امام حسن (ع) به برادرش وصیت کرد: مرا کنار جدم پیامبر (ص) دفن کن تا با او تجدید عهد کنم.
وصیت امام
2
اما فرمود: اگر زنی جلوگیری کرد، تو را به خدا و خون جدم قسم میدهم که خونریزی نکنید.
وصیت امام
3
امام میدانست که کینهها باز سر باز میکند، حتی بعد از مرگ.
وصیت امام
4
فرمود: مرا به بقیع ببرید، کنار مادربزرگم فاطمه بنت اسد.
وصیت امام
5
این وصیت نشان از مظلومیت امامی دارد که حتی اختیار قبر خود را ندارد.
وصیت امام
تشییع جنازه
1
تابوت کریم اهل بیت روی دوش بنیهاشم قرار گرفت.
تشییع جنازه
2
حسین (ع)، ابوالفضل (ع)، علی اکبر (ع) و قاسم (ع) زیر تابوت بودند.
تشییع جنازه
3
چه تشییع باشکوهی بود، تمام مدینه برای وداع آمده بودند.
تشییع جنازه
4
میخواستند بدن را برای طواف به سمت روضه نبوی ببرند.
تشییع جنازه
5
ناگهان فتنهگران راه را بستند...
تشییع جنازه
6
آن زن سوار بر قاطر آمد و فریاد زد: اجازه نمیدهم کسی را که دوست ندارم در خانه من دفن کنید.
تشییع جنازه
7
جنازهای که باید گلباران میشد، هدف تیرهای کینه قرار گرفت.
تشییع جنازه
باران تیر
1
کمانداران کمین کرده بودند، به دستور مروان و آن زن.
باران تیر
2
فریاد زدند: حسن را بزنید...
باران تیر
3
تیرها رها شد... خدایا چه میبینم؟ تابوت و بدن به هم دوخته شد.
باران تیر
4
نوشتهاند هفتاد تیر به بدن مطهر اصابت کرد.
باران تیر
5
این تیرها فقط به چوب تابوت نخورد، جگر زینب (س) را سوراخ کرد.
باران تیر
6
عباس (ع) دست به قبضه شمشیر برد، رگهای غیرتش متورم شد.
باران تیر
7
اگر نگاه حسین (ع) نبود، عباس (ع) مدینه را کن فیکون میکرد.
باران تیر
8
امام حسین (ع) دست برادر را گرفت و فرمود: برادر، وصیت حسن را فراموش نکن، باید صبر کنیم.
باران تیر
9
تابوت را برگرداندند... خون از تابوت میچکید.
باران تیر
خاکسپاری در بقیع
1
بدن تیرآگین را به بقیع بردند.
خاکسپاری در بقیع
2
حسین (ع) تیرها را یکییکی بیرون میکشید، انگار جان خودش را بیرون میکشید.
خاکسپاری در بقیع
3
گفتند حسین (ع) در کربلا تیر از بدن علی اصغر کشید، اما اینجا تیر از بدن برادر.
خاکسپاری در بقیع
4
بدن را در قبر گذاشت، اما چه بدنی؟ پاره پاره و مسموم.
خاکسپاری در بقیع
5
زینب (س) از دور نگاه میکرد و یاد پیراهن خونی میافتاد.
خاکسپاری در بقیع
6
قاسم (ع) میلرزید، عباس (ع) دندان به هم میسایید.
خاکسپاری در بقیع
7
خاک ریختند روی بدن خورشید، و مدینه تاریک شد.
خاکسپاری در بقیع
8
غریبانه دفن شد، بدون گنبد، بدون چراغ، بدون سایبان.
خاکسپاری در بقیع
گریز به کربلا
1
یا امام حسن، تابوت شما تیرباران شد، اما بدنتان داخل تابوت بود.
گریز به کربلا
2
کربلا چه کردند؟ بدن حسین (ع) روی خاک داغ، بدون تابوت...
گریز به کربلا
3
اینجا تیرها به تابوت خورد، اما کربلا تیرها مستقیماً به قلب و گلو خورد.
گریز به کربلا
4
اینجا عباس (ع) زنده بود و دفاع میکرد، اما کربلا زینب (س) تنها بود.
گریز به کربلا
5
یا امام حسن، شما را تشییع کردند، اما بدن حسین (ع) را زیر سم اسبها...
گریز به کربلا
6
لایوم کیومک یا اباعبدالله.
گریز به کربلا
7
مدینه تیر زدند، کربلا سنگ و نیزه زدند.
گریز به کربلا
8
هر دو برادر غریبند، اما امان از غربت گودال.
گریز به کربلا
دعا
1
خدایا به حق غربت امام حسن (ع)، دلهای ما را از کینه پاک کن.
دعا
2
خدایا زیارت بقیع و کربلا را روزی ما بگردان.
دعا
3
لعنت خدا بر کسانی که حرمت جنازه پسر پیامبر را نگه نداشتند.
دعا
4
خدایا ظهور منتقم آل محمد را برسان تا انتقام سیلی مادر و تیرباران تابوت را بگیرد.
