گفت ما را هفت وادی در ره است / چون گذشتی هفت وادی، درگه است
هفت وادی عشق
2
وادی اول: طلب\nچون فرو آیی به وادی طلب / پیشت آید هر زمانی صد تعب
هفت وادی عشق
3
وادی دوم: عشق\nبعد از این وادی عشق آید پدید / غرق آتش شد کسی کانجا رسید
هفت وادی عشق
4
وادی سوم: معرفت\nبعد از آن بنمایدت پیش نظر / معرفت را وادیی بی پا و سر
هفت وادی عشق
5
وادی چهارم: استغنا\nبعد از این وادی استغنا بود / نه درو دعوی و نه معنی بود
هفت وادی عشق
6
وادی پنجم: توحید\nبعد از این وادی توحید آیدت / منزل تفرید و تجرید آیدت
هفت وادی عشق
7
وادی ششم: حیرت\nبعد از این وادی حیرت آیدت / کار دایم درد و حسرت آیدت
هفت وادی عشق
8
وادی هفتم: فقر و فنا\nبعد از این وادی فقر است و فنا / کی بود اینجا سخن گفتن روا
هفت وادی عشق
داستان سیمرغ
1
چون نگه کردند آن سی مرغ زود / بی شک این سی مرغ، آن سیمرغ بود
داستان سیمرغ
2
خویش را دیدند سی مرغ تمام / بود خود سیمرغ، سی مرغ تمام
داستان سیمرغ
3
چون سوی سیمرغ کردندی نگاه / بود این سیمرغ، این کاین جایگاه
داستان سیمرغ
4
ور به سوی خویش کردندی نظر / بود این سیمرغ ایشان آن دگر
داستان سیمرغ
5
ور نظر در هر دو کردندی به هم / هر دو یک سیمرغ بودی، بیش و کم
داستان سیمرغ
6
این همه سرگشتگی بر ما چراست؟ / این چنین معدوم بودن از کجاست؟
داستان سیمرغ
7
نیستید ایشان، شما آیینه اید / آن جمال و حسن را گنجینه اید
داستان سیمرغ
تک بیت های ناب
1
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت
تک بیت های ناب
2
جان که او دنباله دروغ است / نیست او را از حقیقت فروغ
تک بیت های ناب
3
هر که شد در وادی حیرت اسیر / هر نفس اینجا کشد صد تیر
تک بیت های ناب
4
گر تو هستی مردِ راه و مردِ کار / ورنه رو در کارِ خود گیر و کنار
تک بیت های ناب
5
چون دلت شد واقف اسرارِ او / خویشتن را گم کن اندر کارِ او
تک بیت های ناب
6
هر که در دریایِ عشق افتاده است / هر چه دارد پاک بر باد داده است
تک بیت های ناب
7
عشق را دردی بباید دردناک / ورنه از خامی نیاید کار پاک
تک بیت های ناب
مناجات نامه (آغاز منطق الطیر)
1
آفرین جان آفرین پاک را / آن که جان بخشید و ایمان خاک را
مناجات نامه (آغاز منطق الطیر)
2
عرش را بر آب بنیاد او نهاد / خاکیان را عمر بر باد او نهاد
مناجات نامه (آغاز منطق الطیر)
3
آسمان را در زبردستی بداشت / خاک را در غایت پستی بداشت
مناجات نامه (آغاز منطق الطیر)
4
آن یکی را وین یکی را باز کرد / کارهایی کان نکرد آغاز کرد
مناجات نامه (آغاز منطق الطیر)
5
خاک را گل کرد و گل را ساخت دل / ار چه گل میدید، دل میدید گل
مناجات نامه (آغاز منطق الطیر)
ساختار هفت وادی منطقالطیر
منطقالطیر عطار بر پایه سفر پرندگان شکل گرفته که نمادی از سفر سالک به سوی حق است. این سفر شامل هفت مرحله یا «وادی» است. ۱. **طلب**: خواستن و جستجو برای حقیقت. ۲. **عشق**: سوختن در آتش محبت معشوق. ۳. **معرفت**: شناخت و آگاهی نسبت به مسیر. ۴. **استغنا**: بینیازی از دنیا و مافیها. ۵. **توحید**: دیدن یکی در همه و همه در یکی. ۶. **حیرت**: سرگردانی در عظمت معشوق. ۷. **فقر و فنا**: نیستی کامل و حل شدن در وجود حق. این مراحل نقشه راه عرفان ایرانی است.
