من ماندم و غم، من ماندم و شب... صدای ایرج بسطامی هنوز از زیر آوار ارگ بم به گوش میرسد. سالگرد پرواز گلپونههای دشت امید تسلیت.
غمگین_هنری
2
بم، زخمی که آواز شد. ایرج بسطامی رفت تا گلپونهها برای همیشه در حسرت صدایش بمانند. ۵ دی، روز سکوت موسیقی در کویر.
غمگین_هنری
3
صدای مخملین کویر زیر آوار ماند، اما پژواکش تا ابد در گوش ایران میپیچد. یادت گرامی ای حنجره زخمی بم.
غمگین_هنری
4
در آن سحرگاه شوم، نه فقط بم، که آواز ایران لرزید. سالگرد خاموشی ایرج بسطامی و هزاران هموطن عزیزمان گرامی باد.
غمگین_هنری
5
«گلپونههای وحشی دشت امیدم...» چه کسی فکر میکرد این آخرین نجوا باشد؟ بم تسلیت، موسیقی تسلیت، ایران تسلیت.
غمگین_هنری
6
ایرج بسطامی، داغی است بر پیشانی هنر که با هیچ بارانی پاک نمیشود. روحت شاد صدای ماندگار دیار کریمان.
غمگین_هنری
7
بم مرد، اما آوازش زنده ماند. به یاد ایرج بسطامی که جان داد اما صدایش را به تاریخ سپرد.
غمگین_هنری
8
کاش آن صبح لعنتی طلوع نمیکرد. کاش گلپونهها بیسرپرست نمیشدند. سالگرد زلزله بم و کوچ ابدی استاد بسطامی تسلیت.
غمگین_هنری
9
زیر خروارها خاک، هنوز قلبی میتپد که نگران گلپونههاست. ۵ دی، سوگنامه هنر و انسانیت.
غمگین_هنری
10
خاک بم، گنجینهای از صدا و احساس را در خود بلعید. یاد ایرج بسطامی و تمام رفتگان آن فاجعه جاودان.
غمگین_هنری
کوتاه_تاثیرگذار
1
صدایی که زیر آوار ماند... روحت شاد ایرج بسطامی.
کوتاه_تاثیرگذار
2
بم، حسرت، گلپونهها. تسلیت.
کوتاه_تاثیرگذار
3
آوازِ کویر در ۵ دی خاموش شد.
کوتاه_تاثیرگذار
4
من ماندم و تنهایی و بسطامی که رفت...
کوتاه_تاثیرگذار
5
داغ بم و حسرت صدای ایرج.
کوتاه_تاثیرگذار
6
سکوت بم، فریاد گلپونههاست.
کوتاه_تاثیرگذار
7
ایرج بسطامی: صدای خفته در خاک بم.
کوتاه_تاثیرگذار
8
سالگرد زلزله بم، سالگرد مرگ آواز.
کوتاه_تاثیرگذار
9
به یاد حنجرهای که زیر آوار شکفت.
کوتاه_تاثیرگذار
10
بم لرزید، بسطامی پر کشید.
کوتاه_تاثیرگذار
نوستالژیک
1
هنوز وقتی «گلپونهها» پخش میشود، دلم میلرزد درست مثل ارگ بم. روحت شاد مرد تنها.
نوستالژیک
2
چه غریبانه رفتی و چه عاشقانه ماندی. یادت بخیر استاد بسطامی، همنفس دردهای مردم بم.
نوستالژیک
3
آن شب شوم، موسیقی ایران یتیم شد. دلتنگ صدایی هستیم که بوی خاک و باران میداد.
نوستالژیک
4
ایرج بسطامی نرفت، او در ذره ذره خاک بم تکثیر شد. صدایش تا ابد در بادهای کویر جاریست.
نوستالژیک
5
یک شهر رفت، یک صدا رفت، یک ایران شکست. ۵ دی ماه فراموش نشدنی.
نوستالژیک
6
قصه ایرج، قصه مردی بود که تا آخرین نفس کنار مردمش ماند و با آنها آسمانی شد.
نوستالژیک
7
صدای تو لالایی دردناک کودکانی شد که در خواب پرکشیدند. آرام بخواب استاد.
نوستالژیک
8
بعد از تو، گلپونهها دیگر رنگ امید ندیدند. سالگردت تسلیت ای صدای جاویدان.
نوستالژیک
9
نوای تو، مرهمی است بر زخم بازِ بم. بخوان که دلمان سخت گرفته است.
نوستالژیک
10
در سالگرد بم، فقط سکوت کن و به گلپونهها گوش بده. شاید صدای او را شنیدی.
نوستالژیک
شعرگونه
1
رفت و گلپونهها را به دست باد سپرد / صدایی که از جنس کویر بود و مرد...
شعرگونه
2
بم لرزید و ارگ ریخت و صدا شکست / در آن صبح سرد، غم به دلمان نشست.
شعرگونه
3
ای داغ بر دل نشسته، ای بم / ای رفتن بیبازگشت و مبهم...
شعرگونه
4
بخوان ایرج که شهر در خواب است / دل کویر از رفتنت کباب است.
شعرگونه
5
آوار شد سقف و دیوار و خانه / ماند از تو تنها همین ترانه.
