روایت لحظه ضربت خوردن علی (ع) و جنایت ابن ملجم مرادی 1404

19 رمضان

نقشه شوم

1

سه نفر از خوارج در مکه هم‌قسم شدند؛ یکی برای کشتن معاویه، یکی برای عمروعاص و من، عبدالرحمن بن ملجم، برای کشتن علی (ع).

نقشه شوم
2

قراری گذاشتیم در شب نوزدهم ماه رمضان، زمانی که همه در حال عبادت‌اند، نقشه را عملی کنیم.

نقشه شوم
3

شمشیری تهیه کردم و آن را هزار درهم خریدم و با هزار درهم دیگر، آن را به مهلک‌ترین زهرها آغشته نمودم.

نقشه شوم
4

وارد کوفه شدم و عشق باطلی به نام قطام، مرا در تصمیم شومم مصمم‌تر کرد؛ کابین او خون علی بود.

نقشه شوم
5

شبیب و وردان نیز همدستان من شدند تا در تاریکی سحر، جنایت تاریخ را رقم بزنیم.

نقشه شوم
6

قلبم سیاه شده بود و چشمانم کور؛ نصیحت‌های هیچ‌کس در من اثر نداشت.

نقشه شوم
7

در مسجد کوفه مخفی شدیم، مانند مارهایی که در کمین شکارند، منتظر ورود شیر خدا بودیم.

نقشه شوم
8

تمام وجودم می‌لرزید، نه از ترس خدا، بلکه از هیبت مردی که قرار بود خونش را بریزم.

نقشه شوم
9

آسمان و زمین سنگینی این گناه را حس می‌کردند، اما شقاوت بر دل من مُهر زده بود.

نقشه شوم
10

شیطان در آن شب، فرمانده ذهن و دست من بود و راه بازگشت را بر من بسته بود.

نقشه شوم

لحظه جنایت

1

علی (ع) وارد مسجد شد؛ صدای اذانش در کوفه پیچید و خفتگان را بیدار کرد، حتی من را که به دروغ خود را به خواب زده بودم.

لحظه جنایت
2

او به نماز ایستاد؛ نمازی که آخرین نماز عمرش بود. آرامش عجیبی در چهره‌اش موج می‌زد.

لحظه جنایت
3

رکعت اول تمام شد، سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت.

لحظه جنایت
4

در آن لحظه که پیشانی‌اش بر خاک بود، از مخفیگاه بیرون جستم.

لحظه جنایت
5

شمشیر زهرآگین را بالا بردم؛ تمام کینه بدر و خیبر و نهروان در بازوانم جمع شده بود.

لحظه جنایت
6

فریاد زدم: «الحکم لله یا علی، لا لک!» (حکم فقط مال خداست، نه تو).

لحظه جنایت
7

شمشیر را فرود آوردم؛ همان جایی که پیشتر در جنگ خندق جراحت برداشته بود، شکافته شد.

لحظه جنایت
8

خون فواره زد و محراب رنگین شد. صدای «فزت و رب الکعبه» او، ستون‌های مسجد را لرزاند.

لحظه جنایت
9

من فرار کردم، اما فریاد جبرئیل در آسمان پیچید: «تهدمت والله ارکان الهدی».

لحظه جنایت
10

زمین زیر پایم می‌لرزید، گویی نمی‌خواست سنگینی مرا تحمل کند.

لحظه جنایت

دستگیری و اسارت

1

مردم هجوم آوردند؛ چهره‌ها پر از خشم و اشک بود. مرا گرفتند و دست‌بسته نزد علی بردند.

دستگیری و اسارت
2

انتظار داشتم علی دستور دهد مرا تکه تکه کنند، همانطور که حاکمان دیگر می‌کردند.

دستگیری و اسارت
3

اما او، در حالی که خون از سرش جاری بود، نگاهی کریمانه به من کرد.

دستگیری و اسارت
4

فرمود: «با او مدارا کنید؛ اگر زنده ماندم خودم می‌دانم چه کنم و اگر رفتم، فقط یک ضربه در برابر یک ضربه بزنید».

دستگیری و اسارت
5

حتی دستور داد از شیر و غذایی که برای خودش می‌آوردند، به من بدهند.

دستگیری و اسارت
6

این برخورد، آتشی سوزاننده‌تر از آتش دوزخ به جانم انداخت؛ من که بودم و او که بود؟

دستگیری و اسارت
7

نگاه‌های یتیمان کوفه که بیرون خانه ایستاده بودند، تیرهایی بود که بر قلب سیاهم می‌نشست.

