خاطرات طنز و لبخند در جبهه ویژه سالروز آزادی خرمشهر 1405

3 خرداد

کمپوت_گیلاس

1

یادش بخیر تو جبهه، هر وقت کمپوت گیلاس می‌اومد، همه مجروح می‌شدن! لامصب حکم طلا رو داشت. روز مقاومت (و مقاومت در برابر نخوردن کمپوت) مبارک!

کمپوت_گیلاس
2

یه بار فرمانده گفت: کی داوطلب میشه بره رو مین؟ یکی بلند شد گفت: حاجی اگه کمپوت گیلاس میدی، من با مینا رفیقم! یاد اون شوخ‌طبعی‌ها بخیر.

کمپوت_گیلاس
3

تو سنگر نشسته بودیم، خمپاره اومد ولی عمل نکرد. یکی از بچه‌ها داد زد: اینم مثل کمپوت‌های تدارکات تاریخ انقضاش گذشته! خنده حلال جبهه‌ها یادش بخیر.

کمپوت_گیلاس
4

شعار ما تو خط مقدم این بود: شهادت آری، اسارت هرگز، کمپوت گیلاس حتما! شادی روح شهدای شوخ‌طبع صلوات.

کمپوت_گیلاس
5

سوم خرداد مبارک. یاد اون روزایی که تنها دغدغه‌مون این بود که پاتک بزنیم به سنگر تدارکات و کنسروها رو غنیمت بگیریم!

کمپوت_گیلاس

تاکتیکی_طنز

1

فرمانده گفت: برادر، استتار کن. رفیقمون رفت یه درخت کند گرفت جلوی صورتش، تانک عراقی هم صاف اومد زد بهش. گفتیم چرا؟ گفت: فکر کرد درخته، اومد زیر سایه‌ش استراحت کنه!

تاکتیکی_طنز
2

یه بار بیسیم‌چی رمز رو فراموش کرد، پشت بیسیم به جای «کربلا کربلا»، گفت: «همون جایی که قیمه میدن، همون جایی که قیمه میدن»! دشمن گیج شده بود.

تاکتیکی_طنز
3

شب عملیات بود، گفتن رمز «یا مهدی» است. یکی از بچه‌ها که هول شده بود داد زد: یا مهدی، ادرکنی ولی یواش! که عراقی‌ها نفهمن.

تاکتیکی_طنز
4

تو خرمشهر یه اسیر عراقی گرفتیم، فارسی بلد بود. گفت: تو رو خدا منو نکشید، منم مثل شما زورکی اومدم، تازه ناهار هم نخوردم!

تاکتیکی_طنز
5

یه رزمنده داشتیم انقدر لاغر بود، هر وقت تیراندازی می‌شد پشت آنتن بیسیم قایم می‌شد! می‌گفتیم خدا شانس بده، تو رو ترکش هم نمی‌بیندت.

تاکتیکی_طنز

پشت_جبهه

1

نامه فرستاده بود برای مادرش: ننه جان، اینجا انقدر گرمه که تیرها وسط راه ذوب میشن، نون خشک بفرست که با تیر مذاب بخوریم!

پشت_جبهه
2

یادش بخیر، حاجی بخشی (خدا بیامرز) می‌اومد با اون ماشینش شکلات پخش می‌کرد، ما می‌رفتیم جلوش تظاهرات می‌کردیم که سهمیه کمه!

پشت_جبهه
3

تو صف حمام صحرایی، یکی داد زد: شیمیایی زدن! همه با کف صابون فرار کردیم. بعد فهمیدیم بنده خدا جورابشو درآورده بود!

پشت_جبهه
4

یه بار تدارکات اشتباهی به جای کنسرو ماهی، غذای گربه فرستاده بود (خارجی بود). بچه‌ها می‌خوردن می‌گفتن: عجب تن ماهی لذیذی، فقط چرا همش دلمون می‌خواد میو کنیم؟

پشت_جبهه
5

سوم خرداد یادآور روزیه که عراقی‌ها از ترس بچه‌های ما، با زیرشلواری فرار می‌کردن و می‌گفتن: الموت لصدام!

پشت_جبهه

روحیه_بخش

1

خنده تو جبهه سلاح بود. وقتی می‌خندیدیم، دشمن فکر می‌کرد دیوونه‌ایم یا خیلی قوی‌ایم، در هر صورت می‌ترسید! روزت مبارک همسنگر خندون.

روحیه_بخش
2

شهدا هم می‌خندیدند، شوخی می‌کردند و زندگی می‌کردند. دینداری با عبوس بودن فرق داره. شادی روح شهدای لبخند صلوات.

روحیه_بخش
3

یاد اون تابلوی معروف ورودی خرمشهر بخیر: «به خرمشهر خوش آمدید، جمعیت ۳۶ میلیون نفر». بامزه‌ترین و تلخ‌ترین جوک تاریخ بود.

روحیه_بخش
4

امروز که خرمشهر آزاده، بیاییم به یاد لبخندهای خاکی بچه‌های جنگ، یه لبخند بزنیم به زندگی. روز پیروزی مبارک.

روحیه_بخش
5

جبهه دانشگاه بود، هم درس شهادت داشت هم زنگ تفریح خنده. استادان خنده و اخلاق، روزتان مبارک.

روحیه_بخش

کوتاه_و_فان

1

روز فتح خرمشهر و فرار صدامیان با پیژامه مبارک!

کوتاه_و_فان
2

جنگ جنگه، ولی شوخی سر جاشه. سوم خرداد مبارک.

کوتاه_و_فان
3

به سلامتی رزمنده‌ای که وسط میدون مین دنبال جفت دمپاییش بود!

