سفره افطار جمع و، دیده خونبار است باز / موسمِ هجرانِ یار و، وقتِ دیدار است باز
کلاسیک
2
دیگر از «ربّنا»یِ شجریان خبری نیست که نیست / گوشِ جان منتظرِ، نغمه تار است باز
کلاسیک
3
خالی است جایِ سحر، جایِ دعایِ سحری / دلِ ما تنگِ همان، حال و قرار است باز
کلاسیک
4
یادِ آن چایِ زغالی و پنیر و خرما / یادِ آن نانِ سنگک، که به بار است باز
کلاسیک
5
رفت ماهی که در آن، خاک طلا میگردید / حیف و صد حیف که پایانِ بهار است باز
کلاسیک
6
سفرهای بود پر از نور و صفا و برکت / جمع شد سفره و دل، زار و نزار است باز
کلاسیک
7
گرچه عید است و خوشیم از اثرِ طاعتِ دوست / لیک در سینهی ما، گرد و غبار است باز
کلاسیک
8
کاش میماند همین حالِ خوشِ نیمه شبان / که دلِ خسته ما، امیدوار است باز
کلاسیک
نو (سپید)
1
سفرهها جمع شد / کاسههای شلهزرد، خالی ماندند / و خرماهای سیاه / در حسرتِ لبهای روزهدار خشکیدند / دیگر صدای کتری سحر نمیآید / و رادیو / دعای سحر را فراموش کرده است / خداحافظ ای بویِ نانِ تازه افطار / ای طعمِ شیرینِ بندگی در کامِ تشنگی / چقدر زود عادت کرده بودیم / به بیدار شدن قبل از خورشید / به انتظار کشیدن برای اذان / سفره جمع شد / اما کاش / برکتش در جیبهایمان بماند / و نورش در چشمهایمان...
نو (سپید)
دوبیتی
1
سحر رفت و سحرخیزان خموشند / به فکرِ روزی و جوش و خروشند
دوبیتی
2
دگر بویِ خوشِ افطارِ مادر / نمیآید، همه مدهوشِ هوشند
دوبیتی
3
***
دوبیتی
4
خداحافظ پنیر و نان و سبزی / خداحافظ دعایِ عهد و قرضی
دوبیتی
5
دلم تنگِ غروبِ روزه داریست / که میلرزید دلم، با هر چه لرزید
چسان دل برکنم از سفرهی عشق / که میکردم خدا را در بغل، نوش
دوبیتی
9
***
دوبیتی
10
بیا ای دل که سفره برچیدند / بساطِ عشقبازی را چیدند
دوبیتی
11
به ما گفتند عید است و بخندید / ولی در خنده، گریه میدیدند
دوبیتی
کودکانه
1
ماه رمضون تموم شد / گریه نکن عزیزم
کودکانه
2
سفره سحری رفت / اشکاتو دور نریزم
کودکانه
3
دیگه سحر بیدار نیستیم / خورشید خانوم خوابیده
کودکانه
4
ولی خدا بیداره / کارهای ما رو دیده
کودکانه
5
افطار و بامیه رفت / زولبیاها تموم شد
کودکانه
6
ولی ثواب روزه / تو قلبا معلوم شد
کودکانه
7
خداحافظ ماه خوب / تا سال بعد، سلامت
کودکانه
8
قول میدیم خوب بمونیم / تا روزِ قیامت
کودکانه
9
مامان دیگه نمیگه / پاشو سحر دیر شده
کودکانه
10
بابا دیگه نمیگه / صدایِ تکبیر شده
کودکانه
حسرت
1
افسوس که آن سفرهی رنگینِ خدا رفت / آن مائده و کوثر و تسنیمِ خدا رفت
حسرت
2
نان و نمکِ سفرهی افطار، بهانه است / آن حالِ خوش و گریهی تسلیمِ خدا رفت
حسرت
3
سحر بود و خدا بود و من و اشکِ شبانه / آن خلوتِ پر معنی و تعظیمِ خدا رفت
حسرت
4
لبتشنه نشستیم به امیدِ نگاهش / آن ساقی و آن ساغر و تکریمِ خدا رفت
حسرت
5
ما منتظرِ سالِ دگر، گوش به زنگیم / شاید که برگردد، چو تقویمِ خدا رفت
حسرت
طنز (مؤدبانه)
1
خداحافظ ای زولبیایِ طلایی / ای بامیهی چرب و نرمِ کجایی؟
طنز (مؤدبانه)
2
دگر نیستم منتظر بهرِ اذان / که حمله برم سویِ نان و خورش آن
طنز (مؤدبانه)
3
سحرها دگر خوابِ نازم به راه است / نه بیداری و چشمِ من بر نگاه است
طنز (مؤدبانه)
4
شدم لاغر و مانکن اندر این ماه / ولی عید فطر آید و... آه و صد آه!
