قلمها میایستند، نفسها در سینه حبس میشود. امشب شب امضاست. شبی که ولیعصر (عج) پرونده یک سالهات را ورق میزند. خدایا! مبادا صفحهای سیاه، خاطر عزیز زهرا (س) را مکدر کند.
لحظه امضا
2
امشب جوهر تقدیر خشک میشود. صدا کن خدا را، قبل از آنکه مُهر «پایان» بر نامهات بخورد. بگو خدایا! اگر قرار است امضا کنی، با جوهر رحمتت امضا کن، نه با جوهر عدالتت.
لحظه امضا
3
سکوتِ سنگینِ سحرِ بیست و سوم، صدای پایِ تقدیر است. ملائکه صف کشیدهاند تا نامههای امضا شده را به آسمان ببرند. خوشا به حال آن نامهای که گوشهاش نوشته باشند: «مورد تایید است، به خاطر حسین (ع)».
لحظه امضا
4
این شبها چقدر زود میگذرند و امشب، نقطه پایانِ این سه گانه نورانی است. امضای نهایی، حکمِ یک سالِ بندگی یا شرمندگی. آقا جان! شما که کریمید، ندیده امضا کنید.
لحظه امضا
5
امشب تمامِ کائنات چشم دوختهاند به دستانِ مردی که وارثِ زمین است. او مینویسد و خدا تایید میکند. چه حسِ غریبی است؛ بودن یا نبودن، ماندن یا رفتن، همه در گرو یک امضاست.
لحظه امضا
6
دستهایت را بالا بگیر، شاید لابلای شلوغیِ مناجاتها، پروندهات بالا برود و زیرِ سایهیِ دستِ دعایِ کسی، مُهرِ قبولی بخورد. امشب، شبِ التماسِ نگاهِ آخر است.
لحظه امضا
7
امضا که میشود، دیگر تمام است. نه اشکی اثر دارد و نه آهی. تا جوهرِ تقدیر خیس است، کاری بکن! یک «الهی العفو» میتواند مسیرِ جوهر را عوض کند.
لحظه امضا
8
خدایا! پروندهام را به دستِ چپم نده. امشب که امامِ زمانم (عج) مرور میکند روزهایِ گذشتهام را، میترسم از شرم، آب شود. ای کاش اشکهایِ امشبم، سیاهیِ خطوط را بشوید.
لحظه امضا
9
ساعت به وقتِ شرعیِ امضا نزدیک میشود. فرشتگان منتظرِ فرمانند. خدایا! به حرمتِ آن لحظهای که علی (ع) رستگار شد، ما را در لیستِ رستگارانِ امسال قرار ده.
لحظه امضا
10
خداحافظی با شبهایِ قدر سخت است، اما سختتر آن است که ندانیم چه برایمان نوشتهاند. خدایا! دلم گواهی میدهد که امشب، با لبخندِ رضایتِ مهدی (عج)، تقدیرم را به نیکی ختم کردهای.
لحظه امضا
دلنوشته با امام زمان
1
آقا جان! میگویند امشب پروندهها زیر دست شماست. وقتی به صفحه گناهان من رسیدی، رو برنگردان. فقط یک بار، به خاطر مادرت، قلم عفو را بردار.
دلنوشته با امام زمان
2
یابن الحسن! امشب که تقدیر شیعیانت را مینویسی، برای ظهور خودت هم امضایی بزن. که تقدیرِ خوشبختیِ جهان، گره خورده به آمدنِ توست.
دلنوشته با امام زمان
3
امشب همه به دنبالِ قدرند و من به دنبالِ تو. که تویی صاحبِ قدر. اگر امضایِ رضایتِ تو پایِ اعمالم نباشد، احیایِ من، احیا نیست، مرگِ تدریجی است.
دلنوشته با امام زمان
4
مولای من! در شلوغیِ رفت و آمدِ ملائکه، یک نگاهِ پدرانه به این فرزندِ ناخلف کافیست تا سرنوشتش از فرش به عرش برسد.
دلنوشته با امام زمان
5
آقایِ دلهایِ منتظر! امشب که ارزاق را تقسیم میکنی، روزیِِ دیدارِ خودت را برایم بنویس. که بی تو، سالِ جدید هم کهنهای بیش نیست.
دلنوشته با امام زمان
6
میترسم آقا... میترسم از اینکه پروندهام را ببینی و اشک در چشمانت حلقه بزند. جانِ عمویت عباس، مرا ببخش و نگذار اشکِ تو جاری شود.
