یادم میآید اولین باری که پدرم مرا به سینما برد، یک سطل بزرگ پاپکورن برایم خرید که از سرم بزرگتر بود. هنوز فیلم شروع نشده بود که خواستم روی صندلی جابجا شوم و ناگهان... صدای ریختن هزاران دانه ذرت روی زمین سکوت سالن را شکست.
نوستالژی کودکی
2
آن زمانها صندلیهای سینما برای منِ بچه خیلی بزرگ بود و مدام جمع میشد. وسط یکی از همین جنگهای من و صندلی تاشو، ظرف پاپکورن قربانی شد و مثل باران روی سر نفر جلویی ریخت.
نوستالژی کودکی
3
خاطره اولین سینما رفتن من با بوی پاپکورن و صدای خرتخرت زیر کفشم گره خورده. وقتی پاپکورنم ریخت، انقدر خجالت کشیدم که تا آخر فیلم دستم را روی دهانم گذاشته بودم.
نوستالژی کودکی
4
هیچوقت یادم نمیرود، فیلم ترسناک بود و درست در لحظه جیغ زدن بازیگر، من از ترس پریدم و کل پاپکورنها به هوا پرتاب شد. انگار در سالن برف میبارید.
نوستالژی کودکی
5
اولین باری که با پول توجیبی خودم سینما رفتم، تمام پولم را دادم پاپکورن خریدم. وقتی ریخت، بیشتر از اینکه خجالت بکشم، دلم برای پولم سوخت و یواشکی از روی زمین جمعشان کردم!
نوستالژی کودکی
6
حس آن لحظهای که پا میگذاری روی پاپکورنهای ریخته شده و صدای شکستنشان میآید، هنوز زیر پایم است. سینماهای قدیمی همیشه کفشان فرش پاپکورن بود.
نوستالژی کودکی
7
یادش بخیر، با برادرم سر ظرف پاپکورن دعوا کردیم و نتیجهاش این شد که نه من خوردم نه او، همه نصیب مورچههای کف سینما شد.
نوستالژی کودکی
8
اولین قرار سینمایی با دوستان مدرسه: سعی کردم خیلی باکلاس باشم، اما وقتی خواستم پاپکورن تعارف کنم، دستم لرزید و همه را ریختم توی یقه دوستم.
نوستالژی کودکی
9
آن روزها ظرفهای پاپکورن مثل الان محکم نبود، پاکت کاغذی بود. ته پاکت من سوراخ شد و من مثل هانسل و گرتل ردی از پاپکورن تا صندلیام به جا گذاشتم.
نوستالژی کودکی
10
شیرینترین خاطرهام این است که وقتی پاپکورنم ریخت و گریه کردم، آقای بلیطفروش مهربان یکی دیگر برایم آورد. آن پاپکورن خوشمزهترین غذای عمرم بود.
نوستالژی کودکی
لحظات خجالتآور
1
تصور کنید سکوت مطلق حکمفرماست، قهرمان فیلم دارد میمیرد، و من دارم با پا سعی میکنم پاپکورنهای ریخته شده را زیر صندلی قایم کنم. صدای خشخشاش آبرویام را برد.
لحظات خجالتآور
2
بدترین جایش آنجا بود که پاپکورنهای من ریخت روی سر یک آقای کچل در ردیف جلو. برق کلهاش با دانههای سفید پاپکورن تزیین شده بود و من دلم میخواست زمین دهان باز کند.
لحظات خجالتآور
3
وقتی پاپکورن میریزد، فقط خود ریختنش نیست، بوی کرهاش کل فضا را پر میکند و همه برمیگردند نگاه میکنند که منبع بو کجاست.
لحظات خجالتآور
4
یک بار لیوان نوشابه را گذاشتم داخل ظرف پاپکورن تا راحتتر حمل کنم. نتیجه؟ یک سوپ سرد و گازدار از پاپکورن خیس که روی پایم ریخت.
لحظات خجالتآور
5
خجالتآورترین بخش ماجرا این بود که بعد از ریختن پاپکورن، در تاریکی کورمال کورمال دنبالشان میگشتم و اشتباهی دستم به کفش نفر بغلی خورد.
لحظات خجالتآور
6
صدای برخورد ظرف فلزی پاپکورن با کف سنگی سینما، هنوز در کابوسهایم تکرار میشود. مثل صدای ناقوس رسوایی بود.
لحظات خجالتآور
7
وقتی پاپکورن میریزد، آدم یک حس گناه عجیب پیدا میکند، انگار قوانین مقدس سینما را زیر پا گذاشته است.