راز سیمرغ و سیمرغ
اوج شاهکار عطار در پایان داستان است، جایی که بازی زبانی و مفهومی «سیمرغ» (پرنده افسانهای) و «سی مرغ» (تعداد پرندگان باقیمانده) رخ میدهد. پرندگان وقتی به پیشگاه سیمرغ میرسند، درمییابند که آنچه سالها به دنبالش بودند، در درون خودشان بوده است. این پیام وحدت وجود (Unity of Being) است؛ اینکه خدا جدا از مخلوقات نیست و با پاک کردن آینه دل، میتوان عکس رخ یار را در آن دید.
شخصیت هدهد
در منطقالطیر، هدهد (شانه به سر) نقش پیر و مرشد را دارد. او تنها کسی است که راه را میشناسد و سیمرغ را دیده است. هدهد با پاسخ دادن به بهانههای پرندگان دیگر (بلبل، طوطی، طاووس و...) آنها را قانع میکند که از دلبستگیهای کوچک خود دست بکشند و راهی سفر بزرگ شوند. هدهد نماد انسان کامل یا پیامبری است که وظیفه هدایت خلق را بر عهده دارد.
بهانههای پرندگان
عطار با ظرافت روانشناختی، عذر و بهانههای هر پرنده را بیان میکند. بلبل به عشق گل راضی است (عشق زمینی)، طاووس بهشت را میخواهد (طمع پاداش)، طوطی جانش را دوست دارد (ترس از مرگ) و... . این پرندگان نماد تیپهای مختلف انسانی هستند که هر کدام به دلیلی از سلوک و رسیدن به حقیقت باز میمانند.
پیام نهایی برای انسان امروز
منطقالطیر تنها یک داستان قدیمی نیست. پیام آن برای انسان مدرن، رهایی از «منیت» و «خودخواهی» است. عطار میگوید تا زمانی که انسان اسیر خودبینی است، نمیتواند حقیقت را ببیند. سفر سیمرغ، دعوت به شکستن قفسهای ذهنی و مادی و پرواز به سوی آزادی و یگانگی است.
سوالات متداول
هفت وادی عشق به ترتیب کدامند؟
طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا.
بیت معروف «تو پای به راه در نه...» از کیست؟
این بیت از عطار نیشابوری در کتاب تذکرة الاولیا (در برخی نسخ) یا منطقالطیر ذکر شده و به معنای توکل و شروع عملی مسیر است.
معنی سیمرغ در پایان داستان چیست؟
سیمرغ نماد حقیقت نهایی و خداوند است که پرندگان درمییابند این حقیقت در اتحاد و پاکی خودشان نهفته است (وحدت در کثرت).
نقش هدهد در داستان چیست؟
هدهد راهنما، رهبر و مرشد پرندگان است که آنها را بیدار میکند و در مسیر هدایت مینماید.
چرا پرندگان دیگر ابتدا نیامدند؟
هر کدام دلبستگی خاصی داشتند؛ یکی به زیبایی، یکی به قدرت، یکی به آب و دانه و... که مانع حرکتشان میشد.
منطقالطیر یعنی چه؟
یعنی «زبان پرندگان» یا «گفتگوی پرندگان». این نام برگرفته از قرآن کریم (داستان حضرت سلیمان) است.
مشهورترین داستان فرعی منطقالطیر چیست؟
داستان «شیخ صنعان و دختر ترسا» که روایتی تکاندهنده از عشق و گذشتن از آبرو برای رسیدن به حقیقت است.
آیا منطقالطیر را میتوان برای کودکان خواند؟
بله، داستان کلی سفر پرندگان ساده و جذاب است و نسخههای بازنویسی شده برای کودکان وجود دارد.
پیام وادی استغنا چیست؟
اینکه سالک باید از همه چیز بینیاز باشد و بداند که بود و نبود دنیا در برابر حق یکسان است.
تفاوت منطقالطیر با مثنوی معنوی چیست؟
منطقالطیر یک داستان پیوسته با ساختار سفر است، اما مثنوی مجموعهای از داستانهای تودرتو است؛ هرچند هر دو مفاهیم عرفانی مشترکی دارند.