روضه بخوانید... مدینه است، آتش است، در است... نه اشتباه نکنید، این بار پشت در زهرا (س) نیست، فرزند پیرش صادق (ع) است. اما تاریخ تکرار میشود.
روضه سوزناک
2
ای وای از آن لحظه که شعلهها بالا رفت. امام صادق (ع) میان آتش ایستاد و فرمود: منم فرزند اعراق الثری... منم فرزند ابراهیم خلیل... آتش بر من سرد باش.
روضه سوزناک
3
نامردها! حرمت موی سپیدش را نگه نداشتید؟ او پسر فاطمه است. چرا او را با سر و پای برهنه در کوچه میدوانید؟
روضه سوزناک
4
امام به زمین خورد... نفسش برید... شاید زیر لب میگفت: مادر جان! آن روز در کوچه چه کشیدی؟ من مردمم و توان ندارم، تو با آن بار شیشه چه کردی؟
روضه سوزناک
5
منصور ملعون! شمشیر کشیدی تا امام را بکشی؟ چه دیدی که لرزیدی؟ میگویند پیامبر را دید که با خشم نگاهش میکند.
روضه سوزناک
نوحه سینهزنی
1
(زمینه) دوباره مدینه، دوباره غم و درد / دوباره یه کوچه، یه نامردِ ولگرد / خونه ی امیدِ، دلا رو سوزوندن / دلِ مصطفی رو، تو آتیش نشوندن / واویلا واویلا...
نوحه سینهزنی
2
(شور) آتیش زدن به خونهت، ای وای ای وای / لرزه به دست و شونهت، ای وای ای وای / تو کوچه ها کشوندت، ای وای ای وای / پیرمرد قبیله، بی حیا نانجیبه / دست بسته تو کوچه، چقدر این آقا غریبه.
نوحه سینهزنی
3
(واحد) شیخ الائمه، رئیس مذهب / جونش رسیده، دیگه بر لب / یادِ غمایِ، عمه زینب / گریه میکنه برای کربلا / گریه میکنه برای خیمه ها.
نوحه سینهزنی
4
(دودمه) خانه ی صادق آل الله شد در شعلهور / همچو زهرا مادرش / میدود دنبال مرکب با دو چشمان تر / همچو زهرا مادرش.
نوحه سینهزنی
5
(سنگین) مدینه شهرِ غم و درده / مدینه با ما چه ها کرده / یه روزی هیزم، آوردن پشتِ درِ مولا / یه روزی آتیش، زدن بر خونه ی آقا.
نوحه سینهزنی
متن مقتل
1
مفضل بن عمر میگوید: دیدم منصور دوانیقی دستور داد خانه امام را آتش بزنند. شعلهها زبانه میکشید و امام با آرامش از میان آتش عبور کرد و فرمود: انا ابن اعراق الثری.
متن مقتل
2
نقل شده است که وقتی ماموران منصور شبانه به خانه ریختند، امام مشغول نماز بود. اجازه ندادند نماز را تمام کند و ایشان را با سر برهنه بیرون کشیدند.
متن مقتل
3
در روایت است که پس از خاموش شدن آتش، امام بر سوختههای در خانه نشست و های های گریه کرد. پرسیدند چرا گریه میکنید؟ فرمود: به یاد وحشت دختران و همسرم افتادم و یاد خیمههای سوخته جدم حسین (ع) زنده شد.
متن مقتل
4
منصور بارها امام را احضار کرد و قصد قتل ایشان را داشت، اما هر بار با معجزهای منصرف شد. اما زهر کینهاش کارگر افتاد.
متن مقتل
5
شیخ صدوق نقل میکند: زهر چنان بر بدن مبارک اثر کرد که گوشت بدن آب شد و جز پوست و استخوان چیزی نماند.
متن مقتل
گریز به کربلا
1
آقاجان! خانهات سوخت ولی خانوادهات سالم ماندند. کسی به دخترانت سیلی نزد. اما بمیرم برای زینب (س) که میان خیمههای سوخته، بچهها را میشمرد.
گریز به کربلا
2
آقای من! شما را پیاده دواندند، اما سرتان بر نیزه نرفت. بدنتان زیر سم اسب نماند... لا یوم کیومک یا اباعبدالله.
گریز به کربلا
3
دل امام صادق (ع) از آتش در نسوخت، از یادآوری آن لحظهای سوخت که گوشواره از گوش دختران میکشیدند.
گریز به کربلا
4
اینجا مردها آتش را خاموش کردند، اما در کربلا آتش را با دامن بچهها خاموش میکردند.
گریز به کربلا
زمزمه
1
خدایا ببین، چه جوری شکستن / دلِ آقا رو، چجوری شکستن / بمیرم برات، که تنها شدی تو / شبیه علی، چه مولا شدی تو.
زمزمه
2
نفس تو سینهم، دیگه بالا نمیاد / چرا مهدیِ، زهرا نمیاد / بقیع تاریکه، دلم بیقراره / یه شمعم حتی، مزارش نداره.