دعا
5
ما را از شیعیان واقعی حسنین (ع) قرار ده.
دعا
وصیت امام حسن (ع) و پیشبینی فتنه
امام حسن مجتبی (ع) که علم لدنی داشتند، میدانستند که دشمنان حتی به جنازه ایشان رحم نخواهند کرد. ایشان در وصیت خود به امام حسین (ع) فرمودند: «مرا برای تجدید عهد کنار قبر جدم پیامبر ببرید، اگر مانع شدند، راضی نیستم حتی به اندازه ریخته شدن خون حجامت، خونی ریخته شود و مرا به بقیع ببرید». این وصیت اوج صلحطلبی و دوراندیشی امام را نشان میدهد که نمیخواستند بهانه به دست دشمنان بدهند تا حرمت حرم پیامبر شکسته شود.
فتنه عایشه و مروان
هنگامی که کاروان تشییع به سمت حرم پیامبر حرکت کرد، مروان حکم و عایشه (سوار بر قاطر) راه را بستند. بهانه آنها این بود که خانه پیامبر ارث است و اجازه نمیدهیم کسی در آن دفن شود (در حالی که قبلاً ابوبکر و عمر در آنجا دفن شده بودند). فریادهای تحریکآمیز و کینههای جنگ جمل، باعث شد فضا متشنج شود. مورخان نوشتهاند که عایشه گفت: «کسی را که دوست ندارم به خانه من راه ندهید».
تیرباران تابوت؛ جنایت بیسابقه
فاجعهبارترین بخش تشییع جنازه، دستور تیراندازی به سمت تابوت بود. بنیامیه که کینه دیرینهای از بنیهاشم داشتند، کمانداران را مستقر کرده بودند. با اشاره فتنه گران، باران تیر بر تابوت بارید. شیخ عباس قمی در منتهیالآمال مینویسد که هنگام دفن، هفتاد تیر از بدن و تابوت بیرون کشیدند. این جسارت به بدن ولی خدا، در تاریخ اسلام بیسابقه بود و دل اهل بیت را خون کرد.
صبر حسینی و خشم عباسی
در این واقعه، حضرت عباس (ع) که جوان و غیور بود، دست به قبضه شمشیر برد تا پاسخ دندانشکنی به هتاکان بدهد. اما امام حسین (ع) دست برادر را گرفتند و وصیت امام حسن (ع) را یادآوری کردند. این صحنه، تمرین اطاعتپذیری قمر بنیهاشم از امام زمانش بود. صبر امام حسین (ع) در آن لحظه، کمتر از صبرشان در عاشورا نبود، زیرا دیدن تیرباران شدن جنازه برادر و سکوت کردن، جگری سوخته میخواهد.
مقایسه تشییع مدینه و کربلا
روضهخوانان معمولاً بین این واقعه و کربلا مقایسه میکنند. در مدینه، بدن امام تیرباران شد اما سر از تن جدا نشد و تابوت وجود داشت. اما در کربلا، بدن امام حسین (ع) نه تنها تیرباران شد، بلکه زیر سم اسبها رفت و سرش بر نیزه شد. امام حسن (ع) فرمود: «لا یوم کیومک یا اباعبدالله» (هیچ روزی مثل روز تو نیست)، که اشاره به همین تفاوت مصیبتهاست.
سوالات متداول
وصیت امام حسن (ع) برای محل دفن چه بود؟
اول کنار پیامبر (ص) برای تجدید عهد، و اگر مانع شدند، در قبرستان بقیع کنار جدهاش فاطمه بنت اسد.
چه کسانی مانع دفن امام کنار پیامبر شدند؟
عایشه (همسر پیامبر) به تحریک مروان بن حکم و بنیامیه.
آیا جنگی در تشییع جنازه رخ داد؟
نزدیک بود جنگ شود و بنیهواشم شمشیر کشیدند، اما امام حسین (ع) طبق وصیت برادر مانع شدند و صبر کردند.
چند تیر به تابوت اصابت کرد؟
در منابع تاریخی مشهور مثل منتهیالآمال، عدد هفتاد تیر ذکر شده است که به بدن و تابوت رسید.
واکنش حضرت عباس (ع) چه بود؟
ایشان بسیار خشمگین شدند و میخواستند حمله کنند، اما به دستور امام حسین (ع) صبر کردند.
چرا بنیامیه این کار را کردند؟
به دلیل کینههای قدیمی از جنگهای صدر اسلام و حسادت به جایگاه اهل بیت پیامبر.
آیا امام حسن (ع) در خانه پیامبر دفن شد؟
خیر، پس از تیرباران، بدن مطهر را به بقیع بردند و آنجا دفن کردند.
معنی «تیرباران تابوت» چیست؟
یعنی حجم تیرها آنقدر زیاد بود که تابوت و بدن به هم دوخته شد، جنایتی که حرمت میت و معصوم را شکست.
این واقعه در چه سالی رخ داد؟
سال ۵۰ هجری قمری.
درس این روضه چیست؟
مظلومیت دائمی حق، کینهتوزی دشمنان حتی با جنازه، و اهمیت اطاعت از دستور امام (صبر در جای خود).