لحظات خجالتآور
8
همه ما یک بار تجربه داریم که خواستیم پاپکورن را مثل بسکتبالیستها پرت کنیم توی دهانمان، ولی خورد به پیشانیمان و افتاد زیر صندلی.
لحظات خجالتآور
9
لحظهای که چراغها روشن میشود و تو میبینی دور تا دور صندلیات میدان مین پاپکورنی است و نظافتچی دارد چپچپ نگاهت میکند.
لحظات خجالتآور
10
به نظرم صداگیرترین کفپوش دنیا هم نمیتواند صدای قدم برداشتن روی پاپکورنهای ترد و تازه را خفه کند. همه میفهمند چه کردهای.
لحظات خجالتآور
خاطرات مشترک
1
انگار یک قانون نانوشته است که در اولین تجربه سینما، حتماً باید خوراکی بریزد تا رسماً سینمارو بشوی.
خاطرات مشترک
2
خاطره مشترک همه دهه شصتیها و هفتادیها: پاپکورنهای شور و پررنگی که توی پلاستیک فریزر میریختند و با خودمان میبردیم سینما.
خاطرات مشترک
3
لذت سینما رفتن به همان کثیفکاریهایش بود. دستهای چرب، لبهای شور و زمینی که پر از ذرت بود.
خاطرات مشترک
4
هنوز هم وقتی بوی پاپکورن میشنوم، یاد سینما آزادی/فرهنگ/هویزه میافتم و آن روزی که کل خوراکیهایمان پخش زمین شد.
خاطرات مشترک
5
تقسیم کردن دانههای سوخته و سفت پاپکورن با خواهر و برادر، وقتی دانههای پفکرده تمام شده بود، خودش یک خاطره است.
خاطرات مشترک
6
یادش بخیر، سعی میکردیم پاپکورن را بدون صدا بجویم ولی صدای فکمان از بلندگوهای سینما هم بلندتر بود.
خاطرات مشترک
7
خنده ریزریز وقتی دوستت ظرف پاپکورن را چپه میکند، از کمدیترین فیلمهای تاریخ سینما هم خندهدارتر است.
خاطرات مشترک
8
آن لحظهای که دستت میخورد به دست کسی که دوستش داری داخل ظرف پاپکورن... کلاسیکترین صحنه عاشقانه نوجوانی.
خاطرات مشترک
9
همیشه یک نفر در جمع بود که وظیفه داشت ظرف پاپکورن را نگه دارد و معمولاً همان نفر همکسی بود که آن را میریخت.
خاطرات مشترک
10
سینما رفتنهای دسته جمعی و مسابقه اینکه چه کسی میتواند پاپکورن بیشتری در دهانش جا دهد.
خاطرات مشترک
درسهای زندگی
1
از آن روز یاد گرفتم که در زندگی هم مثل سینما، وقتی چیزی از دستت میریزد، نباید فیلم اصلی را به خاطرش از دست بدهی.
درسهای زندگی
2
ریختن پاپکورن به من یاد داد که شادیهای کوچک شکننده هستند، باید دو دستی مراقبشان بود.
درسهای زندگی
3
درس مهم: هرگز ظرف پاپکورن را به دست بچهای که هیجانزده است ندهید، مگر اینکه بخواهید باران ذرت را تجربه کنید.
درسهای زندگی
4
یاد گرفتم که خجالت کشیدن موقتی است، اما خاطره خندهدارش تا ابد باقی میماند.
درسهای زندگی
5
گاهی وقتها باید بیخیال تمیزی و پرستیژ شد و فقط از لحظه و فیلم و طعم شور زندگی لذت برد.
درسهای زندگی
6
پاپکورن ریخته شده برنمیگردد، درست مثل زمان. پس غصه نخور و بقیه فیلم را ببین.
درسهای زندگی
7
زندگی مثل ظرف پاپکورن است، پر از دانههای سفید و گاهی چند دانه سوخته. باید سوا کرد و لذت برد.
درسهای زندگی
8
مسئولیتپذیری را وقتی یاد گرفتم که مجبور شدم بعد از فیلم بمانم و گندکاریام را جمع کنم.
درسهای زندگی
9
فهمیدم که تقسیم کردن پاپکورن با دیگران، لذتش بیشتر از خوردن تنهایی است، حتی اگر سهمت کم شود.
درسهای زندگی
10
سینما به من آموخت که تاریکی همیشه ترسناک نیست، گاهی پوششی است برای خطاهای کوچک ما.