زمزمه
روایت تاریخی حمله به بیت امام صادق (ع)
یکی از حوادث دردناک اواخر عمر شریف امام صادق (ع)، دستور منصور دوانیقی (خلیفه عباسی) به فرماندار مدینه برای به آتش کشیدن خانه حضرت بود. ماموران حکومتی شبانه و با هیزم به در خانه ایشان حمله کردند. هدف آنها ایجاد رعب و وحشت و در نهایت به شهادت رساندن امام در هیاهوی آتشسوزی بود. اما امام با شجاعت الهی و کرامتی که از خود نشان دادند، از میان شعلهها عبور کرده و توطئه آنها را خنثی نمودند.
شباهتهای تاریخی: از در نیمسوخته تا خیمههای کربلا
روضهخوانان و ذاکران اهل بیت، حمله به خانه امام صادق (ع) را حلقهای از زنجیره جنایات علیه این خاندان میدانند. این واقعه یادآور حمله به بیت وحی (خانه حضرت زهرا س) و همچنین آتش زدن خیمههای اباعبدالله (ع) در عصر عاشوراست. گریه امام صادق (ع) پس از این حادثه نیز بیشتر برای مصائب گذشته اهل بیت بود تا مظلومیت خودشان.
اهانت به مقام مرجعیت و پیری
یکی از ابعاد دردناک این واقعه، بیاحترامی به سن و سال و جایگاه علمی امام بود. امام صادق (ع) در آن زمان حدود ۶۵ سال سن داشتند. دواندن یک پیرمرد عالم و زاهد با پای پیاده و سر برهنه در کوچههای مدینه به دنبال مرکب حاکم ظالم، اوج شقاوت بنیعباس را نشان میدهد. این روضهها قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
شجاعت علوی در برابر ظلم عباسی
با وجود تمام فشارها و تهدیدها، امام صادق (ع) هرگز در برابر منصور سر خم نکردند. جمله معروف «انا ابن اعراق الثری» (من فرزند ریشههای زمینم - کنایه از اصالت و قدرت الهی) که در میان آتش فرمودند، نشاندهنده اقتدار ولایت است. نوحههای این ایام باید علاوه بر مظلومیت، بر این صلابت و اقتدار نیز تاکید کنند.
فلسفه گریه بر مصائب اهل بیت
بازخوانی این روضهها و نوحهسرایی، تنها برای تخلیه احساسات نیست؛ بلکه اعلام موضع سیاسی و اعتقادی است. ما با گریه بر مظلومیت امام صادق (ع)، بیزاری خود را از خط نفاق و ظلم (که بنیعباس نماد آن بود) اعلام میکنیم و پیوند خود را با خط عدالت و پاکی محکم میسازیم.
سوالات متداول
آیا واقعا خانه امام صادق (ع) را آتش زدند؟
بله، در منابع تاریخی معتبر شیعه (مانند کافی و بصائر الدرجات) ماجرای حمله و آتش زدن در خانه ایشان توسط عمال منصور ذکر شده است.
امام صادق (ع) هنگام آتش سوزی چه کردند؟
ایشان با شجاعت قدم در میان آتش گذاشتند و آتش به اراده الهی به ایشان آسیبی نرساند و فرمودند: من فرزند ابراهیم خلیلم.
منصور دوانیقی چرا با امام دشمنی داشت؟
به دلیل حسادت به جایگاه علمی و محبوبیت اجتماعی امام و ترس از اینکه حکومت را از دست بدهد.
گریزهای مناسب مداحی برای این واقعه چیست؟
گریز به آتش زدن خانه حضرت زهرا (س)، گریز به خیمههای سوخته کربلا، و گریز به دواندن کودکان در بیابان.
نام مادر امام صادق (ع) چه بود؟
ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر.
چرا امام صادق (ع) بعد از خاموش شدن آتش گریه کردند؟
فرمودند وقتی ترس و وحشت زن و بچه هایم را دیدم، به یاد ترس کودکان جدم حسین (ع) در عصر عاشورا افتادم.
شعر معروف انا ابن اعراق الثری چه معنی دارد؟
یعنی من فرزند کسانی هستم که ریشه در خاک و هستی دارند (اشاره به انبیا و اوصیا) و آتش بر من کارگر نیست.
آیا امام در آتش سوختند؟
خیر، آتش جسم ایشان را نسوزاند، اما قلب ایشان را سوزاند و بعدها با زهر مسموم و شهید شدند.
بهترین نوحه برای دستههای عزاداری چیست؟
نوحههای سنگین (واحد) که وقار و حزن را منتقل کند و مضامین غربت بقیع را داشته باشد.
آیا منصور شخصا در مدینه بود؟
منصور معمولا در بغداد (یا انبار) بود و دستورات را به فرماندار مدینه ابلاغ میکرد، اما در سفرهای حج نیز شخصا مزاحم امام میشد.