این نکات ریز تربیتی، مکتب انسانساز کریم اهل بیت را شکل میدهد.
بخشش و تربیت
شاهکار اخلاقی در برخورد با مرد شامی
یکی از معروفترین داستانهای زندگی امام حسن (ع)، ماجرای مرد شامی است. این شخص تحت تأثیر تبلیغات سوء معاویه، کینهی عمیقی از اهل بیت داشت. وقتی وارد مدینه شد و امام را دید، شروع به دشنامگویی کرد. یاران امام خواستند او را تنبیه کنند، اما امام مانع شدند. امام با چهرهای گشاده و پر از مهر به او نزدیک شدند و فرمودند: «به گمانم غریبی...». سپس او را به خانه دعوت کردند، لباس و غذا دادند و محبت کردند. مرد شامی با دیدن این حجم از بزرگواری، به گریه افتاد و گفت: «تا امروز دشمنترین مردم نزد من بودی و حالا محبوبترینی». این داستان قدرت «اخلاق» در تغییر قلبها را نشان میدهد.
آزادی کنیز برای یک شاخه گل
روزی یکی از کنیزان امام حسن (ع)، شاخه گلی خوشبو به ایشان هدیه داد. امام آن گل را گرفتند، بوییدند و فرمودند: «تو را در راه خدا آزاد کردم». اطرافیان با تعجب پرسیدند: «برای یک شاخه گل، او را آزاد کردید؟» امام پاسخ دادند: «خداوند ما را اینگونه تربیت کرده که پاسخ نیکی را با نیکی بهتر بدهیم (و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها)، و آزادی او بهتر از آن گل بود». این روایت نشاندهنده نگاه والای امام به کرامت انسانی و بهانهجویی ایشان برای بخشش است.
نامه نخوانده و حفظ آبروی سائل
نیازمندی نامهای نوشت و به دست امام داد تا حاجتش را بگوید. امام قبل از اینکه نامه را باز کنند و بخوانند، فرمودند: «حاجتت برآورده است، برو». شخصی پرسید: «ای فرزند رسول خدا، کاش نامه را میخواندید و میدیدید چه میخواهد، شاید خواسته غیرمعقولی داشت». امام فرمودند: «ترسیدم در مدتی که من نامه را میخوانم، او جلوی من بایستد و عرق شرم بریزد و خدا مرا به خاطر آن لحظه تحقیر او مواخذه کند». این داستان اوج ظرافت و حساسیت امام در حفظ عزت نفس فقرا را به تصویر میکشد.
غذا خوردن با سگ گرسنه
روزی امام در باغی مشغول غذا خوردن بودند. سگی گرسنه در آن نزدیکی بود. امام هر لقمهای که خود میخوردند، لقمهای هم جلوی سگ میانداختند. کسی گفت: «اجازه دهید این سگ مزاحم را دور کنم». امام فرمودند: «رهایش کن! من از خدا شرم دارم که جانداری (حتی سگ) به صورت من نگاه کند در حالی که من غذا میخورم و او گرسنه است». این رفتار، درس حمایت از حیوانات و وسعت مهربانی ولی خدا را به ما میآموزد.
بخشش تمام کفشها
نقل شده است که امام حسن (ع) در یکی از دفعاتی که اموالشان را تقسیم میکردند، حتی کفشهایشان را هم بخشیدند. در روایتی آمده فقیری کفش نداشت، امام کفش خود را درآوردند و به او دادند و خودشان پابرهنه مسیر را ادامه دادند. این نوع ایثار که انسان از ضروریات اولیه خود بگذرد، مصداق آیه «ویؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه» است. این داستانها باید الگوی عملی ما در کمک به همنوعان باشد.
سوالات متداول
داستان مرد شامی چه درسی به ما میدهد؟
درس مدارا با مخالف، کنترل خشم، و پاسخ بدی را با خوبی دادن برای جذب دلها.
چرا امام کنیز را برای یک گل آزاد کرد؟
برای عمل به دستور قرآن که نیکی را باید با نیکیِ بهتر پاسخ داد و نشان دادن ارزش کرامت انسانی.
چرا امام نامه فقیر را نخوانده حاجت دادند؟
برای اینکه حتی به اندازه چند دقیقه خواندن نامه، آبروی فقیر نرود و شرمنده نشود.
رفتار امام با حیوانات چگونه بود؟
بسیار مهربان؛ ایشان حتی غذای خود را با سگ گرسنه تقسیم میکردند و اجازه آزار حیوانات را نمیدادند.
آیا امام حسن (ع) فقط به فقرا کمک میکردند؟
خیر، ایشان به هر کسی که نیاز داشت، حتی اگر فقیر نبود اما در راه مانده بود یا بدهکار بود، کریمانه کمک میکردند.
بزرگترین بخشش مالی امام چه بود؟
سه بار تقسیم کل اموالشان با خدا (بخشیدن نصف دارایی) بزرگترین انفاق مالی ثبت شده در تاریخ است.
واکنش مروان حکم به اخلاق امام چه بود؟
او که دشمن سرسخت بود، در تشییع جنازه اعتراف کرد که صبر و بردباری حسن بن علی (ع) با کوهها برابری میکرد.
چرا امام طواف کعبه را قطع کردند؟
برای برآوردن حاجت یک مومن؛ فرمودند ثواب گرهگشایی از کار مردم از طواف مستحبی بیشتر است.
آیا این داستانها سند معتبر دارد؟
بله، این حکایات در کتب معتبر شیعه و سنی مثل بحارالانوار، مناقب ابن شهرآشوب و حتی کتب تاریخی اهل سنت نقل شده است.
پیام اصلی داستانهای کرامت امام حسن چیست؟
اینکه دینداری فقط نماز و روزه نیست، بلکه خدمت به خلق و گرهگشایی از کار مردم رکن اصلی بندگی است.