دلنوشته حسرت حضور در غار حرا و لحظه نزول وحی 1404

27 رجب

آرزوی حضور

1

کاش من هم در غار حرا بودم نه به عنوان یک انسان بلکه حتی به اندازه ذره غباری بر روی عبای محمد تا عطر جبرئیل را استشمام میکردم

آرزوی حضور
2

چقدر دلم میخواست آن شب آنجا بودم و میدیدم چگونه تاریکی مطلق با نوری سبز و ملکوتی در هم شکست

آرزوی حضور
3

کاش میتوانستم در آن لحظه مقدس که جهان لرزید من هم در گوشه ای از غار زانو میزدم و مبهوت تماشا میشدم

آرزوی حضور
4

آرزو دارم که ای کاش یکی از سنگ ریزه های کف غار بودم تا گرمای پیشانی ات را در سجده های طولانی حس میکردم

آرزوی حضور
5

کاش آنجا بودم تا وقتی از شدت هیبت وحی میلرزیدی خودم را سپر بلای تو میکردم ای رسول مهربانی

آرزوی حضور
6

دلم پر میکشد برای آن سکوت آن تنهایی و آن لحظه ای که خدا سکوت را شکست کاش من هم شنونده آن صدا بودم

آرزوی حضور
7

کاش پرنده ای بودم که آن شب بر لبه صخره های کوه نور نشسته بود و اولین شاهد بعثت میشد

آرزوی حضور
8

حسرت آن شب تا ابد بر دل عاشقان مانده است شبی که زمین به آسمان وصل شد و ما نبودیم

آرزوی حضور
9

کاش بودم و میدیدم که چگونه در یک لحظه مردی امین به رسولی امین تبدیل شد

آرزوی حضور
10

چه سعادتی داشتند سنگ ها و صخره های حرا که شاهد عاشقانه ترین گفتگوی تاریخ بودند و من نیستم

آرزوی حضور

نجوا با پیامبر

1

یا رسول الله کاش بودم و خاک پایت را توتیا میکردم در آن لحظه که از کوه سرازیر شدی

نجوا با پیامبر
2

آقا جان تنهایی ات در حرا آتش به جانم میزند کاش بودم تا مونس تنهایی هایت میشدم

نجوا با پیامبر
3

ای کاش میتوانستم عرق شرم و هیبت را از پیشانی مبارکت پاک کنم آنگاه که گفتی ما انا بقاری

نجوا با پیامبر
4

دلم میخواهد به آن شب سفر کنم و در گوشه ای کز کنم و فقط به چهره نورانی ات خیره شوم

نجوا با پیامبر
5

یا محمد کاش در آن لحظه که جبرئیل فشارت داد تا بخوانی من فدایی راهت میشدم

نجوا با پیامبر

تخیل عاشقانه

1

چشمانم را میبندم و خودم را در حرا میبینم بوی عطر سیب می آید و نوری که چشم را میزند

تخیل عاشقانه
2

انگار صدای بال ملائک را میشنوم که فوج فوج به سمت دهانه غار سرازیر میشوند کاش رویا نبود

تخیل عاشقانه
3

در خیالم آنجا نشسته ام و میبینم که چگونه ستارگان به تو تعظیم میکنند

تخیل عاشقانه
4

حس میکنم دیوارهای غار دارند ذکر میگویند و من هم با آنها هم نوا شده ام

تخیل عاشقانه
5

کاش تاریخ به عقب برمیگشت و من انتخاب میشدم تا خادم خلوتگه تو باشم

تخیل عاشقانه

دعا و تمنا

1

خدایا حالا که جسمم در حرا نبود روحم را هر شب به طواف آن کوه نورانی بفرست

دعا و تمنا
2

پروردگارا حسرت دیدن آن لحظه را با دیدار مهدی موعود در دلم جبران کن

دعا و تمنا
3

الهی به حق آن لحظه ناب ما را از پیروان راستین آن وحی قرار ده

دعا و تمنا
4

خدایا آن لرزش مقدس را که بر جان پیامبر انداختی بر جان های خفته ما نیز بینداز

دعا و تمنا
5

ای کاش روزی برسد که در همان غار رو به قبله بایستم و دو رکعت نماز عشق بخوانم

دعا و تمنا

گفتگو با غار حرا

1

ای غار حرا تو خوشبخت ترین مکان روی زمینی چون رازدارترین سنگ صبور خدایی

گفتگو با غار حرا
2

خوش به حالت ای کوه نور که بار سنگین وحی را تحمل کردی و متلاشی نشدی

گفتگو با غار حرا
3

ای سنگ های سیاه مکه بگویید آن شب چه دیدید که اینگونه تا ابد سیاه پوش شدید

گفتگو با غار حرا
4

آهای پرندگان کوه نور برایم تعریف کنید آن شب بر پیامبر چه گذشت

گفتگو با غار حرا
5

ای باد که در شکاف کوه میپیچی بوی پیراهن او را برای من بیاور

گفتگو با غار حرا

اهمیت معنوی آرزوی حضور در حرا

آرزوی حضور در غار حرا در لحظه بعثت نشان دهنده اوج ارادت و عشق مومن به ساحت مقدس پیامبر اعظم است. این حسرت مقدس نوعی اتصال روحی با مبدا وحی ایجاد میکند. وقتی انسان آرزو میکند کاش در کنار ولی خدا بود یعنی آمادگی دارد تا در مسیر اهداف او گام بردارد همانطور که در زیارت عاشورا میگوییم یا لیتنی کنت معکم.

