زایندهرود من! کی دوباره زنده میشوی؟ بستر خشک تو، ترکهای قلب ماست.
غمنامه زایندهرود
2
اصفهان بی زایندهرود، چون تنی بی جان است. خدایا، نفسهای این شهر را بازگردان.
غمنامه زایندهرود
3
سی و سه پل نشسته به سوگ، خواجو زانو زده در غم... آب کجاست تا بشوید غبار این اندوه را؟
غمنامه زایندهرود
4
یادش بخیر صدای خروش آب در پایههای پل؛ حالا سکوت است و خاکی که بر باد میرود.
غمنامه زایندهرود
5
کاش باران ببارد، کاش تدبیری شود، کاش دوباره رودمان، «زاینده» شود نه «مرده» رود.
غمنامه زایندهرود
6
پرندهها دیگر نمیخوانند، چون آیینهی آب شکست. زایندهرود، چشمانتظار مرهمی از جنس آب است.
غمنامه زایندهرود
7
خشکی تو، تنها خشکی یک رود نیست؛ خشکی خاطرات کودکی ماست که در کنار تو قد کشیدیم.
غمنامه زایندهرود
8
هر بار که به بستر خشک تو مینگرم، شعری در گلویم بغض میشود.
غمنامه زایندهرود
9
زایندهرود، ای رگ حیاتی که خشکیدی، دعا میکنیم دوباره خون در رگهایت جاری شود.
غمنامه زایندهرود
10
به امید روزی که دوباره عکس گنبدهای فیروزهای در زلالی آبت برقصد.
غمنامه زایندهرود
مرثیه دریاچه ارومیه
1
ارومیه، نگین فیروزهای ایران، چرا چنین رنگ باختهای؟ نمکهایت زخم ما را میسوزاند.
مرثیه دریاچه ارومیه
2
فلامینگوها رفتند، آرتمیاها مردند، و ما ماندیم و حسرت دریایی که موج میزد.
مرثیه دریاچه ارومیه
3
دریاچه ارومیه، عروس ایران، حالا در لباس سپید نمک، به خوابی تلخ فرو رفته است.
مرثیه دریاچه ارومیه
4
خشکی تو طوفان نمک است بر چشمهای نگران آذربایجان و ایران.
مرثیه دریاچه ارومیه
5
کاش اشکهای ما آب میشد و بر بستر تشنهات جاری میگشت، ای دریاچه تنها.
مرثیه دریاچه ارومیه
6
چیستانی شدهای پر از درد؛ آبی که بود و اکنون سرابی از نمک است.
مرثیه دریاچه ارومیه
7
نجات تو، نجات زندگی است. نگذاریم ارومیه قصهای در کتابهای تاریخ شود.
مرثیه دریاچه ارومیه
8
غروبهایت هنوز زیباست، اما غمی سنگین بر افقات نشسته. ارومیه جان، طاقت بیاور.
مرثیه دریاچه ارومیه
9
قلب ایران برای تو میتپد، ای دریاچهی تشنه. مباد آن روز که محو شوی.
مرثیه دریاچه ارومیه
10
سرخی آبت نه از شادی، که از خون دل است. خدایا بارانی فرست.
مرثیه دریاچه ارومیه
حسرت و نوستالژی
1
یاد آن روزها که آب تا زانویمان بود و خنده تا آسمان میرفت...
حسرت و نوستالژی
2
آلبومهای عکس را ورق میزنم؛ همهجا آب بود و آبادانی. حالا چه ماند جز آه؟
حسرت و نوستالژی
3
پدربزرگ میگفت: آب مهریه است، برکت است. ما با امانت پدربزرگ چه کردیم؟
حسرت و نوستالژی
4
قایقهای به گل نشسته، غمگینترین مجسمههای شهرند.
حسرت و نوستالژی
5
دلم برای صدای موج، برای خنکای نسیم روی آب، برای زندگی لک زده است.
حسرت و نوستالژی
6
چه زود دیر شد... انگار همین دیروز بود که رودخانه سخاوتمندانه میبخشید.
حسرت و نوستالژی
7
خشکسالی، دزد خاطرات ما شد.
حسرت و نوستالژی
8
نسل بعد از ما، آیا باور میکند اینجا روزی دریاچهای مواج بوده است؟
حسرت و نوستالژی
9
ما بدهکاریم؛ به طبیعتی که مادرانه بخشید و ما فرزندان ناخلف بودیم.
حسرت و نوستالژی
10
هویت ما با این آبها گره خورده؛ هویتمان را زنده نگه داریم.
حسرت و نوستالژی
امید و دعا
1
هنوز امید هست، اگر ما بخواهیم، اگر خدا بخواهد. دعا کنیم برای باران رحمت.
امید و دعا
2
خدایا، به حرمت لبهای تشنه زمین، درهای رحمتت را بگشا.
امید و دعا
3
دستهایمان به سوی آسمان است و چشمهایمان به زمین تشنه؛ بارالها سیرابمان کن.
امید و دعا
4
شاید توبه زمین است این تشنگی؛ بیایید با طبیعت آشتی کنیم تا آشتی کند.
امید و دعا
5
همت ملی و دعا، تنها راه نجات است. ناامید نمیشویم.
امید و دعا
6
نماز باران بخوانیم، شاید آسمان دلش به رحم آید و بغضش بترکد.
امید و دعا
7
ایران من، دوباره سبز خواهی شد. دوباره رودهایت خروشان و دریاچههایت نیلگون میشوند.
امید و دعا
8
زمستان میرود و روسیاهی به ذغال میماند؛ بهارِ آبها خواهد آمد.
