داستان‌هایی از مصائب حضرت سکینه در مسیر شام تا کربلا 1405

20 صفر

شب یازدهم

1

اولین مصیبت، غروب عاشورا بود. سکینه (س) روایت می‌کند: پدرم را دیدم که کشته شده و خیمه‌ها می‌سوزد.

شب یازدهم
2

دشمن به سمت ما حمله کرد تا گوشواره‌ها را بکشد. او می‌گوید: بانویی بودم که چادرم را کشیدند...

شب یازدهم
3

آن شب در بیابان تاریک، سکینه (س) مسئول جمع کردن کودکان پراکنده شده بود، در حالی که خود نیاز به پناه داشت.

شب یازدهم
4

خواب آن شب، کابوس نبود، بیداری در میان وحشت بود. سر پدر بر نیزه و بدن‌ها روی خاک.

شب یازدهم
5

سکینه (س) می‌گوید: آن شب صدای ناله مادرم رباب برای علی اصغر، بند دلم را پاره می‌کرد.

شب یازدهم

مسیر کوفه

1

وقتی شترها را بدون محمل آوردند، سکینه (س) دید که باید بر شتر برهنه سوار شود، سخت‌ترین لحظه برای دخترِ عزیزِ حسین.

مسیر کوفه
2

در مسیر کوفه، مردم نان و خرما می‌آوردند. سکینه (س) فریاد زد: صدقه بر ما اهل بیت حرام است.

مسیر کوفه
3

او نان‌ها را از دست بچه‌ها می‌گرفت و به زمین می‌ریخت تا عزت نفس علوی را حفظ کند.

مسیر کوفه
4

دیدن سر پدر بر نیزه جلوی محمل، داغی بود که هر لحظه تازه می‌شد.

مسیر کوفه
5

روایت شده که باد می‌وزید و موهای سر مبارک را تکان می‌داد، و سکینه (س) با دیدن این صحنه جان می‌داد.

مسیر کوفه

مجلس ابن زیاد

1

در کوفه، وقتی وارد کاخ شدند، سکینه (س) پشت عمه‌اش زینب (س) پنهان شد تا نامحرمان او را نبینند.

مجلس ابن زیاد
2

ابن زیاد ملعون با چوب خیزران به لب‌های پدر می‌زد، و صدای ناله سکینه (س) در کاخ پیچید.

مجلس ابن زیاد
3

او شاهد بود که چگونه عمه‌اش زینب (س) با خطبه‌ای آتشین، غرور ابن زیاد را شکست.

مجلس ابن زیاد
4

زندان کوفه، اولین تجربه حبس برای دختری بود که در آغوش امام بزرگ شده بود.

مجلس ابن زیاد

مسیر شام

1

در راه شام، سختی‌ها صدچندان شد. هوا سرد بود و لباس‌ها پاره.

مسیر شام
2

نقل شده که در جایی حضرت سکینه (س) از شتر افتاد و کاروان متوجه نشد، تا اینکه امام سجاد (ع) یا حضرت زینب (س) متوجه غیبت او شدند.

مسیر شام
3

شمر و زجر ملعون، هرگاه کودکان گریه می‌کردند، با تازیانه آرامشان می‌کردند. سکینه (س) سپر بلای کودکان کوچکتر بود.

مسیر شام
4

در یکی از منزلگاه‌ها، سر مبارک امام آیه قرآن خواند و سکینه (س) اولین کسی بود که صدا زد: این صدای پدرم است.

مسیر شام
5

توهین‌های مردم شام که شهر را آذین بسته بودند و رقص و پایکوبی می‌کردند، نمک بر زخم قلب سکینه بود.

مسیر شام

مجلس یزید و خرابه

1

در مجلس یزید، مردی شامی به سکینه (س) اشاره کرد و از یزید خواست او را به کنیزی ببرد.

مجلس یزید و خرابه
2

حضرت زینب (س) فریاد زد: ساکت شو! این دختر حسین است، کسی جرأت جسارت به او را ندارد.

مجلس یزید و خرابه
3

سکینه (س) لرزید و به عمه پناه برد، اما عزت خود را حفظ کرد.

مجلس یزید و خرابه
4

در خرابه شام، او شاهد جان دادن خواهرش رقیه (س) بود. او بود که سر بابا را جلوی رقیه گذاشت.

مجلس یزید و خرابه
5

غسل دادن بدن کوچک رقیه با دستان بسته و کبود، خاطره‌ای بود که تا ابد قلب سکینه را سوزاند.

مجلس یزید و خرابه
6

هنگام بازگشت، او با پیراهنی سیاه و دلی خونین، اما سربلند از اینکه پیام پدر را رسانده، شام را ترک کرد.

مجلس یزید و خرابه

روایت مصائب از زبان شاهد عینی

داستان‌های مصائب حضرت سکینه (س)، روایت‌های دست اول از فاجعه کربلا و اسارت است. ایشان به عنوان دختری که در سن درک و تشخیص (تمیز) بوده، جزئیاتی را نقل کرده‌اند که عمق شقاوت دشمن و اوج مظلومیت اهل بیت را نشان می‌دهد. این داستان‌ها صرفاً برای گریستن نیست، بلکه اسنادی تاریخی هستند که جنایات بنی‌امیه را افشا می‌کنند. از غارت خیمه‌ها تا جسارت‌های مجلس یزید، همگی در حافظه تاریخ توسط ایشان ثبت شده است.