حرا؛ مهبط وحی و خلوتگه راز

غار حرا تنها یک مکان جغرافیایی نیست بلکه محرابی است که در آن تاریخ بشریت ورق خورد. مومنان با تخیل آن فضا و آرزوی بودن در آنجا در واقع به دنبال درک عمیق تر از حقیقت اسلام هستند. فضایی که در آن زمین و آسمان یکی شدند و انسان شایستگی هم کلامی با خدا را پیدا کرد.

ارتباط قلبی با لحظه اقرأ

لحظه نزول آیه اقرأ حساس ترین لحظه تاریخ است. آرزوی درک این لحظه یعنی آرزوی درک حقیقت علم و آگاهی. کسانی که دلنوشته هایی با مضمون کاش من هم بودم مینویسند در واقع تشنه دریافت نور هدایت بی واسطه هستند و میخواهند از سرچشمه زلال نبوت سیراب شوند.

نقش تخیل در ادبیات آیینی

در ادبیات مذهبی تخیل فعال ابزاری برای سفر در زمان است. نویسنده با پرواز دادن روح خود به کوه نور و غار حرا خواننده را نیز با خود همراه میکند. این همذات پنداری با محیط وحی باعث تلطیف قلوب و افزایش محبت نسبت به پیامبر و رنج هایی که ایشان کشیده اند میشود.

پاسخ به این حسرت با عمل به قرآن

اگرچه جسم ما در قرن ها بعد از مبعث زندگی میکند و توفیق حضور فیزیکی در حرا را نداشته ایم اما حقیقت آن وحی یعنی قرآن کریم در دست ماست. بهترین راه برای تسکین این حسرت عاشقانه عمل کردن به دستورات همان کتابی است که در آن شب مقدس نازل شد.

سوالات متداول

چرا مومنان آرزوی حضور در زمان پیامبر را دارند؟
زیرا دیدار چهره ملکوتی پیامبر و شنیدن صدای وحی بی واسطه بالاترین لذت معنوی است و انسان را در مسیر کمال سرعت میبخشد
آیا زیارت غار حرا ثواب دارد؟
بله بالا رفتن از کوه نور و نماز خواندن در غار حرا که محل عبادت پیامبر بوده مستحب موکد است و یادآور خاطرات بعثت است
چگونه میتوانیم امروز حال و هوای حرا را درک کنیم؟
با خلوت کردن با خدا در دل شب (تهجد) و تفکر در آیات قرآن میتوانیم شمه ای از آن حال و هوای معنوی را تجربه کنیم
معنی تحنث که پیامبر در حرا انجام میدادند چیست؟
تحنث به معنای کناره گیری از بت پرستی و گناه و پرداختن به عبادت خالصانه و تفکر در تنهایی است
آیا دیگران هم میتوانستند جبرئیل را ببینند اگر آنجا بودند؟
معمولا فرشتگان وحی فقط بر پیامبران نازل میشوند اما گاهی به اذن خدا برخی اولیای خاص مانند حضرت علی (ع) نیز نور یا صدای وحی را درک میکردند
بهترین دعا هنگام یادآوری غار حرا چیست؟
صلوات بر محمد و آل محمد و درخواست توفیق برای ادامه دادن راه ایشان
چرا پیامبر غار حرا را انتخاب کردند؟
به دلیل دوری از هیاهوی شهر و بت های کعبه ارتفاع مناسب برای تسلط بر شهر و سکوت عمیقی که برای تفکر لازم بود
آیا حسرت خوردن بر نبودن در زمان معصومین اجر دارد؟
بله نیت مومن خیر از عمل اوست و اگر کسی صادقانه آرزو کند که کاش بود و یاری میکرد در ثواب یاران ایشان شریک است
ارتفاع غار حرا چقدر است؟
کوه نور حدود ۲۰۰ متر ارتفاع دارد و رسیدن به غار حدود یک ساعت پیاده روی کوهستانی نیاز دارد
چه درسی از تنهایی پیامبر در حرا میگیریم؟
اینکه برای ساختن جامعه و تغییر جهان ابتدا باید خودسازی کرد و مدتی را در خلوت با خدا گذراند
WordAbyss - متن و دلنوشته کاش من هم در غار حرا بودم ویژه مبعث 1404