خاطرات همسران شهدای مدافع حرم در وفات حضرت زینب 1405

15 رجب

خاطرات وداع

1

یادم هست روزی که می خواست برود، گفتم: بچه ها چه می شوند؟ گفت: بچه های من فدای بچه های حسین (ع). امروز وفات حضرت زینب است و من می فهمم چه معامله ای کرد.

خاطرات وداع
2

آخرین بار که زنگ زد، گفت: خانم! اینجا خیلی بوی حضرت زینب می آید. اگر برنگشتم، بدان که خانم مرا خریده است.

خاطرات وداع
3

ساکش را که می بستم، گفتم: قول بده سالم برگردی. خندید و گفت: قول می دهم طوری برگردم که حضرت زینب راضی باشد. و بی سر برگشت...

خاطرات وداع
4

شب وفات حضرت زینب بود، گفت: دلم طاقت نمی آورد حرم عمه جان در خطر باشد. رفت و ۳ روز بعد خبر شهادتش آمد.

خاطرات وداع
5

بهش گفتم: من طاقت دوری ندارم. گفت: همسر شهید شدن صبر زینبی می خواهد، تمرین کن. حالا هر روز با یاد زینب (س) تمرین صبر می کنم.

خاطرات وداع

روایت صبر زینبی

1

وقتی خبر شهادتش را آوردند، خواستم جیغ بزنم، اما یاد روضه های شام افتادم. گفتم: یا زینب، به آبروی تو صبر می کنم تا دشمن شاد نشود.

روایت صبر زینبی
2

همسران شهدا به من می گفتند: گریه کن سبک شوی. گفتم: گریه هایم را نگه داشته ام برای خلوت، در جمع باید مثل زینب (س) محکم باشم.

روایت صبر زینبی
3

بچه ام که سراغ بابا را می گیرد، می برمش حرم، می گویم بابا رفته پیش فرشته ها، پیش حضرت زینب. اینطوری آرام می شود.

روایت صبر زینبی
4

زندگی بدون او سخت است، خیلی سخت. اما وقتی فکر می کنم او فدایی زینب (س) شده، دلم آرام می گیرد. معامله پرسودی بود.

روایت صبر زینبی
5

گاهی که کم می آورم، رو به قبله می نشینم و می گویم: خانم جان! شما چطور آن همه داغ را تحمل کردی؟ یک ذره از صبرت را به من بده.

روایت صبر زینبی

خواب و رویا

1

دیشب خوابش را دیدم. در یک باغ بزرگ بود. گفتم کجایی؟ گفت: مهمان سفره حضرت زینبیم. نگران نباش، اینجا خیلی خوش می گذرد.

خواب و رویا
2

خواب دیدم دارد گنبد حرم را تمیز می کند. لبخند می زد و می گفت: دیدی بالاخره خادم خانم شدم؟

خواب و رویا
3

یک بار به خوابم آمد و گفت: همسرم، گریه نکن. هر قطره اشک تو اینجا مروارید می شود، اما حضرت زینب دوست دارد تو قوی باشی.

خواب و رویا
4

دیدم لباس رزم پوشیده و پشت سر یک بانوی نورانی راه می رود. پرسیدم ایشان کیست؟ گفت: عمه جان زینب است، داریم می رویم زیارت ارباب.

خواب و رویا
5

شب وفات حضرت زینب خواب دیدم یک چادر سبز به من هدیه داد و گفت: این امانت زینب است، مراقبش باش.

خواب و رویا

نامه ای به شهید

1

عزیز دلم، امروز وفات حضرت زینب است. یادش بخیر چقدر برای این روز برنامه داشتی. جایت در هیئت خالیست.

نامه ای به شهید
2

همسفر بهشتی ام! خیالت راحت، بچه ها را همانطور که خواستی زینبی تربیت می کنم.

نامه ای به شهید
3

اینجا همه از تو می گویند، از غیرتت. اما من دلم برای مهربانی هایت تنگ شده. دعا کن زودتر به تو ملحق شوم.

نامه ای به شهید
4

می دانی؟ از وقتی رفتی، حضرت زینب (س) هوای ما را خیلی دارد. احساس تنهایی نمی کنم.

نامه ای به شهید
5

قرارمان یادت نرود. دم در بهشت منتظرم باش، همانطور که قول دادی.

نامه ای به شهید

روایت های کوتاه

1

شهیدی که در وصیت نامه اش نوشت: همسرم، اگر شهید شدم، در وفات حضرت زینب سیاه نپوش، چون من به آرزویم رسیدم.

روایت های کوتاه
2

خاطره همسر شهید سیاهکالی: گفتم پاییز فصل رفتن نیست، گفت فصل دفاع از حرم فصل ندارد.

روایت های کوتاه
3

روایت همسر شهید صدرزاده: مصطفی همیشه می گفت دوست دارم روز وفات حضرت زینب، شهادتم امضا شود.

روایت های کوتاه
4

همسر شهید بلباسی: وقتی پیکرش برگشت، گفتم خدایا شکرت که پیش حضرت زینب روسفید شدم.