عزت نفس در اوج گرسنگی

یکی از تکان‌دهنده‌ترین داستان‌ها، واکنش حضرت سکینه (س) و حضرت زینب (س) به صدقه‌های مردم کوفه است. با وجود اینکه کودکان به شدت گرسنه بودند، حضرت سکینه با تاسی به تربیت پدر، نان‌ها و خرماها را از دست کودکان می‌گرفت و می‌فرمود: «صدقه بر ما حرام است». این رفتار درس بزرگی از عزت نفس و کرامت انسانی است؛ اینکه حتی در سخت‌ترین شرایط، نباید اصول و ارزش‌ها را زیر پا گذاشت.

ماجرای درخواست کنیزی و دفاع زینب (س)

خطرناک‌ترین لحظه برای حضرت سکینه در مجلس یزید رخ داد، زمانی که مردی سرخ‌رو به ایشان اشاره کرد و درخواست کنیزی نمود. وحشت آن لحظه برای یک دختر آزاده قابل توصیف نیست. اما واکنش قاطع حضرت زینب (س) که فرمودند «خدا چنین حقی به تو نداده»، نشان‌دهنده حمایت قاطع و نقش محافظتی عمه سادات است. این داستان نشان می‌دهد که ناموس اهل بیت خط قرمز الهی بوده و خدا خود حافظ آنان است.

سختی‌های فیزیکی مسیر شام

مسیر طولانی و کویری بین کوفه و شام، با شترهای بی‌جهاز و غل و زنجیر، فشاری طاقت‌فرسا بر جسم حضرت سکینه وارد کرد. داستان‌هایی از افتادن کودکان از شترها، زخم شدن پاها و کبودی بدن‌ها در اثر تازیانه، واقعیت‌های تلخ این سفر هستند. حضرت سکینه در تمام این مسیر، علاوه بر تحمل درد خود، نگران وضعیت برادر بیمارشان امام سجاد (ع) و کودکان خردسال بودند.

نقش در شهادت حضرت رقیه (س)

در داستان شهادت حضرت رقیه (س) در خرابه شام، حضرت سکینه نقشی کلیدی دارد. او خواهر بزرگتر و سنگ صبور رقیه بود. وقتی رقیه بی‌تابی می‌کرد، سکینه سعی در آرام کردن او داشت. لحظه‌ای که سر بریده را آوردند، سکینه شاهد بود که چگونه خواهرش با دیدن سر جان داد. غسل و دفن شبانه رقیه در خرابه، زخمی ابدی بر روح سکینه گذاشت که در بازگشت به کربلا و اربعین، دوباره سر باز کرد.

سوالات متداول

آیا داستان افتادن حضرت سکینه از شتر واقعیت دارد؟
در برخی مقاتل نقل شده است که در مسیر شام، کودکی از شتر افتاد و کاروان مدتی بعد متوجه شد، که برخی آن را به سکینه (س) نسبت می‌دهند.
ماجرای مرد شامی و حضرت سکینه چه بود؟
در مجلس یزید، مردی شامی به یزید گفت این دختر را به من ببخش (برای کنیزی). حضرت زینب (س) به شدت برخورد کرد و فرمود چنین چیزی محال است.
حضرت سکینه در کوفه چه کرد؟
ایشان تلاش می‌کردند با پوشاندن صورت خود از دید نامحرمان و رد کردن صدقه‌ها، شان اهل بیت را حفظ کنند.
آیا ایشان در شام خطبه خواندند؟
خطبه‌های اصلی توسط امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) خوانده شد، اما حضرت سکینه نیز با سخنان کوتاه و اعتراضات خود افشاگری می‌کردند.
رفتار حضرت سکینه با کودکان دیگر چگونه بود؟
ایشان مانند مادری دلسوز (با وجود سن کم) مراقب کودکان بودند و سعی می‌کردند در برابر تازیانه‌ها از آن‌ها محافظت کنند.
سخت‌ترین مصیبت حضرت سکینه چه بود؟
خود ایشان فرمودند: سخت‌ترین لحظه، دیدن سر پدرم بر بالای نیزه بود در حالی که لب‌هایش قرآن می‌خواند.
آیا حضرت سکینه مجروح شدند؟
بله، آثار کبودی تازیانه و طناب بر بدن ایشان تا پایان عمر باقی ماند.
در خرابه شام وضعیت چگونه بود؟
بسیار اسفبار؛ بدون سقف، روی خاک سرد، با لباس‌های پاره و گرسنگی شدید که نهایتاً منجر به شهادت رقیه (س) شد.
آیا ایشان هنگام شهادت رقیه (س) حضور داشتند؟
بله، ایشان در کنار خواهرشان بودند و لحظه جان دادن او را دیدند.
چرا مردم شام جشن گرفته بودند؟
چون تبلیغات یزید به آن‌ها گفته بود که گروهی خارجی (شورشی) شکست خورده‌اند، اما اهل بیت حقیقت را روشن کردند.
WordAbyss - داستان‌های مصائب حضرت سکینه (س) | از شام تا کربلا 1405