وقتی وارد خانه وحی شد، گفت: مرا فاطمه صدا نزنید، مبادا قلب حسن و حسین از شنیدن نام مادرشان بلرزد. این یعنی اوج ادب.
ادب امالبنین
2
ادب امالبنین (س) آنجا نمایان شد که به عباس آموخت: پسرم، حسین (ع) امام توست، او را برادر خطاب مکن، بگو سیدی و مولای.
ادب امالبنین
3
او کنیز نبود، اما کنیزی فرزندان زهرا (س) را افتخار خود میدانست و همین ادب، او را ملکه دلها کرد.
ادب امالبنین
4
امالبنین به ما یاد داد که شرط ورود به خیمه ولایت، ادب است. بی ادب، حتی اگر شجاع باشد، علمدار نمیشود.
ادب امالبنین
5
در لحظه خداحافظی، نگفت مراقب خودت باش پسرم، گفت: عباس جان، مبادا حسین تنها بماند و تو زنده باشی.
ادب امالبنین
6
ادب او در برابر زینب (س) دیدنی بود؛ وقتی زینب از کربلا برگشت، امالبنین خودش را کوچک کرد تا عقیله بنیهاشم بزرگ بماند.
ادب امالبنین
7
خدا به پاس ادبش، باب الحوائج را در دامان او پرورش داد. ادب عباس، آینه تربیت امالبنین است.
ادب امالبنین
8
او مادر بود، اما مادریاش را فدای کنیزی آل الله کرد. این کیمیای ادب است که مس وجود را طلا میکند.
ادب امالبنین
9
در بقیع، برای ۴ پسرش قبر نمادین ساخت، اما روضهاش فقط حسین (ع) بود. ادب یعنی محو شدن در امام.
ادب امالبنین
10
امالبنین نشان داد که ادب در برابر ولی خدا، انسان را به مقامی میرساند که مادر ماه میشود.
ادب امالبنین
وفاداری
1
وفای امالبنین به امیرالمؤمنین (ع) چنان بود که بعد از شهادت مولا، هرگز ازدواج نکرد و پای عهدش ماند.
وفاداری
2
وفاداری یعنی اینکه وقتی خبر شهادت بچههایت را میدهند، بگویی: فرزندانم فدای تار موی حسین.
وفاداری
3
او به عهدش با فاطمه زهرا (س) وفا کرد؛ قرار بود مادری کند برای یتیمان زهرا، و چه زیبا مادری کرد.
وفاداری
4
وفای او افسانه نیست؛ حقیقتی است که در رگهای عباس جاری شد و در شریعه فرات به اوج رسید.
وفاداری
5
امالبنین ماند تا پیامرسان کربلا در مدینه باشد. وفاداری او به قیام عاشورا، کمتر از حضور در میدان نبود.
وفاداری
6
او وفادارترین همسر و وفادارترین مادر بود، اما وفاداریاش به ولایت، بر همه نقشهایش سایه افکند.
وفاداری
7
تا آخرین لحظه عمر، اشک ریخت و وفاداریاش را با قطرههای اشک به تاریخ اثبات کرد.
وفاداری
8
وفای امالبنین به حسین (ع)، وفای یک پیرو به رهبر بود، نه صرفاً وفای یک نامادری به فرزند همسر.
وفاداری
9
تاریخ در برابر وفای این زن زانو میزند؛ زنی که همه هستیاش را داد تا وفای به عهد الهی را نشان دهد.
وفاداری
10
سلام بر تو ای بانوی وفادار، که نامت مترادف با ایستادگی پای حق است.
وفاداری
دلنوشته شاعرانه
1
بانو! کدام مکتب درس خوانده بودی که الفبای ادب را اینگونه زیبا هجی کردی؟
دلنوشته شاعرانه
2
تو آمدی تا جای خالی یاس را پر نکنی، بلکه دور بستر یادگاران یاس بگردی.
دلنوشته شاعرانه
3
ماه بنیهاشم، وامدار خورشید وجود توست. اگر عباس، عباس شد، چون مادری مثل تو داشت.
دلنوشته شاعرانه
4
ادب تو، آب را در شریعه شرمنده کرد. عباس به تو رفته بود که لب تشنه ماند اما آب نخورد.
دلنوشته شاعرانه
5
بقیع هنوز صدای نالههای با ادبت را میشنود که حتی در گریه هم حرمت نگه میداشتی.
دلنوشته شاعرانه
6
تو ثابت کردی که پیوند خونی شرط مادری نیست؛ پیوند قلبی و اعتقادی است که مادر میسازد.
دلنوشته شاعرانه
7
ای مادر ادب، دست ما بی ادبان را هم بگیر و به خیمه حسین (ع) برسان.
دلنوشته شاعرانه
8
وفای تو، مرزهای ایثار را جابجا کرد. تو همه چیز دادی و هیچ نخواستی جز سلامتی امام زمانت.
دلنوشته شاعرانه
9
نامت امالبنین است، اما باید تو را «امالادب» میخواندند.
دلنوشته شاعرانه
10
در کلاس درس تو، واژهها تعظیم میکنند: الف، دال، ب... ادب، یعنی امالبنین.