شعرگونه
6
گلپونههای دشت امیدم / بی تو من به پایان رسیدم.
شعرگونه
7
بم، گورستان آرزوهای کال / بسطامی، پرنده بیپر و بال.
شعرگونه
8
خاکستر شد آن همه شور و نوا / بلند شو، بخوان برای ما...
شعرگونه
9
در سوگ تو نخلها خمیدند / آنها که صدای مرگ را شنیدند.
شعرگونه
10
یک شهر سکوت و یک جهان غم / تسلیت به تو، تسلیت به بم.
شعرگونه
ایرج بسطامی؛ صدای خاموش شده زیر آوار
ایرج بسطامی، خواننده موسیقی سنتی ایران، یکی از مشهورترین قربانیان زلزله بم بود. او که برای دیدار با خانواده به بم رفته بود، در سحرگاه ۵ دی ماه زیر آوار خانه پدری جان سپرد. اثر جاودانه او «گلپونهها» پس از مرگش به نمادی از اندوه و غربت فاجعه بم تبدیل شد و هر سال در این روز، یادآور آن داغ بزرگ است.
ارگ بم و موسیقی؛ پیوند تراژیک
بم نه تنها مهد تاریخ با ارگ باستانیاش، بلکه زادگاه صداهای ماندگار بود. مرگ ایرج بسطامی در کنار ویرانی ارگ، ضربهای دوگانه به فرهنگ و هنر ایران زد. گویی روح ارگ و روح آواز در یک لحظه از کالبد شهر خارج شدند. این پیوند تراژیک، سالگرد بم را به روزی فرهنگی-تاریخی و سوگوارانه تبدیل کرده است.
تاثیر اجتماعی مرگ هنرمند در فاجعه
مرگ چهرههای شناخته شده در بلایای طبیعی، باعث جلب توجه بیشتر افکار عمومی به عمق فاجعه میشود. نام ایرج بسطامی باعث شد تا زلزله بم ابعادی فراتر از آمار و ارقام پیدا کند و جنبهای عاطفی و هنری به خود بگیرد که در حافظه جمعی ایرانیان حک شده است.
گلپونهها؛ سرود ملی اندوه بم
تصنیف «گلپونهها» با شعر هما میرافشار و آهنگسازی حسین پرنیا، اگرچه پیش از زلزله ضبط شده بود، اما معنای واقعی خود را پس از فاجعه بم پیدا کرد. جملاتی چون «من ماندم و غم» و «در این دنیای تور در تو»، گویی پیشبینی سرنوشت تلخ خوانندهاش بود. این اثر اکنون موسیقی متن ۵ دی ماه است.
میراث فرهنگی بم پس از زلزله
پس از زلزله، تلاشهای بسیاری برای حفظ میراث موسیقی و فرهنگی بم انجام شد. برگزاری جشنوارههای موسیقی به یاد بسطامی و بازسازی مراکز فرهنگی، تلاشی برای نشان دادن این است که اگرچه صدا خاموش شد، اما راه هنر در این شهر زنده است و ادامه دارد.
سوالات متداول
ایرج بسطامی در چه تاریخی درگذشت؟
ایرج بسطامی در سحرگاه ۵ دی ماه، در جریان زلزله ویرانگر بم جان خود را از دست داد.
معروفترین آهنگ ایرج بسطامی چیست؟
تصنیف «گلپونهها» مشهورترین اثر اوست که به نماد غربت و اندوه او و زلزله بم تبدیل شد.
چرا ایرج بسطامی در تهران نبود؟
او با وجود فعالیت هنری در تهران، تعلق خاطر زیادی به زادگاهش و خانواده داشت و در زمان زلزله در خانه پدری در بم بود.
آیا ایرج بسطامی ازدواج کرده بود؟
خیر، ایرج بسطامی تا پایان عمر مجرد بود و سرپرستی خانواده برادر مرحومش را بر عهده داشت.
مزار ایرج بسطامی کجاست؟
مزار ایشان در گلزار شهدای شهر بم قرار دارد و هر ساله محل تجمع دوستداران هنر و مردم داغدار است.
سبک آوازی ایرج بسطامی چه بود؟
او از شاگردان محمدرضا شجریان بود و در سبک سنتی ایرانی با صدایی رسا و تحریرهای چپکوک فعالیت میکرد.
متن مناسب برای استوری سالگرد بسطامی چیست؟
استفاده از تکبیتهای آهنگ گلپونهها مثل «من ماندم و تنهایی و شب» همراه با عکس سیاه و سفید او.
ارتباط ارگ بم و ایرج بسطامی چیست؟
هر دو نمادهای شهر بم بودند (یکی معماری، یکی هنر) که در زلزله ۵ دی آسیب دیدند و در یادها ماندگار شدند.
آیا آثار دیگری از بسطامی وجود دارد؟
بله، آلبومهایی مثل «موسم گل»، «رقص آشوب» و «فسانه» از دیگر آثار ارزشمند او هستند.
چرا به بسطامی «صدای کویر» میگویند؟
به دلیل زادگاهش (بم/کرمان) و جنس صدایش که سوز و گداز و وسعت کویر را تداعی میکرد.