دستگیری و اسارت
8

حتی در آن لحظات، او نگران عدالت بود که مبادا به من ظلمی شود.

دستگیری و اسارت
9

من بدترین خلق خدا بودم (اشقی الاشقیاء) که بهترین خلق خدا را کشتم.

دستگیری و اسارت
10

تاریخ نام مرا به عنوان قاتل عدالت و انسانیت ثبت کرد.

دستگیری و اسارت

وصیت شیطان

1

شیطان به من وعده بهشت داده بود، اگر علی را بکشم؛ چه خیال باطلی!

وصیت شیطان
2

فکر می‌کردم با کشتن علی، دین خدا را نجات می‌دهم؛ این اوج گمراهی و جهالت خوارج بود.

وصیت شیطان
3

زهری که بر شمشیر زدم، ابتدا روح خودم را مسموم کرده بود.

وصیت شیطان
4

من ابزاری بودم در دست معاویه و افکار پوسیده خوارج.

وصیت شیطان
5

قطام، جایزه جنایتم بود، اما چه سود که دنیا و آخرت را با هم باختم.

وصیت شیطان
6

ننگ ابدی بر پیشانی‌ام نشست؛ نامی که تا ابد مورد لعن فرشتگان و انسان‌هاست.

وصیت شیطان
7

من خورشید را در شب قدر خاموش کردم، اما نور او هرگز خاموش نشد.

وصیت شیطان
8

وصیت من به تاریخ این است: تعصب خشک و جهالت، انسان را به قعر جهنم می‌کشاند.

وصیت شیطان
9

ای کاش هرگز زاده نمی‌شدم و ای کاش دستانم قبل از آن ضربه خشک می‌شد.

وصیت شیطان
10

حالا منم و عذاب جاودان و لعنت تمام آزادگان جهان.

وصیت شیطان

عاقبت شقاوت

1

من ماندم و روسیاهی ابدی. علی به رستگاری رسید و من به شقاوت.

عاقبت شقاوت
2

خوارج فکر می‌کردند با ترور، کار علی تمام می‌شود، اما علی تازه آغاز شد.

عاقبت شقاوت
3

خون علی، ریشه عدالت را آبیاری کرد و جهل ما را رسوا نمود.

عاقبت شقاوت
4

هر سال در شب‌های قدر، نام من با لعنت همراه است و نام او با صلوات.

عاقبت شقاوت
5

من نماد حماقت مقدسی هستم که دین را بر علیه دین بکار برد.

عاقبت شقاوت
6

پایان من، آغاز غربت اسلام بود.

عاقبت شقاوت
7

آن ضربه، فقط فرق علی را نشکافت، بلکه فرق عدالت و انسانیت را شکافت.

عاقبت شقاوت
8

وای بر من که امام هدایت را کشتم و چراغ راه را شکستم.

عاقبت شقاوت
9

هیچ آبی نتوانست لکه ننگ مرا بشوید.

عاقبت شقاوت
10

من عبرتی شدم برای تمام کسانی که با ظاهر دین، به جنگ حقیقت دین می‌روند.

عاقبت شقاوت

ابن ملجم مرادی: نماد تحجر و شقاوت

عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج، نماد جریانی است که با کج‌فهمی از دین و ظاهربینی، بزرگترین جنایت تاریخ را رقم زد. او که حافظ قرآن بود و پیشانی‌اش از سجده پینه بسته بود، به دلیل فقدان بصیرت و افتادن در دام تعصبات خشک، دست به ترور امیرالمومنین علی (ع) زد. جنایت او نشان داد که عبادت بدون ولایت و معرفت، می‌تواند انسان را به درجه «اشقی الاشقیاء» (بدبخت‌ترین بدبخت‌ها) برساند.

جزئیات تاریخی توطئه ترور

توطئه قتل امام علی (ع) در مکه توسط سه تن از خوارج طراحی شد. آن‌ها شب نوزدهم ماه رمضان را انتخاب کردند. ابن ملجم به کوفه آمد و در آنجا با زنی به نام «قطام» آشنا شد که کینه علی (ع) را به دل داشت (پدر و برادرش در نهروان کشته شده بودند). قطام مهریه خود را خون علی (ع) قرار داد و ابن ملجم را در این تصمیم شوم مصمم‌تر کرد. شمشیر زهرآگین و همراهی دو نفر دیگر (شبیب و وردان)، ابزارهای این جنایت بودند.