طنز (مؤدبانه)
5
دوباره خورم پلو و مرغ و ماهی / خداحافظ ای روزه، ای روسیاهی! (شوخی با نفس)
طنز (مؤدبانه)
6
ولی دور از شوخی، دلم تنگ میشه / واسه حالِ خوبی که کمرنگ میشه
طنز (مؤدبانه)
جایگاه «سفره افطار و سحر» در فرهنگ ایرانی-اسلامی
در فرهنگ ایرانی، سفره تنها محل غذا خوردن نیست، بلکه نماد برکت، دورهمی و صمیمیت است. سفره افطار و سحر در ماه رمضان، جایگاه ویژهای دارد و با خاطرات خوش کودکی، صدای ربنا، بوی نان تازه و دعای بزرگترها گره خورده است. شعر گفتن برای این سفره، در واقع ستایشِ این فرهنگ غنی و ابراز دلتنگی برای فضای معنوی و عاطفی حاکم بر لحظات افطار و سحر است.
نمادپردازی در اشعار وداع با سفره
در این اشعار، عناصر مادی سفره مانند نان، پنیر، خرما، زولبیا و بامیه، تبدیل به نمادهای معنوی میشوند. مثلاً «آب» نماد رفع عطشِ دیدار حق، «خرما» نماد شیرینی عبادت، و «نان» نماد برکت الهی است. شاعر با استفاده از این نمادها، مفاهیم انتزاعی عرفانی را با تجربیات ملموس روزمره پیوند میزند تا مخاطب احساس نزدیکی بیشتری با محتوای شعر کند.
تفاوت حس و حال سحر و افطار در شعر
اشعار مربوط به «سحر» معمولاً فضایی عارفانه، ساکت و رازآلود دارند و با مضامینی مثل خلوت با خدا، استغفار و نماز شب همراهند. اما اشعار مربوط به «افطار» فضایی اجتماعیتر، شادتر (شادیِ اطاعت) و همراه با انتظار برای پاداش (اذان) دارند. وداع با سفره سحر، وداع با خلوت است و وداع با سفره افطار، وداع با لذت بندگی و اجتماع مومنانه.
کارکرد تربیتی اشعار کودکانه وداع
شعرهای کودکانه درباره خداحافظی با ماه رمضان و سفرههای آن، نقش مهمی در تربیت دینی کودکان دارد. این اشعار با زبانی ساده و صمیمی، به کودک میآموزند که رمضان یک «دوست» بود که موقتاً رفته و باید منتظر بازگشتش بود. همچنین خاطرهسازی مثبت از خوراکیهای رمضان (زولبیا، بامیه) در قالب شعر، باعث ایجاد علاقه پایدار به روزهداری در ذهن کودک میشود.
انتقال پیامهای اخلاقی در قالب طنز
اشعار طنزآمیز (طنز فاخر) درباره خورد و خوراک و چاقی/لاغری در ماه رمضان، ضمن ایجاد نشاط، حاوی پیامهای اخلاقی نیز هستند. این اشعار به نقدِ غیرمستقیم پرخوری، اسراف یا ریاکاری میپردازند و یادآوری میکنند که هدف اصلی روزه، سلامت روح بوده است، نه صرفاً رژیم غذایی یا تغییر وعدههای غذایی.
سوالات متداول
چرا برای سفره افطار شعر میگوییم؟
چون این سفره نماد برکت و رحمت خداست و یادآور خاطرات شیرین معنوی و خانوادگی است که خداحافظی با آن سخت است.
آیا شعر طنز برای وداع با ماه رمضان اشکال دارد؟
اگر توهینآمیز نباشد و حرمت ماه را نگه دارد، اشکالی ندارد و باعث نشاط و صمیمیت بیشتر با دین میشود (مثل شوخی با گرسنگی).
بهترین شاعرانی که درباره سفره رمضان شعر گفتهاند کیستند؟
بسیاری از شاعران معاصر و طنزپردازان (مثل ابوالفضل زرویی نصرآباد) اشعار زیبایی در این زمینه دارند.
مضمون اصلی شعرهای وداع با سحر چیست؟
دلتنگی برای بیداری، خلوت با خدا، دعای سحر و سکوت آرامبخش آن زمان.
آیا میتوان این اشعار را در کپشن اینستاگرام گذاشت؟
بله، این اشعار به دلیل کوتاه و ملموس بودن، برای فضای مجازی بسیار مناسب و پرطرفدار هستند.
چگونه به کودکان مفهوم وداع با رمضان را یاد بدهیم؟
با خواندن شعرهای کودکانه که پایان ماه را به عید فطر و گرفتن جایزه از خدا وصل میکنند.
آیا غمگین بودن برای جمع شدن سفره افطار، مادیگرایی است؟
خیر، زیرا این سفره بهانه اطاعت از خدا (روزه) بود. غمگینی برای از دست دادن توفیق اطاعت، عین معنویت است.
در اشعار وداع، «ربنا» نماد چیست؟
نماد لحظه استجابت، انتظار شیرین افطار و هویت جمعی مسلمانان ایران در ماه رمضان.
تفاوت شعر نو و کلاسیک در این موضوع چیست؟
شعر کلاسیک بیشتر روی مفاهیم کلی و عرفانی تمرکز دارد، اما شعر نو به جزئیات ملموس (مثل صدای قاشق، بوی نان) میپردازد.
آیا خواندن شعر وداع ثواب دارد؟
هر کلامی که یاد خدا و شعائر الهی را زنده کند و دلها را نرم نماید، دارای اجر و ثواب است.