دلنوشته با امام زمان
7
ای آخرین ذخیره الهی! امشب که مقدرات را سامان میدهی، گوشه چشمی به قلبهای شکسته ما داشته باش. ما جز شما پناهی در این عالمِ هزار رنگ نداریم.
دلنوشته با امام زمان
8
آقا جان! شنیدهام سگان را هم گاهی میپذیرند. من سگِ پاسبانِ خیمه شما هم نیستم، اما دلم به ریسمانِ محبتتان گره خورده. رهایم مکن.
دلنوشته با امام زمان
9
امشب که نامه اعمال را میبندی، بینِ دو صفحه، دعایِ فرج گذاشتهام. تا شاید به حرمتِ نامِ زیبایِ خودت، از خطاهایِ من بگذری.
دلنوشته با امام زمان
10
ای صاحبِ شب و روز! تقدیرم را هر چه میخواهی بنویس، اما جدایی از خودت را هرگز. که جهنمِ واقعی، زندگیِ بدونِ امام زمان است.
دلنوشته با امام زمان
وداع با قدر
1
خداحافظ ای شبهایِ روشنِ بیداری. خداحافظ ای لحظههایِ نابِ همنشینی با خدا. امضا شد و تمام. حالا من ماندهام و یک سالِ پیش رو.
وداع با قدر
2
سفره را دارند جمع میکنند. گداها! هر چه برداشتید، برداشتید. صاحبخانه دارد حکمِ آخر را مینویسد. کاش دستِ خالی برنگردیم.
وداع با قدر
3
شبِ بیست و سوم تمام شد. اما خدایا! نکند رحمتت تمام شود. نکند درهایِ آسمانت بسته شود. ما تازه مزهیِ بندگی را چشیده بودیم.
وداع با قدر
4
چه زود گذشت لحظههایِ «بک یا الله». انگار همین دیروز بود که گفتیم «سبحانک یا لا اله الا انت». حالا باید منتظر بمانیم تا ببینیم تقدیرمان چه زاییده است.
وداع با قدر
5
وداع با قدر، وداع با جان است. کیست که بداند تا سالِ بعد زنده است؟ خدایا! اگر این آخرین شبِ قدرِ عمرم بود، آن را بهترینِ آنها قرار ده.
وداع با قدر
6
رفت تا سالِ بعد... و خوشا به حالِ کسی که سالِ بعد، با رویی سفیدتر بازگردد. نه با باری سنگینتر.
وداع با قدر
7
دل کندن از سحرِ بیست و سوم، مثلِ دل کندن از آغوشِ مادر است. امن بود، گرم بود، پر از مهر بود. خدایا! این امنیت را از ما مگیر.
وداع با قدر
8
تمام شد. امضا شد. مهر خورد. حالا باید مردِ میدانِ عمل باشیم. خدایا! توفیق ده تا بر عهدی که امشب بستیم، وفادار بمانیم.
وداع با قدر
9
خورشید که طلوع کند، من آدمِ دیگری خواهم بود؟ یا باز هم همانِ بنده غافل؟ خدایا! معجزه شبِ قدر را در وجودم جاری کن.
وداع با قدر
10
ای کاش میشد زمان را نگه داشت. درست در همان لحظهای که گفتی: «بخشیدم». خدایا! شیرینیِ این بخشش را تا ابد در کامم نگه دار.
وداع با قدر
فلسفه امضای تقدیر توسط امام عصر (عج)
بر اساس اعتقادات شیعه و تفسیر آیه «تنزل الملائکه و الروح»، در شب قدر، فرشتگان و روح القدس بر ولیِ خدا در هر زمان نازل میشوند. در عصر غیبت، این وجود مقدس حضرت مهدی (عج) هستند. این نزول برای ارائه گزارش اعمال بندگان و دریافت فرمانهای الهی برای سال جدید است. امضای امام به منزله تایید نهایی و اجرایی شدن مقدرات است. این اعتقاد، پیوند عمیقی بین توحید و ولایت برقرار میکند؛ یعنی خدا مقدر میکند، اما از طریق مجرای ولایت آن را اجرا مینماید.
حس و حال معنوی لحظه امضا
درک لحظه امضای تقدیر، ایجادکننده حالت «خوف و رجا» در مومن است. خوف از اینکه مبادا اعمال گذشته باعث تیره شدن سرنوشت شود، و رجا به اینکه کرامت و رأفت امام زمان (عج) واسطه فیض شود و قلم عفو بر گناهان کشیده شود. متون ادبی و مناجاتهای این شب، سعی دارند این حس اضطرار و نیاز را در دل مومن بیدار کنند تا با توسل و تضرع بیشتر، بهترین تقدیر را برای خود رقم بزند.