امید و دعا
9
با قطره قطره صرفهجویی، جانی دوباره به رگهای خشک زمین بدمیم.
امید و دعا
10
خدایا، این سرزمین را از خشکسالی و دروغ محفوظ بدار.
امید و دعا
درد دل با طبیعت
1
زمین عزیز، ما را ببخش که قدردان نبودیم.
درد دل با طبیعت
2
ای رود، صدای نالهات را شنیدیم و شرمساریم.
درد دل با طبیعت
3
طبیعت صبور، انتقام نگیر؛ ما آموختیم که بی تو هیچیم.
درد دل با طبیعت
4
آب، ای مسافر قهر کرده، به خانه برگرد.
درد دل با طبیعت
5
درختان خشکیده، شاهدان خاموش بیمهری ما هستند.
درد دل با طبیعت
6
خاک تشنه، فریاد میزند و ما گوشهایمان سنگین شده.
درد دل با طبیعت
7
آسمان، چرا بخیل شدهای؟ زمین سوخت.
درد دل با طبیعت
8
ای ابرهای گذران، دمی درنگ کنید و ببارید بر این کویر تشنه.
درد دل با طبیعت
9
ماهیهای مرده، نفرین نمیکنند، فقط میپرسند چرا؟
درد دل با طبیعت
10
ما عهد میبندیم: اگر بازگردی، نگهبانت باشیم.
درد دل با طبیعت
بحران آب و خشکی تالابهای ایران
خشک شدن زایندهرود و وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه، تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه یک تراژدی ملی و فرهنگی است. این منابع آبی قرنهاست که مایه حیات، تمدن و الهامبخش هنر و ادبیات در فلات ایران بودهاند. از دست دادن آنها خسارتی جبرانناپذیر به اکوسیستم و روحیه ملی وارد میکند.
دلایل خشکی زایندهرود و ارومیه
ترکیبی از تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی، مدیریت ناکارآمد منابع آب، برداشتهای بیرویه کشاورزی و توسعه ناپایدار، منجر به وضعیت فعلی شده است. خشکسالیهای پیاپی فشار را بر این حوضههای آبریز دوچندان کرده و لزوم بازنگری جدی در سیاستهای آبی را یادآور میشود.
تبعات زیستمحیطی و اجتماعی
خشک شدن بستر رودخانهها و دریاچهها باعث وقوع طوفانهای نمکی و گرد و غبار، از بین رفتن زیستگاه پرندگان مهاجر و گونههای جانوری، نشست زمین و آسیب به کشاورزی منطقه میشود. افسردگی اجتماعی و از بین رفتن جاذبههای گردشگری نیز از دیگر پیامدهای تلخ این واقعه است.
نقش مردم در احیا
اگرچه مدیریت کلان آب بر عهده مسئولین است، اما مردم نیز با صرفهجویی در مصرف آب شرب و کشاورزی، و مطالبهگری آگاهانه و دلسوزانه میتوانند در روند احیا موثر باشند. هر قطره آبی که ذخیره شود، میتواند به طول عمر این میراثهای طبیعی بیافزاید.
روز جهانی آب؛ فرصتی برای اندیشه
22 مارس تلنگری است تا به یاد آوریم ایران کشوری در کمربند خشک جهان است. سوگواری برای زایندهرود و ارومیه کافی نیست؛ باید فرهنگ سازگاری با کمآبی را بیاموزیم و برای نجات باقیماندهی جان طبیعت ایران متحد شویم.
سوالات متداول
چرا زایندهرود خشک شده است؟
به دلیل کاهش بارشها، بارگذاری بیش از حد بر روی رودخانه، انتقال آب و برداشتهای زیاد برای کشاورزی و صنعت.
آیا دریاچه ارومیه کامل خشک شده؟
وضعیت آن بسیار بحرانی است و بخش بزرگی از آن خشک شده، اما تلاشها برای احیای آن با فراز و نشیب ادامه دارد.
آیا امکان احیای دوباره وجود دارد؟
کارشناسان معتقدند با مدیریت صحیح، اصلاح الگوی کشت و بارشهای مناسب، امکان احیای نسبی وجود دارد، اما زمانبر است.
تبعات طوفان نمک چیست؟
نمکهای بستر خشک دریاچه با باد بلند شده و بر روی مزارع و شهرهای اطراف مینشینند که باعث بیماری تنفسی و نابودی کشاورزی میشود.
چه کاری از دست ما برمیآید؟
صرفهجویی در مصرف آب، افزایش آگاهی عمومی، و حمایت از کمپینهای محیط زیستی.
آیا زایندهرود فصلی شده است؟
متاسفانه در سالهای اخیر جریان دائمی آب قطع شده و رودخانه تنها در مقاطع کوتاهی از سال بازگشایی میشود.
پرندگان مهاجر دریاچه ارومیه چه شدند؟
با خشک شدن زیستگاه و شور شدن بیش از حد آب، بسیاری از پرندگان مانند فلامینگوها دیگر به این منطقه نمیآیند یا میمیرند.
نشست زمین در اصفهان چه ربطی به زایندهرود دارد؟
خشکی رودخانه و برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی باعث خالی شدن لایههای زیرین خاک و فرونشست زمین شده که خطری جدی برای بناهای تاریخی است.
شعار برای نجات زایندهرود چیست؟
«زایندهرود را زنده میخواهیم» و «آب حق زمین است» از شعارهای مردمی است.
بهترین دعا برای خشکسالی چیست؟
دعای باران (استسقاء) و دعای نوزدهم صحیفه سجادیه که برای طلب باران است.