دلنوشته شاعرانه
جایگاه ادب در سیره حضرت امالبنین (س)
ادب حضرت امالبنین (س) در برابر خاندان پیامبر (ص) زبانزد خاص و عام است. ایشان از لحظه ورود به خانه امیرالمؤمنین (ع)، خود را خادم فرزندان حضرت زهرا (س) دانستند. این ادب و تواضع باعث شد تا محبت ایشان در دل اهل بیت جای گیرد و فرزندانی تربیت کنند که اسوه ادب در کربلا شدند، بهویژه حضرت عباس (ع) که تا لحظه شهادت، برادرش امام حسین (ع) را «سیدی» خطاب میکرد.
وفاداری کمنظیر امالبنین به عهد و پیمان
وفاداری حضرت امالبنین (س) تنها به همسرش محدود نمیشد؛ ایشان به آرمانهای ولایت وفادار ماندند. پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، با وجود جوانی، به احترام آن حضرت ازدواج نکردند و تمام عمر خود را وقف حفظ یاد و نام علی (ع) و فرزندانش کردند. این وفاداری در جریان کربلا با تقدیم ۴ فرزند به اوج خود رسید.
تربیت فاطمی در دامان امالبنین
حضرت امالبنین (س) اگرچه فرزندان خود را به دنیا آورد، اما آنان را با محبت و سیره حضرت زهرا (س) تربیت کرد. ایشان همواره به فرزندانش گوشزد میکردند که فرزندان فاطمه (س) بر شما برتری دارند و شما باید سپر بلای آنان باشید. نتیجه این تربیت، حماسهآفرینی قمر بنیهاشم و برادرانش در روز عاشورا بود.
نقش امالبنین در زنده نگه داشتن قیام عاشورا
پس از واقعه کربلا، حضرت امالبنین (س) با روشهای هنرمندانه و ادبی (مرثیهسرایی در بقیع)، اجازه ندادند کربلا فراموش شود. اشکهای ایشان و اشعاری که میخواندند، مجالس عزاداری سیاسی و عاطفی بود که مردم مدینه را علیه ظلم بنیامیه بیدار میکرد. وفاداری ایشان به حسین (ع) پس از شهادت نیز ادامه داشت.
امالبنین؛ الگوی ادب برای نسل امروز
در دنیای امروز که گاهی مرزهای احترام کمرنگ میشود، بازخوانی سیره حضرت امالبنین (س) ضروری است. ایشان نشان دادند که ادب در برابر بزرگان و ولی خدا، کلید سعادت و عاقبتبخیری است. جوانان با الگوگیری از ادب عباس (ع) که محصول تربیت امالبنین است، میتوانند مسیر کمال را طی کنند.
سوالات متداول
مهمترین ویژگی تربیتی حضرت امالبنین چه بود؟
تزریق روحیه ادب و ولایتمداری به فرزندان و تأکید بر برتری جایگاه فرزندان حضرت زهرا (س).
چرا حضرت امالبنین نام خود را تغییر داد؟
ایشان از امام علی (ع) خواستند او را فاطمه صدا نزنند تا خاطرات تلخ گذشته برای فرزندان حضرت زهرا تداعی نشود؛ این اوج ادب ایشان بود.
نشانه وفاداری امالبنین پس از شهادت امام علی (ع) چیست؟
ایشان تا پایان عمر به احترام امیرالمؤمنین ازدواج نکردند و وقف فرزندان آن حضرت شدند.
رابطه ادب حضرت عباس با تربیت مادرش چیست؟
حضرت عباس (ع) ادب بینظیر خود در برابر امام حسین (ع) را مستقیماً از مکتب تربیتی مادرش امالبنین آموخته بود.
آیا امالبنین (س) شاعر بودند؟
بله، ایشان از طبع شعری فصیحی برخوردار بودند و مراثی جانسوزی در رثای شهدای کربلا سرودهاند.
معنای لقب «امالبنین» چیست؟
یعنی مادر پسران. این لقب را امام علی (ع) به ایشان دادند و تفألی بود به اینکه ایشان صاحب پسران دلاوری خواهند شد.
چگونه میتوان ادب امالبنین را در زندگی پیاده کرد؟
با احترام به والدین، احترام به سادات و ذریه پیامبر، و اطاعت مودبانه از دستورات دین و ولایت.
واکنش امالبنین به بشیر چه نکتهای از ادب او را نشان میدهد؟
اینکه قبل از پرسیدن از فرزندان خودش، نگران و پیگیر حال امام حسین (ع) بود، نشاندهنده اولویت امام بر فرزند در نگاه اوست.
چرا توسل به امالبنین برای حوائج سخت توصیه شده؟
به دلیل آبروی عظیمی که ایشان نزد خدا به خاطر ایثار و ادبشان دارند، واسطه فیض الهی هستند.
آیا امالبنین وصیت خاصی داشتند؟
بزرگترین وصیت عملی ایشان به فرزندانش، حمایت و دست نکشیدن از یاری امام حسین (ع) بود.