برخورد کریمانه امام با قاتل

یکی از شگفت‌انگیزترین بخش‌های این ماجرا، رفتار امام علی (ع) با قاتل خود پس از دستگیری است. در حالی که امام در بستر شهادت بودند و از شدت زهر رنج می‌بردند، سفارش کردند که با ابن ملجم مدارا شود، به او آب و غذا بدهند و اگر امام زنده نماندند، فقط یک ضربه به عنوان قصاص به او بزنند و او را مثله (تکه تکه) نکنند. این رفتار، اوج کرامت و عدالت علوی را حتی در برابر دشمن‌ترین دشمنان نشان می‌دهد.

تاثیر زهر بر شهادت امام

شمشیری که ابن ملجم استفاده کرد، به زهری مهلک آغشته شده بود. مورخان نوشته‌اند که او هزار درهم برای خرید شمشیر و هزار درهم برای زهر آن هزینه کرده بود. ضربه شمشیر به تنهایی ممکن بود کشنده نباشد، اما نفوذ زهر به جریان خون امام، باعث شد که پزشکان کوفه از درمان ایشان قطع امید کنند. این زهر نماد کینه عمیقی بود که در دل دشمنان عدالت ریشه دوانده بود.

پیامدهای شهادت برای جهان اسلام

ضربه ابن ملجم تنها کشتن یک فرد نبود، بلکه ترور «عدالت مجسم» بود. با شهادت امام علی (ع)، دوران حکومت عدل الهی به پایان رسید و حکومت‌های موروثی و استبدادی اموی جایگزین آن شدند. ندای «تهدمت والله ارکان الهدی» که در آسمان پیچید، بیانگر این حقیقت بود که با رفتن علی (ع)، ستون‌های هدایت و پناهگاه مظلومان ویران شد.

سوالات متداول

ابن ملجم که بود و چرا امام علی را کشت؟
او از خوارج بود که معتقد بودند امام علی (ع) با پذیرش حکمیت در جنگ صفین کافر شده است! او به نیت تقرب به خدا و با تحریک قطام این جنایت را کرد.
امام علی (ع) در مورد قاتل خود چه سفارشی کردند؟
فرمودند با او خوش‌رفتاری کنید، به او آب و غذا بدهید و اگر من شهید شدم، فقط یک ضربه قصاص بزنید و شکنجه‌اش نکنید.
همدستان ابن ملجم چه کسانی بودند؟
شبیب بن بجره و وردان بن مجالد که او را در مسجد کوفه همراهی کردند، اما ضربه اصلی را ابن ملجم زد.
آیا ابن ملجم حافظ قرآن بود؟
بله، او از قاریان قرآن و عبادت‌کنندگان ظاهری بود، اما بصیرت نداشت و دین را اشتباه فهمیده بود.
سرنوشت ابن ملجم چه شد؟
پس از شهادت امام علی (ع)، امام حسن (ع) طبق وصیت پدر، او را با یک ضربه شمشیر قصاص کردند.
قطام که بود؟
زنی زیبا از خوارج که پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست سپاه امام علی (ع) کشته شده بودند و شرط ازدواجش را قتل امام قرار داد.
شعار ابن ملجم هنگام ضربه زدن چه بود؟
او فریاد زد: «الحکم لله یا علی، لا لک!» (حکم فقط از آن خداست نه تو)، که شعار خوارج بود.
محل دقیق ضربت خوردن کجاست؟
در محراب مسجد کوفه، هنگام نماز صبح (برخی روایات در حال سجده و برخی هنگام ورود به محراب ذکر کرده‌اند).
آیا ابن ملجم پشیمان شد؟
در روایات تاریخی نشانه آشکاری از توبه واقعی او در آن لحظات ذکر نشده، بلکه بر عقیده باطل خود اصرار داشت.
چرا به او «اشقی الاشقیاء» می‌گویند؟
چون پیامبر (ص) پیش‌بینی کرده بودند که قاتل علی (ع) شقی‌ترینِ اولین و آخرین انسان‌ها (مانند پی‌کننده ناقه صالح) خواهد بود.
WordAbyss - روایت تکان‌دهنده ضربت خوردن امام علی (ع) و جنایت ابن ملجم | 19 رمضان 1404