق است برای همه اعصار.

اشک های رسول الله

وصیت های آخر

1

در لحظات آخر، خدیجه (س) نگران خود نبود؛ نگران تنهایی محمد (ص) بود. نگاهش به در دوخته شده بود، انگار می‌خواست بگوید: یا رسول الله، مرا ببخش که دیگر نمی‌توانم حمایتت کنم.

وصیت های آخر
2

غربت آنجاست که ثروتمندترین زن قریش، در لحظه مرگ کفنی ندارد. اما او خوشحال بود که همه چیزش را فدای راه خدا کرده است. پیامبر بر بالینش نشست و وعده داد که خدا در بهشت قصری از زبرجد برایش بنا کرده است.

وصیت های آخر
3

خدیجه رفت، اما وصیت عملی‌اش باقی ماند: «ایمان، ایستادگی، انفاق». و پیامبر (ص) تنها شد تا بار سنگین رسالت را زین پس بدون یار دیرینش به دوش بکشد.

وصیت های آخر

عام الحزن؛ سالی که آسمان مکه گرفت

وفات حضرت خدیجه (س) در سال دهم بعثت، چنان تأثیر عمیقی بر روح و روان پیامبر اسلام (ص) گذاشت که آن سال را «عام الحزن» نامیدند. این نامگذاری تنها یک واکنش عاطفی نبود، بلکه نشان‌دهنده جایگاه استراتژیک و حیاتی حضرت خدیجه در پیشبرد اهداف اسلام بود. خدیجه (س) سدی محکم در برابر فشارهای روانی و اقتصادی دشمنان بود و با رفتنش، پیامبر (ص) خود را در برابر هجمه‌های مشرکین تنهاتر از همیشه یافت. این غربت، غربتی جانکاه بود که تا پایان عمر در یاد و خاطره رسول الله (ص) باقی ماند.

خدیجه (س)؛ شریک غم و شادی رسول خدا

متون ادبی و تاریخی گواهی می‌دهند که حضرت خدیجه (س) پناهگاه عاطفی پیامبر بود. زمانی که پیامبر (ص) خسته و زخمی از آزار جاهلان به خانه باز می‌گشت، این خدیجه بود که با کلامی امیدبخش و رفتاری محبت‌آمیز، گرد و غبار غم را از چهره ایشان می‌زدود. ادبیات شیعی سرشار از توصیفاتی است که این رابطه عاشقانه و الهی را ترسیم می‌کند؛ رابطه‌ای که در آن خدیجه نه تنها همسر، بلکه وزیر، مشاور و اولین پیرو پیامبر بود.

وفاداری جاودانه پیامبر به خدیجه

غربت پیامبر (ص) بعد از خدیجه، در وفاداری ایشان نمود پیدا کرد. سال‌ها بعد، حتی در مدینه و در اوج قدرت اسلام، پیامبر همچنان از خدیجه یاد می‌کردند و او را برترین همسر خود می‌دانستند. برخورد احترام‌آمیز ایشان با دوستان خدیجه و جاری شدن اشک از چشمانشان با شنیدن نام او، جلوه‌هایی از این عشق آسمانی است که دستمایه متون ادبی و عرفانی بسیاری شده است. این رفتار پیامبر، اوج تکریم مقام زن و همسر را در مکتب اسلام به نمایش می‌گذارد.

سوالات متداول

چرا پیامبر سال وفات خدیجه را عام الحزن نامید؟
چون در یک سال (با فاصله کم) دو حامی بزرگ خود، یعنی همسرش خدیجه و عمویش ابوطالب را از دست داد.
برخورد پیامبر با نام خدیجه سال‌ها بعد از وفاتش چگونه بود؟
هرگاه نام ایشان می‌آمد، پیامبر با احترام و تجلیل یاد می‌کردند و گاهی می‌گریستند.
آیا پیامبر خدیجه را برتر از عایشه می‌دانستند؟
بله، طبق روایات صریح شیعه و سنی، پیامبر فرمودند خدا بهتر از خدیجه را به من نداده است.
منظور از غربت پیامبر بعد از خدیجه چیست؟
از دست دادن انیس و مونسی که در داخل خانه آرامش‌بخش بود و در بیرون خانه حامی مالی و اعتباری.
حضرت خدیجه چند سال با پیامبر زندگی کرد؟
حدود ۲۵ سال زندگی مشترک سرشار از عشق و فداکاری داشتند.
اولین واکنش خدیجه به وحی چه بود؟
ایشان پیامبر را دلداری دادند و فرمودند خدا تو را که صله رحم می‌کنی و به فقرا کمک می‌کنی، تنها نمی‌گذارد.
آیا حضرت زهرا در زمان وفات مادر حضور داشتند؟
بله، ایشان در کودکی (حدود ۵ سالگی) شاهد وفات مادر بودند و بی‌تابی می‌کردند.
پیامبر برای آرام کردن حضرت زهرا چه می‌گفتند؟
می‌فرمودند جبرئیل خبر داده که مادرت در قصری از مروارید در بهشت ساکن است.
تأثیر وفات خدیجه بر تبلیغ اسلام چه بود؟
جسارت مشرکین بیشتر شد و فشارها بر مسلمانان افزایش یافت که منجر به هجرت به طائف و بعد مدینه شد.
جمله معروف پیامبر درباره خدیجه چیست؟
«صدقتنی اذ کذبنی الناس»؛ او مرا تصدیق کرد زمانی که مردم مرا تکذیب می‌کردند.
WordAbyss - متن ادبی و دلنوشته درباره غربت پیامبر (ص) پس از وفات خدیجه 1404