درسهای زندگی
نوستالژی پاپکورن و سینما در ایران
برای بسیاری از ایرانیها، سینما رفتن در دهههای گذشته با بوی پاپکورن (یا همان چسفیل سابق!) و ساندویچهای کالباس پیچیده در کاغذ کاهی گره خورده است. آن زمانها بستهبندیهای شیک امروزی نبود، اما طعم و مزه آن خوراکیها در کنار فیلمهای روی پرده، خاطراتی را ساخت که هنوز هم با یادآوریشان لبخند میزنیم. خاطره ریختن پاپکورن در تاریکی سینما، یک تجربه مشترک و شیرین بین نسلهاست.
چرا خاطرات کودکی با حواس پنجگانه ثبت میشوند؟
روانشناسان معتقدند خاطراتی که با بو و طعم همراه هستند، ماندگارترین خاطراتاند. بوی خاص پاپکورن و صدای ترد جویدن آن، مغز را شرطی میکند. به همین دلیل است که حتی سالها بعد، با استشمام بوی ذرت بوداده، ناخودآگاه به یاد اولین باری میافتیم که دست پدر یا مادرمان را گرفتیم و وارد سالن تاریک و جادویی سینما شدیم.
فرهنگ سینما رفتن و خوراکیهایش
در فرهنگ ایرانی، سینما رفتن فقط دیدن فیلم نیست، بلکه یک آیین اجتماعی است. بخش مهمی از این آیین، خریدن تنقلات است. صف بوفه سینما گاهی شلوغتر از صف بلیط است! ریختن پاپکورن، گم کردن بلیط، و پیدا کردن صندلی در تاریکی، همگی بخشی از این نمایش جذاب هستند که بیرون از پرده نقرهای اتفاق میافتد.
تکامل ظرفهای پاپکورن
از پاکتهای کاغذی قهوهای که زود پاره میشدند تا سطلهای مقوایی و فلزی امروزی با طرح فیلمها، ظرف پاپکورن هم مسیر طولانی را طی کرده است. این تغییرات شاید احتمال ریختن را کمتر کرده باشد، اما هنوز هم هیجان فیلم یا یک لحظه غفلت کافیست تا کف سالن فرش سفید شود. روز جهانی پاپکورن فرصتی است برای مرور این تغییرات.
درسهایی از یک ظرف ریخته شده
شاید عجیب به نظر برسد، اما ریختن پاپکورن در کودکی اولین درسهای مواجهه با بحران را به ما داد! یاد گرفتیم خجالت را مدیریت کنیم، به دیگران احترام بگذاریم (با تمیز کردن یا عذرخواهی) و از همه مهمتر، یاد گرفتیم که نباید به خاطر یک اشتباه کوچک، لذت کل تجربه (فیلم) را خراب کنیم.
سوالات متداول
چرا قدیم به پاپکورن چیز دیگری میگفتند؟
نام قدیمی «چسفیل» در واقع تحریف شده برند انگلیسی «Chesterfield» است که اولین بار پاپکورن را وارد ایران کرد.
چطور لکه چربی پاپکورن را از لباس پاک کنیم؟
استفاده از پودر بچه یا نشاسته ذرت برای جذب چربی و سپس شستن با مایع ظرفشویی موثر است.
آیا هنوز هم در سینماها پاپکورن میفروشند؟
بله، پاپکورن همچنان محبوبترین و پرفروشترین خوراکی در سینماهای سراسر ایران و جهان است.
بهترین خاطره سینمایی با پاپکورن چیست؟
بسیاری از مردم لحظات خندهدار ریختن پاپکورن یا تقسیم آن با دوستان را بهترین خاطره میدانند.
چرا در سینما پاپکورن میخوریم؟
چون خوردن آن راحت است، نیاز به قاشق و چنگال ندارد و در تاریکی بدون نگاه کردن میتوان آن را خورد.
روز جهانی پاپکورن چه روزی است؟
19 ژانویه هر سال به عنوان روز جهانی پاپکورن جشن گرفته میشود.
آیا ظرف پاپکورن قابل بازیافت است؟
بستگی به جنس آن دارد. سطلهای مقوایی اگر خیلی چرب نباشند قابل بازیافت هستند، اما روکشهای پلاستیکی مشکلسازند.
فیلم ترسناک و پاپکورن چه رابطهای دارند؟
خوردن پاپکورن در فیلم ترسناک به کاهش استرس کمک میکند و یک واکنش عصبی برای تخلیه هیجان است.
گرانترین پاپکورن سینما کجاست؟
قیمتها متفاوت است، اما معمولاً سینماهای لوکس (VIP) پاپکورنهای گرانقیمت با طعمهای خاص سرو میکنند.
چه نوشیدنی با پاپکورن میچسبد؟
نوشابه گازدار کلاسیکترین همراه پاپکورن است، اما آبمیوه و دوغ هم طرفداران خود را دارند.