کوتاه_و_فان
4

سوم خرداد، روز پیروزی خنده‌های ما بر اخم‌های دشمن.

کوتاه_و_فان
5

یادش بخیر، ترکش خورد، گفت: آخ جون، جانباز شدم، درصدش چقدره؟

کوتاه_و_فان
6

خرمشهر آزاد شد، حالا نوبت آزادسازی کمپوت‌هاست!

کوتاه_و_فان
7

لبخند بزن رزمنده، که لبخندت تیر خلاص به دشمنه.

کوتاه_و_فان
8

تبریک به اونایی که حتی تو محاصره هم جک می‌ساختن.

کوتاه_و_فان
9

شادی روح شهدایی که با خنده رفتن، صلوات.

کوتاه_و_فان
10

روز مقاومت با چاشنی لبخند و شادی مبارک.

کوتاه_و_فان

فرهنگ طنز در جبهه‌های دفاع مقدس

برخلاف تصور رایج که فضای جنگ را سراسر غم و اندوه می‌پندارد، جبهه‌های دفاع مقدس پر از لحظات شاد و طنزآمیز بود. رزمندگان اسلام با روحیه‌ای بالا و توکل به خدا، حتی در سخت‌ترین لحظات نیز شوخ‌طبعی خود را حفظ می‌کردند. این طنزها که به «طنز در جبهه» معروف است، نشان‌دهنده آرامش روانی و نترسیدن از مرگ بود.

کارکرد روانی شوخ‌طبعی در جنگ

شوخی و خنده، مکانیزمی دفاعی در برابر استرس شدید جنگ بود. رزمندگان با ساختن جوک درباره صدام، کمبود تدارکات، و حتی شهادت (کمپوت خوردن)، فضای سنگین نبرد را تلطیف می‌کردند. این روحیه باعث می‌شد که فشارهای روانی ناشی از آتش دشمن، قابل تحمل‌تر شود و رزمندگان دچار فرسودگی نشوند.

معروف‌ترین سوژه‌های طنز جبهه

«کمپوت گیلاس» (نماد شهادت یا غذای اعیانی)، «پتوی پلنگی»، «شهردار سنگر» (کسی که نوبت نظافتش بود)، و «ازدواج» از سوژه‌های همیشگی شوخی‌ها بود. همچنین دست انداختن نیروهای تازه‌وارد یا به اصطلاح «صفر کیلومتر» با نقشه‌های ساختگی، بخشی از فرهنگ طنز جبهه محسوب می‌شد.

کتاب‌های طنز دفاع مقدس

آثار مکتوب زیادی در زمینه طنز جبهه منتشر شده است که از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به «داوود امیریان» و کتاب‌های «فرزندان ایرانیم» یا «گردان قاطرچی‌ها» اشاره کرد. بازخوانی این خاطرات در سوم خرداد، چهره‌ای متفاوت و صمیمی از جنگ را به نسل جدید نشان می‌دهد.

تفاوت طنز جبهه با لودگی

طنز رزمندگان، طنزی نجیب، مؤدبانه و عارفانه بود. در این شوخی‌ها، تمسخر ارزش‌ها یا توهین به افراد وجود نداشت. بلکه نوعی رندی و زیرکی مؤمنانه بود که حتی مرگ را به بازی می‌گرفت. یادآوری این طنزها در سالروز فتح خرمشهر، لبخند را همراه با احترام بر لبان می‌نشاند.

سوالات متداول

آیا خندیدن در جبهه گناه بود؟
خیر، اسلام با شادی حلال مخالف نیست. پیامبر (ص) و اهل بیت نیز شوخ‌طبع بودند. رزمندگان با خنده روحیه می‌گرفتند.
اصطلاح «نور بالا زدن» یعنی چه؟
شوخی با کسی که چهره‌اش نورانی شده و به زودی شهید می‌شود (نشانه شهادت).
«ترکش پلو» چیست؟
اصطلاحی طنزآمیز برای عدس پلو که عدس‌هایش مثل ساچمه و ترکش سفت بود!
معروف‌ترین نویسنده طنز جنگ کیست؟
داوود امیریان و ابوالفضل سپهر از نویسندگان و شاعران شناخته شده در این سبک هستند.
«کمپوت صلواتی» چه بود؟
شوخی با کسانی که فکر می‌کردند همه چیز رایگان است، یا گاهی اشاره به صلوات فرستادن به جای پول دادن.
آیا در خرمشهر هم شوخی می‌کردند؟
بله، دیوارنوشته‌های طنزآمیز روی دیوارهای خرمشهر خطاب به صدام، گواه روحیه بالای مدافعان شهر بود.
چرا به شهادت می‌گفتند «شربت شهادت»؟
استعاره‌ای شیرین برای مرگ در راه خدا، که البته دستمایه شوخی هم می‌شد (مثلاً: شربتش خنک باشه!).
«واحد تعاون» چه کار می‌کرد؟
واحدی که مسئول جمع‌آوری شهدا و مجروحین بود و بچه‌ها به شوخی بهشون می‌گفتن «مرده‌خورها»!
جک‌های «پاتک» چیست؟
حمله شبانه به سنگر تدارکات خودی برای برداشتن خوراکی، که بهش پاتک می‌گفتن.
پیام این طنزها برای امروز چیست؟
اینکه می‌توان در سخت‌ترین شرایط تحریم و فشار، با توکل به خدا شاد بود و امید را از دست نداد.
WordAbyss - خاطرات طنز جبهه و جنگ ویژه آزادسازی خرمشهر (۳ خرداد) 1405