روایت های کوتاه
5

خاطره مشترک همه همسران: دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی... که فقط با یاد زینب (س) درمان می شود.

روایت های کوتاه

همسران شهدا: زینب های زمانه

در ادبیات مقاومت، همسران شهدای مدافع حرم را «زینب های زمان» می نامند. این تشبیه اغراق نیست؛ زیرا آنها جوانان خود را راهی میدان کردند و پس از شهادت، بار سنگین تربیت فرزندان و حفظ آبروی شهید را به دوش کشیدند. بازخوانی خاطرات آنها در روز وفات حضرت زینب (س)، نشان می دهد که سیره عقیله بنی هاشم یک افسانه دست نیافتنی نیست، بلکه الگویی زنده و قابل تکرار است.

نقش صبر و رضایت در خاطرات

نقطه مشترک تمام خاطرات همسران شهدا، «رضایت» است. آنها با وجود عشق عمیق زمینی، به خاطر عشق آسمانی (دفاع از حرم)، راضی به رفتن همسرانشان شدند. این همان درس «ما رأیت الا جمیلا» است. روایت این رضایت مندی، فضای یأس و ناامیدی را از جامعه دور می کند و روحیه ایثار را تزریق می نماید.

سبک زندگی شهدایی

خاطرات همسران شهدا حاوی نکات ظریف سبک زندگی اسلامی است: ساده زیستی، احترام متقابل، توجه به معنویات و تربیت دینی فرزندان. در روز وفات حضرت زینب (س)، انتشار این خاطرات به مخاطب می آموزد که چگونه می توان در دل زندگی مدرن امروزی، «شهیدانه» زندگی کرد تا «شهیدانه» مرد.

تسکین دل های شکسته

خواندن این خاطرات برای کسانی که عزیزی را از دست داده اند یا دچار مشکلات خانوادگی هستند، بسیار الهام بخش و تسکین دهنده است. وقتی می بینند یک زن جوان با چند فرزند کوچک، چگونه با تکیه بر حضرت زینب (س) کوه مشکلات را جابجا می کند، انگیزه پیدا می کنند تا در برابر سختی های خودشان صبور باشند.

ادبیات پایداری زنانه

این خاطرات ژانر جدیدی در ادبیات پایداری ایجاد کرده اند که «روایت زنانه از جنگ» است. حضرت زینب (س) بنیانگذار این ژانر بود که روایت کربلا را زنانه و عاطفی، اما حماسی بیان کرد. همسران مدافع حرم، راویان صادق و امانت دار این مکتب در قرن ۲۱ هستند.

سوالات متداول

چرا خاطرات همسران شهدا در وفات حضرت زینب خواندنی است؟
چون تجلی عملی صبر زینبی در عصر حاضر است و نشان می دهد راه حضرت زینب ادامه دارد.
مهم ترین درسی که همسران شهدا از حضرت زینب گرفتند چیست؟
حفظ عزت و اقتدار در اوج مصیبت و اینکه اجازه ندادند دشمن اشک ضعف آنها را ببیند.
کتاب معروف خاطرات همسران مدافع حرم کدام است؟
کتاب هایی مثل «یادت باشد» (شهید سیاهکالی)، «قصه دلبری» (شهید محمدخانی) و «نیمه پنهان ماه» بسیار پرفروش هستند.
آیا حضرت زینب به همسران شهدا نظر خاصی دارند؟
قطعاً؛ آرامش عجیب و صبر این بانوان پس از شهادت همسرانشان، نشان دهنده عنایت ویژه حضرت زینب است.
چگونه می توانیم این خاطرات را منتشر کنیم؟
با ساخت استوری، پادکست و اشتراک گذاری متن های کوتاه در شبکه های اجتماعی در روز ۱۵ رجب.
موضوع مشترک وصیت شهدا به همسرانشان چیست؟
صبر زینبی، تربیت ولایی فرزندان و حفظ حجاب (چادر).
آیا این خاطرات غمگین است یا حماسی؟
تلفیقی از هر دو؛ غمِ فراق با حماسهِ افتخار آمیخته شده که حال و هوای روضه های زینب را دارد.
تاثیر این خاطرات بر دختران جوان چیست؟
الگوی واقعی از عشق پاک و زندگی هدفمند به آنها می دهد که فراتر از عشق های سطحی امروزی است.
جمله معروف همسر شهید حججی چه بود؟
«سرت را داد تا روسری نرود»؛ که پیوند مستقیم با آرمان حضرت زینب دارد.
چرا همسران شهدا سیاه نمی پوشند؟ (در برخی موارد)
برخی بنا به وصیت شهید یا برای نشان دادن شادی روح شهید، در مراسمات لباس تیره نمی پوشند، البته در عزای اهل بیت سیاه می پوشند.
WordAbyss - خاطرات همسران شهدای مدافع حرم در وفات حضرت زینب (س) | روایت های 15 رجب 1405