وداع با شب قدر و شروع سال معنوی
پایان شب بیست و سوم، در واقع آغاز سال نوین معنوی برای سالکان است. آنچه امضا شده، برنامه عمل یک سال آینده است. وداع با این شب، نباید وداع با معنویت باشد، بلکه باید آغازی برای تلاش جهت تحقق تقدیرات نیکو باشد. ادبیات وداع در این شب، رنگ و بوی حسرت برای از دست دادن فرصتها و امید برای آیندهای روشن دارد. این لحظات، لحظات تصمیمگیریهای بزرگ و عهدهای ماندگار با خداست.
تاثیر توسل در لحظات پایانی
در لحظات پایانی شب قدر و زمان امضای مقدرات، توسل به چهارده معصوم، به ویژه حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع)، بسیار سفارش شده است. در متون ادبی، این توسلها به عنوان «کارت برنده» یا «واسطه آبرو» مطرح میشوند. باور بر این است که امام زمان (عج) به حرمت اجداد طاهرینشان، به ویژه مصائب کربلا، نگاه ویژهای به محبان اهل بیت خواهند داشت و پرونده آنان را با ارفاق امضا خواهند کرد.
استعارههای ادبی شب قدر
در متون ادبی فارسی، شب قدر با استعارههای زیبایی توصیف میشود: «بازار عشق»، «ضیافت نور»، «شب شکار»، «قله رمضان» و «میعادگاه ملائک». استفاده از این تعابیر در متنهای ادبی، به درک لطافت و عظمت این شب کمک میکند و مخاطب را از فضای روزمره مادی به فضای روحانی و ملکوتی سوق میدهد.
سوالات متداول
آیا واقعاً امام زمان (عج) پروندهها را میبینند؟
بله، طبق روایات صریح (مانند روایت امام صادق (ع) ذیل سوره قدر)، مقدرات و اعمال بر حجت خدا عرضه میشود تا ایشان از احوال شیعیان آگاه باشند و برایشان دعا کنند.
منظور از خشک شدن جوهر تقدیر چیست؟
این یک تعبیر کنایی و ادبی است به معنای نهایی شدن و غیرقابل تغییر شدن (مگر با بداء) مقدرات. یعنی تصمیمگیری تمام شد و حکم صادر گشت.
چرا در متنها به امام حسین (ع) قسم میدهیم؟
زیرا امام زمان (عج) خونخواه جدشان هستند و محبت امام حسین (ع) کلید قلب امام زمان است و خدا نیز به واسطه این محبت، سریعتر میبخشد.
بهترین متن ادبی برای کپشن اینستاگرام در شب 23 چیست؟
متنهایی که کوتاه، احساسی و تلنگرآمیز باشند. مثلاً: «امشب امضاست، خدایا دستم را رها نکن» یا «پروندهام را به گریههایم ببخش».
آیا امضای تقدیر یعنی ما دیگر اختیاری نداریم؟
خیر، تقدیر بر اساس اختیار و اعمال ما نوشته شده و در طول سال نیز با دعا و صدقه و اعمال ما قابل تغییر است (بداء)، اما چارچوب کلی تعیین میشود.
چه حسی باید در لحظه امضا داشته باشیم؟
حسی مرکب از ترس (از گناهان) و امید (به فضل خدا). حالتی شبیه به متهمی که منتظر حکم قاضی مهربان است.
چگونه بفهمیم تقدیرمان خوب امضا شده؟
نشانه قبولی، حس سبکی روحی، تنفر از گناه و تصمیم جدی برای تغییر رفتار پس از شب قدر است.
آیا میتوانیم در متنهای ادبی از زبان خودمانی استفاده کنیم؟
بله، مناجاتهای «لاتی» با خدا یا «خودمانی» اگر همراه با ادب باشد، گاهی تاثیرگذارتر است و در ادبیات دینی ما (مانند مناجات شعبانیه) نمونههای صمیمانه وجود دارد.
وداع با شب قدر یعنی چه؟
یعنی خداحافظی با زمان خاص نزول ملائکه و فرصتهای طلایی، نه خداحافظی با خدا. وداع با سفرهای که جمع میشود.
نقش حضرت زهرا (س) در شب قدر چیست؟
در روایات، حضرت زهرا (س) حقیقت شب قدر معرفی شدهاند. توسل به ایشان در این شب، مثل قسم دادن خدا به عزیزترین مخلوقش است.